پس از این سفر خسته كنندهای كه سعی كردم از
حقایق مهمی پرده بردارم و لابد شما را هم خسته كردم، با توجه به شناختی كه از تشیع
تحریف شده! پیدا كردیم و با توجه به اینكه خود امام صادق u گواهی میدهند كه شیعیان نخستین رافضه بودهاند و خداوند هم آنان
را رافضه خوانده (لرفضهم اهل البيت) «چونكه
اهل بیت ‡ را
كنار گذاشتند». حد اقل برای خودم مطلب خیلی مهمی باقی مانده است و آن اینكه حالا
باید چه كار كنم؟ آیا باز هم به اصطلاح شیعه باشم!؟ سرجایم باقی بمانم؟ منصبم را
حفظ كنم؟ و همچنان سرمایههای هنگفتی را از مردم ساده و بیچاره به نام خمس بگیرم و
به جیب بزنم؟ و ماشینهای مدل بالا سوار شوم؟ و (ببخشید) از زنهای خشكل كام بگیرم؟
یا اینكه از این محرمات كناره بگیرم و حق را آشكارا بیان كنم زیرا ساكت از حق شیطانی
گنگ است؟!.
گرچه تاكنون
مخلصانه آن را خواندهام و تدریس كردهام و از آن دفاع نمودهام، با این احساس كه
من از مكتب اهل بیت ‡ دارم پیروی میكنم و نه از ترفندهای دشمنان
آنان، الحمدلله اكنون هم محبت اهل بیت و پیروی از سیرت ائمه اطهار ‡ البته پس از پیروی از رسول اكرم ص در قلبم دارد موج میزند، اما به شدت از دروغهایی كه به آن سلاله طاهره
بسته شده متنفرم و از دشمنان واقعی آنان شدیداً احساس تنفر و انزجار میكنم.
از
مفضل بن عمر روایت است كه گفت:
از امام صادق u شنیدم كه میفرمودند:
«لوقام قائمنا بدأ بكذابي
الشيعة فقتلهم». «هرگاه امام قائم ظهور كند از شیعیان دروغین شروع خواهد
كرد و آنان را خواهد كشت»[1].
چرا امام قائم از شیعیان
دروغین شروع میكند و اول آنان را میكشد؟! زیرا تهمتها و دروغهایی كه آنان
ساختهاند و به نام دین و اهل بیت ‡ به خورد مردم دادهاند خیلی زشت است و پیامدهای خطرناكی دارد مانند صیغه
و لواط و خمس و تحریف قرآن و بداء و رجعت وغیره كه متأسفانه همه جزو ایمان! قرار
گرفته است، پس چه كسی از شمشیر امام قائم نجات
خواهد یافت؟! عجل الله فرجه الشریف؟!!.
و از امام صادق u روایت است كه فرمودند:
«ما انزل الله سبحانه آية في الـمنافقين
الا وهي فيمن ينتحل التشيع!!». «خداوند پاک هیچ آیهای درباره
منافقین نازل نفرموده مگر اینكه بر پیروان تشیع تطبیق میورد»!! [2].
جانم و پدر و مادرم
فدای امام صادق ‡ باد خوب
شناخته است! پس وقتی تمام آیات نفاق بركسانی كه از تشیع پیروی میكنند تطبیق میخورد
چگونه من با آنان همراه باشم؟! آیا بازهم درست است كه ادعا كنند از مذهب اهل بیت ‡ پیروی میكنند؟ و آیا بازهم ادعای محبت اهل بیت ‡ صادق است، اینک پاسخ همه آن پرسشهایی كه همواره مرا به حیرت واداشته و
ذهنم را به خود مشغول میداشت در یافتم.
پس
از آنكه این حقایق برایم آشكار گردید و دیگر مسائل روشن شد شروع به بحث و جستجوی دیگری
كردم و آن اینكه بنده چرا شیعه هستم؟ و اصلاً خانواده و خویشان من چرا شیعه هستند؟
سرانجام دریافتم كه
قبیله ما دربست اهل سنت بودهاند، تقریبا حدود صد و پنجاه سال پیش دعوتگرانی از ایران
به جنوب عراق آمده بودند و با بعضی از رؤسای عشایر تماس گرفته بودند و با استفاده
از خوش اخلاقی و كم علمی آنان فرصت را غنیمت شمرده و آنان را فریب میدهند، قبیله
ما وبسیاری عشایر دیگر فقط به همین علت شیعه شدهاند، و اصلاً چیزی از حقیقت قضایا
نمیدانند، بخاطر اینكه امانت علمی را رعایت كرده باشم در اینجا اسمای بعضی از این
عشایر را ذكر میكنم مثل:
بنوربیعه، بنوتمیم، الخزاعل، الزبیدات، العمیر(بطنی از تمیم است) خزرج،
شمَّر، طوكه الدوار، الدفافعة، آل محمد (از عشاير العمارة) عشایر الدیوانیة (آل
اقرع و آل بُدیر) عفج، الجیور، الجلیحة، عشیره كعب، بنولام و غیره، اینها همه از
عشایر معروف و اصیل عراقی هستند كه به شجاعت و كرمشان شهرت دارند، و همه نیز
عشایر بزرگی هستند كه متأسفانه طی همین صد و پنجاه سال به دست داعیان ماهری كه از
ایران آمده بودند فریب خوردهاند و هركس به نحوی به این دام افتاده است.
این عشایر شجاع
فراموش كردهاند كه با وجود شیعه بودنشان شمیشر امام قائم همچنان منتظر است
تاگردنشان را ببوسد چون امام قائم تصمیم دارد تمامی عربها را حتی اگر شیعه باشند
به بدترین وضع قتل عام كند! چنانكه در كتب بزرگمان این حقیقت روشن است.
از آنجاییكه خداوند از
اهل علم عهد و پیمان گرفته است كه حق را بر مردم آشكار كنند، وظیفه خود دانستم كه
اندوختههایم را به شما خوانندگان عزیز بازگویم (صلاح مملكت خویش خسروان دانند) من
كه راه خودم را شناختم و انتخاب كردم و با ابلاغ این مطلب خدمت شما امیدوارم كه
بخشی از دین خودم را اداء كرده باشم.
پروردگارا! به محبتی كه به پیامبر خاتمت ص و اهل بیت اطهارش ‡
دارم از تو میخواهم كه این كتابم را مورد قبول درگاهت قرار دهی و نفع آنرا عام
گردانی و مرا از اجر و ثواب آن محروم نفرمایی، و آنرا خالص برای خودت بگردانی. آمین.
الحمد لله الذي هدانا لهذا وما
كنا لنهتدي لولا أن هدانا الله.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر