توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۳۹۹ فروردین ۲۷, چهارشنبه

عبد الله ابن سبأ افسانه يا حقيقت؟


فصل اول:
عبد الله ابن سبأ افسانه يا حقيقت؟
آنچه در نزد ما شیعیان رایج است اینست كه عبد الله ابن سبأ یک شخصیت خیالی است كه هیچ حقیقتی ندارد، و اهل سنت برای وارد كردن طعن بر شیعه و معتقدات آنان این افسانه را اختراع كرده‌اند، و آغاز تشیع را به او نسبت می‌دهند تا اینكه مردم را از شیعیان و مذهب اهل بیت باز دارند.
بنده از علامه محمد حسین آل كاشف الغطاء درباره ابن سبأ پرسیدم ایشان فرمودند: ابن سبأ افسانه‌ای است كه اموی‌ها و عباسی‌ها بخاطر كینه‌ای كه با اهل بیت اطهار داشته‌اند اختراع كردند بنابرین یک شخص عاقل نباید خودش را با اینگونه افسانه‌ها مشغول كند.
اما در كتاب معروف ایشان [أصل الشيعه وأصولها: ص40-41] مطلبی دیدم كه بر وجود این شخصیت دلالت می‌كند، می‌فرماید:
«أما عبد الله بن سبأ الذين يلصقونه بالشيعة ويلصقون الشيعة به فهذه كتب الشيعة بأجمعها تعلن لعنه والبراءة منه...». «و اما عبد الله بن سبا، كسانی كه او را به شیعه و شیعه را به او می‌چسبانند، -باید بدانند كه- همه كتب شیعه بطور كلی لعن خودشان را بر او و بیزاری از او را اعلان می‌كنند....».
بدون شک این اعتراف به وجود این شخصیت است، وقتی از خود ایشان توضیح خواستم فرمودند: آنچه من گفتم تقیه است، چونكه كتاب مذكور مخاطبانش اهل سنت هستند، لذا در ادامه نوشته‌ام كه: (بعید به نظر نمی‌رسد گفته كسی كه مدعی است عبد الله ابن سبأ -و امثال آن- همه افسانه‌هایی است كه داستان سرایان و خیال بافان اختراع كرده‌اند).
آقای مرتضی عسكری كتابی تالیف كرده بنام (عبدالله بن سبأ و افسانه‌های دیگر) كه در آن وجود چنین شخصیتی را انكار كرده است، چنانكه آقای محمد جواد مغنیه در مقدمه‌اش بر كتاب مذكور از وجود شخصیت ابن سبأ منكر شده است، اما اگر كتب معتبر خودمان را ورق بزنیم می‌بینیم كه ابن سبأ یک شخصیت حقیقی است گرچه علمای ما یا تعدادی از آنان وجودش را منكر شوند، اینک ملاحظه فرمائید:
1- كسی از امام باقر u روایت می‌كند كه فرمودند:
«عبدالله بن سبأ مدعی نبوت بود، و عقیده داشت كه نعوذ بالله امیرالمؤمنین خودش خداست، وقتی به امیر المؤمنین خبر رسید او را فراخواندند، و در مورد از وی پرسیدند، اعتراف كرد و گفت: آری، تو خدایی، در دلم آمده است كه تو خدایی ومن پیامبرم، امیر المؤمنینu  فرمودند: هلاكت برتو باد، شیطان ترا مسخره كرده است، مادر مرده! فورا برگرد و توبه كن، وی انكار كرد، او را زندان كردند و سه روز به او مهلت دادند كه توبه كند ولی توبه نكرد بنابراین امیرالمؤمنین او را به آتش انداختند و فرمودند: شیطان او را فریب داده بود، و چنین كفریاتی را در دلش وسوسه می‌‌كرد»[1].
2- و از امام صادق u روایت است كه فرمودند:
«خداوند لعنت كند عبد الله بن سبأ را كه درباره امیر المؤمنین u ادعای ربوبیت می‌كرد، و به خدا سوگند كه امیرالمؤمنین u جز بنده فرمانبرداری برای خدا نبود، هلاكت باد بركسی كه برما دروغ می‌بندد، عده درباره ما چیزهایی را ادعا می‌كنند كه خودمان درباره خود ادعا نكرده‌ایم، از آنان بیزاریم و به خدا پناه می‌جوییم»[2].
3- مامقانی می‌فرماید:
«عبد الله بن سبأ كسی است كه به كفر بازگشت و اظهار غلو نمود و می‌فرماید: غالی مطعونی است كه امیرالمؤمنین او را با آتش سوزاند، وی معتقد بود كه علیu  خدا و خودش پیامبرست»[3].
4- نوبختی می‌فرماید:
«سبائیها به امامت علی قائل بودند، و اعتقاد داشتند كه امامت فرض است و از سوی خدا تعیین می‌گردد، آنها پیروان عبد الله بن سبأ هستند، ابن سبأ از كسانی بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان و دیگر صحابه آشكارا طعن وارد می‌‌كرد و از آنان بیزاری می‌جست و مدّعی بود كه علی u او را به این كار مكلف كرده است، امیرالمؤمنین از وی در این باره توضیح خواستند، او اعتراف نمود، بنابرین دستور به قتلش دادند، مردم سراسیمه پیش امیر المؤمنین رفتند و گفتند: آیا كسی را می‌كشی كه به محبت شما اهل بیت دعوت می‌كند و بسوی ولایت شما و بیزاری از دشمنان شما می‌خواند، بنابراین او را به مدائن تبعید كردند».
5- نیز می‌فرماید:
«عده‌ای از اهل علم حكایت كرده‌اند كه عبد الله بن سبأ مردی یهودی بود كه مسلمان شد، و با علی u دوستی كرد، او قبلاً، كه هنوز یهودی بود درباره یوشع بن نون كه پس از موسی u آمد همین مقوله را می‌گفت وقتی كه مسلمان شد درباره علی بن ابیطالب u نیز چنین ادعائی كرد. او اولین كسی بود كه از فرض بودن امامت علی u و اظهار بیزاری از دشمنانش سخن گفت از اینجاست كه كسانی كه با شیعه مخالفند می‌گویند: اصل رفض از یهودیت است»[4].
6- سعد بن عبدالله اشعری قمی در آغاز سخنش از سبائیت می‌فرماید:
«سبائیها پیروان عبدالله بن سبأ هستند، او عبد الله بن وهب راسبی همدانی است، عبد الله بن خرسی وابن أسودكه از معتمدترین یارانش بودند او را در این كار یاری كردند، وی اولین كسی بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان آشكارا طعن وارد كرد و از آنان اعلان بیزاری نمود»[5].
7- ابن ابی الحدید تصریح كرده كه درحالی كه علی u خطبه می‌خواند عبد الله بن سبأ بلند شد و گفت: (أنت أنت) تویی تویی، چندین بار این جمله را تكرار كرد، حضرت علی فرمودند:
«نفرین بر تو باد من كیستم؟ گفت: (أنت الله) تو خدایی، دستور دادند كه او را با پیروانش دستگیر كنند»[6].
8- آقای نعمة الله جزائری می‌فرماید:
«عبد الله بن سبأ به امیرالمؤمنین گفت: تو الهِ بر حقی، أمیر المؤمنین او را به مدائن تبعید كردند، او از یهودیت مسلمان شده بود، و مانند آنچه كه به حضرت علی u گفت در یهودیت به یوشع بن نون و موسی u می‌گفت»[7].

این بود چند تا روایت از كتب معتبر و متنوع كه در علوم رجال و فقه و فرق بود، بخاطر آنكه مطلب زیاد طولانی نشود از روایات بی‌شمار دیگری كه در كتب مختلف وجود دارد صرف نظر كردیم، كه همه آنها شخصیتی را ثابت می‌كنند كه اسمش عبد الله بن سبأ است، بعد از این دیگر ممكن نیست كه از وجود او منكر شویم خصوصا اینكه امیرالمؤمنینu  او را به خاطر مقوله كفرآمیزی كه گفته بود عذاب داد، معنای این سخن آن است كه حضرت امیرالمؤمنین، عبد الله بن سبأ را دیده است، و این خود برای اثبات شخصیت او كافیست كه دیگر جای انكار باقی نمی‌ماند.
آنچه از نصوص گذشته برمی‌آید این است:
1-   اثبات شخصیت ابن سبأ ووجود فرقه‌ای كه او را یاری می‌كردند، و حرف او را می‌زدند كه این فرقه «سبائیت» نام دارد.
2-   ابن سبا، مردی یهودی بود كه مدعی اسلام شد، گرچه او تظاهر به اسلام نمود، اما حقیقت این است كه او بر یهودیتش باقی ماند و بر اساس آن سمپاشی كرد.
3-   او اولین كسی بود كه بدعت طعن بر ابوبكر و عمر و دیگر صحابه -رضوان الله علیهم- را اختراع نمود.
4-   او اولین كسی بود كه از امامت امیر المؤمنین u سخن گفت.
5-   و او اولین كسی بود كه مدعی شد امیر المؤمنین وصی پیامبر ص است.
طبعا این مقوله را از یهودیت نقل كرده بود وچنین وانمود می‌كرد كه گویا با اهل بیت محبت دارد، لذا به ولایت آنان و بیزاری از دشمنانشان -كه گویا صحابه پیامبر بودند- دعوت می‌كرد.
بنابراین، عبد الله بن سبأ یک شخصیت حقیقی است كه نمی‌توان انكارش كرد و نه از كنارش به آسانی گذشت لذا با صراحت در كتب و مصادر معتبر ما از او سخن رفته است، برای اطلاع و آشنائی بیشتر با ابن سبأ می‌توانید به كتب ذیل مراجعه فرماید:
غارات ثقفی، رجال طوسی، رجال حلی، قاموس الرجال تستری، دائرة المعارف اعلمی حائری موسوم به مقتبس الاثر، الكنی و الالقاب از عباس قمی، حل الاشكال بن طاووس، رجال بن داود، تحریر طاووسی، مجمع الرجال قهبائی، نقد الرجال تفرشی، جامع الرواة مقدسی اردبیلی، مرآة الانوار محمد بن طاهر عاملی و مناقب آل ابی طالب از ابن شهر آشوب.
اینها -كه البته نمونه است و نه حصر- و تعداد كثیری از دیگر مصادر معتمد ما همگی اتفاق دارند كه ابن سبأ یک شخصیت واقعی است كه هرگز نمی‌توان از تاریخ حذفش كرد، ولی تعجب می‌كنم كه علمای معاصر ما امثال مرتضی عسكری و محمد جواد مغنیه و دیگران چرا اصرار دارند كه از وجود ابن سبأ منكر شوند؟ در حالی كه ادعای آنان كاملا بی‌اساس است.



[1]- رجال كشی: 1/70.
[2]- رجال كشی: 1/71.    
[3]- تنقيح الـمقال: ج2 / 183-182.
[4]- فرق الشيعة: ص 32-44.
[5]- الـمقالات والفرق: ص 20.
[6]- شرح نهج البلاغه: ج 5/5.
[7]- الانوار النعمانية: ج 2 /234.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...