توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۳۹۹ بهمن ۵, یکشنبه

الحق

 

الحق Y

«الحق» اسم خداوند تبارک و تعالی است که پدید آورنده‌ی آسمان‌ها و زمین است و وصف ذات قدسی الله است. هیچ‌کس در این صفت شریک خداوند نیست، حتی به صورت مجازی. خداوند به وجود آورنده‌ی موجودات براساس حق است و هم‌چنان که ابتدا او را آفریده، سپس او را باز می‌گرداند و وعده‌ی خداوند حق است. خداوند با سخنان خود حق را پایدار و ماندگار می‌گرداند و با آیاتش دوستانش را تأیید می‌کند و فقط الله U حق مطلق است و هر آنچه جز اوست، باطل است. خداوند می‌فرماید:

﴿وَيُحِقُّ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ [یونس: 82].

«خداوند با سخنان خود (که بر انبیاء نازل می‌کند) حق را پایدار و ماندگار می‌گرداند».

﴿فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡحَقُّ [المؤمنون: 116].

«خداوندی که فرمانروای راستین است برتر از آن است (که جهان هستی را بیهوده و بی‌هدف آفریده باشد)».

﴿فَذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمُ ٱلۡحَقُّ [یونس: 32].

«آن، خدا است که پروردگار بر حق شما است».

معنایش این است که فقط خداوند مستحق عبادت و پرستش است؛ زیرا او ثابتی است که زوال نمی‌پذیرد، به تحقیق وجودش ازلی و ابدی است ذاتش واجب الوجود است و هر موجودی وجودش را به فرمان او به دست آورده است. خداوند می‌فرماید:

﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ [الحج: 6].

«آن (چیزهایی که در آیات پیشین درباره‌ی مراحل مختلف آفرینش انسان و جهان گیاهان بازگو شد) بدان خاطر است که (بدانید) خدا حق است».

وعده‌ی خداوند حق است و می‌فرماید:

﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ [لقمان: 33].

«وعده‌ی خدا (به فرا رسیدن قیامت) حق است».

حق موجودی است که عدم و فنا نمی‌پذیرد و زوال و نابودی در آن اثر نمی‌کند و دچار تغییر نشده، همه از اویند و به سوی او می‌روند و به این خاطر است که در حدیث رسول‌الله ص آمده است که: صادق‌ترین کلمه‌ای که عرب‌ها گفته‌اند این سخن لبید است که: هان آگاه باید که هر چه جز خداوند است، باطل است. اهل تصوف هر گاه که مشاهده‌ی فنا شدن نفس و ذاتشان بر آنان غالب می‌شود، اسمی از اسماء الله که در بیشتر احوال بر زبان جاری می‌سازند کلمه‌ی حق است زیرا در آن لحظات ذاتی بلندمرتبه را پیش چشم می‌دارند که هر کس جز او محکوم به هلاکت و نابودی است اما اهل استدلال چون از افعال خداوند سند می‌طلبند در اکثر اوقات اسم باریء بر زبانشان جاری است البته باریء به معنای خالق.

بیشتر مردم هر چیزی، جز خدا را دیده و با مشاهده‌ی آیات خداوندی و با استفاده از آن‌ها بر وجود خداوند شهادت می‌دهند و ایشان مورد خطاب این آیه‌ی قرآن هستند که:

﴿أَوَلَمۡ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ [الاعراف: 185].

«آیا آنان به ملک (پهناور و عظمت شگفت) آسمان‌ها و زمین (و عجایب و غرایب آن‌ها) و به هر آنچه که خدا آفریده است نمی‌نگرند؟».

اما صدیقان جز خداوند، را ندیده و با وجود خداوند بر خود او شهادت می‌دهند  ایشان مخاطب این آیه‌اند که می‌فرماید:

﴿أَوَ لَمۡ يَكۡفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ ٥٣ [الفضلت: 53].

«آیا (برای برگشت کافران از کفر و مشرکان از شرک) تنها این بسنده نیست که پروردگارت بر هر چیزی حاضر و گواه است؟».

خداوند با استدلال بیان می‌کند که فطرت و دلایل عقلی، آدمی را رهنمون می‌کنند که فقط خداوند فرمانروا و فریادرس است و می‌فرماید:

﴿قُلۡ مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أَمَّن يَمۡلِكُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَمَن يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَۚ فَسَيَقُولُونَ ٱللَّهُۚ فَقُلۡ أَفَلَا تَتَّقُونَ ٣١ فَذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمُ ٱلۡحَقُّۖ فَمَاذَا بَعۡدَ ٱلۡحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَٰلُۖ فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ ٣٢ [یونس: 31-32].

«بگو: چه کسی از آسمان (به وسیله‌ی اشعه و باران) و از زمین (به وسیله‌ی فعل و انفعالات خاک و رویش گیاهان و درختان و میوه‌ی آن‌ها) به شما روزی می‌رساند؟ یا چه کسی بر گوش و چشم‌ها توانا است (و آن‌ها را می‌آفریند و بدان‌ها نیروی شنوایی و بینایی می‌دهد؟) یا چه کسی زنده را مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد (و حیات و ممات در دست او است؟) یا چه کسی امور (جهان و جهانیان) را می‌گرداند (و کارساز و کاردان است؟) خواهند گفت: آن خدا است. پس بگو: آیا نمی‌ترسید و پرهیزگار نمی‌شوید؟ آن خدا است که پروردگار بر حق شما است (و او چنین کارهایی را می‌کند و ربوبیت و وحدانیت او با براهین و دلایل قاطعانه ثابت می‌باشد و به همین سبب پرستش او حق است و پرستش جز او باطل). آیا سوای حق جز گمراهی است؟ پس چگونه باید از راه به در برده شوید؟».

هم‌چنین خداوند با استدلال به مظاهر وجود و آیاتش در آفاق بیان می‌کند که فقط خداوند حق است و هرکس جز او پرستش و به فریاد خوانده شود باطل است و می‌فرماید:

﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِيٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ ٢٩ ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلۡبَٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ ٣٠ [لقمان: 29-30].

«آیا ندیده‌ای که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌گرداند، و خورشید و ماه را مسخر کرده (و در مسیر منافع انسان‌ها به جریان انداخته؟) و این که هر کدام تا سرآمد معینی به حرکت خود ادامه می‌دهند (و این نظم و نظام با پایان گرفتن دنیا پایان می‌یابد) و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است؟ این (آفریده‌های عجیب و غریبی را که می‌بینید) دلیل بر آن است که خداوند حق است و آنچه را که به جز او به فریاد می‌خوانید و عبادت می‌نمایید باطل است و خداوند والامقام و بزرگوار است».

بهره‌ی بنده از اسم خداوند حق

باید که نفسش را باطل ببیند و فقط خدا را حق دانسته و هیچ چیز جز خدا را حق نداند. حتی بنده هر چند که حق باشد، اما او به نفس خود حق نیست، بلکه به واسطه‌ی الله حق است؛ زیرا که وجود او به واسطه‌ی خداوند است نه به ذات خودش، بلکه او به ذات خودش باطل است؛ زیرا اگر خداوند او را به وجود نمی‌آورد او وجود نمی‌داشت. پس ای فرزندم! اسم حق را بسیار یاد کن تا نور حق بر تو تجلی یافته و باطل رخت بربندد و عجب و خودپسندی از قلبت زایل شود و چشمانت با خشیت از حق گشوده گردد و حق را به حق بینی و نفست با آن انس و آرامش گیرد و با حقی که همراه آفاق است مأنوس گردی.

عبدالحق: کسی است که حق بر او تجلی یافته و او را در افعال و اقوال و احوالش از باطل مصون و محفوظ می‌دارد و حق را در هر چیزی می‌بیند، زیرا که حق ثابت و واجب و قائم به ذات است و هر چه جز اوست، باطل و فناپذیر است و وجودش ثابت به اوست. بلکه هر چیزی را در صورت حق، حق دیده و در صورت باطل، باطل می‌بیند.

دعا: پروردگارا! تو حقی و هر آنچه سوای توست، باطل است و کلامت حق است و کسی که بدان تمسک جوید، جزو واصلان است و در جهان با حق تجلی یافته‌ای و اهل ایمان تو را به واسطه‌ی آن حق می‌شناسند و از باطل گریزان‌اند، زیرا که همچون سراب است و بر عدمی که از خاک به وجود آمده تکیه و اعتماد نمی‌کنند.

پروردگارا! نور حق را بر قلب‌های ما بتابان تا حق را به حق ببینیم و به مظاهر خلق مغرور نگردیم و وجودمان شیفته و دلباخته‌ی حق گردان و زبانمان را با یاد حق ذاکر گردان و اعضای ما را عمل کننده به حق قرار ده. به درستی که تو بر هر چیزی توانایی.

وصلی الله علی سیدنا محمد وعلی آله وصحبه وسلم


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...