توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۰ آذر ۶, شنبه

کتاب [19]: نماز تهجد

 

کتاب [19]: نماز تهجد

1- باب: التَهَجُّدِ بِاللَّيْلِ

باب [1]: تهجد در شب

590- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا قَامَ مِنَ اللَّيْلِ يَتَهَجَّدُ قَالَ: «اللَّهُمَّ لَكَ الحَمْدُ أَنْتَ قَيِّمُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيهِنَّ، وَلَكَ الحَمْدُ لَكَ مُلْكُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيهِنَّ، وَلَكَ الحَمْدُ أَنْتَ نُورُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيهِنَّ، وَلَكَ الحَمْدُ أَنْتَ مَلِكُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ، وَلَكَ الحَمْدُ أَنْتَ الحَقُّ وَوَعْدُكَ الحَقُّ، وَلِقَاؤُكَ حَقٌّ، وَقَوْلُكَ حَقٌّ، وَالجَنَّةُ حَقٌّ، وَالنَّارُ حَقٌّ، وَالنَّبِيُّونَ حَقٌّ، وَمُحَمَّدٌ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَقٌّ، وَالسَّاعَةُ حَقٌّ، اللَّهُمَّ لَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَإِلَيْكَ أَنَبْتُ، وَبِكَ خَاصَمْتُ، وَإِلَيْكَ حَاكَمْتُ، فَاغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَمَا أَخَّرْتُ، وَمَا أَسْرَرْتُ وَمَا أَعْلَنْتُ، أَنْتَ المُقَدِّمُ، وَأَنْتَ المُؤَخِّرُ، لاَ إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ - أَوْ: لاَ إِلَهَ غَيْرُكَ [رواه البخاری: 1120].

590- از ابن عباس رضی الله عنهما  روایت است که گفت: چون پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در شب برای تهجد خواندن برمی‌خواستند، چنین دعا می‌کردند:

«اللَّهُمَّ لَكَ الحَمْدُ أَنْتَ قَيِّمُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيهِنَّ، وَلَكَ الحَمْدُ لَكَ مُلْكُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيهِنَّ، وَلَكَ الحَمْدُ أَنْتَ نُورُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيهِنَّ، وَلَكَ الحَمْدُ أَنْتَ مَلِكُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ، وَلَكَ الحَمْدُ أَنْتَ الحَقُّ وَوَعْدُكَ الحَقُّ، وَلِقَاؤُكَ حَقٌّ، وَقَوْلُكَ حَقٌّ، وَالجَنَّةُ حَقٌّ، وَالنَّارُ حَقٌّ، وَالنَّبِيُّونَ حَقٌّ، وَمُحَمَّدٌ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَقٌّ، وَالسَّاعَةُ حَقٌّ، اللَّهُمَّ لَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَإِلَيْكَ أَنَبْتُ، وَبِكَ خَاصَمْتُ، وَإِلَيْكَ حَاكَمْتُ، فَاغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَمَا أَخَّرْتُ، وَمَا أَسْرَرْتُ وَمَا أَعْلَنْتُ، أَنْتَ المُقَدِّمُ، وَأَنْتَ المُؤَخِّرُ، لاَ إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ»([1]). [و یا به عوض (لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ) (لا إِلَه غَيْرُكَ) می‌گفتند.

2- باب: فَضْلِ قِيَامِ اللَّيْلِ

باب [2]: فضیلت قیام شب

591- عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: كَانَ الرَّجُلُ فِي حَيَاةِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، إِذَا رَأَى رُؤْيَا قَصَّهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَتَمَنَّيْتُ أَنْ أَرَى رُؤْيَا، فَأَقُصَّهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَكُنْتُ غُلاَمًا شَابًّا، وَكُنْتُ أَنَامُ فِي المَسْجِدِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَرَأَيْتُ فِي النَّوْمِ كَأَنَّ مَلَكَيْنِ أَخَذَانِي، فَذَهَبَا بِي إِلَى النَّارِ، فَإِذَا هِيَ مَطْوِيَّةٌ كَطَيِّ البِئْرِ وَإِذَا لَهَا قَرْنَانِ وَإِذَا فِيهَا أُنَاسٌ قَدْ عَرَفْتُهُمْ، فَجَعَلْتُ أَقُولُ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ، قَالَ: فَلَقِيَنَا مَلَكٌ آخَرُ فَقَالَ لِي: لَمْ تُرَعْ، فَقَصَصْتُهَا عَلَى حَفْصَةَ فَقَصَّتْهَا حَفْصَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: «نِعْمَ الرَّجُلُ عَبْدُ اللَّهِ، لَوْ كَانَ يُصَلِّي مِنَ اللَّيْلِ» فَكَانَ بَعْدُ لاَ يَنَامُ مِنَ اللَّيْلِ إِلَّا قَلِيلًا [رواه البخاری: 1121].

591- از ابن عمر رضی الله عنهما  روایت است که گفت: در زمان پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  اگر کسی خوابی می‌دید، آن را برای پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  قصه می‌کرد، آرزو داشتم که خوابی ببینم و برای پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  قصه نمایم، و من بچه جوانی بودم، و در زمان پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در مسجد می‌خوابیدم.

در خواب دیدم که گویا دو فرشته مرا گرفته و به سوی آتش [دوزخ] بردند، و [دیدم] که دوزخ به مانند چاهی ساخته شده است، و دارای دو شاخ است([2])، و در آن مردمانی هستند که آن‌ها را می‌شناسم، و من پی هم می‌گفتم: از آتش [دوزخ] به خدا پناه می‌جویم، [عبدالله بن عمر رضی الله عنهما ] گفت که: در این وقت فرشته دیگری آمد و برایم گفت که: مترس.

[این خواب را] برای (حفصه) رضی الله عنها  قصه نمودم([3])، و حفصه آن را برای پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم  قصه نمود، ایشان فرمودند:

«عبدالله شخص نیکی است اگر در شب نماز بخواند» [یعنی: نماز تهجد بخواند]، بعد از این واقعه، عبدالله رضی الله عنه  فقط وقت اندکی را در شب می‌خوابید([4]).

3- باب: تَرْكِ القِيَامِ لِلمَرِيضِ

باب [3]: ترک قیام شب برای مریض

592- عَنْ جُنْدَبِ بْنِ عَبْدِ اللهِ قَالَ: «اشْتَكَى النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَلَمْ يَقُمْ لَيْلَةً أَوْ لَيْلَتَيْنِ» [رواه البخاری: 1124].

592- از جندب بن عبدالله رضی الله عنه ([5]) روایت است که گفت: «پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  مریض شدند، و یک یا دو شب برای قیام لیل، برخواستند([6]).

4- باب: تَحْرِيضِ النَّبِيِّ  صل الله علیه و آله و سلم  عَلَى صَلاَةِ اللَّيْلِ وَالنَّوَافِلِ مِن غَيرِ إِيجَابٍ

باب [4]: تشویق پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  بخواندن نماز شب، و نوافل، بدون آنکه واجب باشد

593- عَنْ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ طَرَقَهُ وَفَاطِمَةَ بِنْتَ النَّبِيِّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَيْلَةً، فَقَالَ: «أَلاَ تُصَلِّيَانِ؟» فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَنْفُسُنَا بِيَدِ اللَّهِ، فَإِذَا شَاءَ أَنْ يَبْعَثَنَا بَعَثَنَا، فَانْصَرَفَ حِينَ قُلْنَا ذَلِكَ وَلَمْ يَرْجِعْ إِلَيَّ شَيْئًا، ثُمَّ سَمِعْتُهُ وَهُوَ مُوَلٍّ يَضْرِبُ فَخِذَهُ، وَهُوَ يَقُولُ: ﴿وَكَانَ الإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا [رواه البخاری: 1127].

593- از علی بن ابی طالب رضی الله عنه  روایت است که: شبی پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  نزد او و فاطمه دختر پیامبر خدا علیه السلام  آمده و فرمودند: «شما دو نفر نماز نمی‌خوانید»؟ [مراد از این نماز، نماز تهجد است].

گفتم: یا رسول الله! جان ما در دست خدا است، اگر بخواهد که ما را بیدار کند، بیدار می‌کند.

چون این سخن را گفتیم برگشتند و به من چیزی نگفتند، و هنگام برگشتن در حالی که[دست خود را] بر ران خود می‌زدند، شنیدم که می‌گفتند: «انسان از هر چیزی مجادله‌‌گرتر است»([7]).

594- عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، قَالَتْ: «إِنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَيَدَعُ العَمَلَ، وَهُوَ يُحِبُّ أَنْ يَعْمَلَ بِهِ خَشْيَةَ أَنْ يَعْمَلَ بِهِ النَّاسُ، فَيُفْرَضَ عَلَيْهِمْ، وَمَا سَبَّحَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سُبْحَةَ الضُّحَى قَطُّ وَإِنِّي لَأُسَبِّحُهَا» [رواه البخاری: 1128].

594- از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  بعضی از عبادات را از ترس آنکه مبادا مردم نیز به آن‌ها عمل نمایند و بر آن‌ها واجب گردد، ترک می‌کردند، گرچه در اصل دوست داشتند که آن عبادات را انجام دهند، [و از همین جهت] هیچگاه پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  نماز ضحی را نخواندند، و من آن را می‌‌خواندم([8]).

5- باب: قِيَام النَّبِيِّ  صل الله علیه و آله و سلم  حَتَّى تَرِمَ قَدَمَاهُ

باب [5]: قیام پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  تا جایی‌که پاهای‌شان ورم کرد

595- عَنْ المُغِيرَةَ بْن شُعْبَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، يَقُولُ: إِنْ كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَيَقُومُ لِيُصَلِّيَ حَتَّى تَرِمُ قَدَمَاهُ - أَوْ سَاقَاهُ - فَيُقَالُ لَهُ فَيَقُولُ: «أَفَلاَ أَكُونُ عَبْدًا شَكُورًا» [رواه البخاری: 1130].

595- از مغیره بن شعبه رضی الله عنه ([9]) روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  شب آنقدر نماز می‌خواندند که قدم‌های پای‌شان، - و یا ساق‌های پای‌شان – ورم می‌کرد، چون برای‌شان گفته می‌شد؟ [که سبب این همه عبادات چیست، و خداوند لغزش‌های گذشته و آینده شما را بخشیده است].

می‌فرمودند: «آیا بنده شکر گذاری نباشم»؟([10]).

6- باب: مَن نَامَ عِندَ السَّحَرِ

باب [6]: کسی که در وقت سحر خوابید

596- عَنْ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَمْرِو بْنِ العَاصِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَهُ: «أَحَبُّ الصَّلاَةِ إِلَى اللَّهِ صَلاَةُ دَاوُدَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ، وَأَحَبُّ الصِّيَامِ إِلَى اللَّهِ صِيَامُ دَاوُدَ، وَكَانَ يَنَامُ نِصْفَ اللَّيْلِ وَيَقُومُ ثُلُثَهُ، وَيَنَامُ سُدُسَهُ، وَيَصُومُ يَوْمًا، وَيُفْطِرُ يَوْمًا» [رواه البخاری:1131].

596- از عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما  روایت است که: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  برایش گفتند:

«محبوب‌ترین نمازها در نزد خداوند متعال، نماز داود علیه السلام  است، و بهترین روزه‌ها در نزد خداوند متعال، روزه داود علیه السلام  است، نیمی از شب را خوابید، و سوم حصه آن را نماز می‌خواند، و باز ششم حصه آن را می‌خوابید، [تا برای عبادت صبگاهی آمادگی کافی داشته باشد] و یک روز را روزه می‌گرفت، و یک روز را می‌خورد»([11]).

597- عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، قالت: أَيُّ العَمَلِ كَانَ أَحَبَّ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ؟ قَالَتْ: «الدَّائِمُ»، قُلْتُ: مَتَى كَانَ يَقُومُ؟ قَالَتْ: «كَانَ يَقُومُ إِذَا سَمِعَ الصَّارِخَ» [رواه البخاری: 1132].

597- از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: بهترین عبادت در نزد پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  عبادتی بود که به طور دائم و مستمر می‌بود.

 از وی پرسیدند: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  [درشب] چه وقت برمی‌خاستند؟

گفت: وقتی که آواز خروس را می‌شنیدند([12]).

598- وَفي رواية: إِذَا سَمِعَ الصَّارِخَ قامَ فَصَلَّى. [رواه البخاری: 1132].

598- و در روایت دیگری از عائشه رضی الله عنها  نقل است که [در جواب] گفت: هنگامی که آواز خروس را می‌شنیدند، برخاسته و نماز می‌خواندند([13]).

599- وَفي رواية عَنْهَا قَالَتْ: ما أَلْفَاهُ السَّحَرُ عِنْدِي إِلاَّ نَائِماً. تَغْنِي النَّبِيَّ ج.[رواه البخاری: 1133].

599- و در روایت دیگری از عائشه رضی الله عنها  نقل است که گفت: سحر پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  را در نزد من، جز در حالت خواب ندیده است([14]).

7- باب: طُولِ القِيامِ فِي صَلاَةِ اللَّيلِ

باب [7]: طول قیام در نماز شب

600- عَنْ ابْنِ مَسْعُودٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: «صَلَّيْتُ مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَيْلَةً، فَلَمْ يَزَلْ قَائِمًا حَتَّى هَمَمْتُ بِأَمْرِ سَوْءٍ»، قُلْنَا: وَمَا هَمَمْتَ؟ قَالَ: هَمَمْتُ أَنْ أَقْعُدَ وَأَذَرَ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ [رواه البخاری: 1135].

600- از ابن مسعود رضی الله عنه  روایت است که گفت: شبی با پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  نماز خواندم، آن قدر ایستادند که تصمیم به کار بدی گرفتم.

پرسیدند: آن کار بدی [که به آن تصمیم گرفته بودی] چه بود؟ گفت: تصمیم گرفتم که خودم بنشینم و پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  را تنها بگذارم([15]).

8- باب: كَيْفَ كَانَتْ صَلاَةُ النَّبِيِّ  صل الله علیه و آله و سلم  وَكَم كَانَ النَّبِيُّ يُصَلِّي مِنَ اللَّيْلِ

باب [8]: نماز پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  چگونه بود؟ و در شب چه قدر نماز می‌خواندند؟

601- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: «كَانَتْ صَلاَةُ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثَلاَثَ عَشْرَةَ رَكْعَةً» يَعْنِي بِاللَّيْلِ [رواه البخاری: 1138].

601- از ابن عباس رضی الله عنهما  روایت است که گفت: نماز پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  [در شب] سیزده رکعت بود.

602- عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، قَالَتْ: «كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُصَلِّي مِنَ اللَّيْلِ ثَلاَثَ عَشْرَةَ رَكْعَةً مِنْهَا الوِتْرُ، وَرَكْعَتَا الفَجْرِ» [رواه البخاری: 1140].

602- از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در شب سیزده رکعت نماز می‌خواندند، که از آن جمله، نماز وتر، و دو رکعت [سنت] نماز فجر بود([16]).

9- باب: قِيَامِ النَّبِيِّ  صل الله علیه و آله و سلم  بِاللَّيْلِ وَنَومِهِ وَمَا نُسِخَ مِن قِيَامِ اللَّيْلِ

باب [9]: قیام و خواب پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در شب، و آنچه که از قیام شب نسخ شده است

603- عَنْ أَنَسِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، يَقُولُ: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُفْطِرُ مِنَ الشَّهْرِ حَتَّى نَظُنَّ أَنْ لاَ يَصُومَ مِنْهُ، وَيَصُومُ حَتَّى نَظُنَّ أَنْ لاَ يُفْطِرَ مِنْهُ شَيْئًا، وَكَانَ لاَ تَشَاءُ أَنْ تَرَاهُ مِنَ اللَّيْلِ مُصَلِّيًا إِلَّا رَأَيْتَهُ، وَلاَ نَائِمًا إِلَّا رَأَيْتَهُ» [رواه البخاری: 1141].

603- از انس رضی الله عنه  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در بعضی ماه‌ها، آنقدر افطار می‌کردند [یعنی: آنقدر روزه نمی‌گرفتند]، که گمان می‌کردیم از این ماه، چیزی را روزه نخواهند گرفت، و در بعضی ماه‌ها آنقدر روزه می‌گرفتند که گمان می‌کردیم از این ماه چیزی را افطار نکنند، [یعنی: چیزی را بدون روزه نگذارند].

و اگر می‌خواستی که ایشان را در شب بدون حالت نماز خواندن نبینی، بدون حالت نماز خواندن نمی‌دیدی، و اگر [می‌خواستی که ایشان را جز در حالت] خواب نبینی، جز در حالت خواب نمی‌دیدی([17]).

10- باب: عَقْدِ الشَّيطَانِ عَلَى قَافِيَةِ الرَّأسِ إِذَا لَم يُصَلِّ بِاللَّيلِ

باب [10]: تسلط شیطان بر کسی که در شب نماز نمی‌خواند

604- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «يَعْقِدُ الشَّيْطَانُ عَلَى قَافِيَةِ رَأْسِ أَحَدِكُمْ إِذَا هُوَ نَامَ ثَلاَثَ عُقَدٍ يَضْرِبُ كُلَّ عُقْدَةٍ عَلَيْكَ لَيْلٌ طَوِيلٌ، فَارْقُدْ فَإِنِ اسْتَيْقَظَ فَذَكَرَ اللَّهَ، انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ تَوَضَّأَ انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ صَلَّى انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَأَصْبَحَ نَشِيطًا طَيِّبَ النَّفْسِ وَإِلَّا أَصْبَحَ خَبِيثَ النَّفْسِ كَسْلاَنَ» [رواه البخاری: 1142].

604- از ابو هریره رضی الله عنه  روایت است که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  فرمودند:

«کسی که خواب می‌شود، شیطان بر عقب سرش سه گره می‌زند، در هر گرهی می‌گوید: شبت دراز باد و بخواب».

«اگر این شخص بیدار شود و خدا را ذکر نماید، یک گره‌اش گشوده می‌شود، و اگر وضوء بسازد، گره دیگرش گشوده می‌شود، و اگر نماز بخواند، آخرین گره گشوده می‌گردد، و صبح با جسمی سبک و خاطری خوش از خواب برمی‌خیزد، ورنه جسمش کسل، و خاطرش افسرده و پریشان خواهد بود([18]).

11- باب: إِذَا نَامَ وَلَم يُصَلِّ بَالَ الشَّيطَانُ فِي أُذُنِهِ

باب [11]: اگر بخوابد و نماز نخواند، شیطان در گوشش بول کرده است

605- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَجُلٌ، فَقِيلَ: مَا زَالَ نَائِمًا حَتَّى أَصْبَحَ، مَا قَامَ إِلَى الصَّلاَةِ، فَقَالَ: «بَالَ الشَّيْطَانُ فِي أُذُنِهِ» [رواه البخاری: 1144].

605- از عبدالله رضی الله عنه  روایت است که گفت: از شخصی نزد پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  یاد شد، کسی گفت: تا وقتی که صبح می‌شود خواب است، و به نماز بر نمی‌خیزد، فرمودند: «شیطان در گوشش بول کرده است»([19]).

12- باب: الدُّعاءِ والصَّلاَةِ مِن آخِرِ اللَّيْلِ

باب [12]: دعا کردن و نماز خواندن از آخر شب

606- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «يَنْزِلُ رَبُّنَا تَبَارَكَ وَتَعَالَى كُلَّ لَيْلَةٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا حِينَ يَبْقَى ثُلُثُ اللَّيْلِ الآخِرُ يَقُولُ: مَنْ يَدْعُونِي، فَأَسْتَجِيبَ لَهُ مَنْ يَسْأَلُنِي فَأُعْطِيَهُ، مَنْ يَسْتَغْفِرُنِي فَأَغْفِرَ لَهُ» [رواه البخاری: 1145].

606- از ابو هریره رضی الله عنه  روایت است که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  فرمودند:

«در ثلث اخیر شب پروردگار ما به آسمان اول نزول می‌کند و می‌گوید: کیست که دعا کند، و من دعایش را اجابت نمایم، کیست که از من بخواهد، و من آنچه را که خواسته است برایش عطا فرمایم، و کیست که از من طلب آمرزش نماید، و من برایش بیامرزم»([20]).

13- باب: مَنْ نَامَ أَوَّلَ اللَّيْلِ وَأَحْيَا آخِرَهُ

باب [13]: کسی که اول شب را خوابیده و آخر شب را زنده داشته است

607- عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، أَننَّهَا سئلت: عن صَلاَةُ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِاللَّيْلِ؟ قَالَتْ: «كَانَ يَنَامُ أَوَّلَهُ وَيَقُومُ آخِرَهُ، فَيُصَلِّي، ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى فِرَاشِهِ، فَإِذَا أَذَّنَ المُؤَذِّنُ وَثَبَ، فَإِنْ كَانَ بِهِ حَاجَةٌ، اغْتَسَلَ وَإِلَّا تَوَضَّأَ وَخَرَجَ» [رواه البخاری: 1146].

607- از عائشه رضی الله عنها  روایت است که چون از وی راجع به نماز شب پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  پرسان شد.

گفت: اول شب را می‌خوابیدند، و آخر شب برمی‌خاستند و نماز می‌خواندند، [بعد از نماز خواندن] دوباره به بستر خود می‌رفتند، و چون مؤذن اذان می‌داد، از جا برمی‌خاستند، اگر ضرورت به غسل داشتند غسل می‌کردند، ورنه وضوء ساخته و بیرون می‌شدند ([21]).

14- باب: قِيَامِ النَّبِيِّ  صل الله علیه و آله و سلم  بِاللَّيْلِ فِي رَمضَانَ وَغيرِهِ

باب [14]: شب خیزی پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در رمضان و غیر رمضان

608- وعَنهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، أَنَّهَا سئلت: عن صلاتِهِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي رَمَضَانَ؟ فَقَالَتْ: «مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَزِيدُ فِي رَمَضَانَ وَلاَ فِي غَيْرِهِ عَلَى إِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً يُصَلِّي أَرْبَعًا، فَلاَ تَسَلْ عَنْ حُسْنِهِنَّ وَطُولِهِنَّ، ثُمَّ يُصَلِّي أَرْبَعًا، فَلاَ تَسَلْ عَنْ حُسْنِهِنَّ وَطُولِهِنَّ، ثُمَّ يُصَلِّي ثَلاَثًا»، قَالَتْ عَائِشَةُ: فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ: أَتَنَامُ قَبْلَ أَنْ تُوتِرَ؟ فَقَالَ: «يَا عَائِشَةُ إِنَّ عَيْنَيَّ تَنَامَانِ وَلاَ يَنَامُ قَلْبِي» [رواه البخاری: 1147].

608- و از عائشه رضی الله عنها  روایت است که از وی راجع به نماز پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در ماه رمضان پرسان شد.

گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در رمضان و غیر ماه رمضان، از یازده رکعت نماز بیشتر نمی‌خواندند، [اول] چهار رکعت نماز می‌خواندند که از خوبی و درازی آن مپرس، بعد از آن چهار رکعت دیگر می‌خواندند که از خوبی و درازی آن مپرس، و بعد از آن سه رکعت دیگر می‌خواندند.

عائشه رضی الله عنها  می‌گوید: پرسیدم: یا رسول الله! آیا پیش از اینکه وتر بخوانید، خواب هم می‌شوید؟

فرمودند: «ای عائشه! چشمانم می‌خوابد، ولی قلبم نمی‌خوابد»([22]).

15- باب: مَا يُكرَهُ مِنَ التَّشدِيدِ فِي العِبَادَةِ

باب [15]: آنچه که از تشدد در عبادت مکروه است

609- عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: دَخَلَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَإِذَا حَبْلٌ مَمْدُودٌ بَيْنَ السَّارِيَتَيْنِ، فَقَالَ: «مَا هَذَا الحَبْلُ؟» قَالُوا: هَذَا حَبْلٌ لِزَيْنَبَ فَإِذَا فَتَرَتْ تَعَلَّقَتْ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لاَ حُلُّوهُ لِيُصَلِّ أَحَدُكُمْ نَشَاطَهُ، فَإِذَا فَتَرَ فَلْيَقْعُدْ» [رواه البخاری: 1150].

609- از انس بن مالک رضی الله عنه  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  [به مسجد] داخل شدند، و دیدند که ریسمانی بین دو پایه بسته است.

پرسیدند: «این ریسمان برای چیست»؟

گفتند: این ریسمان از زینب رضی الله عنها  است، وقتی که [از نماز خواندن] خسته می‌شود خود را به آن می‌گیرد.

پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  فرموند: «نه، آن را باز کنید، هرکس از شما تا وقتی که با نشاط است، نماز بخواند، و چون خسته شد، بنشیند»([23]).

16- باب: مَا يُكرَهُ مِن تَرْكِ قِيَامِ اللَّيلِ لِمَن كَانَ يَقُومُهُ

باب [16]: کسی که قیام شب داشته باشد، ترک کردن آن برایش مکروه است

610- عَنْ عَبْد اللَّهِ بْن عَمْروِ بْنِ العَاصِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «يَا عَبْدَ اللَّهِ، لاَ تَكُنْ مِثْلَ فُلاَنٍ كَانَ يَقُومُ اللَّيْلَ، فَتَرَكَ قِيَامَ اللَّيْلِ» [رواه البخاری: 1152].

610- از عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما  روایت است که گفت:

«ای عبدالله! تو مانند فلانی مباش که شب خیزی داشت، و بعد از آن، آن را ترک نمود»([24]).

17- باب: فَضْلِ مَن تَعَارَّ بِاللَّيْلِ فَصَلَّى

باب [17]: فضیلت کسی که شب بیدار شود و نماز بخواند

611- عَنْ عُبَادَة بْن الصَّامِتِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَنْ تَعَارَّ مِنَ اللَّيْلِ، فَقَالَ: لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، الحَمْدُ لِلَّهِ، وَسُبْحَانَ اللَّهِ، وَلاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي، أَوْ دَعَا، اسْتُجِيبَ لَهُ، فَإِنْ تَوَضَّأَ وَصَلَّى قُبِلَتْ صَلاَتُهُ» [رواه البخاری: 1154].

611- از عباده بن صامت رضی الله عنه  از پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  روایت است که فرمودند:

«کسی که در شب از خواب برخاسته و بگوید: (لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، الحَمْدُ لِلَّهِ، وَسُبْحَانَ اللَّهِ، وَلاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ)، و بعد از آن از خداوند طلب آمرزش نماید، و یا چیزی بخواهد، طلبش اجابت می‌گردد، و اگر وضوء بسازد و نماز بخواند، نمازش قبول می‌شود([25]).

612- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، أَنَّهُ قَالَ: وَهُوَ يَقُصُّ فِي قَصَصِهِ، وَهُوَ يَذْكُرُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّ أَخًا لَكُمْ لاَ يَقُولُ الرَّفَثَ» يَعْنِي بِذَلِكَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ رَوَاحَةَ

وَفِينَا رَسُولُ اللَّهِ يَتْلُو كِتَابَهُ ... إِذَا انْشَقَّ مَعْرُوفٌ مِنَ الفَجْرِ سَاطِعُ

أَرَانَا الهُدَى بَعْدَ العَمَى فَقُلُوبُنَا ... بِهِ مُوقِنَاتٌ أَنَّ مَا قَالَ وَاقِعُ

يَبِيتُ يُجَافِي جَنْبَهُ عَنْ فِرَاشِهِ ... إِذَا اسْتَثْقَلَتْ بِالْمُشْرِكِينَ المَضَاجِعُ» [رواه البخاری: 1155].

612- روایت است که ابو هریره رضی الله عنه  ضمن قصه‌هایش از پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  این گفته‌شان را ذکر نمود که فرمودند:

«شما برادری دارید که اصلاً سخن ناپسند نمی‌گوید» و مقصود‌شان عبدالله بن رواحه رضی الله عنه  بود([26]). [و وی در صفت پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  گفته بود]:

پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در میان ما است، و کلام خدا را [آنگاه] تلاوت می‌نماید که روشنی فجر درخشان گردد، راه راست را بعد از اینکه گمراه بودیم، برای ما نمایان ساخت، و دل‌های ما یقین دارد که هر چیزی را که خبر دهد، همانطور واقع می‌شود، شب که خواب می‌شود، پهلویش در بستر آرام نمی‌گیرد، در حالی که مشرکین در خواب گران فرو رفته‌اند([27]).

613- عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: رَأَيْتُ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَأَنَّ بِيَدِي قِطْعَةَ إِسْتَبْرَقٍ، فَكَأَنِّي لاَ أُرِيدُ مَكَانًا مِنَ الجَنَّةِ إِلَّا طَارَتْ إِلَيْهِ، وَرَأَيْتُ كَأَنَّ اثْنَيْنِ أَتَيَانِي. و ذكر باقي الحديث وقد تقدَّم. [رواه البخاری: 1156].

613- از ابن عمر رضی الله عنهما  روایت است که گفت: در زمان پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به خواب دیدم که گویا در دستم پارچه ابریشمینی است، و گویا هیچ جایی در بهشت نیست که آنجا را اراده نمایم، و آن پارچه به آن طرف پرواز ننماید، و گویا دیدم که دو نفر نزدم آمدند و بقیه حدیث قبلاً گذشت]([28]).

18- باب: مَا جَاء فِي التَطوُّعِ مَثْنَى مَثْىَ

باب [18]: نماز نفل دو رکعت، دو رکعت است

614- عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُعَلِّمُنَا الِاسْتِخَارَةَ فِي الأُمُورِ كُلِّهَا، كَمَا يُعَلِّمُنَا السُّورَةَ مِنَ القُرْآنِ، يَقُولُ: «إِذَا هَمَّ أَحَدُكُمْ بِالأَمْرِ، فَلْيَرْكَعْ رَكْعَتَيْنِ مِنْ غَيْرِ الفَرِيضَةِ، ثُمَّ لِيَقُلْ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ وَأَسْتَقْدِرُكَ بِقُدْرَتِكَ، وَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ العَظِيمِ، فَإِنَّكَ تَقْدِرُ وَلاَ أَقْدِرُ، وَتَعْلَمُ وَلاَ أَعْلَمُ، وَأَنْتَ عَلَّامُ الغُيُوبِ، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الأَمْرَ خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي - أَوْ قَالَ عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ - فَاقْدُرْهُ لِي وَيَسِّرْهُ لِي، ثُمَّ بَارِكْ لِي فِيهِ، وَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الأَمْرَ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي - أَوْ قَالَ فِي عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ - فَاصْرِفْهُ عَنِّي وَاصْرِفْنِي عَنْهُ، وَاقْدُرْ لِي الخَيْرَ حَيْثُ كَانَ، ثُمَّ أَرْضِنِي» قَالَ: «وَيُسَمِّي حَاجَتَهُ» [رواه البخاری: 1166].

614- از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  استخاره کردن در همه کارها را برای ما یاد می‌دادند، به مانند آنکه سورۀ از قرآن را برای ما یاد می‌دادند، [در این مورد] می‌گفتند:

«کسی که می‌خواهد کاری را انجام دهد، دو رکعت نماز غیر از نماز فرض اداء نموده، بعد از آن بگوید:

(اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ وَأَسْتَقْدِرُكَ بِقُدْرَتِكَ، وَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ العَظِيمِ، فَإِنَّكَ تَقْدِرُ وَلاَ أَقْدِرُ، وَتَعْلَمُ وَلاَ أَعْلَمُ، وَأَنْتَ عَلَّامُ الغُيُوبِ، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الأَمْرَ خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي - أَوْ قَالَ عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ - فَاقْدُرْهُ لِي وَيَسِّرْهُ لِي، ثُمَّ بَارِكْ لِي فِيهِ، وَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الأَمْرَ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي - أَوْ قَالَ فِي عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ - فَاصْرِفْهُ عَنِّي وَاصْرِفْنِي عَنْهُ، وَاقْدُرْ لِي الخَيْرَ حَيْثُ كَانَ، ثُمَّ أَرْضِنِي بِهِ)، و فرمودند: و بعد از آن حاجت خود را نام ببرد»([29]).

19- باب: تَعَاهُدِ رَكعَتَي الفَجْرِ وَمَنْ سَمَّاهُمَا تَطَوُّعاً

باب [19]: پا بندی به دو رکعت [سنت] نماز فجر، و کسی که آن را نفل نامید

615- عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، قَالَتْ: «لَمْ يَكُنِ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى شَيْءٍ مِنَ النَّوَافِلِ أَشَدَّ مِنْهُ تَعَاهُدًا عَلَى رَكْعَتَيِ الفَجْرِ» [رواه البخاری: 1163].

615- از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به هیچ نماز نفلی، پایبندتر از دو رکعت [سنت] فجر نبودند([30]).

20- باب: مَا يُقرَأُ فِي رَكعَتَي الْفَجْرِ

باب [20]: آنچه که در دو رکعت [سنت] فجر خوانده می‌شود

616- وعَنْها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، قَالَتْ: «كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُخَفِّفُ الرَّكْعَتَيْنِ اللَّتَيْنِ قَبْلَ صَلاَةِ الصُّبْحِ حَتَّى إِنِّي لَأَقُولُ: هَلْ قَرَأَ بِأُمِّ الكِتَابِ؟» [رواه البخاری: 1165].

616- و از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  دو رکعت [سنت] نماز فجر را سبک می‌خواندند، تا جای‌ که [با خود] می‌گفتم: آیا (الحمد لله) را خوانده‌اند یا نه؟([31]).

21- باب: صَلاَةِ الضُّحَى فِي الحَضَرِ

باب [21]: نماز چاشت در حضر

617- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: أَوْصَانِي خَلِيلِي بِثَلاَثٍ لاَ أَدَعُهُنَّ حَتَّى أَمُوتَ: «صَوْمِ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ مِنْ كُلِّ شَهْرٍ، وَصَلاَةِ الضُّحَى، وَنَوْمٍ عَلَى وِتْرٍ» [رواه البخاری: 1178].

617- از ابو هریره رضی الله عنه  روایت است که گفت: دوست من [یعنی: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم ] مرا به سه چیز وصیت نمودند که تا هنگام مرگ آن‌ها را ترک نخواهم کرد:

روزه گرفتن سه روز از هر ماه، نماز چاشت، و خواب شدن بعد از نماز وتر([32]).

22- باب: الرَّكعَتَينِ قَبلَ الظُّهرِ

باب [22]: دو رکعت نماز، پیش از فرض نماز پیشین

618- عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا: «أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ لاَ يَدَعُ أَرْبَعًا قَبْلَ الظُّهْرِ، وَرَكْعَتَيْنِ قَبْلَ الغَدَاةِ» [رواه البخاری: 1182].

618- از عائشه رضی الله عنها  روایت است که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  ادای چهار رکعت نماز، پیش از فرض نماز ظهر، و دو رکعت نماز، پیش از فرض نماز فجر را ترک نمی‌کردند([33]).

23- باب: الصَّلاةِ قَبلَ المَغرِبِ

باب [23]: [حکم] نماز خواندن پیش از نماز مغرب

619- عَنْ عَبْد اللَّهِ المُزَنِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «صَلُّوا قَبْلَ صَلاَةِ المَغْرِبِ»، قَالَ: «فِي الثَّالِثَةِ لِمَنْ شَاءَ كَرَاهِيَةَ أَنْ يَتَّخِذَهَا النَّاسُ سُنَّةً» [رواه البخاری: 1183].

619- از عبدالله مزنی رضی الله عنه ، از پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  روایت است که فرمودند:

«پیش از نماز شام (مغرب)، نماز بخوانید» و در مرتبه سوم فرمودند: «برای کسی که خواسته باشد»

[و این سخن را برای آن گفتند] که مردم خواندن این دو رکعت نماز را، سنت قرار ندهند([34]).


20- كِتَابُ الصَّلاَةِ فِي مسْجِدِ مَكْةَ وَالمَدِينَةِ



[1]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) معنی این دعای نبی کریم  صل الله علیه و آله و سلم  این است که:

      پروردگارا! ستایش خاص برای تو است، برپا دارنده آسمان و زمین و آنچه که در آن‌ها می‌باشد تو هستی، و ستایش خاص برای تو است، روشنی بخش آسمان‌ها و زمین و آنچه که در آن‌ها می‌باشد تو هستی، و ستایش خاص برای تو است، مالک آسمان‌ها و زمین و آنچه که در آن‌ها می‌باشد تو هستی، و ستایش خاص برای تو است، وجود تو حق است، و وعده تو حق است، و دیدار تو – در آخرت – حق است، و فرموده تو - از امر و نهی – حق است، و بهشت حق است، و دوزخ حق است، و – پیامبری - پیامبران حق است، و – پیامبری – محمد  صل الله علیه و آله و سلم  حق است، و قیامت حق است.

      پروردگارا! – به احکامت از حلال و حرام – تسلیم و منقاد هستم، و به تو ایمان آوردم، و بر تو توکل نمودم، و بسوی تو رجوع نمودم، و با آیات تو – بر دیگران – حجت جستم، و تو را حاکم قرار دادم، پس تقصیرات گذشته و آینده و پنهان و آشکارم را برایم ببخش، از همه اول تو و از همه آخر تو هستی، خدایی جز تو نیست، و خدایی جز تو وجود ندارد.

      2) پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  متصف به (جوامع الکلم) بودند، چنان‌چه در این دعای خود آنچه را که باید بنده از حمد و ثنا و ایمان، و توکل، و اعتراف به روز جزا، و بهشت و دوزخ، وغیره نسبت به پروردگارش معتقد باشد، جمع نمودند.

      3) کسی که به نماز تهجد برمی‌خیزد، پیش از شروع کردن به نماز این دعا را بخواند.

      4) اگر کسی از خداوند جل جلاله چیزی مسئلت می‌نماید، پیش از مسئلت کردن، حمد و ثنای خداوند جل جلاله را بگوید.

[2]- یعنی: دارای دو پایه است، و برروی این دو پایه عمود دیگری است که چنگک‌هایی در آن آویزان است، که از مجموع آن دو پایه عمودی که بر روی آن‌ها است، چیزی تشکیل می‌شود که بنام (سر‌انداز چاه) یاد می‌شود، که قرقره ریسمان چاه را به آن آویزان می‌کنند.

[3]- حفصه رضی الله عنها  ام المومنین، دختر عمر بن الخطاب و خواهر عبدالله بن عمر راوی حدیث است.

[4]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  از آن جهت این خواب را نسبت به عبدالله بن عمر رضی الله عنه  به قیام لیل تعبیر کردند که دیدند عبدالله رضی الله عنه  از نمازهای فرض تغافل نمی‌کند که مستلزم تذکرش به آتش دوزخ گردد، از این سبب او را بخواندن نماز شب ترغیب نمودند.

      2) قیام لیل سبب نورانیت و نجات از آتش دوزخ می‌شود، خودم چندین کس را می‌شناسم که قیام لیل دارند، و نورانیت را می‌توان در چهره آن‌ها به طور آشکاری مشاهده نمود.

      3) خواب شدن تمام شب و برای همیشه کار خوبی نیست و مکروه است، از جابر رضی الله عنه  از پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  روایت است که فرمودند: «مادر سلیمان علیه السلام  برایش گفت: در شب بسیار مخواب، زیرا خواب شدن بسیار به شب، سبب فقر و بی‌چارگی در روز قیامت می‌شود»، در فتح المبدی آمده است که: بعضی از فقراء بر سر دسترخوان می‌گفتند: ای مردم! بسیار مخورید، زیرا باید بسیار بنوشید، و باز باید بسیار بخوابید، و بسیار خوابیدن سبب حسرت خوردن بسیار در وقت مرگ می‌شود.

[5]- وی جندب بن عبدالله بجلی است، در کوفه سکنی گزین گردید، و بعد از آن به بصره رفت، در زمان ابن زبیر که جنگ بین مسلمانان در گرفت، مردمان را به گوشه‌گیری از فتنه نصیحت می‌کرد، و در این خصوص از وی روایت شده است که گفت: ای مردم! در فتنه گرفتار شده‌اید، از وی پرسیدند: چه باید کرد؟ گفت: اگر فتنه در شهر شما داخل شد، به سراهای‌های خود بروید، گفتند: اگر به سراهای ما داخل شد، چه باید کرد، گفت: به خانه‌های خود بروید، گفتند: اگر به خانه‌های ما داخل شد، چه باید کرد؟ گفت: به پناه‌ گاه‌های خود بروید، گفتند: اگر به پناه گاه‌های ما داخل شد چه باید کرد؟ گفت: در این صورت کسی باشید که کشته شده باشد، نه کسی باشد که دیگری را کشته باشد، اسد الغابه (1/204-305).

[6]- از مسائل و احکام متعلق به این حدیث آنکه:

      1) مدت مریضی پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  – حسب روایات مختلفه - بین دوازده تا چهل روز بود، و در این مدت پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  تنها دو و یا سه شب به نماز تهجد برنخاستند.

      2) در همین مریضی پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  بود که وحی بر ایشان به تاخیر افتاد، و زنی نزد‌شان آمد و گفت: یا محمد! فکر می‌کنم شیطانی که نزدت می‌آمد، تو را ترک کرده است، مقصد آن زن شیطان، جبرئیل علیه السلام  بود، و همان بود که خداوند سورۀ ﴿وَٱلضُّحَىٰ ١ وَٱلَّيۡلِ إِذَا سَجَىٰ ٢ مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَىٰ ٣ را نازل فرمود.

      3) زنی که نزد پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  آمد و این سخن را گفت، هند بنت حرب بن أمیه، همسر ابو لهب، و خواهر ابوسفیان بود، و در بعضی روایات زن‌های دیگری نیز ذکر شده است.

[7]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) این سخن پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  که (انسان از هر چیزی مجادله‌گرتر است)، در واقع نقل قول خداوند متعال است که می‌فرماید: ﴿ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ أَكۡثَرَ شَيۡءٖ جَدَلٗا .

      2) احتمال دارد که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  این سخن را برای این گفته باشند، که علی رضی الله عنه  از دلیلی که برای پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  ذکر نمود، از برخاستن برای اقامه نماز تهجد شانه خالی کرده بود، و همچنین احتمال دارد که ذکر این آیه کریمه جهت قبول کردن عذر علی رضی الله عنه  و تصدیق قول او باشد، که فطرت و طبیعت انسان آن است که در مقابل هر سخنی می‌‌خواهد مجادله کند، و مسؤولیت را نپذیرد، پس بر علی رضی الله عنه  از این سخنش که گفت: اختیار ما در دست خداوند است، اگر بخواهد که ما را بیدار کند، بیدار می‌کند، باکی نیست.

[8]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) نماز (ضحی) نماز است که هنگام چاشت، یعنی در وسط روز بین طلوع و زوال آفتاب، و یا پیش از زوال آفتاب خوانده می‌شود.

      2) بهترین وقت خواندن نماز ضحی، در ثلث سوم وقت بین طلوع آفتاب و زوال است، مثلاً: اگر بین طلوع آفتاب و زوال شش ساعت باشد، بعد از اینکه از طلوع آفتاب چهار ساعت گذشت، و یا به زوال دو ساعت باقی‌ماند، نماز (ضحی) خوانده شود.

      3) مراد از این قول عائشه رضی الله عنها  که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  نماز ضحی را نمی‌خواندند این است که بر خواندن آن نماز مداومت نمی‌کردند، ورنه ثابت است که ایشان این نماز را گاه گاهی می‌خواندند، از آن جمله اینکه روز فتح مکه نماز ضحی را خواندند، و ابو ذر و ابو هریره را به خواندن آن تشویق نمودند، و یا اینکه عائشه رضی الله عنها  از آنچه که علم داشته است خبر داده است، و وی خبر نداشته است که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  گاهی گاهی نماز ضحی را می‌خواندند.

[9]- وی مغیره بن شعبه بن ابی عامر ثقفی است، در سال جنگ خندق مسلمان شد، بسیار زیرک و با تدبیر بود، گویند: در عرب چهار کس به زیرکی و حسن تدبیر مشهور بودند، معاویه بن ابی سفیان، عمرو بن العاص، مغیره بن شعبه، و زیاد، عمر بن خطاب رضی الله عنه  او را امیر بصره مقرر نمود، و سپس عزلش نمود، و باز او را امیر کوفه مقرر نمود، در بسیاری از جنگ‌های اسلامی، از آن جمله جنگ یرموک، ویمامه، و قادسیه و فتح نهاوند و غیره اشتراک داشت، در زمان معاویه رضی الله عنه  امارت کوفه را بر عهده گرفت، و تا سال پنجاه هجری که وفات نمود، همین وظیفه را بر عهده داشت، اسد الغابه (4/406-407).

[10]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) معنی این قول پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  که فرمودند: «آیا بنده شکر گذاری نباشم»؟ این است که: بعد از اینکه خداوند گناهان گذشته و آینده مرا بخشیده است، باید در مقابل این نعمت عظمی شکر گذار خدا باشم، نه آنکه این نعمت را به ترک شکر مقابله نمایم.

      2) این حدیث دلالت بر این دارد که انسان تا وقتی که ملول نمی‌شود و یا از ضرر بر جان خود نمی‌ترسد، باید در عبادت خدا جد و جهد نماید، زیرا پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  که با وجود اطمینان از آمرزش لغزش‌های گذشته و آینده خود تا این سر حد عبادت می‌کردند، پس کسی که در گناه و تقصیر غوطه‌ور است، باید حالش چگونه باشد؟

[11]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) داود علیه السلام  از این جهت در وقت شب نماز می‌خواند که: این وقت شب همان وقتی است که از طرف خداوند متعال گفته می‌شود: آیا کسی هست که از من چیزی بخواهد و من آرزویش را بر آورده سازم، و آیا کسی هست که طلب آمرزش گناهان خود را بنماید و من گناهانش را برایش ببخشم؟ و از این جهت ششم حصه اخیر شب را می‌خوابید که برای نماز صبح و اعمال روز نشاط و آمادگی داشته باشد.

      2) طوری که ابن منبر رحمه الله  می‌گوید: داود علیه السلام  شب و روز خود را بین خود و بین پروردگار خود تقسیم کرده بود، به این طریق که: نیم وقت را در امور زندگی خود باشد، و نیم وقت را به عبادت بگذراند، و این چیز نسبت به نماز امکان پذیر بود، و چون در روزه گرفتن، نمی‌شد که نیم روز را روزه بگیرد، و نیم روز را بخورد، لذا یک روز را روزه می‌گرفت، و یک روز را می‌خورد.

[12]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) در جایی که خروس‌های متعددی وجود داشته باشد، غالباً بعد از نیم شب، و یا پیش از ثلث اخیر شب بعضی از آن‌ها به بانگ زدن شروع می‌کنند، و پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در این وقت برای نماز تهجد بیدار می‌شدند.

      2) باید شخص مسلمان بر طاعت و عبادتی که انجام می‌دهد، مداومت نماید، و باید بداند، طاعت و عبادتی که اندک ولی دائم باشد، بهتر از طاعت و عبادتی است که بسیار بوده ولی بعد از مدتی ترک شود.

      3) در طاعت و عبادت نفلی نباید خود را به مشقت انداخت، بلکه باید طاعت و عبادتش در حدی باشد که به جدیت و نشاط انجام پذیرد، و وقتی که احساس خستگی و کسالت، و یا زحمت و مشقت نمود، از انجام دادن آن عمل خود داری نماید.

[13]- در مسند امام احمد رحمه الله  از پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  روایت است که فرمودند: «خروس را دشنام ندهید، زیرا شما را به نماز بیدار می‌کند»، و مراد آن نیست که غرض خروس از آواز دادن بیدار کردن مردم به نماز باشد، بلکه مراد این است که حسب عرف و عادت، خروس نزدیک صبح بانگ می‌زند، و وقتی که مردم آواز خروس را در نزدیک صبح بشنوند به نماز برمی‌خیزند.

[14]- یعنی: بعد از فارغ شدن از نماز تهجد، به کار دیگری مشغول نگردیده و خواب می‌شدند، از این جهت وقتی که سحر بر آن‌ها می‌آمد، خواب بودند، و یا مراد از خواب شدن در اینجا حالت خواب شدن است، که غلتیدن باشد، یعنی: بعد از اینکه نماز شب را می‌خواندند، مانند کسی که خواب است، به پهلو می‌غلتیدند، زیرا در حدیث دیگری از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: «[بعد از خواندن نماز شب] اگر بیدار می‌بودم، با من صحبت می‌کردند، و اگر خواب می‌بودم، به پهلو می‌غلتیدند».

[15]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      آیا در نماز شب طول قیام بهتر است و یا کثرت رکوع و سجود؟ بین علماء اختلاف است، بعضی از آن‌ها طول قیام، و عده دیگری کثرت رکوع و سجود را بهتر می‌دانند، و برای تایید هر قولی احادیث متعددی وجود دارد، و قبلاً به این موضوع اشاره نمودم، و چیزی که مهم است این است که انسان در شب قیام نماید، و آنچه که خداوند او را توفیق داده و نصیبش کرده است، نماز بخواند.

[16]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) اینکه در این حدیث و در حدیث پیش از آن آمده است که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در شب سیزده رکعت نماز می‌خواندند، حکایت از غالب احوال پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  دارد، نه آنکه همیشه و بدون استثناء در شب سیزده رکعت خوانده باشند، زیرا در روایات دیگری آمده است که گاهی هفت رکعت، و گاهی نه رکعت می‌خواندند.

      2) و سبب اینکه در اغلب احوال سیزده رکعت می‌خواندند، این است که: بهتر در نماز شب سیزده رکعت است، که از آن جمله نماز وتر است، و اینکه گاهی هفت و یا نه رکعت می‌خواندند، جهت این است که خواندن سیزده رکعت حتمی نیست، و اگر کسی به سببی از اسباب سیزده رکعت خوانده نمی‌تواند، روا است که نه و یا هفت رکعت بخواند، در سنن نسائی رحمه الله  از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: «پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در شب نه رکعت نماز می‌خواندند، چون سن‌شان کلان شد، هفت رکعت خواندند».

[17]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) بین این حدیث و بین حدیث عائشه رضی الله عنها  که گفته بود: وقتی که خروس بانگ می‌زد پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به نماز برمی‌خاستند، منافاتی نیست، زیرا در هر کدام از انس و عائشه رضی الله عنها  از آنچه که از حالت پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  اطلاع داشتند، خبر داده‌اند، چون پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در نیمه اول شب گاهی نماز می‌خواندند و گاهی نمی‌خواندند، انس رضی الله عنه  از همین چیز خبر داده است، و چون ایشان ثلث اخیر شب را به نماز برمی‌خاستند، و در این وقت در خانه بودند، و از این حالت ازواج مطهرات خبر داشتند، عائشه رضی الله عنها  از آن خبر داده است.

      2) این حدیث دلالت بر این دارد که نماز شب، و روزه نفلی پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به شکل استمراری و به یک طریق واحد، و به ترتیب معینی نبود، بلکه به حسب امکانات و به حسب چیزی بود که برای‌شان میسر می‌شد، و گرچه در روزه گرفتن بعضی ماه‌ها، و بعضی روزها توجه بیشتری داشتند.

[18]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) این تاثیر شیطان بر کسی است که نیتش برخاستن برای نماز شب نیست، و کسی که نیتش برخاستن برای نماز شب باشد، ولو آنکه از غلبه خواب برخاسته نتواند، ثواب شب خیزی برایش داده می‌شود، پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  می‌فرمایند: «کسی که به نیت شب خیزی بخوابد، ولی خواب بر وی غلبه کرده و برخسته نتواند، خوابش برایش صدقه محسوب گردیده و مزد آنچه که نیت آن را داشته است، برایش داده می‌شود».

      2) کسی که تصمیم به شب خیزی و خواندن نماز شب دارد، در وقت خواب شدن (آیة الکرسی) را بخواند، تا از تاثیر شیطان در امان بماند، در یکی از احادیث بخاری آمده است که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  فرمودند: کسی که در وقت خواب شدنش (آیة الکرسی) را بخواند، شیطان به وی نزدیک نمی‌شود».

      3) شب خیزی و نماز خواندن به شب، سبب نجات از آتش دوزخ در روز قیامت است، پس هر مسلمانی بکوشد تا همه شب لحظاتی را جهت ذکر و دعا و نماز از خواب بیدار شود، و اگر این کار برایش میسر نیست، اقلاً هفته یک شب مثلاً شب جمعه به این کار مبادرت ورزد، و کسی که لذت شب خیزی را بچشد، یقیناً که دیگر آن را ترک نخواهد کرد.

[19]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) ظاهر حدیث طوری که سفیان ثوری رحمه الله  می‌گوید: مراد آن شخص از این گفته‌اش که آن شخص تا وقتی که صبح می‌شود خواب است، و به نماز بر نمی‌خیزد، نماز فجر است، یعنی: این شخص نماز فجر را نمی‌خواند.

      2) مراد از این گفته پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  که «شیطان در گوشش بول کرده است» این است که: شیطان او را تحت تاثیر خود قرار داده، و گوشش را از اباطیل خود پر کرده است، تا جای که از شنیدن قول حق، عاجز گردیده است، ابن قتیبه می‌گوید: «عرب‌ها از فاسد ساختن چیزی، به بول کردن بر آن تعبیر می‌نمایند»، و حتی در زبان فارسی نیز این چیز معمول است، زیرا کسی که کاری را خراب کرده باشد، برایش می‌گویند که در آن کار شاش کردی، و یا چیز دیگری همانند آن و یا بدتر از آن.

[20]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) مراد از ثلث اخیر شب که در حدیث آمده است، نسبت به شخصی است که حکم به وی تعلق می‌گیرد، نه نسبت به مطلق وقت، همچنانی که وقت نماز، و روزه، و افطار، و طلوع آفتاب نسبت به مکلفی است که حکم به وی تعلق می‌گیرد، نه نسبت به مطلق این وقت، زیرا وقت از یک مکان نیست به مکان دیگر متغیر است، ولی نسبت به شخص، ثابت و محدود و معین است.

      2) اینکه مراد از این نزول، نزول حقیقی است و یا کنایه از نزول رحمت و لطف و اجابت دعا است، بین علماء اختلاف است، و شاید قول امام ابو زرعه رازی رحمه الله  در این مورد فیصله کن باشد که می‌گوید: «پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  خبر داده‌اند که پروردگار ما نزول می‌کند، می‌گوئیم نزول می‌کند، و چون نگفته است که چگونه نزول می‌کند، نمی‌گوئیم که چگونه نزول می‌کند».

      امام بیهقی رحمه الله  در کتاب (اسماء و صفات) می‌گوید: «خودم به خط امام ابو عثمان صابونی خواندم که در تعقیب حدیث نزول چنین آمده بود: (استاد ابو منصور می‌گوید: علماء در معنی این قول پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  که «خداوند نزول می‌کند» اختلاف کرده‌اند، و چون در این مورد از امام ابو حنیفه رحمه الله  پرسان شد، گفت: (بلا کیف)»، و البته همین چیز نظر و عقیده جمهور اهل سنت و جماعت است، که از آن جمله‌اند: مالک، شافعی، احمد، زهری، اوزاعی، ابن المبارک، مکحول، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، لیث بن سعد، و حماد بن زید، و حماد بن سلمه رحمهم الله و و بسیاری از أئمه و علمای دیگر، بنابراین طوریکه امام ابو حنیفه رحمه الله  می‌گوید: به این امر ایمان داریم که خداوند نزول می‌کند، و اینکه نزول خداوند چگونه است؟ نمی‌دانیم.

[21]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) خوابیدن در حال جنابت باکی نداشته و مباح است.

      2) شخص در وقت برخاستن برای عبادت باید چست و چالاک باشد، زیرا پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به مجرد شنیدن اذان از جا برمیجستند، و برجستن از جا، همان چست و چالاک بودن است.

      3) در این حدیث اشاره به این امر است که گاهی پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  بعد از خواندن نماز شب با همسران خود همبستر می‌شدند، زیرا این گفته عائشه رضی الله عنها  که: دوباره به بستر خود می‌رفتند، و چون مؤذن اذان می‌داد، از جا برمی‌جستند، اگر ضرورت به غسل داشتند غسل می‌کردند، ورنه وضوء ساخته بیرون می‌شدند، اشاره صریح به این امر دارد که غسل کردن‌شان بعد از نماز شب‌شان بود.

[22]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) در مورد اینکه پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در شب چند رکعت نماز می‌خواندند، روایات مختلفی آمده است، و تفصیل این موضوع در جای خودش خواهد آمد، چنان‌چه قبلاً نیز به این موضوع اشاره شد، و آنچه که از این حدیث دانسته می‌شود این است که چهار رکعتی خواندن نماز شب از دو رکعتی خواندن آن بهتر است.

      2) جزء دوم حدیث دلالت بر این دارد که وضوی انبیاء علیه السلام  به خواب نقض نمی‌گردد، زیرا در حالت خواب، قلب آن‌ها بیدار است، و بعضی می‌گویند که این فضیلت خاص برای خاتم النبین محمد  صل الله علیه و آله و سلم  است و بس، و دیگر انبیاء علیه السلام  را شامل نمی‌شود، و لفظ حدیث هم مؤید همین معنی اخیر است، زیرا پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  موضوع را تنها به خود اختصاص داده و فرمودند: «چشمانم می‌خوابد، ولی قلبم نمی‌خوابد» و نگفتند که: انبیاء چشم‌شان می‌خوابد و قلب‌شان نمی‌خوابد.

[23]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) عبادت نفلی باید تا جایی باشد که سبب ملالت و خستگی مفرط نگردد.

      2) برای زن روا است که نماز شب را در مسجد اداء نماید.

      3) شخصی که می‌خواهد تهجد بخواند، نباید تمام شب را نماز بخواند، بلکه تهجد و شب خیزی آن است که بعد از خوابیدن اول شب باشد.

[24]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) نماز شب واجب نیست، ورنه پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  بر ترکش به این سخن اکتفاء نمی‌کردند.

      2) با قیاس به شب خیزی، کسی که عادت به کار خیری دیگری دارد، باید به آن ادامه بدهد، و ترک آن مکروه است.

      3) اینکه پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  نام آن شخص را ذکر نکرده و از آن به (فلانی) تعبیر کردند، تا این عیبش را برایش بپوشانند، و در نزد مردم مورد طعن قرار نگیرد.

[25]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      معنی کلماتی که در حدیث شریف آمده است این است که: خدای جز خدای بر حق نیست، خدا واحد است و شریکی برایش نیست، همه عالم برای خدا است، و ثنا و ستایش خاص برای او است، و او تعالی بر هر چیزی قادر است، ثنا و ستایش برای خدا است، و خداوند منزه است، و خداوند جز خدای بر حق نیست، حول و قدرتی جز به یاری خدا وجود ندارد.

[26]- وی عبدالله بن رواحه بن ثعلبه انصاری است، در تمام غزوات با پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  اشتراک داشت، و در هر غزوۀ اولین کسی بود که به جهاد بیرون می‌شد، و آخرین کسی بود که از جهاد برمی‌گشت، روزی پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به کسانی داخل مسجد گفتند که بنشینید، عبدالله بن رواحه در بیرون مسجد این سخن را شنید، و در همآنجا که بود نشست، چون پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  از این واقعه خبر شدند فرمودند: خداوند حرص تو را در اطاعت از خدا و رسولش افزون‌تر سازد، و در غزوۀ موته در سال هشتم هجری با زید بن حارثه، و جعفر بن ابی طالب، رضی الله عنهم  به شهادت رسید، دارای مناقب بسیار است، اسد الغابه (3/156-159).

[27]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

1) ابن جوزی می‌گوید: سبب این گفته پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در مورد عبدالله بن رواحه رضی الله عنه  که: «شما برادری دارید که اصلاً سخن ناپسند را بر زبان خود نمی‌آورد»، این بود که: همسر عبدالله بن رواحه یک شبی او را دید که با کنیزش جماع می‌کند، و رفت و کاردی آورد تا از وی انتقام بگیرد، از همسرش پرسید که چرا کارد را آوردی؟ گفت: چون دیدم که با کنیزت جماع می‌کردی، و می‌خواهم از تو انتقام بگیرم، عبدالله بن رواحه رضی الله عنه  منکر شد، همسرش گفت: خداوند بر پیامبر خود قرآنی نازل کرده است که نباید آن را در حال جنابت خواند، اگر راست می‌گوئی چیزی از آن قرآن را بخوان، و همان بود که عبدالله بن رواحه این اشعار را خواند، همسرش گفت: خدا و رسولش راست می‌گوید و چشمانم دروغ، چون صبح این خبر به پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  رسید، آن چنان خندیدند که دندان‌های کرسی‌شان نمایان شد.

      2) از این حدیث دانسته می‌شود: شعری که بیانگر واقعیت بوده، و دور از فسق و فجور، و مداحی بی‌جا باشد، سرودن آن روا است، و شامل این قول خداوند متعال نمی‌گردد که می‌فرماید: ﴿وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلۡغَاوُۥنَ ٢٢٤ أَلَمۡ تَرَ أَنَّهُمۡ فِي كُلِّ وَادٖ يَهِيمُونَ ٢٢٥ وَأَنَّهُمۡ يَقُولُونَ مَا لَا يَفۡعَلُونَ.

[28]- اشاره به حدیثی است که خوابی دیده بود، و خواب را برای حفصه رضی الله عنها  قصه کرد، و حفصه رضی الله عنها  آن را برای پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  گفت، و ایشان فرمودند، عبدالله شخص نیکی است اگر نماز شب بخواند، و عبدالله بن عمر رضی الله عنهما  بعد از این گفته پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  نماز شب را ترک نکرد.

[29]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) معنی این دعا این است که: الهی! نیست به علم [کاملی] که داری از تو می‌خواهم که مرا به کار خیر رهنمون سازی، و نسبت به قدرت [کاملی] که داری مرا بر آن کار نیک قادر سازی، و این چیز را از فضل عظیم تو مسئلت می‌نمایم، زیرا تو قدرت داری و من قدرت ندارم، و تو می‌دانی و من نمی‌دانم، و تو علام الغیوب هستی، الهی! اگر می‌دانی که این کار در دین و دنیا به خیر و مصلحت من است، مرا بر انجام دادن آن قدرت بده، و آن را برایم میسر بگردان، و برایم در آن برکت بده، و اگر می‌دانی که این کار در دنیا و آخرت، و در عاقبت امر بر ضرر من تمام می‌شود، مرا از انجام دادن آن کار، و آن کار را از من منصرف بساز، و چیزی را برایم نصیب بگردان که به خیر من باشد، و مرا بر آن راضی بگردان، (و حاجتی که دارد از خریدن خانه، ازدواج، فروختن چیزی، رفتن به سفر و غیره ذکر نماید).

      2) اگر انسان می‌خواهد به کاری اقدام نماید، و جانب صواب را در آن نمی‌داند، استخاره نماید، و چون انسان ظاهر امر را می‌داند، و از عواقب امور آگاه نیست، بهتر است که اگر می‌خواهد به هر کار مهمی اقدام نماید، استخاره کند، ولو آنکه در نظرش آن کار کاملاً به سود وی باشد، مانند: خریدن و یا فروختن خانه و زمین، گرفتن همسر، طلاق دادن همسر، شریک شدن با کسی، سفر کردن به کدام طرفی، و امثال این کارها.

      3) نماز استخاره دو رکعت است، و بهتر است که اگر این نماز را به نیت استخاره می‌خواند، از همین دو رکعت بیشتر نخواند، زیرا عبادات توقیفی است، و باید به همان طریقی که گفته شده است، به آن عمل شود.

      4) بنده باید در تمام امور خود توکل خود را بر خداوند جل جلاله نماید، و بداند که بدون از یاری و نصرت خدا، قدرت به هیچ کاری ندارد، و باید ایمان کامل داشته باشد که عزت و ذلت از طرف خدا است، اگر خدا او را یاری دهد، در جهان کسی نیست که بتواند برایش ضرر برساند، و اگر خداوند بخواهد او را خار و ذلیل کند، در جهان کسی نیست که بتواند او را عزت بدهد.

[30]- عائشه رضی الله عنها  از این جهت دو رکعت سنت فجر را نفل نامیده است که این دو رکعت فرض نیست، و آنچه که فرض نباشد در اصطلاح سلف به نام نفل و یا تطوع یاد می‌شود، ولو آنکه خواندن آن مؤکد باشد.

[31]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) شک عائشه رضی الله عنها  در این نبود که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  (الحمد لله) را در این دو رکعت می‌خواندند یا نه؟ بلکه این سخن را جهت مبالغه در بیان سبک خواندن این دو رکعت گفته است، زیرا عادت نبی کریم  صل الله علیه و آله و سلم  آن بود که نمازهای غیر فرض را طولانی می‌خواندند، ولی برای آنکه مردم در مسجد انتظار نمانند، دو رکعت سنت فجر را خفیف اداء می‌کردند، تا جایی که این خفیف خواندن نسبت به طولانی بودن دیگر نوافل طوری به نظر می‌رسد که گویا حتی (الحمد لله) را هم نخوانده‌اند.

      2) در قراءتی که در دو رکعت سنت فجر خوانده می‌شود، بین علماء اختلاف است: امام مالک می‌گوید: تنها (الحمد لله) خوانده شود، امام شافعی می‌گوید: (الحمد لله) و سورۀ کوتاهی خوانده شود، و امام ابو حنیفه و اصحابش می‌گویند: فرق بین این نماز و نمازهای دیگر نیست، و حتی اگر فرصت باشد، می‌توان قراءت را طولانی نمود.

[32]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) بهتر است که روزه گرفتن این سه روز، در روز سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه باشد، و این ایام بنام (ایام بیض) یعنی: (ایام روشن) یاد می‌شود، زیرا روشنی مهتاب در این ایام از دیگر ایام ماه بیشتر است، و پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به روزه گرفتن این سه روز مداومت نموده و دیگران را به روزه گرفتن آن توصیه می‌نمودند، و روزه گرفتن سه روز در هر ماه، ثواب (صوم دهر) را دارد، زیرا ثواب اعمال نیک ده چند است، و کسی که از هر ماه سه روز روزه می‌گیرد، گویا ماه کامل را روزه گرفته است.

      2) وقت خواندن نماز چاشت، هنگام رسیدن آفتاب به نیمه آسمان بین طلوع و زوال است، و یا رسیدن آفتاب بین یک چهارم آسمان بین طلوع و غروب آفتاب است، و این وقت تا پیش از زوال ادامه می‌یابد، و حد اقل نماز چاشت دو رکعت است، و اکثر آن مربوط به نشاط و رغبت شخص است.

      3) مراد از خواب شدن بعد از وتر آن است که شخص نماز وتر را بخواند و بخوابد، و این برای کسی است که در بیدار شدن خود اطمینان نداشته باشد، ورنه طوری که در احادیث صحیح دیگری آمده است، تاخیر برای کسی که به بیدار شدن خود اطمینان دارد مستحب، و برای کسی که به نماز تهجد برمی‌خیزد، سنت است.

[33]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) این حدیث دلالت بر این دارد که خواندن چهار رکعت پیش از فرض نماز ظهر، و دو رکعت پیش از فرض نماز فجر، سنت مؤکد است، زیرا پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  این دو نماز را ترک نکردند، و آنچه را که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به آن مداومت نموده و ترک نکرده باشند، واجب و یا سنت مؤکده است.

      2) در حدیث عبدالله بن عمر رضی الله عنه  آمده است که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  پیش از نماز ظهر دو رکعت نماز می‌خواندند، و در بین این دو حدیث تعارضی نیست، زیرا احتمال دارد که اگر سنت ظهر را در خانه می‌خواندند چهار رکعت می‌خواندند، و اگر در مسجد می‌خواندند دو رکعت می‌خواندند، و هر کدام از عائشه و ابن عمر رضی الله عنهما  آنچه را که از نبی کریم  صل الله علیه و آله و سلم  دیده است، روایت کرده است.

[34]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) مراد از خواندن این دو رکعت نماز پیش از نماز مغرب، خواندن این دو رکعت نماز، بعد از اذان مغرب و پیش از اقامت گفتن است.

      2) در خواندن این دو رکعت نماز پیش از نماز مغرب سه مذهب وجود دارد:

      أ) امام احمد و اسحاق رحمهما الله می‌گویند: خواندن این دو رکعت نماز جائز است، ولی سنت نیست.

      ب) امام ابو حنیفه و امام شافعی و امام مالک رحمهم الله می‌گویند: نخواندن این دو رکعت بهتر است، زیرا بهترین افراد صحابه که علی، و ابن مسعود، و حذیفه و عمار و ابن مسعود رضی الله عنهم  باشند، در کوفه وجود داشتند، و هیچکدام از آن‌ها این دو رکعت نماز را نمی‌خواندند، و ابن شاهین ادعا می‌كند که این حدیث منسوخ است، و ناسخ آن این قول پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  است که می‌فرمایند: «بین هر نماز و اقامتی دو رکعت نماز خوانده می‌شود، مگر در نماز مغرب»، و حتی امام عینی رحمه الله  از ابراهیم نخعی روایت می‌کند که گفته است: «خواندن دو رکعت نماز پیش از نماز مغرب بدعت است».

      ج) در روایتی از اصحاب شافعی رحمه الله  آمده است که خواندن این دو رکعت مستحب است، و شاید دلیل آن‌ها ظاهر همین حدیث، یعنی حدیث عبدالله مزنی باشد، والله تعالی أعلم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...