توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۳۹۸ اسفند ۱۲, دوشنبه

زندگی زاهدانه خلفا و جانشین نكردن آن‌ها كسی از خانواده‌شان را


آنچه بیش از همه چیز اخلاص این خلفای چهار گانه و ارتباط‌شان را با خدا و عظمت آن‌ها و اختصاص آن‌ها به این ویژگی‌های منحصر به فردشان دلالت می‌نماید این است که آن‌ها نخواستند از این ثروت هنگفت و بزرگ و گنج‌هایی که اندوخته قرن‌ها بود و داشت چون سیل خروشان به سوی آن‌ها در روزگارشان از روم و فارس به سوی آن‌ها سرازیر بود استفاده کنند، و با وجود این آنان در رفاه و آسایش زندگی به سر نکردند، گذشته از این که به خوشگذرانی بپردازند، بلکه آن‌ها گام به گام از پیامبرص پیروی کردند و زندگی زاهدانه و از خود گذشتگی را بر هر رفاه و آسایشی ترجیح دادند، بلکه واقعیت این است که آن‌ها قبل از بدست گرفتن حکومت و خلافت مرفه‌تر و راحت‌تر بودند.
گیتبون می‌گوید: ابوبکر و عمر و عثمانش در حالاتی نا بسامان و آشفته که جنگ علیه پیامبرص تنورش داغ بود تربیت یافتند، مژده داده شدن آن‌ها به بهشت آنان را از همه‌ی لذت‌ها و خطرها بی‌نیازکرده بود، اما آن‌ها زمام فرمانروایی را خیلی زود به دست گرفتند و دین و عدالت در نظر آن‌ها از حکومت مهمپ‌تر بود و به زندگی ساده‌شان عادت کرده بودند و پادشاهان دنیا که شکوه و ابهت شعار و نشان آن‌ها بود وحشت کرده وعبرت می‌گرفتند. و هیچ یک از آنان فرزندش یا نزدیک‌ترین فرد خانواده‌اش را جانشین خود قرار نداد، با این که قدرت و توانایی این کار را داشتند، بلکه بر عکس آن‌ها فرزندان و خویشاوندان خود را توصیه نمودند که از خلافت دوری گزینند، و همچنین مسلمین را وصیت نمودند که هرگز آن‌ها را برای مقام خلافت انتخاب نکنند، این چیزی است که با توجه به سرشت و انگیزه‌های انسانی و سنت‌های حکام و حکومت‌هایی که قرن‌ها بلکه هزاران سال ادامه می‌یافت فقط به یک نتیجه می‌توان استدلال نمود و آن این که این‌ها سر تا پا اخلاص و رابطه‌ای محکم با خدا داشتند و از هر نوع غرض و هدف ظاهر و باطنی دور بودند، آن‌ها مسؤلیت خلافت را به عهده نگرفته بودند مگر برای طلب رضای خدا و نشر و حمایت دین الهی و بستن درهای فتنه و خطرها، و اگر ـ آن طور که برخی مکتب‌های فکری گمان می‌برند -  درست باشد که این خلفاء به خاطر منافع مادی و برای این که به اهداف شخصی خود دست یابند و مقام و پست احراز کنند، خلافت را به عهده گرفته‌اند، پس از دست دادن آخرت و خود را در معرض خشم خدا قرار دادن بدون این که از دنیا استفاده‌ای ببرند معنی ندارد، و این گناه خالصی است که لذتی ندارد و هیچ عاقلی این را قبول نمی‌کند، چون این مانند ضرب المثلی است که می‌گوید «کوه کندن و کاه بر آوردن».
زهد و فداکاری حضرت ابوبکرس در این مورد به ارائه یک مثال از سیره حضرت ابوبکر صدیقس و بیان یک واقعه از زندگی حضرت عمرس اکتفا می‌کنیم که بعد از این هر فردی تعصب بر عقل و ضمیرش غالب نشده خودش می‌تواند منصفانه قضاوت نماید. مورخ دوران خلافت  ابوبکرس می‌گوید: «گفته شده که باری همسر ابوبکرشیرینی خواست، ابوبکر گفت: چیزی نداریم که شیرینی بخریم، همسرش گفت از مخارج روزمره تا چند روز پس انداز می‌کنم و حلوا وشیرینی می‌خریم، گفت بکن، و همسرش روزانه جمع کرد و در چند روز پول اندکی جمع شد و زنش پول‌ها را به او داد تا شیرینی بخرد، ابوبکر آن پول‌ها را گرفت و به بیت المال بازگرداند وگفت: این از مخارج ما اضافه است و به اندازه آن از مخارج کم کرد  و از دارایی خود همان مقدار را به جبران آن چه تا کنون اضافه بر مخارج صرف نموده به بیت المال داد([1]). و از حسن بن علی  بن ابی طالبب روایت است که گفت: وقتی ابوبکرس در آستانه مرگ قرار گرفت گفت: ‌ای عایشه شتری که ما از آن شیر می‌نوشیدیم و کاسه‌ای که در آن غذا می‌خوردیم و چادری که می‌پوشیدیم ما از این‌ها استفاده می‌کردیم که کارهای مسلمین را به عنوان خلیفه انجام می‌دادیم پس وقتی ابوبکرس وفات کرد عایشه این چیزها را برای عمرس فرستاد و عمرس گفت: رحمت خدا بر تو باد ای ابوبکر کار را برای کسی که بعد از تو آمده مشکل نموده‌ای([2]).
و در روایتی از عایشهل آمده است که می‌گوید: وقتی ابوبکرس در بستر بیماری مرگ افتاد گفت: نگاه کنید از وقتی که حکومت را به دست گرفته‌ام چه چیزهایی در دارایی من افزوده شده‌اند و آن را به نزد خلیفه بعد از من بفرستید، من در آن وقت استفاده از آن را حلال می‌دانستم([3]). و در روایتی دیگر آمده که وقتی مرگش فرا رسید گفت: فلان زمین من که در فلان جاست را در عوض مالی که در دوران خلافت خودم از بیت المال می‌گرفتم به بیت المال بدهید. و درروایتی آمده است که گفت: هشت هزار درهم از مال من را به بیت المال بدهید زیرا در ایام خلافت هشت هزار درهم از بیت المال به من داده شده است. و هنگامی که داشت جان می‌داد به عایشهل گفت: وقتی من مردم لباس‌هایم را بشوی و مرا در آن کفن کنید، عایشه گفت: خداوند کفن‌های بهتری داده است تو را در پارچه نو کفن می‌کنیم گفت: فرد زنده بیشتر نیاز به لباس نو دارد که خودش را حفاظت می‌نماید و بدنش را می‌پوشاند و مرده از هم می‌پاشد و خشک می‌شود([4]).


[1]- الكامل في تاريخ لابن اثیر 2/423 طبع دار صادر بیروت.
[2]- تاريخ الخلفاء سیوطی.
[3]- نگاه کنید - طبقات ابن سعد 3/192 ترجمۀ ابوبکرس.
[4]- نیز حواله گذشته.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...