توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۰ آذر ۶, شنبه

5- کتاب غُسل

 

5- کتاب غُسل

ا- باب: الوُضُوءِ قَبْلَ الغُسْلِ

باب [1]: وضوء کردن پیش از غسل

185- عَنْ عَائِشَةَ، زَوْجِ النَّبِيِّ صلّى الله عليه وسلم ورضيَ عنها: «أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: كَانَ إِذَا اغْتَسَلَ مِنَ الجَنَابَةِ، بَدَأَ فَغَسَلَ يَدَيْهِ، ثُمَّ يَتَوَضَّأُ كَمَا يَتَوَضَّأُ لِلصَّلاَةِ، ثُمَّ يُدْخِلُ أَصَابِعَهُ فِي المَاءِ، فَيُخَلِّلُ بِهَا أُصُولَ شَعَرِهِ، ثُمَّ يَصُبُّ عَلَى رَأْسِهِ ثَلاَثَ غُرَفٍ بِيَدَيْهِ، ثُمَّ يُفِيضُ المَاءَ عَلَى جِلْدِهِ كُلِّهِ» [رواه البخاری: 248].

185- از عائشه رضی الله عنها  همسر پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  روایت است که:

پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  چون از جنابت غسل می‌کردند، اول دست‌های خود را می‌شستند، بعد از آن مانندی که برای نماز وضوء بسازند، وضوء می‌ساختند، بعد از آن، انگشتان خود را در آب غوطه داده، و بیخ موهای خود را خلال می‌کردند، بعد از آن با دست، سه بار بر سر خود آب می‌ریختند، و سپس آب را بر همه بدن خود می‌ریختند([1]).

186- عَنْ مَيْمُونَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا زَوْجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَتْ: «تَوَضَّأَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وُضُوءهُ لِلصَّلاَةِ، غَيْرَ رِجْلَيْهِ، وَغَسَلَ فَرْجَهُ وَمَا أَصَابَهُ مِنَ الأَذَى، ثُمَّ أَفَاضَ عَلَيْهِ المَاءَ، ثُمَّ نَحَّى رِجْلَيْهِ، فَغَسَلَهُمَا، هَذِهِ غُسْلُهُ مِنَ الجَنَابَةِ» [رواه البخاری: 249].

186- از میمونه رضی الله عنها  همسر پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  مانند وضوی نماز خود، وضوء ساختند، ولی پاهای خود را نشستند، و عورت و جاهای را که نجاست [منی] رسیده بود، شستند، بعد از آن بر بدن خود آب ریختند، و سپس پاهای خود را [از جای غسل] دور کرده و شستند، این غسل‌شان از جنابت بود([2]).

2- باب: غُسْلِ الرَّجُلِ مَعَ امْرَأَتِهِ

باب [2]: غسل نمودن مَرد با همسرش

187- عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: «كُنْتُ أَغْتَسِلُ أَنَا وَالنَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ إِنَاءٍ وَاحِدٍ، مِنْ قَدَحٍ يُقَالُ لَهُ الفَرَقُ» [رواه البخاری: 250].

187- از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: من و پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  از ظرف واحدی [یعنی]: از قدحی، که به نام (فَرَق) یاد می‌شد، باهم غسل می‌کردیم([3]).

3- باب: الغُسْلِ بِالصَّاعِ وَنَحْوِهِ

باب [3]: غسل نمودن به آبی که به گنجایش صاع و امثال آن باشد

188- وعنها رضي الله عنها أَنَّها سُئِلتَ عَنْ غُسْلِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «فَدَعَتْ بِإِنَاءٍ نَحْوٍ مِنْ صَاعٍ، فَاغْتَسَلَتْ، وَأَفَاضَتْ عَلَى رَأْسِهَا، وَبَيْنَهَا وَبَيْن السائلِ حِجَابٌ» [رواه البخاری: 251].

188- از عائشه رضی الله عنها  روایت است که کسی از وی از کیفیت غسل پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  پرسید.

عائشه رضی الله عنها  ظرفی را که تقریبا یک صاع بود طلبید، و غسل کرد و بر سر خود ریخت، و در این وقت بین او و بین شخص سؤال کننده حجاب بود([4]).

189- عن جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رضي الله عنهما أنه سأله رجل عَنِ الغُسْلِ، فَقَالَ: «يَكْفِيكَ صَاعٌ»، فَقَالَ رَجُلٌ: مَا يَكْفِينِي، فَقَالَ جَابِرٌ: «كَانَ يَكْفِي مَنْ هُوَ أَوْفَى مِنْكَ شَعَرًا، وَخَيْرٌ مِنْكَ» ثُمَّ أَمَّنَا فِي ثَوْبٍ [رواه البخاری: 252].

189- از جابر بن عبدالله رضی الله عنه  روایت است که شخصی از وی از [مقدار آب] غُسل پرسید، در جواب گفت: یک صاع برایت کفایت می‌کند([5]).

شخص دیگری گفت: برای من [این مقدار آب] کفایت نمی‌کند.

جابر گفت: برای کسی که موهایش از موهایت بیشتر، و خودش از تو بهتر بود، کفایت می‌کرد، [مقصدش پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  بود]، بعد از آن جابر در حالی که یک جامعه به تن داشت، برای آن‌ها امامت داد([6]).

4- باب: مَنْ أَفَاضَ عَلَى رَأْسِهِ ثَلاَثًا

باب [4]: کسی که سه بار بر سرش آب ریخت

190- عَنْ جُبَيْرُ بْنُ مُطْعِمٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ «أَمَّا أَنَا فَأُفِيضُ عَلَى رَأْسِي ثَلاَثًا، وَأَشَارَ بِيَدَيْهِ كِلْتَيْهِمَا» [رواه البخاری: 254].

190- از جبیر بن مطعم رضی الله عنه  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  فرمودند:

«ولی من بر سرخود، [در وقت غسل کردن] سه بار آب می‌ریزم»، و به هردو دست خود اشاره به [کیفیت] ریختن آب کردند([7]).

5- باب: مَنْ بَدَأَ بِالحِلاَبِ أَوِ الطِّيبِ عِنْدَ الغُسْلِ

باب [5]: کسی که پیش از غسل نمودن، ظرف آب و خوشبویی را آماده می‌کرد

191- عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ «إِذَا اغْتَسَلَ مِنَ الجَنَابَةِ، دَعَا بِشَيْءٍ نَحْوَ الحِلاَبِ، فَأَخَذَ بِكَفِّهِ، فَبَدَأَ بِشِقِّ رَأْسِهِ الأَيْمَنِ، ثُمَّ الأَيْسَرِ، فَقَالَ بِهِمَا عَلَى وَسَطِ رَأْسِهِ» [رواه البخاری: 258].

191- از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: هنگامی که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  از جنابت غسل می‌کردند، ظرفی که به اندازۀ (حلاب) بود می‌طلبیدند، و با هردو دست خود، اول به طرف راست، و بعد از آن به طرف چپ، و سپس با دو دست بر سرخود آب می‌ریختند([8]).

6- باب: إِذَا جَامَعَ ثُمَّ عَادَ

باب [6]: تکرار جماع

192- وعَنْها رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: «كُنْتُ أُطَيِّبُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَيَطُوفُ عَلَى نِسَائِهِ، ثُمَّ يُصْبِحُ مُحْرِمًا يَنْضَخُ طِيبًا» [رواه البخاری: 267].

192- و از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  را عطر می‌زدم، و ایشان با همسران خود همبستر می‌شدند، و صبح در حالی که احرام داشتند، از ایشان بوی عطر به مشام می‌رسید([9]).

193- عَنْ أَنَسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: «كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَدُورُ عَلَى نِسَائِهِ فِي السَّاعَةِ الوَاحِدَةِ، مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ، وَهُنَّ إِحْدَى عَشْرَةَ» وَفي رواية: تِسْعُ نِسْوَةٍ. قيل لِأَنَسٍ أَوَكَانَ يُطِيقُ ذَلكَ؟ قَالَ: كُنَّا نَتَحَدَّثُ «أَنَّهُ أُعْطِيَ قُوَّةَ ثَلاَثِينَ» [رواه البخاری: 268].

193 از انس رضی الله عنه  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در قسمتی از روز، و یا قسمتی از شب، با همهء همسران خود همبستر می‌دشدند، و آن‌ها (یازده)، و در روایتی (نُه) زن بودند.

کسی از انس رضی الله عنه  پرسید: آیا این اندازه قدرت داشتند؟ گفت: ما با یکدیگر خود اینطور صحبت می‌کردیم که برای پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  توانائی (سی) مرد داده شده است([10]).

7- باب: مَنْ تَطَيَّبَ واغْتَسَلَ

باب [7]: کسی که بعد از استعمال خوشبویی غسل نمود

194- عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: «كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى وَبِيصِ الطِّيبِ، فِي مَفْرِقِ النَّبِيِّ صلّى الله عليه وسلم وَهُوَ مُحْرِمٌ» [رواه البخاری: 271].

194- از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: گویا همین حالا به درخشندگی عطری که بر فرق سر پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  استعمال شده بود، نظر می‌کنم، و این در حالی بود که ایشان مُحرِم بودند([11]).

8- باب: تَخْلِيلِ الشَّعَرِ أثناء الغُسلِ

باب [8]: داخل کردن انگشتان در موی سر، هنگام غُسل کردن

195- وعَنْها رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ «إِذَا اغْتَسَلَ مِنَ الجَنَابَةِ، غَسَلَ يَدَيْهِ، وَتَوَضَّأَ وُضُوءَهُ لِلصَّلاَةِ، ثُمَّ اغْتَسَلَ، ثُمَّ يُخَلِّلُ بِيَدِهِ شَعَرَهُ، حَتَّى إِذَا ظَنَّ أَنَّهُ قَدْ أَرْوَى بَشَرَتَهُ، أَفَاضَ عَلَيْهِ المَاءَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ غَسَلَ سَائِرَ جَسَدِهِ» [رواه البخاری: 272].

195- و از عائشه رضی الله عنها  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  هنگامی که از جنابت غسل می‌کردند، دست‌های خود را می‌شستند، و مانند وضوی نماز، وضوء می‌ساختند، بعد از آن غسل می‌کردند، و با دو دست خود موهای خود را خلال می‌نمودند، و چون یقین‌شان حاصل می‌شد که آب خوب به زیر موی‌ها رسیده است، سه بار بر سر خود آب می‌ریختند، و بعد از آن بقیه بدن خود را می‌شستند([12]).

9- باب: إِذَا ذَكَرَ فِي المَسْجِدِ أَنَّهُ جُنُبٌ يَخْرُجُ كَمَا هُوَ وَلاَ يَتَيَمَّمُ

باب [9]: اگر در مسجد بیادش آمد که جنب است، باید همان طور بیرون شود و تیمم نکند

196- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: أُقِيمَتِ الصَّلاَةُ وَعُدِّلَتِ الصُّفُوفُ قِيَامًا، فَخَرَجَ إِلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَلَمَّا قَامَ فِي مُصَلَّاهُ، ذَكَرَ أَنَّهُ جُنُبٌ، فَقَالَ لَنَا: «مَكَانَكُمْ» ثُمَّ رَجَعَ فَاغْتَسَلَ، ثُمَّ خَرَجَ إِلَيْنَا وَرَأْسُهُ يَقْطُرُ، فَكَبَّرَ فَصَلَّيْنَا مَعَهُ [رواه البخاری: 275].

196- از ابوهریره رضی الله عنه  روایت است که گفت: نماز برپا گردید و صف‌ها برابر شد، پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  آمدند، و چون در جای نماز خود قرار گرفتند، بیادشان آمد که جنب هستند، برای ما گفتند که: «شما در جای خود قرار داشته باشید».

خودشان برگشتند و غسل نمودند، و در حالی که از موهای‌شان آب می‌چکید، آمدند، تکبیر گفتند و با ایشان نماز خواندیم([13]).

10- باب: مَنِ اغْتَسَلَ عُرْيَانًا وَحْدَهُ فِي خَلْوَة

باب [10]: کسی که در حالت تنهائی در خلوت برهنه غسل نمود

197- وعَنْهُ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ: عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ يَغْتَسِلُونَ عُرَاةً، يَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ، وَكَانَ مُوسَى يَغْتَسِلُ وَحْدَهُ، فَقَالُوا: وَاللَّهِ مَا يَمْنَعُ مُوسَى أَنْ يَغْتَسِلَ مَعَنَا إِلَّا أَنَّهُ آدَرُ، فَذَهَبَ مَرَّةً يَغْتَسِلُ، فَوَضَعَ ثَوْبَهُ عَلَى حَجَرٍ، فَفَرَّ الحَجَرُ بِثَوْبِهِ، فَخَرَجَ مُوسَى فِي إِثْرِهِ، يَقُولُ: ثَوْبِي يَا حَجَرُ، ثَوْبِي يَا حَجَرُ، حَتَّى نَظَرَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ إِلَى مُوسَى، فَقَالُوا: وَاللَّهِ مَا بِمُوسَى مِنْ بَأْسٍ، وَأَخَذَ ثَوْبَهُ، فَطَفِقَ بِالحَجَرِ ضَرْبًا» فَقَالَ أَبُو هُرَيْرَةَ: وَاللَّهِ إِنَّهُ لَنَدَبٌ بِالحَجَرِ، سِتَّةٌ أَوْ سَبْعَةٌ، ضَرْبًا بِالحَجَرِ [رواه البخاری: 278].

197- و از ابوهریره رضی الله عنه  از پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  روایت است که فرمودند: «قوم بنی اسرائیل برهنه غسل می‌کردند، و به طرف یکدگر نگاه می‌کردندند، و موسی علیه السلام  تنها غسل می‌کرد.

[بنی اسرائیل با خود] گفتند: به خدا قسم اینکه موسی با ما غسل نمی‌کند، جز اینکه خصی‌هایش متورم است، سبب دیگری ندارد([14]).

بار دیگر که موسی علیه السلام  برای غسل کردن رفت، لباس‌هایش را روی سنگی گذاشت، سنگ با جامه‌های موسی از نزدش گریخت، موسی علیه السلام  به عقبش دویده و می‌گفت: (ای لباسم، ای سنگ لباسم).

[و موسی علیه السلام ] تا جایی رسید که بنی اسرائیل – به همان حالت – به طرف او دیده و گفتند: به خداوند سوگند است که موسی عارضۀ ندارد، و موسی علیه السلام  لباس‌هایش را گرفت، و شروع به زدن سنگ کرد».

ابوهریره رضی الله عنه  گفت: به خداوند قسم است که: اثر شش یا هفت ضربه، هنوز بر آن سنگ موجود است([15]).

198- وعَنْه رَضِيَ اللهُ عَنْهُ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «بَيْنَا أَيُّوبُ يَغْتَسِلُ عُرْيَانًا، فَخَرَّ عَلَيْهِ جَرَادٌ مِنْ ذَهَبٍ، فَجَعَلَ أَيُّوبُ يَحْتَثِي فِي ثَوْبِهِ، فَنَادَاهُ رَبُّهُ: يَا أَيُّوبُ، أَلَمْ أَكُنْ أَغْنَيْتُكَ عَمَّا تَرَى؟ قَالَ: بَلَى وَعِزَّتِكَ، وَلَكِنْ لاَ غِنَى بِي عَنْ بَرَكَتِكَ» [رواه البخاری: 279].

198- و از ابوهریره رضی الله عنه  از پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  روایت است که فرمودند: «روزی ایوب علیه السلام  برهنه غسل می‌کرد، ملخ‌هایی از طلا نزدش افتاد، و ایوب علیه السلام  آن‌ها را برداشته و در جامه‌اش می‌انداخت.

در این وقت خداوند برایش خطاب کرد و گفت: ای ایوب! مگر من تو را از این چیزهای که میبینی بی‌نیاز نساخته‌ام؟

گفت: چرا نه، به عزتت قسم است که بی‌نیاز ساخته‌ای، ولی مرا از الطاف و برکات تو بی‌نیازی نیست»([16]).

11- باب: التَّسَتُّرِ فِي الغُسْلِ عِنْدَ النَّاسِ

باب [11]: هنگام غسل کردن در نزد مردم، باید خود را بپوشاند

199- عَنْ أُمِّ هَانِئٍ بِنْتِ أَبي طَالِبٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: ذَهَبْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَامَ الفَتْحِ فَوَجَدْتُهُ يَغْتَسِلُ وَفَاطِمَةُ تَسْتُرُهُ فَقَالَ: «مَنْ هَذِهِ؟» فَقُلْتُ: أَنَا أُمُّ هَانِئٍ [رواه البخاری: 280].

199- از أم هانیء بنت ابی طالب رضی الله عنها ([17]) روایت است که گفت: سال فتح مکه، نزد پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  رفتم، دیدم که غسل می‌کنند، و فاطمه رضی الله عنها  بر ایشان پرده می‌گرفت.

[پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم ] گفتند: «این کیست»؟

گفتم: من أم هانیء هستم([18]).

12- باب: عَرَقِ الجُنُبِ وَأَنَّ المُؤمِنَ لاَ يَنْجُس

باب [12]: حکم عرق شخص جنب و اینکه مؤمن نجس نمی‌شود

200- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَقِيَهُ فِي بَعْضِ طَرِيقِ المَدِينَةِ وَهُوَ جُنُبٌ، قال: فَانْخَنَسْتُ مِنْهُ، فَذَهَبْتُ فَاغْتَسَلَت ثُمَّ جَئت، فَقَالَ: «أَيْنَ كُنْتَ يَا أَبَا هُرَيْرَةَ؟» قَالَ: كُنْتُ جُنُبًا، فَكَرِهْتُ أَنْ أُجَالِسَكَ وَأَنَا عَلَى غَيْرِ طَهَارَةٍ، فَقَالَ: «سُبْحَانَ اللَّهِ، إِنَّ المُؤْمِنَ لاَ يَنْجُسُ» [رواه البخاری: 283].

200- از ابوهریره رضی الله عنه  روایت است که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  او را در یکی از راه‌های مدینه – در حالی که جنب بود- ملاقات نمودند، [ابوهریره رضی الله عنه ] گفت: خود را از نظر پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم  پنهان کردم، و رفتم و غسل کردم، و پس آمدم.

فرمودند: «ابوهریره! کجا بودی»؟

[ابوهریره] گفت: جنب بودم، و نپسندیدم که بدون طهارت با شما بنشینم.

فرمودند: «سبحان الله! مؤمن هرگز نجس نمی‌شود»([19]).

13- باب: مَبيْت الجُنُبِ إذا تَوضَّأ...

باب [13]: خوابیدن در حال جنابت بعد از وضوء ساختن

201- عَنِ عُمَرَ بْنَ الخَطَّابِ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ: سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَيَرْقُدُ أَحَدُنَا وَهُوَ جُنُبٌ؟ قَالَ: «نَعَمْ إِذَا تَوَضَّأَ أَحَدُكُمْ، فَلْيَرْقُدْ وَهُوَ جُنُبٌ» [رواه البخاری: 287].

201- از عمر بن خطاب رضی الله عنه  روایت است که: از پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  پرسید: آیا روا است که کسی از مایان در حال جنابت بخوابد؟

فرمودند: «بلی! اگر کسی از شما وضوء بسازد، می‌تواند در حال جنابت بخوابد»([20]).

14- باب: إِذَا التَقَى الخِتَانَانِ

باب [14]: وقتی که التقاء ختانین صورت بگیرد

202- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «إِذَا جَلَسَ بَيْنَ شُعَبِهَا الأَرْبَعِ، ثُمَّ جَهَدَهَا فَقَدْ وَجَبَ الغَسْلُ» [رواه البخاری: 291].

202- از ابوهریره رضی الله عنه  روایت است که گفت: پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  فرمودند: «وقتی که [شخص] بین پاهای زن نشست، و با او درآمیز گردید، غسل واجب می‌شود»([21]).


6- كتابُ الحيض



[1]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) وضوء ساختن پیش از غسل کردن سنت است.

      2) ظاهر حدیث دلالت بر این دارد که باید در وضوی غسل، پاها نیز شسته شود، ولی چنان‌چه که در حدیث بعدی می‌آید، نبی کریم  صل الله علیه و آله و سلم  در وقت وضوی غسل، پاهای خود را نمی‌شستند، از این جهت علماء در این موضوع نظرهای مختلفی ابراز داشته‌اند، امام شافعی رحمه الله  می‌گوید: باید پاهای خود را بشوید، امام ابوحنیفه و امام مالک رحمهماالله می‌گویند: اگر در جای غسل می‌کرد، که آب جمع می‌شد، نباید پاهای خود را بشوید، و اگر آب جمع نمی‌شد، شستن پا لازم است.

      3) خلال کردن موی سر و ریش در نزد احناف در غسل واجب، و در وضوء سنت است، ولی در نزد دیگران در غسل و وضوء سنت است.

      4) دست کشیدن بدن در غسل در نزد احناف سنت، و در نزد دیگران واجب است.

      5) بعد از شستن دست‌ها، اگر دست و یا انگشتان شخصی که غسل می‌کند در آب داخل گردید، باکی ندارد.

[2]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) در نزد احناف مضمضه و استنشاق در غسل واجب است، و دیگران آن را مستحب می‌دانند.

      2) لمس کردن عورت در نزد احناف سبب نقص وضوء نمی‌گردد، گرچه بعضی از علماء نظر به احادیث دیگری آن را ناقض وضوء می‌دانند.

      3) اگر منی و یا مذی کسی به جایی از بدنش تماس کرده بود، پیش از غسل کردن، باید آن را بشوید.

[3]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) فَرَق بر وزن عرق، پیمانه‌ای است که شانزده رطل است، و چون هر رطل، (455) گرام می‌باشد، بنابراین (فَرَق) مساوی هفت لتر و ربع است.

      2) برای زن و شوهر جائز است که باهم در یکجا و از یک ظرف، غسل نمایند.

      3) برای مرد و زن روا است که از یک ظرف غسل نموده و یا وضوء بسازند.

      4) برای زن و مرد روا است که از آب باقی ماندۀ غسل و وضوی یکدیگر، غسل نموده و یا وضوء بسازند.

      5) اما عینی رحمه الله  به نقل از امام دراوردی می‌گوید: برای زن و شوهر روا است که عورت یکدیگر را ببینند، و دلیل‌شان این است که ابن حبان از طریق سلیمان بن موسی روایت می‌کند که کسی از وی پرسید: آیا روا است که مرد به فرج زن خود نظر کند؟ سلیمان گفت که من از این مسأله از عطاء پرسدم، عطاء گفت که من از این مسأله از عائشه رضی الله عنها  پرسیدم، و او در جوابم همین حدیث را ذکر نمود.

      ولی نظرم آن است که نظر به حدیثی که عائشه رضی الله عنها  می‌گوید: نه من عورت پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  را دیدم، و نه ایشان عورت مرا، شاید آن‌ها که باهم غسل می‌کردند، عورت خود را به ازار و یا لنگی پوشیده بوده باشند، و حتی به فرض آنکه عورت خود را نپوشانده باشند، از کجا معلوم که به عورت یکدیگر نظر می‌کردند؟ والله تعالی أعلم.   

[4]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) کسی که از کیفیت غسل پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  پرسان کرد، طوری که در صحیح مسلم و در این وقت خواهرزادۀ عائشه که ابوسلمه عبدالله بن عبدالرحمن بن عوف باشد، نیز همراه عبدالله بن یزید بود.

      2) در هنگام غسل کردن عائشه رضی الله عنها ، خواهرزاده و برادر رضاعی‌اش قسمت بلند بدن او را مانند: سر و گردن می‌دیدند، قاضی عیاض رحمه الله  می‌گوید: ظاهر حدیث دلالت بر این دارد که آن‌ها سر و قسمت بالائی بدن او را که دیدن آن برای مَحْرَم روا است می‌دیدند، زیرا اگر این قسمت‌ها را نمی‌دیدند، از طلب کردن آب، و غسل کردن به حضور آن‌ها فائدۀ نبود.

      3) عائشه رضی الله عنها  از این جهت چنین غسل نمود، تا کیفیت عملی غسل پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  برای آن‌ها بنمایاند، و البته تعلیم عملی از تعلیم قولی مؤثر تر و به فهم نزدیک‌تر است.

      4) در غسل کردن، عدد و تکرار در ریختن آب شرط نیست، آنچه که شرط است، رساندن آب به تمام بدن است.

[5]- صاع مساوی چهار (مد) است، و هر مد مساوی (910) گرام است، بنابراین یک صاع مساوی (سه کیلو و ششصد و چهل گرام) می‌شود.

[6]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) متابعت از اسلوب نبی کریم  صل الله علیه و آله و سلم  در همۀ شؤون چه در عبادات باشد و چه در معاملات سنت است.

      2) مستحب است که در غسل کردن به مقدار یک صاع اکتفاء شود، و اسراف کردن در استعمال آب مکروه است.

      3) رد کردن سخن کسی که از اتباع سنت نبوی اباء می‌ورزد، به شکل مناسبش مستحب است.

      4) نماز خواندن با یک جامه جواز دارد.

[7]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) این فرمودۀ پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  که: «ولی من بر سرخود سه بار آب می‌ریزم» طوری که در صحیح مسلم آمده است، به این سبب بود که صحابه در بین خود در کیفیت غسل اختلاف نمودند، و همان بود که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  فرمودند «ولی من بر سرخود سه بار آب می‌ریزم»، و امام اینکه دیگران چگونه غسل می‌کردند، نمی‌دانم.

      2) سه بار ریختن آب بر بدن در غسل کردن سنت است، ولی شستن بدن برای یکبار به اجماع علماء فرض است.

      3) احناف مضمضمه و استنشاق را در غسل فرض، و دیگران سنت می‌دانند.

[8]- از مسائل و احکام متعلق به این حدیث آنکه:

      1) (حِلاب): بر وزن کتاب، ظرفی است که در آن گاو و یا گوسفند را می‌دوشند، و در هرات آن را (گاو دوشه) می‌گویند، امام بیهقی رحمه الله  می‌گوید: حلاب ظرف کوزه مانندی است که هشت رطل آب می‌گیرد، و هشت رطل به اوزان رایج فعلی، مساوی (640/3) لتر است.

      2) در غسل کردن باید اول به شانۀ راست، بعد از آن به شانۀ چپ، و بالآخره بر سر خود آب ریخت.

      3) سه بار ریختن آب بر بدن سنت است، و یکبار شستن آن فرض است.

[9]- از احکام ومسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) استعمال خوشبوئی پیش احرام بستن سنت است.

      2) تکرار جماع برای کسی که قدرت آن را دارد، روا است.

      3) متصل بعد از جماع غسل کردن لازم نیست، بلکه وجوب آن در وقت ارادۀ نماز خواندن است.

      4) غسل کردن در بین دو جماع، لازم نیست.

      5) از اینکه بعد از غسل از پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  بوی عطر به مشام می‌رسید، علماء اینطور استنباط کرده‌اند که: مالیدن بدن در غسل لازم نیست، زیرا اگر ایشان بدن خود را می‌مالیدند، غالبا آنکه اثر عطر از ایشان محو می‌شد.

[10]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) در مورد همسران پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  امام ابن حجر رحمه الله  می‌گوید: هنگامی که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به مدینۀ منوره آمدند، تنها یک همسر داشتند که سوده رضی الله عنها  باشد، بعد از آن با عائشه رضی الله عنها  عروسی کردند، و بعد از آن در سال سوم و چهارم هجری با ام سلمه، و حفصه، و زینب بنت خزیمه، و بعد از آن در سال پنجم با زینب بنت حجش، و در سال ششم با جویریه، و در سال هفتم با صفیه و ام حبیبه و میمونه رضی الله عنهن جمیعا ازدواج نمودند.

      2) امام ابن قیم رحمه الله  در مورد ازدواج مطهرات به تفصیل بیشتری صحبت کرده و می‌گوید: ازدواج مطهرات عبارت بودند از:

      أ- خدیجه رضی الله عنها  که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  با وی پیش از نبوت ازدواج نمودند، سن وی چهل سال بود، و تا وقتی که زنده بود، پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  همسر دیگری نگرفتند، تمام اولاد پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  با استثنای ابراهیم از وی بود، و این یگانه زنی است که خداوند متعال به واسطۀ جبرئیل علیه السلام  برایش سلام فرستاد.

      ب- بعد از خدیجه رضی الله عنها  با سوده بنت زمعه رضی الله عنها  ازدواج نمودند، و همین سوده بود که نوبت خود را برای عائشه رضی الله عنها  داد.

      ج- بعد از آن عائشه صدیقه بنت صدیق رضی الله عنهما  ازدواج نمودند، عائشه رضی الله عنها  دارای فضائل بسیاری است، از آن جمله اینکه: براءتش از آسمان نازل گردید، و کسی که وی را قذف نماید به اجماع علماء کافر و مرتد، و خارج از دین اسلام است، و یگانه کسی است که در بسترش بر پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  وحی نازل گردید، عالم‌ترین، و فقیه‌ترین زن‌های امت است، پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  جز با وی با زن بکر دیگری ازدواج نکردند.

      د- بعد از آن با حفصه بنت عمر بن خطاب رضی الله عنهما  ازدواج نمودند، و در روایتی آمده است که پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  وی را طلاق دادند، و دوباره به وی رجوع از ازدواجش وفات نمود.

      هـ- بعد از وی با زینب بنت خزیمه بن حارث قیسیه ازدواج نمودند، و بعد از دو ماه از ازدواجش وفات نمود.

      و- بعد از آن با أم سلمه بنت أبی أمیه قرشیه مخزومیه ازدواج نمودند، و ام سلمه رضی الله عنها  آخرین همسرشان بود که وفات نمود.

      ز- بعد از آن با زینب جحش رضی الله عنها  ازدواج نمودند، و درباره همین زینب رضی الله عنها  بود که این قول خداوند متعال نازل گردید: ﴿فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا زَوَّجۡنَٰكَهَا [الأحزاب: 37]، و به همین سبب بر دیگر ازواج مطهرات افتخار نموده و می‌گفت که: شما را اقوام شما به ازدواج دادند، و مرا خداوند از بالای هفت آسمان به ازدواج داد.

      ح- بعد از آن با جویریه بنت حارث ازدواج نمودند.

      ط- بعد از آن با أم حبیبه که رمله بنت أبی سفیان باشد، ازدواج نمودند، با وی وقتی که در حبشه بود ازدواج نمودند، و عوض پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  نجاشی برایش چهار صد دینار مهر داد.

      ی- بعد از آن با صفیه بنت حُیی بن أخطب که از اولاد هارون بن عمران علیه السلام  است ازدواج نمودند، وی به اسارت درآمده بود، پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  او را آزاد ساختند، و آزادی‌اش را برایش مهر قرار دادند.

      ک- بعد از آن با میمونه بنت حارث هلالیه ازدواج نمودند، و میمونه رضی الله عنها  آخرین ازدواج مطهرات است، که بعد از وی با زن دیگری ازدواج نکردند.

[11]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) اگر اثر خوشبوئی که مُحرم پیش از احرام بستن استعمال کرده است، بر بدنش باقی می‌ماند، باکی ندارد.

      2) امام مالک رحمه الله  می‌گوید: استعمال عطری که اثرش بعد از احرام باقی می‌ماند، برای محرم پیش از احرام بستنش روا نیست، و از این حدیث چنین جواب می‌دهد که این عطر زدن جهت همبستر شدن با همسران‌شان، و پیش از غسل کردن بود، به طوری که بعد از غسل کردن اثری از عطر بر پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  باقی نمانده بود، ولی سیاق و عبارت حدیث دلالت بر خلاف نظر و تاویل امام مالک رحمه الله  دارد، والله تعالی أعلم بالصواب.

[12]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) بنا به قول اکثر علماء اگر کسی موهایش انبوه باشد، خلال کردن موی سر در وقت غسل کردن نسبت به وی واجب است.

      2) در موضوع خلال کردن موی ریش بین علماء اختلاف است، و راجح در مذهب احناف آن است که خلال کردن ریش در غسل واجب، و در وضوء سنت است.

[13]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) واجب نیست که متصل بعد از جنابت غسل نمود، بلکه غسل وقتی واجب می‌شود، که نماز خواندن واجب گردد، ورنه پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  غسل کردن را تا وقتی که به نماز آمدند، به تاخیر نمی‌انداختند.

      2) برابر کردن صف‌ها در نماز جماعت مستحب است.

      3) در نزد احناف مستحب آن است که در اقامت وقتی که (حی علی الصلاه) گفته شد، صف‌ها ایستاده شوند، و وقتی که (قد قامت الصلاه) گفته شد، امام تکبیر بگوید.

      4) اگر به امام مشکلی پیش شد که نماز را ادامه داده نمی‌توانست، به اشاره – نه به سخن زدن – کسی را خلیفه بگیرد.

      5) در نزد امام ابوحنیفه رحمه الله  بهتر آن است که مقتدی با امام تکبیر بگوید، در نزد ابویوسف و محمد بهتر آن است که مقتدی بعد از امام تکبیر بگوید.

      6) فراموشی برای انبیاء علیهم السلام در انجام دادن عبادات جواز دارد.

[14]- قابل توجه است که این قوم بی‌حیا، حتی انبیاء الله را بازیچه و مورد تمسخر قرار می‌دادند، و البته چنین موافقی از این قوم سرکش جای چندان تعجب نیست.

[15]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) غسل کردن به طور برهنه در جای که دیگران وی را نبینند، جواز دارد.

      2) کشف عورت روی ضرورت مانند تداوی و امثال آن جواز دارد.

      3) انبیاء الله کاملترین افراد بشر در خلقت هستند، و از عیوب بدنی که نقص شمرده شود، مبراء هستند.

      4) اینکه قوم بنی اسرائیل برهنه غسل می‌کردند، و موسی علیه السلام  آن‌ها را منع نمی‌کرد، گویند: سببش آن بود که پوشیدن عورت در دین آن‌ها لازم نبود، و اینکه خود موسی علیه السلام  با آن‌ها موافقت نکرده و تنها غسل می‌کرد، به سبب حیاء و عمل به افضلیت بود، ولی در نظر من یک احتمال دیگر نیز وجود دارد، و آن اینکه: پوشیدن عورت در دین آن‌ها نیز لازم بود، و موسی علیه السلام  آن‌ها را منع می‌کرد، ولی این قوم سرکش از وی اطاعت نمی‌کردند، و چنین مواقفی از این قوم در قرآن کریم، و سنت نبوی به طور مکرر به نظر می‌رسد.

[16]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) اگر شخص تنها باشد، روا است که برهنه غسل نماید.

      2) حرص در جمع کردن مال حلال مشروع است.

      3) سوگند خوردن به صفات خداوند عزوجل  جواز دارد.

[17]- وی ام هانیء بنت أبی طالب قرشی هاشمی دختر کاکای (عموی) پیامبر خدا  صل الله علیه و آله و سلم  و خواهر علی بن ابی طالب است، در اسمش اختلاف است، بعضی می‌گویند که: نامش هند، و بعضی می‌گویند، که فاطمه، وعده هم می‌گویند که فاخته است، در فتح مکه مسلمان شد، سال وفاتش را ندیدم، أسد الغابه (5/624).

[18]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) فتح مکه در رمضان سال هشتم هجری واقع گردید.

      2) غسل کردن در نزد محرم جواز دارد، و البته این در صورتی است که بین آن‌ها پرده باشد.

      3) اگر کسی عورت خود را در نزد مردم بدون ضرورت کشف کند، در نزد عموم علماء شهادتش ساقط می‌گردد.

[19]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) مسلمان به سبب نجاست نجس نمی‌شود، بنابراین، پس خورد او، عرق او، لعاب او، و اشک چشم او چه مرده باشد، و چه زنده پاک است، و امام عینی رحمه الله  می‌گوید که: در این احکام فرقی بین کافر و مسلمان نیست، یعنی: آنچه که از مسلمان پاک است، از کافر نیز پاک است، ولی اگر مفهوم مخالف را حجت بدانیم، در این احکام کافر از مسلمان فرق می‌کند، زیرا نبی کریم  صل الله علیه و آله و سلم  فرموده‌اند که: «مؤمن هرگز نجس نمی‌شود» که مفهوم مخالفش آن است که غیر مؤمن نجس می‌شود، و البته احناف مفهوم مخالف را حجت نمی‌دانند، والله تعالی أعلم.

      2) باید برای اهل فضیلت احترام نمود، و به بهترین هیئتی با آن‌ها مجالست نمود.

      3) تاخیر کردن غسل جنابت جواز دارد، ولی در وقت خوف قضاء شدن نماز، غسل کردن از جنابت واجب است.

[20]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) خواب شدن در حال جنابت جواز دارد.

      2) در حکم وضوء ساختن برای جنب پیش از خواب شدن بین علماء اختلاف است:

      اکثر فقهاء بر این نظر اند که وضوء ساختن پیش از خواب شدن برای جنب مستحب است، ولی بعضی از علماء وضوء ساختن پیش از خواب شدن را برای جنب واجب می‌دانند، ولی شاید راجح نظر جمهور علماء باشد، والله تعالی أعلم.

[21]- از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه:

      1) مراد از درآمیز گردیدن جماع است، و معنی حدیث این است که: اگر کسی با زنش جماع کرد، ولو آنکه انزال هم نشود، باید غسل نماید، و غسل وقتی واجب می‌شود که (حشفه) داخل گردد، و مراد از (حشفه) آن قسمت از ذکر مرد است که قبل از ختنه کردن در زیر جلد قرار دارد.

      2) از هر عمل دیگری که بین زن و شوهر غیر از انزال و دخول صورت می‌گیرد، به هرشکلی که باشد، غسل واجب نمی‌شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...