الحلیم Y
«الحليم» نیز یکی از اسماء الله است که هم در قرآن و هم در حدیث پیامبر ذکری از آن به میان آمده است. خداوند میفرماید:
﴿أَنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٞ ٢٣٥﴾ [البقرة: 235].
«بیگمان خداوند بس آمرزنده و بردبار است».
خداوند خود را با صفت حلم همراه علم توصیف نموده و یا با صفتهای غفور و حلیم، غنی و حلیم. میفرماید:
﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٞ ٥٩﴾ [الحج: 59].
«بیگمان خدا کاملاً آگاه و بردبار است».
﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٞ ١٥٥﴾ [آل عمران: 155].
«چرا که خداوند آمرزنده و بردبار است».
﴿إِن تُقۡرِضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا يُضَٰعِفۡهُ لَكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ ١٧﴾ [التغابن: 17].
«اگر به خدا قرض الحسنهای بدهید، آن را برایتان چندین برابر میسازد، و شما را میآمرزد، خداوند سپاسگزار و بردبار است».
﴿وَٱللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٞ ٢٦٣﴾ [البقرة: 263].
«و خداوند بینیاز و بردبار است».
حلیم یعنی کسی که بسیار باگذشت و بخشش است و با وجود قدرت، در عقوبت گناهکاران عجله نمیکند. عصبانیت و غضب او را ناآرام و دلتنگ نمیکند. جهل و گناه گناهکار هیچ ضرری به او نمیرساند. خداوند با جنایتکاری که مستحق عذاب و درد گناهان مرتکب شده است با مسامحه و گذشت برخورد میکند؛ یعنی او گناه گناهکار را میبیند و مخالفت امرش توسط شخص را مشاهده میکند اما غضب و عصبانیت او را ناآرام و دلتنگ نمینماید و غضب و کینه او را فرا نمیگیرد، هیچ چیز او را وادار به شتاب و عجله در عقوبت گناهکار نمیکند هر چند توانا و قدرتمند است. آن چنان که خداوند نفسش را توصیف میکند:
﴿وَلَوۡ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُواْ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهۡرِهَا مِن دَآبَّةٖ﴾ [فاطر: 45].
«هر گاه خداوند مردمان را در برابر کارهایی که میکنند (فوراً و بدون کمترین مهلتی برای اصلاح و تجدیدنظر و خودسازی) به کیفر برساند، انسانی را بر روی زمین باقی نخواهد گذاشت».
پیامبر اسلام ص میزان حلم و بردباری خداوند را برای ما تبیین فرموده و میفرماید: هیچ شخصی یا چیزی آزاردهندهترین چیزی را که خداوند میشنود و بر آن صبر میکند را نمیشنود، ایشان برای خداوند فرزند قائل میشوند در حالی که او ایشان را میبخشد و به ایشان رزق و روزی میدهد.
بردباری خدا بر گناهکاران و پوشیدن گناهانشان و مهلتی که به کفار میدهد همه دارای درس برای ما هستند، گویی خداوند میگوید: از من حلم را بیاموزید در حالی که من توانا و عظیم هستم، و خود را با حلم و صبر آراسته گردانید و از گرایش به سوی شیطان بپرهیزید، زیرا من با وجود قدرتم دارای بردباری و حلم هستم و با وجود عزتم پوشاننده و ستار گناهانم. در اثر آمده است که حلم سید و آقای اخلاق است و در اثر آمده که: کسی که دارای صفت حلیم است به پیامبری نزدیکتر است. حلم صفتی است که خداوند بدان متصف گشته و بندگان بر گزیدهی خود را بدان مزین نموده است. خداوند حضرت ابراهیم u را وصف میفرماید:
﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّٰهٞ مُّنِيبٞ ٧٥﴾ [هود: 75].
«واقعاً ابراهیم بسی بردبار و آه کشنده و توبهکار بود».
و قوم شعیب به حضرت شعیب ÷ میگفتند:
﴿قَالُواْ يَٰشُعَيۡبُ أَصَلَوٰتُكَ تَأۡمُرُكَ أَن نَّتۡرُكَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَآ أَوۡ أَن نَّفۡعَلَ فِيٓ أَمۡوَٰلِنَا مَا نَشَٰٓؤُاْۖ إِنَّكَ لَأَنتَ ٱلۡحَلِيمُ ٱلرَّشِيدُ ٨٧﴾ [هود: 87].
«گفتند: ای شعیب! آیا نمازهایت به تو دستور میدهد که ما چیزهایی را ترک کنیم که پدرانمان آنها را پرستیدهاند؟! و ما نتوانیم به دلخواه خود در اموال خویش تصرف کنیم؟! تو که مرد شکیبا و خردمندی هستی؟».
از مظاهر حلم خداوندی این است که گناه گناهکار او را عصبانی و غضبناک نمیکند و هتک حرمت خطاکار او را تشویق به اجرای انتقام نمیکند. آن قدر حلم میورزد که جاهل میپندارد خداوند از احوالش آگاه نیست. و آن قدر گناهانش را میپوشد که گمان میبرد خداوند کارهای پلیدش را نمیبیند. خداوند حلیم بندگان را مورد بخشایش قرار داده و فرصت توبه و زاری به درگاهش را بدیشان عطا میکند. خداوندی که به خاطر گناه بندگان نعمتها و فضل و بخشش را از ایشان دریغ نمیدارد و همچنان که فرد مطیع و فرمانبردار را روزی عطا میکند به شخص گناهکار نیز روزی میدهد؛ زیرا خداوند در اوج قدرت و توانایی میبخشد.
خداوند به آدمی فرصت بازگشت میدهد و بلافاصله او را دچار عقوبت نمیکند و منتظر بازگشت بنده به سوی اوست. درگاه توبهاش همیشه باز است. گویند: جوانی بسیار گناه میکرد اما هیچگاه بر گناه اصرار نداشت و غرق در آن نمیشد؛ بلکه توبه نموده و باز میگشت، سپس دچار گناه میشد وقتی که بسیار این حالت را طی کرد شیطان به او گفت: چرا توبه میکنی و از گناهان باز میگردی؟ شیطان میخواست بدین طریق او را از رحمت الهی مأیوس گرداند. آن شب جوان از خواب برخاست وضو گرفته و دو رکعت نماز خواند. سپس رو به سوی آسمان نمود و گفت: ای خداوندی که آدمیان پاک را از انجام گناه باز میداری! ای کسی که هر کسی را که بخواهی از معصیت حفظ میکنی! ای کسی که صالحان را به سوی صالح بودن سوق میدهی! اگر مرا نیز از انجام گناه باز داری من نیز مرتکب گناه نمیشوم و اگر مرا به حال خود رها کنی دچار خذلان و بدبختی میشوم. وجودم در قبضهی قدرت توست و گناهان در میان دستانت. ای کسی که قلبها را تغییر میدهی! قلب من را بر دین خودت تثبیت گردان. در این هنگام خداوند به ملائکه فرمود: ای ملائکهی من! شما نیز سخنش را شنیدید شاهد باشید که من تمامی گناهان گذشتهی او را بخشیدم و او را در بقیهی عمرش از گناه محفوظ داشتم.
حلیم U گناهان را میبخشد و عیوب و نقائص را میپوشد، همچنین خداوند رشتهی دوستی بنده و خود را حفظ میکند و عهد را به خوبی اجرا میکند و به طور تمام و کمال به وعده عمل مینماید.
هر کس که میخواهد مثالی برای کمالات باشد و به زیور جمالات آراسته گردد باید که با جاهلان بردباری ورزد و با سفیهان گذشت پیشه کند. همانگونه که خداوند با دشمنانش برخورد میکند تو نیز با دشمنانت آن گونه برخورد کن، حلم و بردباریاش بر مشرکان را ببین و نرمی و لطافتش در قضاوت را مشاهده کن؛ گروهی از مردم کسی دیگر به جز خداوند را میپرستند اما خداوند ایشان را روزی میدهد و گروهی دیگر جز خداوند را مورد عزت و احترام قرار میدهند، اما خداوند بدیشان مهلت میدهد. سر دسته و پیشوای کسانی که بدین صفت آراستهاند، پیامبراسلام، حضرت محمد مصطفی ص است؛ زیرا هیچگاه به خاطر خودش از کسی عصبانی نشد چه بسیار اتفاق میافتاد که کافران ایشان را متهم به دیوانگی میکردند و انواع اذیت و آزار را درحقش روا میداشتند و او را با سنگ میزدند به گونهای که خون براعضای مبارکش جاری میگشت، اما ایشان حلیم و صبور بودند. حلم و بردباری خداوند حلیم را بر اندام پوشیده و به مولای کریمش انس گرفته و به حکم خداوند حکیم راضی گشته میفرمود: «خداوندا! قومم را ببخش؛ زیرا ایشان ناآگاهند». مظاهر بردباری و حلم پیامبر ص بسیار است. گوشههایی از آن را بیان میکنیم تا بدان اقتدا نماییم و خود را به اخلاق ایشان آراسته کنیم؛ زیرا پیامبر ص اولین معلم مبلغ از جانب پروردگارش است و آن را توضیح داده و بیان مفصلی در موردش داده و آن را به همان گونه که بدو وحی شده تطبیق میدهد و در این میان شخصیتهای زیادی از جمله بزرگان قوم و جوانان و مردان و زنان و صاحبان جاه و مقام و ذکاوت و کسانی که با او جور و جفا کرده بودند و یا مسلمانانی که قلبشان شربت ایمان را چشیده است و مسلمانانی که تازه به دین اسلام گرویدهاند و یا کسانی که با اندک کلامی راضی میشدند و باهوش بودهاند و یا دستهای که کمتر زیرک بودند و نیاز به توضیح زیادتری داشتند پیش ایشان میآمدند و اینها همه نیازمند سینهی گشاده و وسیع بوده و نیازمند بردباری و صبری است تا بتواند تمام این کارها را به انجام رساند و باید که خود را از عصبانیت و تنگی و آثار آنها به دور کرد. پیامبر اسلام ص الگوی عالی در سعهی صدر بودند و صاحب نفسی عظیم بودند که مکانت و رسالتش اقتضای آن را داشت. در اینجا چند نمونهای از حلم ایشان را بیان میکنیم:
1- یک نفر عرب بادیهنشین خدمت پیامبر ص آمد و از ایشان تقاضای چیزی را کرد. پیامبر نیز آن چیز را به او عطا کرد، سپس پیامبر فرمود: در حق تو خوبی کردم آن شخص گفت: نه خیر، به شایستگی کار را انجام ندادی، مسلمانانی که در آنجا حضور داشتند عصبانی شدند و برخاستند. پیامبر به ایشان اشاره فرمود که دست نگه دارید، سپس پیامبر برخاست و داخل خانهاش شد و چیز بیشتری را برای اعرابی فرستاد. سپس به او گفت: آیا در حق تو خوبی کردم؟ آن شخص گفت: خداوند تو و خانوادهی محترمت را جزای خیر دهد! پیامبر به او فرمود: تو سخنت را گفتی در حالی که در دل یارانم نسبت به تو چیزی بر جای مانده. اگر دوست داری همین جمله را نیز در نزد آنان بیان کن تا دلشان از آنچه از تو غضب گرفته، پاک گردد. آن شخص گفت: بله، همان را دوباره میگویم. صبح یا عصر آن اعرابی پیش پیامبر آمده و پیامبر فرمود: این اعرابی از آنچه به او دادهام راضی گشته است آیا این گونه است؟ آن اعرابی گفت: بله خداوند تو و خانوادهی محترمت را جزای خیر دهد! سپس پیامبر فرمود: مثال من و مثال این اعرابی همچون شخصی است که شترش رام میکند و مردم به دنبال شتر میروند و او بدتر فرار میکند. آنگاه صاحب شتر ایشان را صدا کرده و میگوید: من و شتر مرا رها کنید من خودم بهتر میتوانم او را رام کنم آنگاه به سوی شترش رفته آرام آرام به او نزدیک شده و شتر را آرام کرده خرجین شتر را رویش انداخته و خود نیز بر آن سوار میشود. دیدید که چگونه درحق کسی که بدو نیکی کرده و آن شخص نیکی پیامبر را منکرشده بود بردباری به خرج داد. سپس دیدید که چگونه پیامبر حریص بود تا کینهی آن شخص از دل اصحابش پاک شود تا آنان بیادبی او را عقوبت نکنند.
2- جوانی پیش پیامبر آمد و به پیامبر گفت: ای نبی خدا! آیا به من اجازه میدهی که زنا بکنم؟ مردم بر او شوریدند. پیامبرفرمود: او را نزدیک کنید، سپس فرمود: بنشین. آن جوان روبروی پیامبر نشست. پیامبر فرمود: آیا چنین کاری را با مادرت میپسندی؟ جوان گفت: خیر، خدا مرا فدایت کند! پیامبر فرمود: مردم نیز دوست ندارد دیگران با مادرشان زنا نمایند. سپس پیامبر فرمود: آیا دوست داری با دخترت زنا کنند؟ جوان گفت: خیر خداوند مرا فدایت کند! پیامبر فرمود: مردم نیز دوست ندارند دیگران با دخترشان زنا نمایند. سپس پیامبر فرمود: آیا دوست داری با خواهرت یا عمهات یا خالهات زنا کنند و آن جوان هر بار میگفت: خیر، خداوند مرا فدایت کند! و پیامبر نیز فرمود: مردم نیز دوست ندارند. سپس پیامبر ص دستش را بر روی سینهی آن جوان نهاد و فرمود: پروردگارا! قلبش را پاک نما و گناهانش را بیامرز و شرمگاهش را مصون دار. گویند: از آن به بعد هیچچیز به اندازهی زنا در دل آن جوان مورد تنفر نبود. در اینجا حکمت معلم اول پدیدار میشود. او جوان را نرنجاند و او را دیوانه و سفیه قلمداد نکرد؛ بلکه با سعهی صدر برخورد نمود و مثالهایی را برایش بیان کرد تا زشتی و پلشتی زنا را دریابد و همچون محبت پدری دلسوز در حق فرزند دعای نیکی در حقش نمود و او از آن بیماری شفا یافته و پاک گردید.
3- اصحابش در جنگ احد از او خواستند تا مشرکان را نفرین نماید؛ زیرا آنان پیامبر را مجروح کرده و چهاردندان ایشان را شکسته بودند به گونهای که خون بر صورتش جاری گشته بود. پیامبر ص فرمود: من برانگیخته نشدهام که نفرین و لعنت کنم؛ بلکه من دعوت کننده به سوی حق و رحمت هستم. آنگاه فرمود: پروردگارا! قومم را بیامرز، زیرا آنان ناآگاهند.
4- قبل از این که زید بن سعنه مسلمان شود قرضش را از پیامبر r میخواست، دستی بر شانهی پیامبر زده و پیراهنش را تند و سخت کشید. حضرت عمر از این عملش عصبانی شد و او را سرزنش کرد و تند با او سخن گفت. پیامبر ص تبسمی نموده و فرمود: ای عمر! من و این شخص انتظار عملی دیگر را از تو داریم. میبایستی مرا به بازپرداخت خوب قرضم سفارش کنی و او را نیز به بازپسگیری قرض به صورتی شایسته تذکر دهی، سپس فرمود: سه روز تا زمان بازپرداخت باقی مانده و به عمر دستور داد تا مال این شخص را بپردازد و 20 صاع بیشتر به او بدهد؛ زیرا موجب ترس و نگرانی او شده است، همین برخورد پیامبر سبب شد تا زید مسلمان گردد.
5- پیامبر چیزی را تقسیم نمود. بعضی از مسلمانان بادیهنشین گفتند: این تقسیمی نیست که خدا را مدنظر گرفته باشد، خبر به گوش پیامبر رسید، گونههایش سرخ شد، آنگاه فرمود: خداوند بر برادرم، موسی رحمت بفرستد که بیشتر از این مورد اذیت و آزار قرار گرفت و صبر پیشه کرد.
6- احادیثی که پیامبر در آنها دعوت به حلم و صبر میکند، زیادند؛ مثلاً هنگامی که حضرت عایشهل عصبانی میشد پیامبر بینی ایشان را گرفته و میفرمود: ای عایشه! بگو: ای پروردگار محمد پیامبر! گناهانم را بیامرز و نگرانی و عصبانیت را از قلبم بزدای و مرا از گمراهیهای فتنهها و آشوبها بر حذر دار.
پیامبر ص میفرمود: شخصی که حلم و بردباری ورزد همچون شخص روزهدار نمازگزار است.
عبدالحلیم: کسی که اگر در حقش جنایتی نمایند در پی عقوبت و مجازات سریع نیست و صبوری به خرج میدهد و اذیت دیگران و سفاهت شخص سفیه را تحمل میکند و بدی را، با خوبی پاسخ میدهد.
دعا: پروردگارا! با اسم حلیم تجلی نمودهای، گناهان را پوشیده و با فضلت قلبها را جذب نمودهای عطایا و بخششهایت را از ما برمگردان. ما ناآگاهانه تو را فراموش کردهایم و تو با محبت، ما را رزق و روزی دادهای، تو دربرترین مقاماتی و از هر عیبی منزهی. پروردگارا! نور اسم حلیم را بر قلبهای ما بتابان تا ما نیز به صفت حلم و صبر و بردباری آراسته گردیم. پروردگارا! نفسهای ما را از غضب و عصبانیت و حماقت و نادانی محفوظ فرما و ما را به اندازهی طاقتمان به نور اسمت آراسته گردان تا ما نیز نوری زیبا و پرتوافکن بر دوستان بوده و همچون چشمهای گوارا برای جویندگان حلم و بردباری باشیم. به درستی تو بر هر چیزی توانایی.
وصلی الله علی سیدنا محمد وعلی آله وصحبه وسلم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر