يكي از موضوعات جنجال برانگيز ميان فرقههاي اسلامي، موضوع
صحابه است، آيا صحابه عادلند يا خير؟ آيا از آنان رده(برگشت از دين) و يا نفاقي سر
زده يا خير؟ آيا آياتي كه منافقان مدينه را مذمت ميكند بعضي از صحابه را نيز در
بر ميگيرد يا اصلاً از افرادي ديگر سخن ميگويد؟ حقيقتاً، اين موضوع بسيار مهمي
است، زيرا صحابه بودند كه حضرت پيامبرص را همراهي كردند و قرآن و
سنت نبوي را از ايشان نقل كردند، پس آيا رواياتآنان مورد قبول است يا خير؟ و يا
بايد تنها از آناني كه تغيير و تبديلي ايجاد نكردند، روايت شود؟
در واقع منشأ بسياري
از اين اشتباهات و كج فهميها عدم تفريق بين معناي لغوي و معناي شرعي«صحبت» ميباشد،
نبايد فراموش كرد كه هنگام سخن گفتن دربارهي صحابه، معناي شرعي آن منظور است، نه
معناي لغوي، يعني اين كه صحابي به كسي گفته ميشود كه، حضرت پيامبرص را در حال حيات و با
ايمان ديده باشد و مسلمان از دنيا رفته باشد([1]).
پس بنابراين تعريف، در مييابيم كه مراد از لفظ صحابه، منافقان نيستند: زيرا
آنان اصلاً ايمان نداشتند، و همچنين آناني كه مرتد شدند و با كفر از دنيا رفتند و
يا اين كه پس از وفات رسول اللهص و يا در حيات ايشان، ايمان آوردند. اما ايشان را ملاقات
نكردهاند، صحابي گفته نميشوند.
موضوع صحابه بحثي عقيدتي است، لذا آيات قرآن را كه دربارهي صحابه و منافقين
نازل شده است ذكر خواهم كرد تا اينكه حقيقت آشكار شود و علايم و نشانههاي هر يك
از اين دو گروه را بدانيم، و ان شاء الله در اين زمينه از احاديث حضرت پيامبرص و اقوال و گفتار
امامان اهل بيت رضوان الله عليهم اجمعين نيز استفاده خواهم نمود.
شايد كسي بگويد: من
كه عالم نيستم، چگونه ميتوانم احاديث صحيح را از احاديث ضعيف، تشخيص دهم؟
ميگويم: اين درست
است، اما تو مي تواني قرآن را كه با زبان عربي واضح و آشكار نازل شده، بخواني و
در آن تدبر كني، خداوند عقايد را در قرآن با وضاحت تمام به گونهاي بيان نموده كه
براي هيچ احدي بهانه اي باقي نميگذارد.
از اين گذشته، خداوند
به تو عقلي عنايت نموده كه به وسيلهآن ميتواني در پرتوي قرآن كريم، حق را از
باطل تشخيص دهي و احاديث ساختگي و دروغيني را كه در باره صحابه به حضرت پيامبرص نسبت دادهاند،
بشناسي، زيرا امكان ندارد كه احاديث حضرت پيامبر ص با قرآن تعارض داشته
باشد. و اگر حديثي آشكارا با قرآن تعارض داشته باشد، دليل بر اين است كه آن حديث
ساختگي و دروغ است.
طبرسي كه يكي از علماي شيعه است در كتاب «الاحتجاج» خود از امام باقر از رسول
الله ص
روايت نموده كه ايشان فرمودند: «هر گاه حديثي به شما رسيد، آن را با قرآن و سنت من
بسنجيد، هر چه با كتاب الله و سنت من موافق بود، بپذيريد، و آنچه مخالف قرآن بود
نپذيريد»([2]).
چنين رواياتي از امامان ديگر اهل بيت نيز نقل شده مثلا امام جعفر صادق رضي
الله عنه ميفرمايد: «هر حديثي كه به ما نسبت داده ميشود نپذيريد، مگر آن كه با
قرآن و سنت موافق باشد»([3]).
و در جايي ديگر ميفرمايد: «از خدا بترسيد و آنچه از ما نقل ميشود و مخالف
كلام پروردگارمان و مخالف سنت پيامبرمانص است، نپذيريد، زيرا هر گاه
ما حديثي باز گو ميكنيم، ميگوييم:
امام باقر/ ميفرمايد: «آنچه از
ما به شما ميرسد، بنگريد، اگر با قرآن موافق بود بپذيريد و اگر مخالف بود، رد
كنيد»([5]).
برادر مسلمان! ميبينيد
كه معيار فقط قرآن است، هر چه با قرآن موافق باشد، پذيرفته ميشود و هر چه مخالف
آن باشد مردود است و به ديوار زده ميشود، و اين دقيقاً همان چيزي است كه رسولاللهص و امامان اهل بيتy به ما توصيه
فرمودهاند، پس برويم به سرچشمهي زلال قرآن تا ببينيم در اين باره چه ميگويد.
[2]-
طبرسي، الاحتجاج ص 229. باب: احتجاج ابي جعفر في
أنواع شتي، الكافي، 1/96، التهذيب، 1/275، الاستبصار وغيره.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر