توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۳۹۹ آذر ۴, سه‌شنبه

پتروشيمي نقش جهان

 

پتروشيمي نقش جهان

لغات عربي دامنه معنايي بسيار وسيعي دارند براي همين، ناآگاهان، مغرضان و سياسيون از اين انعطاف نهايت سوء استفاده را می‌کنند:

تغيير ماهيت کلمات در پالايشگاه تشيع صفوي

وقتي در اصفهان پا در ميدان نقش جهان، می‌گذاري با يک مثلث روبرو می‌شوي. مثلث زر و زور و تزوير. بازار: زر. عالي قاپو: زور. مسجد: تزوير. دقيقاً در اين مثلث بود که طرح تشيع صفوي توسط روحاني صفوي ريخته شد. از مفاد اصلي اين طرح، تبديل و مسخ روح کلمات اسلامي بود. که روش آن به قرار زير است:

نشاندن استثناء در جايگاه اصل

شفاعت به جاي ايمان و عمل صالح

ادعا به جاي عمل

سفارش پيامبر به علي  و تبديل وصايت به اصل خلافت!

تقيه به جاي صراحت و حقيقت گويي.

مصلحت: حکام فعلي شيعه آنچه را به نام مصلحت انجام می‌دهند در تحليل حکومت حضرت عمرt به نام بدعت مطرح می‌کنند و اين يعني بازي با کلمات.

تحريف کلمه در جايگاه غير اصلي خود:

مولي که بيشتر به معناي دوست و همنشين يا بنده آزاد شده است به: امامت و خلافت منصوص!!!.

ولايت با فتح و تبديل به ولايت با کسر.

تشديد معناي کلمه:

که ريشه تاريخي در غلو غاليان دارد.

مولي:  ولي امر خليفه- ولايت بر کل کائنات (اين يعني: شرک خالص)

غنمتم در آيه خمس که شمول خمس را فقط به غنايم می‌داند به: استفتم  يعني کليه منافع ساليانه.

انتقاد از خلفاء توسط حضرت علي: سب و لعن خلفاء.

مقام وصايت به: امامت و در ادامه:  مقام امامت بالاتر از نبوت.

تخفيف و تخصيص بار معنايي کلمات:

شهادت به:  عزا و مرگ سياه

امر به معروف و نهي از منکر: فقط تذکر حفظ حجاب زنان!.

بسياري از پاسخ‌هاي محققين شيعه (مانند تقيه و مصلح و علم غيب و...) درست است ولي در اينجا چند مساله مطرح است:

1-    اين کلمات روي کاغذ و در اصطلاح تئوريک و در معنا و جايگاه اصلي و واقعي خود درست است ولي آيا تفکر و بازتاب آن در فرهنگ شيعه بر همين منوال است؟ يعني آيا يک نفر شيعه عادي مسجدي همين برداشت را از شفاعت دارد که آقايان نويسنده دارند؟

2-    ما می‌دانيم اين موارد اصولا جزو استثنائات هستند و اصل چيز ديگري است ولي آيا در فرهنگ عوام شيعه به صورت يک اصل کلي در نيامده‌اند. مانند جمع بين نماز ظهر و عصر؟

3-    آيا با جمع بندي به اين نتيجه نمی‌رسيم که معاني اصلي بسياري از اين کلمات تحريف و تشديد شده است. مانند کلمه مولي که معناي دوست می‌دهد ولي تبديل به معناي خليفه و پس از آن ولايت بر آسمانها و زمين و كل كائنات شده است؟! و موجب به حاشيه رفتن اصل. مانند شفاعت که می‌تواند براحتي موجب به حاشيه رفتن ايمان و عمل صالح  شود. يا مفاتيح که موجب به حاشيه رفتن قرآن و تکيه که موجب به حاشيه رفتن مسجد مي‌شود. و كل رفتار و شعائر آقايان كه موجب به حاشيه رفتن اصل اصيل،توحيد شده است؟

ريشه‌هاي غلو و انديشه‌هاي غاليان در تفكرات شيعي

﴿قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوٓاْ أَهۡوَآءَ قَوۡمٖ قَدۡ ضَلُّواْ مِن قَبۡلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرٗا وَضَلُّواْ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ ٧٧ [المائدة: 77].

«بگو اي اهل كتاب در دين خود غلو(زياده روي) نكنيد و از هوسهاي جمعيتي كه پيشتر از اين گمراه شدند و ديگران را گمراه كردند و از راه راست منحرف گشتند پيروي نكنيد».

با عنايت به مفهوم صريح اين آيه: يكي از راههايي كه انسان را آرام آرام به وادي كفر و شرك می‌كشاند و از راه راست منحرف می‌كند زياده روي و غلو است. و غلو طبق احاديث و روايات فراوان در هر امري حتي امور پسنديده نيز امكان‌پذير است (حضرت علي: دو گروه نسبت به من هلاك شدند محب زياده رو و دشمن) غلو يكي از پديده‌هايي است كه به نوعي نقطة مقابل عدالت بوده و به آرامي زمينه ساز حضور ظلم و ظلمت و تاريكي و كوري می‌شود. غلو ممكن است در ابتدا كوچك جلوه كند ولي در انتها انسان را به جاهاي بسيار بدي می‌كشاند. متاسفانه در همان دوران امامان، افرادي خواسته يا ناخواسته آلت دست عده‌ای شدند تا متاسفانه شيعه به وضعيت اسف بار فعلي برسد.(در راس اين افراد غاليان و پس از آنها به ترتيب مفوضه ـ روافض يا رافضي‌ها و ساير مذهب فاسده چون فطحي، واقفي، اسماعيليه، كيسانيه، سبائيه  و گروههاي مانند موالي ايراني ساكن كوفه  وجود دارند البته درست است كه در زمان فعلي بسياري از اين گروهها و مذاهب وجود نداشته يا از لحاظ عددي بسيار اندكند ولي در دوره امامان اكثريت با اين عده بوده و روساء و علماي آنها كردند آنچه كردند براي نمونه جاي پاي اكثر اين افراد فاسدالمذهب را در قديمي‌ترين و معتبرترين كتب شيعه يعني اصول كافي به وفور می‌بينيم اينك به عنوان نمونه جاي پاي انديشه غاليان را در تفكرات شيعي نگاه كنيد:

1-     چطور ممكن است نبي اكرم در آن گرماي شديد (غدير) مردم را نگاه داشته باشد كه بگويد فقط علي را دوست داشته باشيد؟ پاسخ: غدير خم بدون هيچگونه ترديدي در اواخر اسفند ماه بوده (احتمالا 29 اسفند) و طبق بررسي ما از سايت هواشناسي عربستان در اسفند سال 1384 و 1385هواي آنروز در شديدترين و گرم‌ترين ساعات روز 28 درجه سانتي گراد است! ديگر اينكه بسياري از حجاج در مكه از بقيه جدا شده و رهسپار جنوب عربستان شدند و بسياري در جحفه جدا شده بودند و.. 

2-    معني كلمه مولي دوست و ياور است و به هيچ وجه خلافت و حكومت و جانشيني و امارت از هر 27 معني آن استنباط نمی‌شود ولي در اينجا نيز باز شاهد غلو و زياده روي هستيم.

3-     ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمۡ رَٰكِعُونَ ٥٥ [المائدة: 55]. كه طبق  حديث  امام باقر: حضرت علي نيز داخل در لفظ مومنين است ولي شيعه می‌گويد منظور آيه فقط حضرت عليu است.

4-    اعتقاد به پاره‌ای امور در مورد امامان: درست است كه امامان شيعه انسان‌هايي متقي و پاك و پاكيزه و خداترس بوده‌اند ولي مفهومي كه شيعه از عصمت امامان به دست می‌دهد اين است كه: امكان هيچگونه خطا، فراموشي و حتي اشتباه در گفتار و رفتار امامان وجود ندارد. اكنون با عنايت به اينكه حتي شيعه نيز معتقد است در رابطه با امامان، وحي در كار نيست و ما به تواتر در تاريخ صدر اسلام می‌بينيم كه هرگاه پيامبرr مي‌خواسته دچار اشتباهي شود از طريق وحي مطلع می‌شده اين سئوال پيش مي‌آيد كه پس امامان چگونه متوجه می‌شده‌اند؟

5-    اموري مانند شفاعت و تقيه، مصلحت و...  صحت دارد و هم از نظر عقلي و هم از نظر قرآن و روايات نبي اكرم، امري ثابت شده است ولي شيعه در اينجا نيز كار را به افراط كشانده و هر حديث معارض با عقايد رايج را با چوب تقيه حراج كرده و هر گناهكاري را در پيشگاه خدا مستعد شفاعت دانسته و هر رفتاري از امامان را كه براي آن پاسخي ندارند حمل بر مصلحت يا تقيه می‌كنند و... 

6-    در ابتداي برخي زيارتنامه‌هاي جعلي (كه رد پاي غاليان در متن و سند آنها به خوبي پيداست) ثواب‌هاي شگفت‌انگيزي براي خواننده آن زيارتنامه در نظر گرفته شده است مانند ثواب دوهزار حج و دوهزار شهيد كه در بدر و احد شهيد شده‌اند و....!!!! كه فكر نمی‌كنم نياز به توضيح داشته باشد.

7-    شيعه معتقد است پيامبر اكرمr فقط نظر لطف به چند نفر به خصوص داشته و به تبع آن خداوند نيز فقط آن عده معدود را مورد عنايت قرار می‌داده و به عنوان مثال: پيامبرr در ميان زنانش فقط خديجه و از مردان فقط علي و از فرزندانش فقط فاطمه را دوست داشته است[1] و در قرآن هر كجا ستايشي شده فقط منظور خانواده آخرين دختر آن پيامبرند و اگر نكوهشي شده فقط منظور ابوبكر و عمر بوده‌اند!.

8-    رفتارهاي بسيار سبك سرانه و زشت و ناپسند به عنوان حب اهل بيت در عزاداريهاي از قمه زني گرفته تا زنجير زني و حتي سينه زني كه هر كودك دبستاني نيز متوجه جهالت و وحشي گري اينگونه رفتار می‌شود[2] ولي وقتي هنوز علماي ما در استحباب قمه زني مانده‌اند ديگر چه انتظاري از برخي عوام كالانعام می‌رود؟ در صورتيكه اندوه قلبي پس از كسب معرفت از شخصيت امام حسينu و فهم علت رفتار ايشان در كربلا كافي است و اينكه انسان پس از هر محرمي تغيير كرده و روحيه‌ای ظلم ستيز‌تر پيدا كرده و از حالت بی‌تفاوتي و گوسفندي خارج شده و نگذارد هر انسان بي‌سر و پايي در هر اداره يا جاي ديگري به او ظلم و ستم كند.

9-    در انتها توجه شما را به اين نكته بسيار عجيب جلب می‌كنم كه عدل يكي از اصول مذهب تشيع است (اين اصل يعني اصل عدل و اصل امامت جزو اصول دين ساير فرق و مذاهب اسلامي نيست) ولي تمامي مثالهاي فوق در تضاد كامل با اصل عدل و عدالت قرار دارد چه خداوند را عادل بدانيم و چه نبي اكرم را، با اعتقادات شيعه اين اصل نقض می‌شود. البته ممكن است نويسندگان فعلي شيعه در كتب خود به موارد فوق اشاره‌ای نداشته يا پاره‌اي از آنها را نقض و رد كنند ولي: 1- آنچه از قديم الايام و قرنهاست از طريق ملاهاي منبري در سر مردم و توده عوام شيعه جا گرفته جز اين است 2- برخي از نويسندگان و علماي قديمي شيعه به چنين مطالبي معتقد بوده‌اند 3- اگر به ميان توده شيعه بروي و از آنها پيرامون موارد فوق سئوال كني چون آنها حقيقت را از طريق شما نشنيده‌اند و يا شما جرات گفتن حقيقت را با آنها نداشته ايد  آنها مطمئناً اكثر اين موارد را تاييد مي‌كنند پس آنچه در كتابها مي‌نويسند با واقعيت عيني و ملموس در متن جامعه بسيار متفاوت است.



[1]- براستی اگر اینها پارتی بازی نیست پس چه نامی می‌توان به آن داد؟ هر چند شیعه از بین انبوه كتب تاریخی می‌تواند مطالبی جمع‌آوری كند كه مثلا اهل بیت فقط 5 نفرند ولی این روایات روایات متضاد نیز دارد و در صحت و سقم راویان آن نیز جای بحث زیاد است.

[2]- وقتی روزه كه جزو فروع دین و حكمی مربوط به خداوند  است را اگر بیمار بودی می‌توانی ترك كنی و روزه نگیری آیا مجازی به خاطر سایر امور به جسم و روحت  صدمه وارد كنی؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...