توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۳۹۹ فروردین ۲۷, چهارشنبه

ازدواج مؤقت


فصل سوم:
ازدواج مؤقت
دوست داشتم عنوان این مبحث را بگذارم «زن ازدیدگاه تشیع» اما منصرف شدم چون دیدم همه روایاتی كه كتب ما نقل كرده‌اند، به رسول اكرم ص و امیرالمؤمنین و امام صادق ودیگر ائمه نسبت داده شده است، بنابراین نخواستم كه آنها مورد طعن قرار گیرند، چونكه در روایات آنقدر زشتی و كثافت بچشم می‌خورد كه حتی فردی از ما حاضر نیست آن را برای خودش روا دارد، چه رسد به اینكه اینگونه سخنان زشت را به پیامبر گرامی ص و ائمه اطهار نسبت داده شود؟!.
از صیغه یا ازدواج مؤقت بسیار استفاده سوء به عمل آمده، و از این راه بدترین اهانتها به زن روا داشته شده است، لذا می‌بینیم كه خیلی‌ها خواهشات خودشان را در زیر پوشش ازدواج موقت! و به اسم دین! ارضا می‌كنند، گویا به گمان خودشان به این آیه كریمه عمل می‌كنند كه:
﴿فَمَا ٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهِۦ مِنۡهُنَّ فَ‍َٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةٗ [النساء: 24].
روایات زیادی در ترغیب صیغه آورده‌اند، و پاداش و ثواب! بسیاری جعل كرده‌اند و برای كسی كه به آن عمل نكند عذاب و عقوبت! سختی در نظر گرفته‌اند، بلكه چنین شخصی را مسلمان بحساب نمی‌آورند! ملاحظه فرمایید:

صدوق از امام جعفر صادق u روایت می‌كند كه فرمودند:
«إن الـمتعة ديني ودين آبائي فمن عمل بها عمل بديننا ومن أنكرها أنكر ديننا واعتقد بغير ديننا» یعنی: «صیغه دین من و دین پدران من است كسی كه به آن عمل كند به دین ما عمل كرده و كسیكه آنرا انكار كند دین ما را انكار كرده وبه دین دیگری غیر از دین ما معتقد شده است»[1].
ملاحظه فرماییدكه بنابراین روایت هركس متعه نكند، یا آنرا قبول نداشته باشد كافر است!.
از امام صادق u پرسیده شد: آیا صیغه ثواب دارد؟ فرمود:
«اگر مقصودش از آن رضای خدا باشد، در ازای هر كلمه‌ای كه با او صبحت كند یک نیكی برایش نوشته می‌شود و هر باریكه به او نزدیک شود خداوند گناهی را از او می‌بخشد، و هرگاه غسل كند به انداره قطرات آبیكه بر بدنش ریخته خداوند گناهانش را می‌آمرزد»[2].
پیامبر خدا ص فرمودند!:
«من تمتع بإمراة مؤمنة كأنما زار الكعبة سبعين مرة». «كسی كه یک مرتبه با زن مسلمانی صیغه كند گویا هفتاد مرتبه خانه كعبه را زیارت كرده است!» دقت كنید، آیا واقعا یک مرتبه صیغه كردن! ثواب هفتاد زیارت كعبه را دارد؟!.
پیامبر ص فرمودند: «من تمتع مرة أمن من سخط الجبار». «كسی كه یكبار صیغه كند از غضب خدای جبار در امان می‌ماند» و كسی كه دو بار صیغه كند با ابرار محشور می‌گردد و كسیكه سه بار صیغه كند در بهشت دوشادوش من خواهد بود[3].
آقای فتح الله كاشانی در تفسیر منهج الصادقین از پیامبر ص روایت می‌كند كه:
«فرمودند كسی كه یک مرتبه صیغه كند به مقام امام حسین u می‌رسد و كسی كه دو مرتبه صیغه كند به مقام حضرت امام حسن u می‌رسد، و كسی كه سه مرتبه صیغه كند به درجه مولا علیu  می‌رسد، و كسی كه چهار مرتبه صیغه كند به درجه من می‌رسد».
دقت كنید كه طبق این روایت اگر یک انسان پلیدی یک مرتبه صیغه كند ارتقاء درجه می‌كند و به مقام شامخ امام حسین u می‌رسد، و اگر دو بار سه بارو چهار بار صیغه كند به ترتیب درجات امام حسن و امیر المؤمنین و رسول اكرم ص را كسب می‌كند؟!.
آیا مقام و منزلت رسول اكرم و ائمه اطهار تا این حد آسان است كه با چنین فعل پستی! بدست آید؟! حتی اگر این صیغه كننده از نظر ایمانی به مرتبه بلندی رسیده باشد آیا ممكن است درجه او به امام حسین یا برادر یا پدر یا جد بزرگوارش برسد؟!.
منزلت رسول اكرم ص و ائمه اطهار بسیار بالاتر و ارزشمندتر از آن است كه كسی بتواند به آن دسترسی پیدا  كند هر چند كه از نظر ایمان و عمل ترقی كند.
حتی صیغه كردن با زنان هاشمی یعنی زنان اهل بیت را جایز شمرده‌اند![4].
خوب دقت كنید، زنان هاشمی‌كه سلاله طاهره نبوت و از اهل بیت پیامبر ص هستند از این هجوم محفوظ نمانده‌اند، در حالی كه بعید است اهل بیت اطهار به چنین عمل زشتی تن در دهند.
آقای كلینی صیغه كردن را حتی برای یک بار مضاجعت! نیز جائز شمرده است[5].
این را هم بدانید كه برای زن صیغه شونده شرط نیست كه به سن بلوغ رسیده باشد، بلكه دختر ده ساله! را نیز می‌توان صیغه كرد!.
از امام صادق u پرسیده شد: دختر كوچک را هم می‌توان صیغه كرد؟ فرمودند:
«بله، مگر اینكه خیلی كوچک باشد كه فریب بخورد، پرسیده شد در چه سنی فریب نمی‌خورد، فرمود در ده سالگی»[6].
در این روایت كه به امام صادق u نسبت داده شده حد أقل سن صیغه ده سال در نظر گرفته شده ولی بنده می‌گویم بعضی‌ها معتقدند كه دختر شیرخوار! را نیز می‌توان صیغه كرد!.
امام حتی صیغه كردن با دختر شیرخوار را نیز جایز می‌دانستند، لذا فرموده‌اند:
«نزدیكی با زوجه قبل از تمام شدن نُه سال جایز نیست و اما سایر لذت‌ها مانند لمس نمودن با شهوت و بغل گرفتن و تفخیذ حتی در شیرخوار اشكالی ندارد!!»[7].
باری در دفتر آقای خوئی خدمت ایشان نشسته بودم، كه دوتا جوان كه گویا باهم اختلافی داشتند و قرار شده بود آقای خوئی را داور قرار دهند وارد دفتر شدند، یكی از آنان پرسید آقا! نظر شما درباره صیغه چیست؟ حلال است یا حرام؟ ایشان كه گویا احساس كردند كه این سؤال منظوری دارد پرسیدند شما ساكن كجا هستید؟ جوان گفت بنده ساكن موصل هستم، و اینک حدود دو سه ماهی است كه در نجف سكونت دارم، آقا فرمودند: پس شما سنی هستی؟ جوان گفت بله، آقا فرمودند صیغه از نظر ما حلال است ولی در نزد شما حرام است.
جوان گفت: من در این شهر غریب هستم، ممكن است از شما خواهش كنم تا مدتی كه اینجا هستم با دختر شما صیغه كنم؟ آقا نگاهی به جوان كردند و فرمودند: من سید هستم، و این كار بر سیدها حرام است، این چیز فقط برای عموم شیعه حلال است، جوان نگاهی به آقای خوئی كرد و لبخند زد، نگاهش می‌گفت كه گویا فهمیده بود كه آقا تقیه كرده است، آنگاه آن دو جوان خدا حافظی كردند و رفتند.
من هم از آقای خوئی اجازه گرفتم و خودم را به آن دوتا جوان رساندم، اكنون برای من جریان مشخص شده بود كه یكی‌شان سنی بود و دیگری شیعه كه در باره صیغه اختلاف كرده بودند كه حلال است یا حرام، وقتی با آنها صحبت كردم جوان شیعه به شدت بر من خشم گرفت و شروع به ناسزا گفتن كرد، ای مجرمان! چگونه به خود اجازه می‌دهید كه با دختران ما صیغه كنید و فتوی می‌دهید كه حلال است و گویا آن را عبادت می‌شمارید آنگاه می‌گوئید دختران شما برای ما حرام است!؟ هرچه دلش خواست گفت و قسم خورد كه دیگر شیعه نخواهد بود از هم اكنون سنی می‌شود، سعی كردم او را آرام كنم و سوگند خوردم كه صیغه حرام است و دلایل آن را برایش توضیح دادم.
واقعیت این است كه صیغه در عصر جاهلیت مباح بوده است وقتی كه اسلام آمد تا مدتی آن را بر حكم اباحتش باقی گذاشت و آنگاه در غزوه خیبر برای همیشه حرام گردید، آما آنچه در نزد ما شیعیان اعم از عوام و فقهاء معروف است این است كه صیغه را عمر بن خطاب حرام كرده است، در حالی كه خود حضرت رسول ص در غزوه خیبر حرام بودن آنرا اعلان فرموده‌اند.
حدیث اول: امیرالمؤمنین u می‌فرمایند:
«حرم رسول الله r يوم خيبر لحوم الحمر الأهلية ونكاح الـمتعة»[8].
حدیث دوم: از امام صادق u پرسیده شد: «آیا مسلمانان در زمان رسول خداص بدون شاهد ازدواج می‌كردند؟ فرمودند نخیر»[9].
طوسی در توضیح این روایت می‌فرماید:
«منظور از سؤال نكاح دائم نیست بلكه ازدواج مؤقت است، لذا این روایت را در باب متعه آورده است».
بدون شک این دو روایت برای نسخ حكم متعه و ابطال آن حجت قاطع بشمار می‌آید، و امیر المؤمنین u حكم تحریم آن را از خود نبی اكرم ص نقل فرموده است، پس امیر المؤمنین نیز از روز خیبر حكم حرام بودن صیغه را دانسته و ابلاغ فرموده است، و بقیه ائمه اطهار نیز بعد از ایشان این حكم را دانسته و نقل كرده‌اند، اینجاست كه مابین دو امر متضاد قرار می‌گیریم از یک سو روایات صریح و روشن كه حرمت متعه را ثابت می‌كند و از سوی دیگر روایاتی كه باز هم به ائمه اطهار منسوب است و عمل و بلكه ترغیب به آن را ثابت می‌كند، پس مسلمان باید چه كند!؟.
حقیقت این است كه متعه حرام است چنانكه نقل صریح امیرالمؤمنین آنرا حرام ثابت می‌كند و اما روایات متناقضی كه به أئمه اطهار منسوب است درست نیست بلكه همه اینها روایایتی است كه به نام آنان جعل شده است، چگونه ممكن است چیزی كه رسول خدا ص آنرا حرام فرموده و امیرالمؤمنین این حكم را نقل كرده آنها با او مخالفت كنند، در حالی كه أئمه علم خودشان را از همین منبع گرفته‌اند، نسل در نسل این علم به آنها منتقل شده است پس ممكن نیست أئمه به چیزی امر كنند كه رسول خدا از آن منع فرموده است، اگر امام صادق u حكم حرام بودن متعه را نمی‌دانست نمی‌فرمودند:
«نكاح بدون شاهد درست نیست».
بویژه اینكه سؤال اختصاصا درباره متعه است، و ابو جعفر طوسی چنانكه ذكر كردیم آن را در باب متعه آورده است.
پس ناممكن است كه امام صادق u و أئمه قبل و بعد از ایشان چیزی را حلال كنند كه رسول ص آن را حرام كرده است، یا نعوذ بالله بدعتی پدید آورند كه در عهد رسول خدا نبوده است.
بنابرین مشخص شد كه روایاتی كه به متعه یا صیغه ترغیب می‌كند یک حرف آن از أئمه اطهار ثابت نیست بلكه نیروهای ستون پنجم و دشمنان قسم خورده اسلام كه منظور‌شان بد نام كردن اهل بیت و توهین به آنان بوده است این‌گونه روایات را جعل كرده‌اند، و إلا چگونه باید توجیه كرد كه هر كس متعه نكند كافر است!، در حالی كه حتی از یكی از أئمه اطهار و حتی یک مرتبه هم ثابت نیست كه متعه كرده باشند، یا اینكه به حلال بودن متعه حكم داده باشند، آیا نعوذ بالله آنها دین دیگری غیر از دین اسلام داشته‌اند؟
‍‍‍‍‍پس دیدیم كه جعل كنندگان این روایات جز دشمنان اسلام و دشمنان اهل بیت نمی‌توانند باشند و إلا نعوذ بالله از این روایات تكفیر اهل بیت ثابت می‌شود! خوب دقت كنید.

آقای كلینی از امام صادق u روایت می‌كند كه:
«زنی نزد عمر ابن خطاب آمد و گفت (من زنا كرده ام عمر دستور داد سنگسار شود، به امیر المؤمنینu  خبر رسید، پرسید چگونه زنا كردی؟ گفت به صحرا رفته بودم خیلی تشنه شدم، از یک اعرابی آب خواستم گفت تا مرا إرضا نكنی آب نمی‌دهم، وقتی خیلی تشنه شدم و ترسیدم هلاک شوم مجبوراً به خواسته او تن دادم، امیر المؤمنین فرمود) (تزويج ورب الكعبه)  قسم به پروردگاركعبه این ازدواج است!»[10].
همچنانكه روشن است متعه یا صیغه با رضایت و خشنودی طرفین انجام می‌گیرد، اما در این روایت زن مجبور است، و برای آنكه جان خودش را نجات دهد به چنین كاری تن در می‌دهد، پس اینكه در حكم زنا نیست كه از عمر بخواهد او را سنگسار كند!، عمر هم فورا دستور صادر كند!.
جالب اینجاست كه روایت تحریم متعه را در خیبر خود امیر المؤمنین از رسول خدا ص نقل كرده‌اند باز چگونه این روایت را به ایشان نسبت داده‌اند؟!.
مخالف با نصوص شرعی است، زیرا كه این به مثابه حلال كردن چیزی است كه خداوند آنرا حرام كرده است.
 این دیدگاه باعث شده كه روایات دروغینی ساخته شود وبه ائمه أطهار منسوب گردد درحالی كه در این روایات آنقدر توهین نبست به آنان روا داشته شده كه اگر كسی ذره‌ای ایمان در دل داشته باشد جرأت چنین اهانت‌هایی را به آنان ندارد.
در این روایات حتی صیغه با زن شوهردار كه شوهرش زنده و موجود است جایز دانسته شده، كه این خود برای ریشه كن كردن بنیاد خانواده كافی است، در این صورت هیچ مردی نمی‌تواند به همسرش اعتماد كند، چون هر زمانی ممكن است او با مرد دیگری صیغه كند، این جنایت آنقدر بزرگ است كه ابعاد آن را نمی‌توان تصور كرد، اگر مردی بداند كه همسرش با مرد دیگری صیغه كرده واكنشش چه خواهد بود؟!.
پدران و دیگر اولیای خانواده نیز نمی‌توانند بر دختران باكره‌شان مطمئن باشند، چون ممكن آنان بدون اطلاع و رضایت خانواده با كسی صیغه شوند، و چه بسا ناگهان پدر متوجه می‌شود كه دخترش قبل از ازدواج حامله است چرا و چگونه؟ نمی‌داند، آنچه مشخص است این است كه از یک مرد حامله شده، اما او گذاشته و رفته! چون با چنین وضعی احساس مسئولیت ندارد.
اكثر آقایانی كه صیغه می‌كنند برای خودشان اجازه می‌دهند با آبروی مردم بازی كنند اما اگر كسی برای صیغه با دختر یا یكی از نزدیكانشان با آنان صحبت كند، هرگز موافقت نخواهند كرد و راضی نخواهند شد، چونكه این ازدواج! را مثل زنا می‌دانند و آن را برای خودشان باعث ننگ و عار می‌پندارند، اگر واقعا صیغه حلال و تا این حد باعث اجر و ثواب و بلكه شرط ایمان است پس چرا حاضر نمی‌شوند بقیه مردم با دختران آنان صیغه كنند؟!.
صیغه نه گواه دارد و نه اعلان، و نه رضایت سرپرست زن شرط است، و نه هم زن از مردی كه او را صیغه كرده میراث می‌برد، بلكه صرفا او یک متاع كرایه‌ای است چنانكه این دیدگاه را به امام صادق u منسوب كرده‌اند.
صیغه راه را برای زنان و مردان اوباش باز كرده تا اینكه هر فسق و گناهی را به دین بچسبانند، كه در نتیجه آبروی دین و دینداران به تاراج رفته است.
از خلال آنچه ذكر كردیم به مضرات و مفاسد دینی و اجتماعی و اخلاقی صیغه می‌توان پی برد، به همین دلیل صیغه حرام گردیده است، اگر در آن خیر و مصلحتی می‌بود حرام نمی‌شد، علت اینكه رسول اكرم ص و امیر المؤمنین  uآنرا حرام كرده‌اند همین مفاسد و مضراتی است كه آشكارا در آن بچشم می‌خورد.
از امام خوئی پرسیدم كه در باره فرموده امیر المؤمنین در تحریم متعه در روز خیبر چه می‌فرمایید؟ گفتند:
«فرمایش امیر المؤمنین u جنبه اختصاصی دارد یعنی تحریم در همان روز مراد است نه تحریم دائم!».
و پرسیدم كه درباره فرمایش امام صادق u چه می‌فرمایید؟ یعنی ازدواج بدون شاهد آیا در عهد پیامبر ص رائج بوده است؟ فرمودند: «جوابیكه ایشان به سؤال كننده دادند از روی تقیه بوده است، همه فقهای بر این امر اتفاق نظر دارند».
بنده جسارت می‌كنم وبه خودم اجازه می‌دهم كه بگویم باكمال تأسف رأی فقهای ما صائب نبوده است، به دلیل اینكه متعه همزمان با گوشت الاغ حرام شده، و گوشت الاغ از روز خیبر برای همیشه حرام شد لذا از همان روز شنیده نشده كه كسی گوشت الاغ خورده باشد و تا قیامت هم حرام خواهد بود. بنابراین ادعای اینكه تحریم متعه به روز خیبر اختصاص داشته ادعایی بدون دلیل است، علاوه بر آن اگر تحریم اختصاصی می‌بود باید نسخ آن از پیامبر ص ثابت می‌شد، وانگهی نباید فراموش كرد كه علت اباحت صیغه جنگ و سفر بوده است پس چگونه در آن جنگ و سفر بسیار شدیدی كه هیچكس دسترسی به همسرش ندارد متعه حرام شود و سپس درحالت عادی مباح می‌گردد؟!.
پس بیاییم حقیقت را بخاطر خدا بپذیریم كه آغاز حرمت متعه از خیبر توسط رسول اكرم ص و نقل آن توسط امیرالمؤمنین u بوده است و توجیهات و تأویلات فقهای ما باكمال احترامی ‌كه به آنان داریم هیچ ارزش دینی و اخلاقی و هیچ مستند شرعی ندارد، و چیزی جز بازی كردن با نصوص و روایات نیست.

و بازگذاشتن این دزد راه خطرناک(متعه)، وسیله‌ای قرار گرفته كه آدم‌های پست و شهوت پرست همواره برای ارضای خواهشات خویش در جستجوی زنان اوباشی مانند خود هستند، و چه بسا خانواده‌های شریف و متدینی نیز فریب می‌خورند و به اسم دین مورد حمله و سوء استفاده این گرگان در لباس میش و دزدان دینی قرار می‌گیرند!.
و اما اینكه فرموده امام صادق  u در جواب سؤال كننده از روی تقیه بوده است -اعرض معذرت- خنده آور است زیرا سؤال كننده خودش از شیعیان امام صادق u بوده است، دلیلی وجود ندارد كه اینجا تقیه كند، بویژه اینكه این فرمایش امام صادق با روایت تحریم متعه از امیرالمؤمنین موافق است. عجیب اینجاست كه این متعه یا صیغه‌ای كه برای آن فضائل بیشماری جعل كرده‌اند و فقهای عزیز ماهم به دام آن گرفتار آمده‌اند به یک مرد اجازه می‌دهد كه در یک وقت هر چه می‌خواهد صیغه كند حتی اگر هزارتا زن هم به یک وقت در صیغه مردی باشد اشكالی ندارد! و چه بسا یک مرد بدون آنكه متوجه باشد با مادر و دختر، یا بادو تا خواهر همزمان صیغه كند!.
زنی از اتقافی كه برایش پیش آمده بود از من نظر خواست می‌گفت: آقای سید!:
«....... بیست سال پیش با او صیغه كرده و از او حامله شده است، مدتی بعد از صیغه حاجی آقا با او، دختری متولد می‌شود، قسم خورد كه این دختر از اوست چون در آن روزها كسی دیگری با او صیغه نكرده است، سالها بعد كه دختر بزرگ می‌شود وبالغ می‌گردد روزی مادرش احساس می‌كند كه دختر حامله است، وقتی علت را می‌پرسد می‌گوید آقای سید!....... با او صیغه كرده! و از او حامله شده است، مادر بهت زده شده و حواسش را باخته بود نمی‌دانست چه كند، داستان را برای دخترش بازگفت، او بیشتر گیج شده بود كه چگونه پدرش با او صیغه كرده است؟!».
او از من می‌پرسید كه اكنون رابطه او با آقای مذكور بر چه اساس باید باشد؟! از این قبیل اتفاقات زیاد پیش می‌آید، یكی با دختری صیغه می‌كند بعد كه متوجه می‌شود می‌بیند او خواهرش از صیغه است، یكی با همسر پدرش صیغه كرده است! اتفاقاتی كه از این قبیل پیش می‌آید بیشمار است!.
واقعا این صحنه‌های تكان‌دهنده انسان را علاوه از حیرت و تعجب به تفكر و تدبر وا می‌داردكه آیا اسلام برای این مشكل علاجی در نظر نگرفته است؟ از قرآن بپرسیم كه در این باره چه می‌فرماید:
یعنی: «كسانی كه به ازدواج دسترسی ندارند باید صبر كنند و خودشان را پاک نگهدارند تا وقتی كه خداوند از فضل خودش آنان را غنا بخشد».
پس علاج این است كه انسان صبر كند و خودش را از آلوده كردن به چیزهای دیگر پاک نگهدارد تا خداوند شرایط ازدواجش را میسر كند، اگر صیغه حلال می‌بود دیگر لزومی نبود كه به استعفاف و انتظار امر كند آشكارا می‌فرمود صیغه كنید.
همچنین خداوند حكیم می‌فرماید:
﴿وَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ مِنكُمۡ طَوۡلًا أَن يَنكِحَ ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ فَمِن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن فَتَيَٰتِكُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۚ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِإِيمَٰنِكُمۚ بَعۡضُكُم مِّنۢ بَعۡضٖۚ فَٱنكِحُوهُنَّ بِإِذۡنِ أَهۡلِهِنَّ وَءَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِ مُحۡصَنَٰتٍ غَيۡرَ مُسَٰفِحَٰتٖ وَلَا مُتَّخِذَٰتِ أَخۡدَانٖۚ فَإِذَآ أُحۡصِنَّ فَإِنۡ أَتَيۡنَ بِفَٰحِشَةٖ فَعَلَيۡهِنَّ نِصۡفُ مَا عَلَى ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ مِنَ ٱلۡعَذَابِۚ ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ ٱلۡعَنَتَ مِنكُمۡۚ وَأَن تَصۡبِرُواْ خَيۡرٞ لَّكُمۡۗ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٢٥ [النساء: 25].
«و هركس از شما توانانی مالی نداشته باشد كه با زنانی آزاد مؤمن ازدواج كند -بهتر است- باملک یمینهایتان از كنیزان مؤمن‌تان ازداوج كند و خداوند به ایمان شما داناتر است همه از یكدیگرید پس با اجازه سرپرست‌شان با آنان ازدواج كنید و مهرهایشان را به وجه پسندیده به ایشان بدهید در حالیكه پاكدامنان غیر پلید كار باشند و دوست‌گیران نهانی نباشند، آنگاه چون ازدواج كردند اگر مرتكب كار ناشایستی -زنا- شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتیست كه بر زنان آزاد مقرر است، این حكم -ازدواج با كنیزان- برای كسی از شما است كه از آلایش گناه بترسد و شكیبایی -و پاكدامنی- پیشه كردن برایتان بهتر است و خداوند آمرزگار مهربان است».
پس خداوند حكیم در كلام پاكش كسانی را كه به علت كمبود امكانات به ازدواج دسترسی ندارند دستور داده باكنیزها ازدواج كنند اگر به آن هم دسترسی نداشتند صبر كنند، اگر متعه حلال می‌بود چرا در اینجا به عنوان آسانترین راه حل كه هر كس در هر شرایطی می‌تواند به آن دسترسی داشته باشد طرح نگردید؟!.
ائمه اطهار این واقعیت را به خوبی می‌دانستند و در پرتو همین واقعیت و فهم عمیقی كه از قرآن داشتند ارشادات و فرمایشاتشان در تحریم متعه صریح و روشن است ملاحظه فرمایید:
عبدالله بن سنان می‌گوید از امام صادق u درباره متعه پرسیدم فرمودند:
«لا تُدنّس نفسك بها» «نفس خود را با آن كثیف مگردان»[11].
اگر متعه حلال می‌بود و اینقدر فضلیت! می‌داشت و شرط ایمان می‌بود (و اعتقد بغیر دیننا) چرا امام صادق u چنین تعبیری از آن بفرمایند؟ حضرت به این نیز اكتفا نكردند بلكه با صراحت حكم حرام بودن آنرا بیان فرمودند:
«از عمار روایت است كه گفت امام صادق u فرمودند: «قد حرمت عليكم الـمتعة» «تحقیقا متعه برشما حرام شده است»[12].
علاوه بر آن امام صادق u اصحاب خودشان را همواره سرزنش می‌كردند و از صیغه كردن برحذر می‌داشتند لذا می‌فرمودند:
«آیا یكی از شما خجالت نمی‌كشد كه در جای پنهان و شرم‌آوری دیده شود آنگاه این كردار ناپسند او به حساب برادران و یاران صالح و نیكو كارش گذاشته شود؟!»[13].
هنگامی‌كه علی بن یقطین ازامام رضا u درباره متعه پرسید جواب دادند:
«ما أنت وذاك؟ قد أغناك الله عنها» «تو را با متعه چه سروكاری است خداوند تو را از آن بی‌نیاز كرده است»[14].
آری خداوند مردم را با ازدواج شرعی از متعه بی‌نیاز كرده است، لذا ثابت نشده كه كسی با زنی از اهل بیت صیغه كرده باشد، اگر حلال می‌بود و اینقدر فضیلت! و ثواب! می‌داشت آنها حتما اینكار را می‌كردند.
رأي  امام باقر u
وقتی عبد الله بن عمیر به امام باقر u گفت:
«أيسرّك أنّ نساءك وبناتك وأخواتك وبنات عمك يفعلن؟ أي يتمتعن- فأعرض عنه ابوجعفر u حين ذكر نساءه وبنات عمه». «آیا خوشحال می‌شوی كه همسران و دختران و خواهران و دختران عمویت اینكار را بكنند؟! یعنی متعه كنند، امام باقر u وقتی این را شنیدند چهره خود‌شان را برگرداندند»[15].
پس هر مسلمان عاقلی به درستی می‌داند كه صیغه حرام است و بدلیل مفاسد و مضرات بسیاری كه در پی دارد و به دلیل مخالفتش باقرآن و سنت، و سیرت و اقوال ائمه اطهار به هیچ عنوان قابل تحمل و توجیه نیست، با توجه به آنچه عرض كردیم نصوصی كه گویا از فضائل! و ثواب! متعه سخن می‌گویند همه جعلی و قلابی است كه هیچ ارزش شرعی نمی‌تواند داشته باشد چونكه با صریح قرآن و سنت رسول اكرم ص و عمل ائمه اطهار و عقل و فطرت سالم تضاد آشكار دارد و پیامد‌های زشت و بی‌شمار آن كه به بعضی از آنها اشاره كردیم فقط تصور آن برای نفرت و انزجار از چنین عمل پلیدی! كافی است.
دین اسلام آمده است كه به فضائل ترغیب كند و از رذایل باز دارد و مصالحی كه زندگی انسانها بر اساس آن استوارگردیده و رونق می‌یابد را ترسیم و تقویت كند، و صیغه بدون شک نه تنها بر قیام و توانمندی پایه‌های زندگی كمک نمی‌كند، كه آنرا سست‌تر و ناتوان‌تر می‌كند و بر فرض اگر یک مصلحت آنی برای یک فرد تأمین كند مفاسد بیشمار دیگری را پدید می‌آورد كه پیامدهای منفی آن كل جامعه را دچار سستی و و رشكستگی می‌گرداند.
مثلا طوسی روایت می‌كند كه از امام باقر u پرسیده شد:
«الرجل يحلّ لأخيه فرج جاريته؟ قال: نعم لا بأس به، له ما أحل له منها». «آیا ممكن است كسی فرج كنیزش را برای برادرش حلال كند؟ فرمود بله، اشكالی ندارد، هر چه برای او از آن حلال بوده برای برادرش نیز حلال است»[16].
كلینی و طوسی از محمد بن مضارب روایت می‌كنند كه گفت: امام صادقu  به من فرمودند:
«يامحمد خذ هذه الجارية تخدمك وتصيب منها، فاذا خرجت فارددها الينا». یعنی: «این كنیز در اختیار تو باشد هم خدمت ترا می‌كند و هم خود را با او ارضا می‌كنی! هروقت خواستی بروی او را به ما برگردان!»[17].
اگر همه انسان‌های روی زمین جمع شوند و قسم بخورند كه امام باقر و امام صادق إ چنین چیزی گفته‌اند من یكی باور نخواهم كرد، ائمه اطهار بسیار عزیز‌تر و شرافتمند‌تر و بزرگوارتر از آنند كه چنین چرندیات باطلی برزبان آورند، یا چنین عمل زشتی را كه با اخلاق اسلامی و فطرت سلیم بشری منافات دارد جایز بشمارند، و توجیه كنند، این كار عین دیوثی و بی‌ناموسی است، آن ذوات مقدس كه علم‌شان را از سر چشمه نبوت فرا گرفته‌اند مگر ممكن است چنین چرت و پرت‌هایی معاذ الله از آنان صادر شود؟! نسبت دادن هر سخنی به آنان بمثابه نسبت دادن به رسول اكرم ص است و نسبت دادن سخنی به رسول اكرم بمثابه تشریع الهی است یعنی این تشریع خداوند است؟! خدایا به تو پناه می‌جوییم و از این‌گونه افتراءات و دروغ‌های مقدس مآبانه بیزاریم!.
در سفری كه به هند داشتیم و ملاقات‌هایی كه با علمای برزگ شیعه بویژه آقای نقوی انجام دادم، گروههای زیادی را از نزدیک دیدیم و مطالعه كردم هندوها، سیك‌ها گاوپرستان و دیگر پیروان ادیان باطل و بت‌پرستی، در هیچ دین باطلی ندیدم كه چنین عمل زشتی را برای پیروان خودش مجاز بشمارد! پس چگونه ممكن است كه اسلام بعنوان آخرین و كامل‌ترین دین آسمانی چنین عمل پست و ضد اخلاقی‌ای كه با ابتدائی‌ترین مبادی اخلاق منافات دارد برای پیروانش جایز بشمارد؟!.
قضیه تا همین جا تمام نمی‌شود لواط را نیز جایز شمرده‌اند و روایاتی نیز بافته و به اهل بیت منسوب كرده‌اند.
طوسی از عبد الله بن یعفور روایت می‌كند كه:
«از امام صادق u پرسیدم اگر مردی از «دُبُر» با زن نزدیک شود چه حكمی‌دارد؟! فرمودند «لابأس إذا رضيت» «اگر زن راضی باشد اشكالی ندارد»! گفتم پس معنی آیه كریمه ﴿فَأۡتُوهُنَّ مِنۡ حَيۡثُ أَمَرَكُمُ ٱللَّهُ چیست؟ فرمودند: این در صورتی است كه فرزند خواسته باشند. فرزند از جایی بخواهید كه خداوند به شما دستور داده‌است لذا خداوند می‌فرماید: ﴿نِسَآؤُكُمۡ حَرۡثٞ لَّكُمۡ فَأۡتُواْ حَرۡثَكُمۡ أَنَّىٰ شِئۡتُمۡ [البقرة: 223].
طوسی از موسی بن عبد الملک از مردی روایت می‌كند كه گفت:
«از امام رضا u پرسیدم كه اگر مردی از عقب در دبر زن به او نزدیک شود چه حكمی‌دارد؟ فرمودند: «أحلّتها آية من كتاب الله» آیه‌ای از كتاب خدا آن را حلال كرده است از قول حضرت لوط u كه فرمود: «هولاء بناتي هن أطهرلكم» او می‌دانست كه آنها فرج را نمی‌خواهند!»[18].
و طوسی از علی بن الحكم روایت می‌كند كه گفت:
«از صفوان شنیدم كه می‌گفت: به امام رضا u گفتم: یكی از مخلصین شما می‌خواهد از شما مسأله‌ای بپرسد اما خجالت می‌كشد فرمود: مسأله چیست؟ گفت آیا جایز است كه كسی در دبر با همسرش نزدیكی كند؟ فرمود: بله جایز است»[19].
امیدوارم خوانندگان عزیز به من اجازه دهند كه جسارت كنم و به عرض برسانم كه روایات مذكور با نص صریح قرآن مخالف است، زیرا خداوند می‌فرماید:
﴿وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡمَحِيضِۖ قُلۡ هُوَ أَذٗى فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ وَلَا تَقۡرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطۡهُرۡنَ [البقرة: 222]. اگر نزدیكی با همسر در دبر جایز می‌بود خداوند فقط دستور دوری كردن از فرج را صادر می‌فرمود و می‌گفت:
﴿فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ [البقرة: 222].
«در حال حیض از نزدیک شدن به فرج همسر خوداری كنید».
اما چونكه نزدیكی به «دبر» حرام است خداوند مطلق فرمود:
﴿وَلَا تَقۡرَبُوهُنَّ [البقرة: 222].
«وبه زنان نزدیک نشوید».
آنگاه خداوند بیان فرمود كه مرد چگونه به همسرش نزدیک شود.
﴿فَإِذَا تَطَهَّرۡنَ فَأۡتُوهُنَّ مِنۡ حَيۡثُ أَمَرَكُمُ ٱللَّهُ [البقرة: 222].
«هرگاه آنان پاک شدند از همان راهی كه خداوند به شما دستور داده به آنان نزدیک شوید».
خداوند فرموده:
﴿نِسَآؤُكُمۡ حَرۡثٞ لَّكُمۡ فَأۡتُواْ حَرۡثَكُمۡ أَنَّىٰ شِئۡتُمۡ [البقرة: 223].
«همسران شما برای شما كشتزارند، هر طوری كه خواستید می‌توانید به كشتزار خود نزدیک شوید».
و كشتزار جایی است كه از آن امید فرزند می‌رود.
مفهوم روایت ابویعفور از امام صادق u این است كه فرج فقط برای طلب فرزند است اما ارضای غریزه و لذت بردن در «دبر» است! یا حد اقل برای ارضای غریزه از هر دو می‌شود استفاده كرد! در حالی كه این امر به طور كلی غلط است، و تنها فرج است كه هم برای طلب فرزند و هم برای ارضای غریزه مورد استفاده قرار می‌گیرد این سنت خداوندی و فطرت بشری از آغاز تاریخ تاكنون است، و تا قیامت ادامه خواهد داشت، امام صادق u بسیار پاک‌تر و شأنشان بلندتر از آن است كه نعوذ بالله اینگونه چرت وپرت بگویند، ایشان كه از بارزترین و آگاه‌ترین علمای قرون طلایی اسلام و از ماهرترین شخصیت‌ها به قرآن و علوم قرآنی بودند چگونه این آیه كریمه با این وضاحت و صراحت را نمی‌توانند بفهمند ﴿فَإِذَا تَطَهَّرۡنَ فَأۡتُوهُنَّ مِنۡ حَيۡثُ أَمَرَكُمُ ٱللَّهُ؟!.
اگر فرض كنیم كه در دبر هم می‌تواند كسی ارضا شود قُبُل هم كه طبعا هست راه سومی هم كه وجود ندارد بنابراین آیه كریمه و امری كه در آن آمده و آنرا مقید به طهارت كرده كلامی بی‌معنی می‌شود!.
از آنجایی كه یكی از دو راه مذكور حرام بود و دیگری حلال ضروت پیش آمد كه راه حلال را كه گاهی مؤقتاً حرام می‌شود بیان فرماید، پس خداوند دستور داد كه از كشتزار استفاده كنند و كشتزار همان جایی است كه از آن امید فرزند برده می‌شود علاوه بر آنكه هر دو همسر را ارضاء هم می‌كند.
و اما روایتی كه به امام رضا u منسوب كرده‌اند كه لواطت با زنان را جایز می‌شمارد و به قول حضرت لوطu  استشهاد كرده‌اند، بنده عرضم این است كه تفسیر آیه مذكور:
﴿هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطۡهَرُ لَكُمۡ [هود: 78].
در آیه دیگری آمده است، آنجایی كه خداوند می‌فرماید:
﴿وَلُوطًا إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ إِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلۡفَٰحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٢٨ أَئِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلرِّجَالَ وَتَقۡطَعُونَ ٱلسَّبِيلَ [العنکبوت: 28-29].
راهزنی تنها آن نیست كه دزدان راهزنی می‌كنند، خیر، اینكه كسی خودش را در غیرجای مشروع ارضا كند و نسل را قطع كند نیز راهزنی گفته می‌شود، اگر همه مردان فقط خودشان را از دبر ارضا نمایند و راه طلب فرزند را رها كنند نسل بشری منقرض می‌گردد.
پس معنای آیه كریمه روشن است و این معنا از امام رضا u مخفی نبوده است بنابراین دروغ بودن این روایت از زبان امام ارضا u روشن و آشكار است.



[1]- من لا يحضره الفقيه: 3/366.
[2]- من لايحضره الفقيه: 3/366.
[3]- من لايحضره الفقيه: 3/366.
[4]- تهذیب طوسی: ج 2/ 193.
[5]- فروع كافی: ج5/460.
[6]- فروع كافی: 5/ 463، و تهذیب: 7 / 255.
[7]- تحرير الوسيلة جلد سوم با ترجمه فارسی مسأله 12.
دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
[8]- تهذیب: 2/186، استبصار: 3/142 وسائل الشيعة: 14/441.
[9]- تهذیب: 2/189.
[10]- فروع الكافي: 2/198.
[11]- بحار الانوار:100/ 318.
[12]- فروع كافی: 2/48، وسائل الشعية: 14/450.
[13]- فروع كافی: 2/44. وسائل الشيعة: 14/ 450.
[14]- فروع كافی: 2/43، وسائل الشعية: 14/449.
[15]- فروع كافی: 2/42، تهذیب: 2/186.
[16]- الاستبصار:  3/136.
[17]- فروع كافی:  2/ 200، استبصار: 3/136.
[18]- الاسبتصار: 3/243.
[19]- الاستبصار: 3/243.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...