ولتر و پيامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم
تهمتهاي شگفتآور غربيان در گذشته نه تنها ميان مردم عوام و بيدانش، شايع بود بلکه از زبان برخي متفکران و دانشمندان ايشان نيز شنيده ميشد و در حقيقت همين خواصّ بودند که عوامالنّاس را بر ضدّ پيامبر والامقام اسلام صل الله علیه و آله و سلم برميانگيختند و دستاويزي بدست آنان ميدادند تا تهمتها را مضاعف سازند.
از جملة اين متفکّران و روشنفکران، يکي وُلتِر فيلسوف و نويسندة فرانسوي بود که از ابراز مخالفت و اهانت نسبت به مقام قُدسي پيامبر بزگوار اسلام صل الله علیه و آله و سلم خوداري نورزيد تا آنجا که نمايشنامهاي با عنوان: «محمّد يا تعصّب»[1] ترتيب داد و آنرا به سال 1742 ميلادي در پاريس به معرض نمايش گذاشت و در خلال آن، پيامبر پاک خدا صل الله علیه و آله و سلم را آماج انواع تهمتها و اهانتها قرار داد. نمايشنامة ولتر را يکي از محققّان معاصر اينچنين خلاصه کرده است: «حارث، يکي از پيروان محمّد در جنگي که بين طائفه قريش و مسلمانان مدينه در ميگيرد، زيد فرزند زُوپَير حاکم دادگستر مکّه را ميربايد. اين کودک در حرمسراي محمّد و تحت تعاليم او بزرگ ميشود ولي از کودکي به خواهر ناشناخته خود زينب که او هم نزد محمّد بزرگ شده ولي اسير زوپير بود دل ميبندد. از طرفي محمّد نيز شيفته و دلباختة زينب است لذا براي اينکه به وصال معشوقه برسد و در ضمن، زوپير را از سر راه خود بردارد وعدههايي خوش به زيد ميدهد تا او را بکشتن زوپير تحريص نمايد. اين وعدهها عبارتند از زينب در اين دنيا و بهشت در آن جهان. زيد ميپذيرد و خود را به مکّه ميرساند و با همکاري زينب، پنهاني به حرمسراي زوپير رخنه ميکند و در لحظهاي مناسب - بيآنکه بداند - پدر پير و فرسودة خويش را که در تمام عمر لحظهاي از فداکاري براي وطنش غفلت نکرده است از پاي درآورد. ولي زوپير در نَفَس آخر، فرزندان خود زيد و زينب را باز ميشناسد و آنان را در آغوش ميفشارد و از زيد ميخواهد که انتقام خونش را بگيرد. زيد خروشان به سوي مردم ميشتابد تا آنان را بر ضدّ محمّد برانگيزد ولي ديري نميپايد که خود نيز بر زمين نقش ميبندد زيرا محمّد قبلاً بوسيله عُمَر او را مسموم کرده است»![2].
ولتر در اين نمايشنامه، ماجراي زيد و زينب را که در صدر اسلام پيش آمده بکلّي دگرگون ساخته و تحريف کرده است يعني آن را بدلخواه خود، بصورتي درآورده که احساسات تماشاچي را سخت بر ضدّ پيامبر گرامي اسلام صل الله علیه و آله و سلم برانگيزد و اينکار، جز خيانت به دين و تاريخ چه نام دارد؟ ماجراي زيد و زينب در قرآن مجيد[3] به اشارت آمده و تفاسير قرآن[4] و کتب سيره[5] و تَراجم عرب[6] نيز اين موضوع را به تفصيل گزارش کردهاند، شايد براي خوانندگان اروپايي باور کردني نباشد که گزارشهاي اين ماجري با آنچه ولتر بصورت نمايشنامه درآورده از بهشت تا دوزخ فاصله دارد! مگر آنکه مانند بسياري از شرقيها آن را در کتابهاي تاريخي خوانده و پيگيري کرده باشند. ما در اينجا چکيدة جريان مزبور را به کمک مأخذ اصلي، بنظر خوانندگان ميرسانيم تا آنرا با نمايشنامة ولتر مقايسه کنند:
«روايات مورّخان عرب اتفّاق دارند که کودکي به نام زيد پيش از نبوّت محمّد صل الله علیه و آله و سلم از خانوادة خود دزديده ميشود. اين کودک را در بازار مکّه به معرض فروش ميگذارند و حَکيم بن حزام برادرزادة خديجه (همسر محمّد) وي را خريداري ميکند و آنر به عمّهاش هديه ميدهد. خديجه آن غلام را به شوهر خود محمّد ميبخشد. محمّد صل الله علیه و آله و سلم زيد را آزاد کرده به فرزندخواندگي ميپذيرد و اين موضوع را در ميان جمع، اعلام ميدارد. از سوي ديگر حارِثه پدر زيد که در جستجوي فرزندش بوده، وي را در مکّه نزد محمّد مييابد و زيد، ميان محمّد و حارثه به - دليل خوشرفتاريها و محبّت محمّد - زندگي با او را ترجيح ميدهد و حاضر نميشود با پدر بخانه باز گردد. چند سال بعد که محمّد بن عبدالله صل الله علیه و آله و سلم به نبوّت برانگيخته ميشود و دعوت خود را به سوي توحيد و ترک بتپرستي آغاز ميکند، زيد از نخستين کساني بوده که بدو ايمان ميآورد. پس از مدّتي پيامبر صل الله علیه و آله و سلم از دخترعمّة خودش زينب براي ازدواج با زيد خواستگاري مينمايد، زينب در ابتدا به گمان آنکه پيامبر صل الله علیه و آله و سلم او را براي خود خواستگاري کرده، ميپذيرد ولي چون از حقيقت امر آگاه ميشود. از قبول پيشنهاد ازدواج، امتناع ميورزد ولي سرانجام در اثر پافشاري پيامبر صل الله علیه و آله و سلم بدان زناشويي راضي ميگردد و به همسري زيد درميآيد.
زيد و زينب مدتي با يکديگر زندگي ميکنند تا آنکه ميانشان ناسازگاري پيش ميآيد و پيامبر صل الله علیه و آله و سلم ميکوشد تا مانع جدايي آندو از هم شود امّا سودمند نميافتد. عاقبت زيد همسر خود را طلاق ميدهد و پس از چندي، پيامبر صل الله علیه و آله و سلم به خواستگاري دخترعمّة مُطلَّقهاش زينب، ميرود تا هم اين قانون غيرطبيعي را بشکند که: «احکام پسرخواندگي در هر چيز مانند احکام پسرِ حقيقي است» و هم زندگي شکستخوردة زينب را - که در اثر پافشاري او بپا شده بود - جبران کند. زينب از اين دعوت استقبال مينمايد و زيد هم همسر ديگري انتخاب نموده زندگي تازهاي را آغاز ميکند و مدّتها بعد در نبرد با روميان در جنگ موته به شهادت ميرسد».
چنانچه ملاحظه ميشود تفاوت ميان اين ماجري وافسانهاي که ولتر پرداخته چندان زياد است که نميتوان گفت مورّخان عرب و ولتر يک حادثه را به دو صورت، گزارش نمودهاند بلکه بايد گفت که اساساً آنچه ولتر آورده چيزي جدا از حکايت زيد و زينب بوده و کمترين شاهد و مدرکي هم از تاريخ ندارد. در عين حال نميتوان انکار کرد که ولتر از نوشتن نمايشنامة مزبور قصد توهين به پيامبر اسلام را داشته است به همين جهت ميبينم که وي در آثار بعدي خود از اين اهانت، ابراز ندامت ميکند. ولتر در سالهاي بعد، نوشته است: «من در حقّ محمّد، بسيار بد کردم»[7].
[1]- Mahomet Ou Le fanatisme
[2]- اسلام از نظر ولتر، اثر دکتر جواد حديدي، صفحه 26.
[3]- سوره احزاب، آيات 36 تا 40.
[4]- بعنوان نمونه، به: تفسير جامع البيان، اثر أبوجعفر طبري، جزء 23 بنگريد.
[5]- بعنوان نمونه، به: سيرة ابن هشام القسم الأوّل، صفحه 247 تا 249 رجوع کنيد.
[6]- بعنوان نمونه، به: الطّبقات الکبري، اثر إبن سعد جزء 3، صفحه 27 نگاه کنيد.
[7]- اسلام از نظر ولتر بنقل از کلّيات آثار ولتر، چاپ پاريس، جلد اوّل، صفحه 83.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر