خوانندگان عزیز! این
موضوع بسیار مفصلی است بنده در صدد نقل اقوال نیستم كه وقت زیادی خواهد گرفت چند
نكته را فشرده عرض میكنم.
اول: دین الهی بویژه بخش اعتقادات خارج از دائره تقلید است چنانكه امام صادق u میفرمایند: «هر حدیثی كه از ما به شما رسید بر قرآن عرضه كنید هر
چه با قرآن موافق بود به آن عمل كنید و آنچه با قرآن مخالف بود به دیوار بزنید».
پس هیچ مسلمانی در هیچ اصلی از اصول اعتقادی نباید مقلد كس دیگری باشد، مثلا اگر
فلان شخصیت كه میلیونها مقلد و ارادتمند هم دارد یا حتی فرض كنید از زبان فلان
امام مطلبی گفته شود كه مخالف با قرآن و سنت پیامبر
ص باشد به هیچ عنوان قابل قبول نیست چون هیچ شخصی
بشمول خود ائمه اطهار ‡ نمیتواند
مطلبی برخلاف قرآن بگوید، اگر چنین چیزی به ما رسید حتما دروغ است نه اینكه آن شخصیت
دروغ گفته باشد بلكه از زبان او دروغ ساختهاند.
دوم: تكلیف ما چیست؟ آیا برای همیشه و در همه چیز حتی اعتقادات خودمان مقلد
باشیم؟ مستقیما ترجمه قرآن نخوانیم و در آیات آن نیندیشم؟ درباره صدها هزار روایتی
كه به ما رسیده تحقیق نكنیم؟ به كتب مراجعه نكنیم؟ روایات متناقض را كه چه بسا با
قرآن و عقل سلیم نیز تناقض دارد بررسی نكنیم؟! در جواب این پرسشها عرض میكنم كه
خوشبختانه در سالهای اخیر از بیماری تقلیدِ مطلق كاسته شده و دائره جنبش محققان
گسترش یافته است، حتی درمیان محصلان و دانشجویان، و این بسیار جای خرسندی است،
بلكه دائره تحقیق از دانشگاهها فراتر رفته و كم كم دارد پابه عرصه حوزهها میگذارد،
و این آرزوی دیرینهای است كه بسیاری از محققان و مصلحان تاكنون انتظارش را داشتهاند،
به عبارت دیگر جنبش اصلاح طلبی مذهبی كه از دهها سال پیش جستان و خیزان به تلاش خودش ادامه میداد اینک مؤفق
شده است سرپایش بایستد ما به همه كسانی كه به نحوی در این راستا گام برداشتهاند و
حتی اندیشیدهاند تبریک عرض میكنیم برای آنانیكه از دنیا رفتهاند طلب آمرزش و
رفع درجات میكنیم و به پیروان آنان و ادامه دهندگان این خط پیامبرانه مژده میدهیم
كه به امید خدا شما بهر حال پیروزید و راه شما كه راه پیامبران است ان شاء الله
همیشه پر رهرو خواهد بود.
سوم: مسئولیت همه ما این است كه به اندازه توان خودمان سعی كنیم مسلمین را به
محور وصل كنیم و روشن است كه محور فقط قرآن كریم است طبعا از حاشیهی محور كه سنت
رسول گرامی ص و سیرت آل بیت اطهارش ‡
و اصحاب و یاران وفادارش -رضوان الله علیهم اجمعین- است هرگز مستغنی نخواهیم بود،
اما فقط آن قسمت از روایات و احادیث را میپذیریم كه با قرآن كریم و عقل سلیم
سازگار باشد، و تمام آنچه كه با روح قرآن كریم و حیات طیبه حضرت ختمی مرتب ص
و صحابه جانباز و اهل بیت اطهارش مخالف باشد و در قالب عقل سالم بشری نگنجد نه
حدیث است و نه دین، و از دید هر مسلمان عاقل و صادقی مردود است البته اشتباه نشود
كه معیار حق شناسی فقط عقل نیست بلكه وحی است، و صحبت ما از عقلی است كه در پرتو
نور وحی بتواند راه خودش را تشخیص دهد.
چهارم: دركار تحقیق باید صرفاً قرآن را محور قرار دهیم و از روایات برای آن مثال
و شاهد و نمونه و تأیید بیاوریم نه اینكه احادیث محور باشد و برای مطلب از پیش
تعیین شدهای كه توسط روایات جعلی و دروغین اساسش گذاشته شده است آیات قرآن را هر
جوری كه لازم بود قیچی كنیم و با تأویل و تفسیر خلاف واقع به آن بچسپانیم، این كار
نه تنها تحقیق نیست كه بازی كردن بانصوص وحی و بلكه بازی كردن با عقل انسانهای
آزادمنش و خدا جوست كه همواره بر قوت استدلال تكیه دارند و میخواهند برای همه
معتقداتشان از قرآن دلیل واضح و روشن داشته باشند.
پنجم: یک قاعده ثابت اسلامی را هم خدمت شما عرض كنم و آن اینكه هر اصل اعتقادی
حتما باید در قرآن با صراحت ثابت شده باشد ناممكن است كه چیزی جزو اصول اعتقادی
باشد اما در قرآن آشكار بیان نشده باشد، بنابراین هر آنچه كه در قرآن باصراحت
نیامده باشد عقیده نیست، برای توضیح بیشتر به مثال ذیل توجه فرمایید: اگر كسی از
نبوت منكر شود كافر میشود چون در قرآن باصراحت و مفصل ثابت شده است اما اگر كسی
از ولایت یا امام زمان یا عصمت ائمه ‡
منكر شود كافر نمیشود، چون ثبوت این موضوعات (البته برای كسانی كه به آنها
معتقدند) اجتهادی است یا حداكثر بوسیله روایات ثابت شده و روایات احتیاج به بحث و
تحقیق مفصل دارد، و متأسفانه اغلب اینگونه روایات دستاورد دشمنان اسلام است كه به
نام پاک ائمه اطهار ‡ جعل شده
است.
ششم: خداوند متعال میفرماید:
﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ ١٧
ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ﴾ [الزمر: 17-18].
«و مژده بدهای پيامبر بندگانم را كسانيكه هر سخنی را میشنوند و بهترين
آنرا پيروی میكنند».
پس از صفات هر مسلمان
صادق این است كه هر دیدگاه و نظریهای را بشنود و بهترین آنرا پیروی كند، بنابراین
برای شناخت هر مذهب و گروه واندیشه باید به كتب و نوشتههای خود اصحاب آن رجوع
كرد، مثلا برای شناخت اسلام باید به قرآن كریم رجوع كرد و نه تحریفات مستشرقین،
برای شناخت مسیحیت و آشنایی با تحریفات كلام الهی از سوی مسیحیان باید به كتب خود
آنان رجوع كرد، برای شناخت تشیع و تسنن باید به نوشتههای خود علمای شیعه و سنی
مراجعه كرد نه آنچه كه دیگران درباره آنان نوشتهاند، پس برای شناخت تشیع باید
مستقیماً به مصادر اصلی تشیع مراجعه كنیم تا آن را دقیق بشناسیم نه اینكه به فهم دیگران
اكتفاء كنیم، لذا بنده از خوانندگان عزیزم خواهش میكنم كه برای شناخت درست تشیع
به اصول كافی مراجعه كنید اگر فرصت نبود كتاب الحجة، نهج البلاغه، تفسیر مجمع البیان
را حتماً بخوانید، و كتابهای مهم دیگر.
به همین ترتیب برای
شناخت اهل سنت ترجمه قرآن كریم، صحیح بخاری، صحیح مسلم، و تفسیر ابن كثیر را بخوانید
اگر ترجمه آن در دسترس نیست تفسیر نورـ یک جلد از دكتر خرم دل ـ یا هرتفسیری كه از
اهل سنت میتوانید تهیه كنید بخوانید، برای شناخت خلفای راشدین صهرین و شیخین خطیب
را بخوانید، و كتابهای دیگر، پس نادرست است كه ما بخواهیم مذهبی را از طریق
دشمنانش بشناسیم خوشبختانه كتابی كه در دست دارید عصارهای از معروفترین كتب تشیع
است با این وجود برای اطمینان بیشتر میتوانید به منابع مذكور مراجعه فرمائید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر