توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۳۹۹ مرداد ۲۸, سه‌شنبه

نیکی با پدر و مادر

 

نیکی با پدر و مادر

حضرت اسماعیل÷ پسر کوچکی بود که پدر و مادرش را دوست داشت و از آنان اطاعت کرده و با آنان به نیکویی رفتار می‌‌نمود.

یک روز پدرش حضرت ابراهیم÷ نزد او آمدده و از او چیز بسیار عجیب و دشواری را درخواست نمود، او گفت: ﴿يَٰبُنَيَّ إِنِّيٓ أَرَىٰ فِي ٱلۡمَنَامِ أَنِّيٓ أَذۡبَحُكَ فَٱنظُرۡ مَاذَا تَرَىٰ [الصافات: 102]. یعنی: «اى پسرک من، من در خواب [چنین] مى‏بینم که تو را سر مى‏برم پس ببین چه به نظرت مى‏آید». حضرت اسماعیل÷ با اطمینانی که یک مؤمن به رحمت خداوند داشته و رضایتی که به رضای او دارد، پاسخ داد: ﴿قَالَ يَٰٓأَبَتِ ٱفۡعَلۡ مَا تُؤۡمَرُۖ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ [الصافات: 102]. «گفت اى پدر من آنچه را مامورى بکن ان شاء الله مرا از شکیبایان خواهى یافت».

اسماعیل÷ بسیار مطیع اوامر پدر خویش بود. در آنچه خداوند به او امر فرموده بود. وقتی ابراهیم÷ چاقو را به قصد سربریدن فرزند خویش مطابق دستور خداوند، برداشت، گشایشی از جانب خداوند سبحان دررسید. خداوند رحمان فرشته‌ای را از آسمان برای او فروفرستاد که قوچ بزرگی بعنوان فدیه‌ی اسماعیل را بهمراه داشت. خداوند در قرآن کریم چنین می‌‌فرماید: ﴿وَفَدَيۡنَٰهُ بِذِبۡحٍ عَظِيمٖ ١٠٧ [الصافات: 107]. معنی آیه: «و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانیدیم».

پیامبر ج داستان سه مردی را که مجبور بودند شب را در یک غار بگذرانند، برای ما تعریف می‌‌کند. سنگی از کوه سرازیر شده و ورودی غار را بر آنان می‌‌بندد. هرکدام از آن سه نفر شروع می‌‌کنند به خواندن خداوند و توسل جستن به او با اعمال نیکی که در طول زندگی انجام داده‌اند. خداوند نیز آنان را از موقعیت دشواری که در آن قرار گرفته بودند نجات می‌‌دهد. به این ترتیب که یکی از آنان می‌‌گوید: خدایا من پدر و مادر پیری داشتم و هرشب مقداری شیر برایشان آماده می‌‌ساختم تا ایشان قبل از بچه‌هایم آن را بنوشند. یک شب دیرتر شیر را آورده و دیدم هردو خوابیده‌اند. خوش نداشتم که بیدارشان نموده و قبل از آنان به کودکانم شیر بنوشانم. درنتیجه با پیاله‌ی شیر در دستم همانجا منتظر ایستادم تا از خواب بیدار شوند. در این حین بچه‌هایم جلوی پایم از گرسنگی می‌‌گریستند، تا اینکه بالاخره پدر و مادرم از خواب برخاسته و شیر را نوشیدند. بارالها اگر این کار را تنها برای خوشنودی تو انجام داده‌ام در این دشواری ما را گشایشی برسان. صخره باز شده و هرسه از غار خارج شدند. (این داستان از یک حدیث متفق علیه برگرفته شده بود).

نیکی با والدین چگونه است؟

نیکی با والدین همان احسان و فرمانبرداری در حق ایشان و انجام اعمال نیک برای آنان است. خداوند متعال جایگاه رفیعی را برای والدین در نظر گرفته که قابل مقایسه با دیگر منزلت و جایگاه‌ها نمی‌‌باشد. فرمانبرداری و نیکی با آنان را فرض و و اجبی بس بزرگ دانسته و آن را بعد از دستور به عبادت خویش قرار داده‌است. خداوند جل شأنه می‌‌فرماید: ﴿وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنًا [الإسراء: 23]. یعنی: «و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید...».

و می‌‌فرماید: ﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا [النساء: 36]. یعنی: «و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید...». یا اینکه: ﴿وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ أَنِ ٱشۡكُرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيۡكَ إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ ١٤ [لقمان: 14]. یعنی: «و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوى من است».

نیکی با پدر و مادر پس از وفات ایشان:

انسان مسلمان در زمان حیات پدر و مادرش و پس از مرگ آنان نیز با دعای آمرزش و مغفرت برایشان و بجای آوردن پیمان‌های آنان و بزرگداشت دوستان شان، در حق آنان نیکی می‌‌نماید.

تعریف می‌‌کنند که مردی از قبیله‌ی بنی سلمه نزد رسول خدا ج آمده و گفت: یا رسول الله، آیا نیکی با پدر و مادر پس از مرگشان نیز امکان پذیر می‌‌باشد؟ فرمود: «نَعَمْ الصَّلاَةُ عَلَيْهِمَا (الدعاء) وَالاِسْتِغْفَارُ لَهُمَا وَإِيفَاءٌ بِعُهُودِهِمَا مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِمَا وَإِكْرَامُ صَدِيقِهِمَا وَصِلَةُ الرَّحِمِ الَّتِى لاَ تُوصَلُ إِلاَّ بِهِمَا». [ابن ماجه] یعنی: «آری. نماز (یا دعا) بر آنان، طلب آمرزش برای ایشان، بجای آوردن عهد و پیمان آن‌ها پس از مرگ ایشان، احترام داشتن دوستان آنان و بر قراری پیوند و صله‌ی رحمی که تنها به واسطه‌ی ایشان قابل برقرار نمودن است».

خداوند متعال مسلمانان را به بسیاری دعا برای والدین در بیشتر اوقات تشویق می‌‌کند. در قرآن آمده است: ﴿رَّبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيۡتِيَ مُؤۡمِنٗا وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ [نوح: 28]. یعنی: «پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى که در سرایم درآید و بر مردان و زنان با ایمان ببخشاى...».

فضیلت نیکی با والدین:

نیکی با والدین فضیلت بسیار و پاداشی بس بزرگ نزد خداوند سبحان دارد. خداوند متعال نیکی با والدین را از بزرگ‌ترین اعمال و محبوب‌ترین آن‌ها نزد خویش شمرده است. حدیث: «فقد سئل  النَّبِىَّ ج أَىُّ الْعَمَلِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ قَالَ: الصَّلاَةُ عَلَى وَقْتِهَا. قَالَ ثُمَّ أَىُّ قَالَ: ثُمَّ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ. قَالَ ثُمَّ أَىُّ قَالَ: الْجِهَادُ فِى سَبِيلِ اللَّهِ». [متفق علیه] یعنی: «از پیامبر ج سؤال شد: محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند کدام است؟ فرمودند: «نماز سر وقت». پرسیدند: سپس کدام است؟ فرمود: «سپس نیکی با والدین». گفتند: آنگاه کدام است؟ فرمود: جهاد در راه خدا».

از دیگر فضیلت‌های نیکی با والدین:

خوشنودی والدین جزو خوشنودی پروردگار است:

مسلمان پیوسته در پی خوشنودی والدینش می‌‌باشد تا به خوشنودی خدایش نایل گشته و از به خشم آوردنشان می‌‌پرهیزد تا خداوند را به خشم نیاورد. پیامبر ج فرموده است: «رِضَا الرَّبِّ فِى رِضَا الْوَالِدِ وَسَخَطُ الرَّبِّ فِى سَخَطِ الْوَالِدِ». [ترمذی] یعنی: «خوشنودی خداوند در خوشنودی والدین است و خشم او در خشم آنان می‌‌باشد». نیز فرموده است: «من أرضى والديه فقد أرضى الله، ومن أسخط والديه فقد أسخط الله». [بخاری] یعنی: «آنکه والدینش را خوشنود سازد خداوند را خوشنود ساخته است، و کسی که والدینش را ناخرسند سازد خداوند را ناخرسند ساخته است».

به هشت زیر پای مادران است:

مردی نزد پیامبر ج آمده و گفت می‌‌خواهد به جهاد برود. پیامبر به او دستور داد برگشتته و با مادرش نیکی کرده و به او خدمت نماید. آن مرد بار دیگر اشتیاق خویش به جهاد را بیان داشت و باز پیامبر ج امر فرمود برگردد و با مادرش نیکی کند. بار سوم پیامبر به او گفت: «وَيْحَكَ الْزَمْ رِجْلَهَا فَثَمَّ الْجَنَّةُ». [ابن ماجه] یعنی: «وای بر تو! در رکاب مادرت باش که بهشت زیر پای اوست!».

نیل به جایگاه مجاهد:

مردی نزد رسول خدا ج آمده و گفت: من شوق جهاد دارم ولی توان آن را ندارم. پیامبر ج به او فرمود: «هَلْ بَقِيَ مِنْ وَالِدَيْكَ أَحَدٌ ؟ قَالَ : أُمِّي، قَالَ : فَأَبْلِ اللَّهَ فِي بِرِّهَا، فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ فَأَنْتَ حَاجٌّ، وَمُعْتَمِرٌ، وَمُجَاهِدٌ». [طبرانی] یعنی: «آیا از پدر و مادرت هیچکدام زنده است؟ مرد پاسخ داد: مادرم. فرمود: پس از خداوند بخواه ترا در نیکی با او یاری دهد. با انجام این کار تو هم حج را گذارده‌ای و هم عمره را و هم جهاد کرده‌ای!».

حدیث: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِىِّ ج فَاسْتَأْذَنَهُ فِى الْجِهَادِ فَقَالَ: أَحَىٌّ وَالِدَاكَ. قَالَ نَعَمْ. قَالَ: فَفِيهِمَا فَجَاهِدْ». [مسلم] یعنی: «یکبار مردی پیش آنحضرت ج آمده و اجازه‌ی جهاد خواست. پیامبر ج فرمود: آیا پدر و مادرت زنده‌اند؟ او گفت: آری. فرمود: پس برو و برای آنان جهاد کن(یعنی: به آن‌ها خدمت نما)».

حدیثی دیگر در این زمینه: «أَقْبَلَ رَجُلٌ إِلَى نَبِىِّ اللَّهِ ج فَقَالَ أُبَايِعُكَ عَلَى الْهِجْرَةِ وَالْجِهَادِ أَبْتَغِى الأَجْرَ مِنَ اللَّهِ. قَالَ: فَهَلْ مِنْ وَالِدَيْكَ أَحَدٌ حَىٌّ. قَالَ نَعَمْ بَلْ كِلاَهُمَا. قَالَ: فَتَبْتَغِى الأَجْرَ مِنَ اللَّهِ. قَالَ نَعَمْ. قَالَ: فَارْجِعْ إِلَى وَالِدَيْكَ فَأَحْسِنْ صُحْبَتَهُمَا». [مسلم] یعنی: «مردی رو به رسول خدا ج نموده و گفت: با تو برای هجرت و جهاد بیعت نموده و خواستار رضایت خداوند هستم. پیامبر ج فرمود: و آیا پدر و مادرت هیچ یک زنده‌اند؟ گفت: آری. فرمود: و خواستار خوشنودی خداوند هستی؟ گفت: آری. فرمود: پس بازگرد نزد پدر و مادرت. با آنان به نیکویی همراهی و همنشینی کن».

دست یابی به نیک‌رفتاری اولاد:

در نتیجه‌ی نیکرفتاری فرد مسلمان با والدین و اطاعت نمودن از آنان، خداوند متعال در آینده فرزندانی به او عطا می‌‌کند که با وی نیکرفتار و مطیع هستند به همانگونه که وی با والدین خویش رفتار کرده است. از رسول خدا ج روایت شده است که: «بَرُّوا آباءَكُمْ تَبَرُّكُمْ أَبْنَاؤُكُمْ، وَعِفُّوا تَعِفُّ نِسَاؤُكُمْ». [طبرانی و حاکم] یعنی: «با پدرانتان به نیکی رفتار کنید تا فرزندانتان در حقتان نیکی کنند و پاکدامنی گزینید تا زنانتان پاکدامن باشند».

والدین مشرک:

سعد ابن ابی‌وقاصس با مادرش بسیار نیک رفتار بود و زمانیکه اسلام را پذیرفت مادرش به او گقت: ای سعد، این چه وضعی است که ترا بدان می‌‌بینم؟ یا از دینت دست بازمی کشی، و یا من دست از خورد و نوش می‌‌کشم تا بمیرم و ننگ آن برای تو بماند و همه خواهند گفت: ای قاتل مادر خود. سعد پاسخ داد: مادر جان، این کار را مکن! چونکه من از دین خود برای هیچ چیز دست بازنمی کشم. مادرش تا یک شب و یک روز خوردن و نوشیدن را ترک نمود تا آنکه گرسنگی بر او فشار آورد. سعد به او گفت: بدان که بخداوند قسم اگر صد جان داشته باشی و آن‌ها را یک به یک از گرسنگی بدهی من از دین خود به هیچ قیمتی دست برنخواهم داشت. پس اگر دوست داشتی چیزی بخور و اگر هم نخواستی نخور.

وقتی مادرش پافشاری او در تمسک به دین اسلام را مشاهده کرد، شروع به خوردن نمود. در تایید این عمل آیه‌ی زیر نازل گردید:

﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَاۖ وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا [لقمان: 15]. یعنی: «و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن...».

اسلام به این ترتیب نیکی با والدین را به ما می‌‌آموزد اگرچه مشرک باشند.

بانو اسماء دختر حضرت ابوبکرب می‌‌گوید: «قَدِمَتْ عَلَىَّ أُمِّى وَهْىَ مُشْرِكَةٌ، فِى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ج فَاسْتَفْتَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ ج قُلْتُ : إِنَّ أُمِّى قَدِمَتْ وَهْىَ رَاغِبَةٌ، أَفَأَصِلُ أُمِّى قَالَ: نَعَمْ صِلِى أُمَّكِ». [متفق علیه] یعنی: «مادرم در زمان رسول الله ج در حالیکه مشرک بود، به خانه‌ام آمده از پیامبر ج فتوا طلبیده گفتم: مادرم نزدم آمده در حالیکه طمع دارد به او کمک نمایم، آیا با مادرم پیوستگی کنم؟ فرمود: بلی، پیوندت را با مادرت پیوسته دار».

نافرمانی(آزردن) والدین:

خداوند متعال مسلمانان را از نافرمانی (عاق) والدین و سهل انگاری در بجای آوردن حق و حقوق آنان و انجام کاری که آنان را ناخرسند ساخته یا برنجاند و یا حتی آزار ایشان با کلمه‌ای (همچون «اف» یعنی: وای بر شما) و یا نگاه تند و ناپسند برحذر داشته و می‌‌فرماید: ﴿فَلَا تَقُل لَّهُمَآ أُفّٖ وَلَا تَنۡهَرۡهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوۡلٗا كَرِيمٗا [الإسراء: 23]. یعنی: «...به آن‌ها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آن‌ها سخنى شایسته بگوى». نباید آنان را به هر دلیلی اندوهگین گرداند چون اندوهگین ساختن پدر و مادر آزار دادن و عاق آنان است. امام علیس می‌‌فرماید: «آنکه والدینش را اندوهگین سازد آنان را آزرده (عاق نموده) است».

جزای نافرمانی والدین:

پیامبر ج آزار والدین را از جمله‌ی گناهان کبیره و بلکه از بزرگ‌ترین گناهان کبیره شمرده است. ایشان ج آن را با شرک به خدا یکجا آورده و فرموده است: «أَلاَ أُنَبِّئُكُمْ بِأَكْبَرِ الْكَبَائِرِ: الإِشْرَاكُ بِاللَّهِ، وَعُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ...». [متفق علیه] یعنی: «آیا شما را از بزرگ‌ترین گناهان کبیره با خبر نسازم: شریک آوردن به خدا و نافرمانی و آزار پدر و مادر...».

خداوند متعال مجازات آزار پدر و مادر را به همین دنیا پیش کشیده و پیامبر ج می‌‌فرماید: «كل الذنوب يؤخِّر الله منها ما شاء إلى يوم القيامة إلا عقوق الوالدين، فإن الله يعجله لصاحبه في الحياة قبل الـممات». [بخاری] یعنی: «خداوند از تمام گناهان آن‌هایی را که بخواهد تا روز رستاخیز به تعویق می‌‌اندازد بجز آزار پدر و مادر را که خداوند آن را برای آنکه مرتکب آن گردد به همین زندگانی قبل از مردن پیش می‌‌کشاند».

مترجم: مسعود

مصدر: سایت نوار اسلام

IslamTape.Com


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...