توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۳۹۹ مرداد ۲۸, سه‌شنبه

راستگویی

راستگویی

حکایت می‌‌شود که مردی نافرمانی خداوند سبحانه و تعالی را نموده و عیب‌های بسیاری داشت. با اینحال می‌‌کوشید خود را اصلاح کند ولی نمی‌‌توانست. بنابراین پیش یک دانشمند رفته و از او درخواست راهنمایی نمود تا بتواند عیب‌های خود را برطرف کند. مرد دانشمند به او دستور داد تا تنها یکی از عیب‌هایش را معالجه نماید و آن عیب دروغگویی بود. به او توصیه نمود تا تحت هر شرایطی راستگویی پیشه کند و از او پیمانی برای این کار گرفت. مدتی بعد مرد که می‌‌خواست شراب بنوشد، آن را خرید و جامی را پر نموده و وقتی آن را به دهان خود نزدیک کرد، با خود گفت: وقتی آن دانشمند از من بپرسد: آیا شراب نوشیدی؟ چه پاسخ خواهم داد؟ مگر می‌‌توانم به او دروغ بگویم؟ نه، هرگز شراب نخواهم نوشید.

روز بعد در پی گناه دیگری بود، باز پیمان راستگویی با دانشمند را به یاد آورده و از آنجام آن منصرف گشت. خلاصه هربار که می‌‌خواست گناهی را مرتکب گردد، برای آنکه مجبور نشود به ان عالم دروغ بگوید خودداری می‌‌نمود. باگذشت مدتی آن مرد به یمن پایبندی به راستگویی، از تمام عیب‌ها خود را پاک نموده بود.

در حکایت دیگری چنین آمده: کودکی بود که، به شوخی و به جدی، بسیار دروغ می‌‌گفت. یک روز که داشت کنار دریا شنا می‌‌نمود، تظاهر به غرق شدن کرده و فریاد می‌‌زد: کمک! کمک! ... دارم غرق می‌‌شوم. دوستانش به یاریش شتافتند و دیدند که او آن‌ها را فریب داده و دارد می‌‌خندد. پسرک چند بار این عمل خود را تکرار نمود.

یکی از این دفعات موجی بالا آمده و و چیزی نمانده بود پسرک غرق شود. پسرک شروع کرد به فریاد زدن و کمک خواستن ولی دوستانش گمان کردند که او باز مثل همیشه به آنان دروغ می‌‌گوید و به کمک او نرفتند. تا آنکه کسی که از آنجا عبور می‌‌کرد به سمت او رفته و نجاتش داد. پسرک به دوستانش گفت: خداوند مرا به خاطر دروغ گفتنم مجازات کرد. بعد از این دیگر هرگز دروغ نخواهم گفت. از آن پس دیگر هرگز آن پسر دروغی نگفت.

 

راستگویی:

راستگویی، گفتن سخن حق و مطابق واقع است. خداوند متعال در قرآن کریم ما را به راستگویی فرمان می‌‌دهد:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ ٱلصَّٰدِقِينَ ١١ [التوبة: 119]. یعنی: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا پروا کنید و با راستان باشید».

راستگویی خداوند:

خداوند سبحان می‌‌فرماید: ﴿وَمَنۡ أَصۡدَقُ مِنَ ٱللَّهِ قِيلٗا [النساء: 122]. یعنی: «و چه کسى در سخن از خدا راستگوتر است؟». هیچ‌کس از او راستگوتر نیست و راست‌ترین کتاب‌ها کتاب خدا است، می‌‌فرماید:

﴿هَٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ [الأحزاب: 22]. یعنی: «... این همان است که خدا و فرستاده‏اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده‏اش راست گفتند...».

راستگویی پیامبران:

خداوند متعال بسیاری از پیامبران خود را به خاطر راستگویی‌شان ستوده است. خداوند متعال در مورد پیامبرش ابراهیم÷ می‌‌فرماید: ﴿وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ إِبۡرَٰهِيمَۚ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقٗا نَّبِيًّا ٤١ [مریم: 41]. معنی آیه: «و در این کتاب به یاد ابراهیم پرداز زیرا او پیامبرى بسیار راستگوى بود».

در مورد حضرت اسماعیل می‌‌فرماید: ﴿وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ إِسۡمَٰعِيلَۚ إِنَّهُۥ كَانَصَادِقَ ٱلۡوَعۡدِ وَكَانَ رَسُولٗا نَّبِيّٗا ٥٤ [مریم: 54]. معنی آیه: «و در این کتاب از اسماعیل یاد کن زیرا که او درست‏ وعده و فرستاده‏اى پیامبر بود».

درباره‌ی یوسف÷: ﴿يُوسُفُ أَيُّهَا ٱلصِّدِّيقُ [یوسف: 46]. یعنی: «اى یوسف اى مرد راستگوى...».

درباره‌ی ادریس÷: ﴿وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ إِدۡرِيسَۚ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقٗا نَّبِيّٗا ٥٦ [مریم: 56]. معنی آیه: «و در این کتاب از ادریس یاد کن که او راستگویى پیامبر بود».

راستگویی همراه همیشگی رسول خدا ج بود. اقوام و خویشاوندان او را راستگوی امین می‌‌نامیدند. حضرت خدیجهل در هنگام نزول وحی بر وی می‌‌فرمود: براستی که تو تنها راست بر زبان می‌‌رانی...

انواع راستگویی:

فرد مسلمان با خدا، با مردم و با خویشتن خویش راستگوست.

راستگویی با خداوند:

با اخلاص در تمام کارها صرف برای خداوند و بدون هرگونه ریا و شهرت طلبی این‌گونه صداقت امکان پذیر است. چنانچه کسی کاری را با نیت خالص برای خداوند انجام ندهد، خداوند آن عمل را از وی نمی‌‌پذیرد. انسان مسلمان در تمام عبادت‌ها با ادای حق آن و انجام آن بگونه‌ای پسندیده اخلاص می‌‌ورزد.

راستی با مردم:

مسلمان در سخنان خویش با دیگران دروغ نمی‌‌گوید. از پیامبر ج روایت شده که فرموده‌اند: «كَبِرَتْ خِيَانَةً أَنْ تُحَدِّثَ أَخَاكَ حَدِيثًا هُوَ لَكَ بِهِ مُصَدِّقٌ وَأَنْتَ لَهُ بِهِ كَاذِبٌ». [احمد] یعنی: «چه خیانتی بزرگ‌تر از آنکه در سخن خویش با برادرت دروغ بگویی؟ او ترا باور داشته و تو با وی دروغ گفته باشی!».

 

ر استی با خویشتن:

مسلمان راست گفتار خودش را فریب نمی‌‌دهد و به اشتباهاتش اعتراف نموده و آن‌ها را اصلاح می‌‌کند. او به خوبی می‌‌داند که راه نجات راستگویی است. پیامبر ج فرمودند: «دَعْ مَا يَرِيبُكَ إِلَى مَا لاَ يَرِيبُكَ، فإن الكذب ريبة والصدق طمأنينة». [ترمذی] یعنی: «چیزی را که ترا به شک می‌‌اندازد را بخاطر آنچه ترا به شک نمی‌‌اندازد رها کن. بدان که دروغ مشکوک است و راستی آسایش خاطر».

 

 

 

مزیت راستگویی:

خداوند متعال راستگویان را ستوده است، چراکه آنان همان پارسایان اهل بهشتند به پاداش راستگویی‌شان. خداوند می‌‌فرماید:

﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ [البقرة: 177]. یعنی:‌ «...آنانند کسانى که راست گفته‏اند و آنان همان پرهیزگارانند...». و در جایی دیگر: ﴿قَالَ ٱللَّهُ هَٰذَا يَوۡمُ يَنفَعُ ٱلصَّٰدِقِينَ صِدۡقُهُمۡۚ لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ ١١٩ [المائدة: 119]. یعنی: «خدا فرمود این روزى است که راستگویان را راستى‏شان سود بخشد براى آنان باغ‌هایى است که از زیر [درختان] آن نهرها روان است همیشه در آن جاودانند خدا از آنان خشنود است و آنان [نیز] از او خشنودند این است رستگارى بزرگ».

راستی آرامش خیال و راه گریزی در دنیا و آخرت است. رسول الله ج فرموده‌اند: «تحروا الصدق وإن رأيتم أن فيه الهَلَكَة، فإن فيه النجاة». [ابن أبی الدنیا] معنی حدیث: «راستی پیشه کنید حتی اگر در آن خطری را متوجه خود ببینید، چرا که در آن نجات و رهایی هست». و نیز: «إِنَّ الصِّدْقَ يَهْدِى إِلَى الْبِرِّ، وَإِنَّ الْبِرَّ يَهْدِى إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَصْدُقُ حَتَّى يَكُونَ صِدِّيقًا، وَإِنَّ الْكَذِبَ يَهْدِى إِلَى الْفُجُورِ، وَإِنَّ الْفُجُورَ يَهْدِى إِلَى النَّارِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَكْذِبُ، حَتَّى يُكْتَبَ عِنْدَ اللَّهِ كَذَّابًا». [متفق علیه] یعنی: «همانا راستی انسان را بسوی نیکوکاری رهنمائی می‌‌کند، و نیکو کاری انسان را به بهشت رهنمون می‌‌گردد، و همانا شخص راست می‌‌گوید تا اینکه در نزد خداوند بسیار راستگو و صدیق نوشته می‌‌شود. دروغ انسان را به معاصی و گناهان سوق می‌‌دهد و گناهان انسان را بسوی دوزخ می‌‌کشاند. شخص همانا دروغ می‌‌گوید تا که در پیشگاه خداوند کذاب و بسیار دروغگو نوشته می‌‌شود».

برازنده و سزاوار هر مسلمانی است که به پیامبر ج در راستگویی‌اش تأسی جسته و راستگویی را جزو صفات همیشگی خویش قرار دهد. شاعر به زیبایی گفته است:

عليك بالصـدق ولــو أنـــه

 

أَحْـرقَكَ الصدق بنـار الوعـيـد

وابْغِ رضـا الـمـولي، فأَشْقَـي الوري

 

من أسخط الـمولي وأرضي العبيــد

یعنی:

راستگویی را برگزین و بگذار

 

آتش صدقت به سختی بگدازد

طالب خرسندی او باش، و بیچاره‌ترین کس

 

ناخرسندی او را و رضای دگران خواست

و شاعر می‌‌گوید:

وعـوِّد لسـانك قول الصدق تَحْظَ به

 

إن اللسـان لـمــا عـوَّدْتَ معــتـادُ

یعنی:

زبان را راستی آموز تا شاد گردی

 

که عادت یابد از گفتار‌هایت

دروغگویی:

آن است که انسان کلام خلاف حقیقت و واقعیت را بر زبان براند. یکی از نشانه‌های نفاق و دورویی است. پیامبر خدا ج فرمودند: «آيَةُ الْمُنَافِقِ ثَلاَثٌ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ». [متفق علیه] یعنی: «نشانه‌ی منافق سه چیز است: چون سخن بگوید، دروغ گوید. و چون وعده کند، بدپیمانی نماید و چون امین قرار داده شود، خیانت کند».

مؤمن واقعی دروغ نمی‌‌گوید. از پیامبر ج سؤال کردند: «أَيَكُونُ الْمُؤْمِنُ جَبَانًا فَقَالَ: نَعَمْ. فَقِيلَ لَهُ أَيَكُونُ الْمُؤْمِنُ بَخِيلاً فَقَالَ: نَعَمْ. فَقِيلَ لَهُ أَيَكُونُ الْمُؤْمِنُ كَذَّابًا فَقَالَ: لاَ». [مالک] یعنی: «آیا مؤمن می‌‌تواند ترسو باشد؟ فرمود: آری. پرسیدند: آیا ممکن است بخیل ذباشد؟ فرمود: بلی. پرسیدند: آیا ممکن است که مؤمن دروغگو باشد؟ فرمود: خیر».

فرد دروغگو نمی‌‌تواند دروغش را پنهان نموده یا انکار کند، بلکه دروغش آشکار و رسوا می‌‌شود. حضرت علیس می‌‌فرماید: کسی چیزی را در درون خود پنهان نمی‌‌دارد مگر آنکه در لغزش‌های زبان یا در رنگ رخسارش آشکار گردد.

هر دروغی مطرود است، و دروغ سفید و سیاه و کوچک و بزرگ نداریم. انسان مسلمان بخاطر دروغش محاسبه و مجازات می‌‌شود، حتی اگر دروغ کوچکی بوده باشد.

حضرت اسماء بنت یزیدس به پیامبر ج عرض کرد: «يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ قَالَتْ إِحْدَانَا لِشَىْءٍ تَشْتَهِيهِ لاَ أَشْتَهِيهِ يُعَدُّ ذَلِكَ كَذِباً قَالَ: إِنَّ الْكَذِبَ يُكْتَبُ كَذِباً حَتَّى تُكْتَبَ الْكُذَيْبَةُ كُذَيْبَةً». [أحمد] یعنی: «ای رسول خدا، اگر کسی از ما در برابر چیزی که دوست دارد بگوید: دوست ندارم. آیا این دروغ است؟ پیامبر ج فرمودند: دروغ، دروغ نوشته می‌‌شود. حتی دروغ کوچک (مصلحت آمیز) هم دروغی حساب می‌‌شود».

از عبدالله بن عامرس روایت شده که می‌‌گفت: «دَعَتْنِى أُمِّى يَوْمًا وَرَسُولُ اللَّهِ ج قَاعِدٌ فِى بَيْتِنَا فَقَالَتْ هَا تَعَالَ أُعْطِيكَ. فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ج: مَا أَرَدْتِ أَنْ تُعْطِيهِ؟. قَالَتْ: أَرَدْتُ أَنْ أُعْطِيَهُ تَمْرًا. قَالَ: أَمَا إِنَّكِ لَوْ لَمْ تَفْعَلِى لَكُتِبَتْ عَلَيْكِ كِذْبَةً». [أبوداود] یعنی: «روزی مادرم مرا صدا زد و پیامبر خدا ج در منزل ما نشسته بود. مادرم گفت: بیا، چیزی به تو بدهم. ایشان فرمود: «چه می‌‌خواهی به او بدهی؟» مادرم پاسخ داد: می‌‌خواستم خرمایی به او بدهم. پیامبر ج فرمود: چنانچه چیزی به او نمی‌‌دادی دروغی برایت نوشته می‌‌شد».

دروغ مباح!:

در سه حالت انسان می‌‌تواند دروغ گفته و چیزی جز حقیقت بزبان آورد. خداوند برای آن‌ها فرد را مجازات ننموده، و بلکه شامل اجر و ثواب نیز می‌‌گردد. شرایط مذکور موارد زیر هستند:

برقراری آشتی بین دو دشمن:

خبردار می‌‌شوید که بین دو نفر از دوستان خصومتی هست و قصد آشتی دادن آن دو را دارید. در این شرایط ایرادی ندارد که به دوست اولی بگویید: فلانی ترا دوست دارد. همه‌اش از تو تعریف می‌‌کند... و به دیگری هم همین قصه را بگویید. به این ترتیب بین دو دشمن دوستی دوباره برقرار شده و جای دشمنی، محبت و دوستی پیدا می‌‌شود.

دروغ گفتن به دشمنان در جنگ:

یکی از مسلمانان به دست دشمن می‌‌افتد و از او می‌‌خواهند تا در مورد کشور خود معلوماتی را به آنان بدهد. در این حالت طبیعی است که نباید به آنان اطلاعات درست داده و برای محافظت از کشور خود از آسیب دشمن باید به آنان اطلاعات نادرست بدهد.

دروغ، در زندگی زناشویی!:

ادب اسلامی اقتضا می‌‌کند که فرد مسلمان به همسر خود نگوید که او نازیبا و زشت است، او را دوست ندارد، به او علاقه ندارد و ... بلکه بهتر است خاطر همدیگر را شاد ساخته و او را با گفتن مطالب خوشایند و تعریف و تمجید از زیبایی‌ها و اینکه با وجود او چقدر خوشبخت است، راضی نگه دارد ( ولو آنکه دروغ هم باشد). نباید این را جزو دروغ حساب نمود، بلکه برای گوینده‌ی آن حتی امید اجر و ثواب از جانب پروردگار متعال نیز هست.

مسلمان در مدح و در شوخی از دروغ استفاده نمی‌‌کند:

پیامبر بزرگوار اسلام ج به شدت کار منافقان و دورویان را زشت می‌‌شمارد که جلوی دیگران حتی به دروغ آنان را مدح و ثنا می‌‌گویند. آنحضرت ج می‌‌فرماید: «إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَدَّاحِينَ فَاحْثُوا فِى وُجُوهِهِمُ التُّرَابَ». [مسلم] یعنی: «اگر با مداح و تمجیدگری روبرو گشتید بر صورتش خاک بپاشید».

در این بین افرادی هم هستند که میل دارند دیگران را بخندانند، برای این کار دست به دروغ پردازی می‌‌زنند. این چیزی است که پیامبر ج آن را ناپسند دانسته و فرموده‌اند: «وَيْلٌ لِلَّذِى يُحَدِّثُ بِالْحَدِيثِ لِيُضْحِكَ بِهِ الْقَوْمَ فَيَكْذِبُ وَيْلٌ لَهُ وَيْلٌ لَهُ». [ترمذی] یعنی: «وای بر آنکه سخنی را بر زبان آورد تا کسانی به او بخندند، و دروغ بگوید. وای بر او! وای بر او! ».

نیز فرموده‌اند: «أَنَا زَعِيمٌ بِبَيْتٍ فِى رَبَضِ الْجَنَّةِ (أطرافها) لِمَنْ تَرَكَ الْمِرَاءَ وَإِنْ كَانَ مُحِقًّا وَبِبَيْتٍ فِى وَسَطِ الْجَنَّةِ لِمَنْ تَرَكَ الْكَذِبَ وَإِنْ كَانَ مَازِحًا وَبِبَيْتٍ فِى أَعْلَى الْجَنَّةِ لِمَنْ حَسَّنَ خُلُقَهُ». [أبوداود] معنی حدیث شریف: «من ضامنم به خانه‌ای در دامنه‌ی بهشت برای کسیکه خصومت و دعوی را ترک کند، هرچند که حق بجانب هم باشد و به خانه‌ای در وسط بهشت برای کسیکه دروغ را ترک کند، هر چند که برای مزاح هم باشد. و به خانه‌ای در بالاترین طبقات بهشت برای کسیکه اخلاقش نیکو باشد».

حضرت ابوبکر صدیقس با شنیدن سخنانی که در مدح او بودند، می‌‌فرمود: «خدایا تو از من به من آگاه‌تر هستی، و من از آنان بر خود آگاه‌ترم. بارالها! مرا بهتر از آنچه می‌‌پندارند نما، و بر من بیامرز آنچه از آن بی‌خبرند، و بخاطر آنچه می‌‌گویند مرا بازخواست مفرما!».

مترجم: مسعود

مصدر: سایت نوار اسلام

IslamTape.Com


 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...