نویسندهی کتاب وصایا الرسول، گونههایی از استخارهی ممنوع و ناجایز را ذکر کرده و از انجامدادن و باورداشتن به آنها هشدار داده است.
عملی کهکه فردِ نیازمند انجام میدهد یا از کسی دیگر میخواهد که این کار را برای او انجام دهد، بدین صورت است که مقداری قرآن تلاوت میکند و از خداوند میخواهد آنچه را که نیت کرده است، در خواب به او نشان دهد و یا اگر آنچه را که نیت کرده، خیر است، در خواب به او به شکل سبزی یا سفیدی نشان دهد و اگر آنچه که نیت کرده، بد است، در خواب به شکل سرخی یا سیاهی به او نشان دهد، اینگونه استخاره اصلاً مشروع نیست. و انجام آن به مثابهی عدول از آموزههای رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و دعای جامع و فراگیری است که خیر دنیا و آخرت را دربر دارد. اینگونه استخاره، با ایمان کامل و یقینی که مقتضی دوری از بدعتها و آراستهشدن با سنتهای رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، فاصله دارد.
2- استخاره با تسبیح (فالگرفتن با تسبیح)
روش این استخاره بدین شکل است که فرد نیازمند یا کسی دیگر که برای او انجام میدهد، تسبیحی را برمیدارد و با شمردن آن، نیازش را زمزمه میکند، سپس بعضی از دانههای آن را در دستان خود نگه میدارد و بعد از آن، دانههای آن را میشمارد، اگر فرد بودند، از نیت خویش منصرف میشود و اگر زوج بودند، نیت خود را خیر حساب میکند و برای انجام آن اقدام میکند.
این عمل بیشتر با باورهای دوران جاهلیت شباهت دارد، آنان پرنده را به هوا میپراندند، اگر به سمت راست میرفت به فال نیک میگرفتند و اگر به سمت چپ پرواز میکرد به فال بد میگرفتند و از تصمیم خود منصرف میشدند. شریعت این عمل را «الطیرة» نامیده و از انجام آن برحذر داشته است.
3- استخاره با فال، مهره و کفبینی
تمام موارد فوق گونهای از انحراف و گمراهی محسوب میشوند و مبنای آن توانمندی و زیرکی دجالی است که سخنانش را از خواستهها و نیازمندیهای شخص و موافقت او در پارهای از چیزهایی که به گمان شخص، گمشدهی او هستند، استخراج میکند، از آلودهشدن به این گناه بایستی سخت پرهیز کرد. به عنوان هشدار این سخن رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کافی است که میفرماید:
«مَنْ أَتَى عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاةُ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً»([1]).
«هرکس پیش فالگیر و پیشگو رود و از او در بارهی چیزی سؤال کند، نماز چهل شب او قبول نمیشود».
باز فرموده است:
«مَنْ أَتَى عَرَّافًا أَوْ كَاهِنًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم »([2]).
«هرکس نزد فالگیر و پیشگو رود و سخن او را باور کند، بیشک چنین کسی به آنچه که بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است کفر ورزیده است».
حضرت عایشه رضی الله عنها میگوید: هرکس گمان کند که آنچه را که فردا اتفاق میافتد، میداند، چنین کسی دروغ بسیار بزرگ و بهتان عظیمی به خداوند نسبت داده است، چون خداوند میفرماید:
﴿قُل لَّا يَعۡلَمُ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ ٱلۡغَيۡبَ إِلَّا ٱللَّهُ﴾ [النمل: 65].
«بگو: کسانی که در آسمانها و زمین هستند، غیب نمیدانند، جز خدا».
برخی دیگر از اینگونه موارد ناروا عبارتند از: «فتاح»، همان کسی که وقتی نزد او بروی برایت کتابی باز میکند تا به تو بفهماند که از طریق کتاب میتواند از غیب و آینده اطلاع دهد و تو به راحتی دروغ و گمراهیگریِ او را باور کنی.
«طالب الأثر» جویندهی رد، از کسانی که نزد او مراجعه میکنند، تکهای پارچه میخواهد و میگوید که: به زودی تو را از حال و آینده خبر میدهم؟ تمام این کارها بر مبنای دروغ و حیله استوارند.
«منجم»، کسی که با حسابهای ریاضی، با نجوم و ستارگان کار میکند، سپس مراجعهکنندگان خودش را از گذشته و آیندهی کارهایشان خبر میدهد! غافل از اینکه خداوند از این دروغ و حقهی او آگاه است و بر این عمل او نظارت دارد و خودش میداند که افتراگر و دروغپردازی بیش نیست، مدعی علمشناسی منازل برجها، کسی است که سالها را براساس برجها تقسیم بندی میکند، مثلاً کسی در سال فلان متولد شده است برج او، برج الاغ است و هرکس در سال فلان متولد شده است برج او، گاو نر است و هرکس برج او فلان است، روز او غبارآلود است. بدین شکل، برخی از جراید رسمی اکثر کشورهای عربی، این خرافهها را تبلیغ میکنند و چنان به آن آب و تاب میدهند که انگار حقیقت است و همیشه در صفحات جرایدشان بدان ستونی اختصاص میدهند. به گمان خودشان در راستای ایفای وظیفهی فرهنگی گام برداشته اند و خدمتی فرهنگی انجام داده اند و بدین وسیله با خرافات مبارزه میکنند! اگر این خود خرافه نباشد، پس خرافه چیست؟
بستن کتاب با نخ و آویزانکردن با کلید به یکی از انگشتان و تلاوت آیاتی معین از قرآن، به وسیلهی آن آیات به عقیدهی خودش، جن را احضار میکند. سپس با آن استخاره میکند و میگوید: اگر این کار چنین است، کتاب را به سمت راست برگردان و اگر چنان نیست، کتاب را به سمت چپ برگردان. همهی اینها بدعت و خرافه و وسیلهای است جهت گشودن باب شعبده و... گاهی هم موجب کفر ورزیدن به چیزی میشود که بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است چنانکه در حدیث گذشت. پرسیدن از غیبی که هنوز نیامده و آشکار نشده است و جز خدا هیچکسی دیگر آن را نمیداند، تکذیب آن چیزی است که بر سرور ما حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است، خداوند میفرماید:
﴿وَمَا تَدۡرِي نَفۡسٞ مَّاذَا تَكۡسِبُ غَدٗاۖ وَمَا تَدۡرِي نَفۡسُۢ بِأَيِّ أَرۡضٖ تَمُوتُ﴾ [لقمان: 34].
«و هیچکس نمیداند فردا چه چیز فرا چنگ میآورد و هیچکس نمیداند که در کدام سرزمین میمیرد. (قطعاً خدا آگاه و باخبر است)».
﴿وَعِندَهُۥ مَفَاتِحُ ٱلۡغَيۡبِ لَا يَعۡلَمُهَآ إِلَّا هُوَ﴾ [الأنعام: 59].
«گنجینههای غیب و کلید آنها در دست خداست و کسی جز او از آنها آگاه نیست».
﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا ٢٦ إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾ [الجن: 26- 27].
«دانندهی غیب خداست و هیچکس را بر غیب خود آگاه نمیسازد، مگر پیغمبری که خدا از او راضی باشد».
سؤال از جن به هر شکل و کیفیتی که باشد بر سه قسم است: 1- سؤال از او در بارهی گذشته، 2- پرسیدن از اکنون، یا در بارهی اتفاقی که در جایی دور رخ دادهاست، 3- سؤال از آینده.
سؤال اول و دوم به خاطر سه ذرائع ممنوع است، چرا که جنها اکثراً دروغ میگویند و چه بسا سؤال مطرح شده از جن حتی در حضورش، بر او پوشیده بماند، همانگونه که مرگ حضرت سلیمان علیه السلام بر آنان مخفی ماند، در حالی که او در جلوی آنها ایستاده بود و آنان او را تماشا میکردند و از مرگ او خبر نداشتند و زمانی که عصای او در اثر خوردن موریانه افتاد، متوجه شدند که سلیمان مرده است. چنان که خداوند میفرماید:
﴿فَلَمَّا قَضَيۡنَا عَلَيۡهِ ٱلۡمَوۡتَ مَا دَلَّهُمۡ عَلَىٰ مَوۡتِهِۦٓ إِلَّا دَآبَّةُ ٱلۡأَرۡضِ تَأۡكُلُ مِنسَأَتَهُۥۖ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ ٱلۡجِنُّ أَن لَّوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ ٱلۡغَيۡبَ مَا لَبِثُواْ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ ١٤﴾ [سبأ: 14].
«زمانی که بر سلیمان مرگ را مقرر داشتیم، جنیان را از مرگ او آگاه نکرد [آنان را از مرگ او باخبر نساخت] مگر چوب خوارههایی که (مدتها بود به عصای سلیمان رخنه کرده بودند) و عصای وی را میخوردند. هنگامی که سلیمان فرو افتاد، آن وقت فهمیدند که اگر آنها از غیب مطلع میبودند در عذاب خوارکننده (و بیگاری اسارت) باقی نمیماندند».
3- اما حکم سؤال جن از آینده، همانند حکم رفتن نزد ساحر و جادوگر و کاهن و فالگیر است، چرا که او با این عمل خود آیاتی را که بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است تکذیب کرده و این کفر صریح و باوری زشت و ناگوار است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر