توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۰ مهر ۲۴, شنبه

باب: مواردی که روزه را فاسد نمی‌گردانند

 


بَابُ مَا لَا يُفسِدُ الصَّومَ

وَ هُوَ أَربَعَةٌ وَ عِشرُونَ شَيئًا: مَا لَو أَكَلَ أَو شَرِبَ أَو جَامَعَ نَاسِيًا؛ وَ إِن كَانَ لِلنَّاسِي قُدرَةٌ عَلَی الصَّومِ، يُذَكِّرُه بِه مَن رَآهُ يَأكُلُ؛ وَ كُرِهَ عَدَمُ تَذكِيرِه. وَ إِن لَم يَكُن لَه قُوَّةٌ؛ فَالأَولَی عَدَمُ تَذكِيرِه؛ أَو أَنزَلَ بِنَظرٍ أَو فِكرٍ وَ إِن أَدَامَ النَّظَرَ وَالفِكرَ أَو اِدَّهَنَ أَو اِكتَحَلَ وَ لَو وَجَدَ طَعمَه فِي حَلقِه؛ أَو اِحتَجَمَ أَو اِغتَابَ أَو نَوَی الفِطرَ وَ لَم يُفطِر أَو دَخَلَ حَلقَه دُخَانٌ بِلَا صُنعِه أَو غُبارٌ وَ لَو غُبَارَ الطَّاحُونِ أَو ذُبَابٌ أَو أَثرُ طَعمِ الأَدوِيَةِ فِيهِ وَ هُوَ ذَاكِرٌ لِصَومِه أَو أَصبَحَ جُنُبًا وَ لَو اِستَمَرَّ يَومًا بِالجِنَابَةِ؛ أَو صَبَّ فِي إِحلِيلِه مَاءً أَو دُهنًا أَو خَاضَ نَهرًا فَدَخَلَ المَاءُ أُذُنَه أَو حَكَّ أُذُنَه بِعُودٍ فَخَرَجَ عَلَيه دَرَنٌ ثُمَّ أَدخَلَه مِرَارًا اِلَی أُذُنِه أَو دَخَلَ أَنفَه مُخاطٌ فَاستَنشَقَه عَمَدًا أَو اِبتَلَعَه وَ يَنبَغِي إِلقَاءُ النُّخَامَةِ حَتَّی لَايَفسُدَ صَومُه عَلَی قَولِ الإِمَامِ الشَّافِعِيّ رَحِمَهُ اللهُ؛ أَو ذَرعَهُ القَيءُ وَ عَادَ بِغَيرِ صُنعِه وَ لَو مَلَأَ فَاهُ فِي الصَّحِيحِ؛ أَو اِستَقَاءَ أَقَلَّ مِن مِلءِ فِيهِ عَلَی الصَّحِيحِ، وَ لَو أَعَادَ فِي الصَّحِيحِ؛ أَو أَكَلَ مَا بَينَ أَسنَانِه وَكَانَ دُونَ الحِمَّصَةِ أَو مَضَغَ مِثلَ سِمسِمَةٍ مِن خَارِجِ فَمِه حَتَّی تَلاشَت وَ لَم يَجِد لَهَا طَعمًا فِي حَلقِه.


باب: مواردی که روزه را فاسد نمی‌گردانند

مواردی که روزه را فاسد نمی‌گردانند، بیست و چهار چیز است که عبارتند از:

* هرگاه شخص روزه‌دار، به فراموشی چیزی بخورد، یا چیزی بنوشد؛ یا به فراموشی [با همسرش] جماع و نزدیکی و همبستری و آمیزش جنسی نماید؛ [زیرا ابوهریره رضی الله عنه  گوید: پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «مَنْ نَسِيَ وَ هُوَ صٰائِمٌ فَاَکَلَ اَوْ شَرِبَ، فَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ؛ فَاِنَّمٰا اَطْعَمَهُ اللهُ وَ سَقٰاهُ» (مسلم، بخاری، ابن ماجه و ترمذی)؛ «اگر شخص روزه‌دار از روی فراموشی چیزی را خورد یا نوشید، (روزه‌اش باطل نمی‌شود و) آن را کامل کند؛ چرا که خداوند بلندمرتبه،‌او را خورانیده یا نوشانیده است».]

و اگر چنان‌چه فرد فراموشکار، توان و قدرتی بر [ادامه‌ی] روزه [تا شب، بدون هیچ‌گونه مشقّت و رنجی داشت؛ مثل این که جوان و نیرومند باشد،] در آن صورت کسی که او را در حال خوردن می‌بیند، او را [از خوردن منع کند و] روزه را به یادش آورد؛ و در این صورت، عدم تذکّرِ فرد فراموشکار، مکروه می‌باشد.

و اگر چنان‌چه توان و قدرتی [بر ادامه‌ی روزه تا شب] نداشت [و با مشقت و سختی، روز را به شب می‌رساند، مثل این که پیر و ضعیف باشد،] در آن صورت، بهتر عدم تذکّرِ فرد فراموشکار می‌باشد.

* یا با نگاه کردن [به شرمگاه زنی] و یا با فکر کردن [در مورد زیبایی زنی،] اِنزال شود؛ اگر چه نگاه نمودن و فکر کردن وی، [تا آمدن آب مَنی] ادامه یابد.

* یا [بر سبیل و ریش خویش] روغن بمالد.

* و یا [به چشم‌های خود] سرمه بکشد؛ اگر چه طعم سرمه را در حلق خویش نیز احساس نماید.

* یا حجامت کرد؛ [زیرا روایت شده است که: «اِنَّهُ  صل الله علیه و آله و سلم  اِحْتَجَمَ وَ هُوَ مُحْرِمٌ وَّ احْتَجَمَ وَ هُوَ صٰائِمٌ» (بخاری و ابوداود)؛ «پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در حال اِحرام و روزه، حجامت کرد». و حدیث «اَفْطَرَ الْحٰاجِمُ وَ الْمَحْجُوْمُ»، حمل بر زائل شدن اجر و پاداش است.]

* یا غیبت [کسی را]کند.

* یا نیت خوردن کند ولی [عملاً] چیزی را نخورد.

* یا بدون عمل و اختیار وی، دود و یا گرد و غبار، به حلقش برود؛ اگر چه گرد و غبارِ [آرد] آسیاب باشد.

* و یا مگسی به حلقش رود.

* و یا اثر طعم ادویه را در حلقش احساس کند و حال آن که به یادش نیز هست که روزه دارد.

* و یا در حال جنابت و ناپاکی صبح کند؛ اگر چه یک روز کامل [یا بیشتر از آن،] در حال جنابت و ناپاکی نیز باقی بماند؛ [ولی این امر، مکروه تحریمی است به جهت ترک فریضه‌ی نماز.]

* یا در سوراخ آلت تناسلی خویش آب یا روغن بریزد.

* یا در رودخانه‌ای، غوطه خورد و فرو رود و آب، به داخل گوش‌هایش وارد شود.

* یا با تکّه چوبی، داخل سوراخ گوش‌های خویش را بخراشد و خلال نماید و [به هنگام خارج کردن آن تکّه چوب از داخل سوراخ گوش‌ها،] چرکی نیز به همراه آن خارج گردد؛ سپس چندین مرتبه آن تکه چوبِ چرکین را داخل گوش‌های خود وارد نماید.

* یا [از ناحیه‌ی سر روزه‌دار،] آب بینی سرازیر شود و به بینی‌اش برسد و او نیز از روی عمد، آن را بالا بکشد و ببلعد؛ و مناسب است که [شخص روزه‌دار،] بلغم و خلط سینه‌ی خویش را به بیرون بیاندازد، تا - بر مبنای قول امام شافعی رحمه الله  - روزه‌اش فاسد نگردد.

* یا خود به خود و بدون اختیار، استفراغ کند و سپس بدون فعل وی، دوباره به حلقش برگردد؛ اگر چه آن استفراغ - بنا به قول صحیح - به اندازه‌ی پری دهان وی باشد. [ابوهریره رضی الله عنه  گوید: پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «مَنْ ذَرَعَهُ الْقَيْءُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ قَضٰاءٌ وَ مَنِ اسْتَقٰاءُ عَمْداً فَلْيَقْضِ» (ترمذی، ابوداود و ابن ماجه)؛ «اگر کسی خود به خود و بدون اختیار استفراغ کرد، روزه‌اش باطل نشده و قضا بر او لازم نیست؛ ولی اگر از روی عمد استفراغ کند، روزه‌اش باطل می‌شود و باید آن را قضا کند».]

* و یا از روی عمد استفراغ کند و استفراغ، کمتر از میزان پری دهان وی باشد؛ اگر چه - بنا به قول صحیح - استفراغ وی [بدون دخالت وی،] دوباره به حلقش برگردد.

* یا چیزی را که در میان دندان‌های وی باقی مانده بود، بخورد؛ و آن چیز خورده شده، کمتر از دانه‌ی نخودی باشد. و یا چیزی را از خارج دهان به دهان خویش داخل کرد مانند کنجد؛ این طور که آن را بجود تا متلاشی گردد؛ و برای آن در حلق خویش، طعم و مزّه‌ای را نیابد. [و روزه، با آمپول نیز فاسد نمی‌گردد؛ چه در پوست تزریق شود و چه در شریان.]


 

 

 

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...