﴿ ٱللَّهُ يَسۡتَهۡزِئُ بِهِمۡ وَيَمُدُّهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ ١٥﴾ [البقرة: 15].
«خدا آنان را به سخريه ميگيرد و ايشان را واميگذارد تا در طغيان خويش سرگردان بمانند!».
«برخي از مردم تا آنجا تشنة نامآوري و شهرتاند که حاضر ميشوند براي آنکه آوازهاي پيدا کنند، مقدّسترين امور را مورد تمسخر قرار دهند! حقيقت آنستکه اين روحيه، از حقارت شديدي ناشي ميشود که آنها در خود احساس ميکنند و چون ايمان راستيني به خدا ندارند نميتوانند احساس مزبور را از راه درک عظمت خداوند جبران کنند و نفس خود را بوسيلة اين توجّه پرشکوه، تعالي بخشند، بدين جهت با اهانت به مقدّسات ديني يا توهين به بزرگان دين، ناخودآگاه خودشان را برتر از همة امور مقدّس و والاتر از تمام بزرگان و پيامبران وانمود ميکنند، يعني اين بيچارگان با همة ذلّت نفس، بطور ناخودآگاه ادّعاي خدايي دارند! اينست که در پيشگاه حقيقت، سزاوار تمسخر و در خور تحقيرند چنانکه در تنزيل ربّاني ميخوانيم ﴿ٱللَّهُ يَسۡتَهۡزِئُ بِهِمۡ وَيَمُدُّهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ ١٥﴾
هوالعليم الحکيم
اين رسالة کوتاه در نظر اول براي مغرب زمين نگاشته تا لحظههايي به گذشته باز گردند و ملاحظه کنيد که «اسلامشناسي» در آن ديار چگونه با تهمت و افتراء به پيامبر بزرگ اسلام آغاز شد. و آنگاه به چه صورت محقّقان غربي به مرحلة بيداري و آگاهي رسيدند و راه پيشرفت و ترقي را در شناخت اسلام پيمودند. و سپس توجه کنند که چگونه دستهاي آشکار و پنهان با تشويق نويسندة «آيات شيطاني» تصميم گرفتند که اسلامشناسي را در غرب دوباره به گذشتة تاريک و دور از آگاهي بازگردانند و گزارش سيرة پيامبر صل الله علیه و آله و سلم را با افتراء و استهزاء درآميزند تا به مقاصد سياسي خود نزديک شوند.
مقصود از تهية اين رساله آنست که مردم غرب بيش از پيش دريابند که کار «سلمان رشدي»، نوعي توطئه سياسي است و از عالم دانش و تحقيق فاصلة بسيار دارد و کتاب وي حتّي در کنار آثار برخي از خاورشناسان مغرض که در عصر ما به تلاشهاي ظاهراً علمي برخاستهاند، قرار نميگيرد.
سپس مناسب ديده شد که رسالة حاضر در کشور عزيز خودمان نيز انتشار يابد تا به ياري خداوند دانا، سطح آگاهي عمومي را در اين ماجري بالاتر بَرد.
نکتهاي که گفتن آن در اين پيشگفتار لازم به نظر ميرسد اينست که کتاب «آيات شيطاني» اثر سلمان رشدي به سَبکي تخيلي و غير مستند نگاشته شده و بقول خود نويسندهاش، کاري رؤياگونه است! بنابراين، ارزش آن را ندارند که متن اين کتاب صفحه به صفحه گزارش شود و با مدارک موثّق تاريخي، مقايسه و نقد گردد. آنچه در اين رساله مورد بحث قرار گرفته نقد ترفندها و انگيزههاي شيطاني سلمان رشدي در نگارش کتاب خود بوده است تا معلوم شود که کتاب مزبور چه جايگاه حقيري را در عالم تحقيق حائز است و براي اثبات اين حقارت، نگارش کتابي ضخيم و پرورق لازم نبود بلکه تا حدّي «نقض غرض» مينمود!.
از خداوند دانا و توانا که پشتيبان حقايق و اميد حقجويان عالم است درخواست ميکنم که نيرنگهاي باطلگرايان و شيطانپرستان را همواره بدست مدافعان حق، بياثر سازد و بر جمعيت پاکان و قدرت نيکان بيافزايد.
تجريش، 1410 هجري قمري برابر با 1368 هجري شمسي
مصطفي حسيني طباطبائي
بسم الله الرحمن الرحیم
خدايي را ميستايم که رحمتش همه چيز را فرا گرفته، و قدرتش همة کائنات را مقهور ساخته هيچ موجودي در وجود و بقاء بينياز از او نيست و هيچ نيرويي در برابر کمترين فرمانش، کوچکترين تاب مقاومت ندارد.
و بر همة پيامبران وي که با دلهاي پرفروغ و ارادههاي استوار، تاريخ بشريت را دگرکون کردند و به زندگي مادّي انسان، روح و معنا بخشيدند درود ميفرستم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر