توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۰ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

مبحث بیستم: شیعه نصرانی‌شدن سنی‌ها را از سنی‌ماندنشان بهتر می‌داند

 

مبحث بیستم:
شیعه نصرانی‌شدن سنی‌ها را از سنی‌ماندنشان بهتر می‌داند

خیانت شیعه به اوج خود رسیده است تا جایی که برای مقابله با اهل سنت یکی از حکام ایران به این فکر می‌افتد که از مبلغین مسیحی کمک بگیرد و پیمانی را با آن‌ها به هدف مسیحی کردن مسلمانان سنی کرد منعقد کند.

خانم دکتر أمال السبکی درکتاب خود در باره تاریخ سیاسی ایران می‌نویسد: «از جمله مسائل بسیار مشکوک در سیاست تبشیری آمریکا این است که توافق نامه‌ای با حکومت‌های ایران و عراق و ترکیه در ادینبورگ در تاریخ 1910میلادی بسته می‌شود که صراحتاً بر حق کلیسای لوتری انجیلی در تبشیر و دعوت به سوی دین مسیحی در میان کردهای مسلمان در این سه منطقه اسلامی تأکید می‌کند. حکومت ایران در دوره محمد رضا شاه پهلوی در سال 1928 این توافق نامه را تجدید می‌کند و شاه ایران از این کار چند هدف را دنبال می‌کد:

اولا: رها شدن از تراکم جمعیت کردها که صدها سال است که در آذربایجان ایران زندگی می‌کنند و بارها ترکیه سنی را بر ضد ایران یاری داده‌اند تا از ظلم و ستم که بدانان می‌شود نجات یابند.

ثاینا: تضعیف آن‌ها از طریق گرویدن بسیاری از آنان به مسیحیت بعد از آنکه موضع حکومت ترکیه تغییر یافته و بعد از انقلاب کمال آتاتورک در ربع اول قرن بیستم دیگر از آن‌ها حمایت نمی‌کرد.

ثالثا: ذوب کردن هویت کردی (سنی) در قومیت ایرانی به منظور سیطره یافتن بر آن‌ها و جلوگیری از سامان یافتن وضعیت قومیت کردی و متحد شدن با سائر اکراد در عراق و ترکیه و سوریه»[1].


تفکر این خائنان عجیب است:

آیا علی بن ابی طالب یا یک نفر از اهل بیت راضی می‌شود که یک نفر از اسلام به نصرانیت یا دینی دیگر در آید؟

آن‌ها معتقد هستند که اگر کردها (که سنی هستند) مسیحی بشوند نرم شده و دیگر از شرشان در امان خواهند بود.

این یک سیاست نیست بلکه عقیده این قوم این است که ناصبی (سنی) از نصرانی و یهودی کافرتر است و برای همین بزرگان شیعه صدقه را به کافر ذمی جایز می‌دانند اما به سنی جایز نمی‌دانند.

آیت الله‌شان خمینی می‌گوید: «در فردی که به او صدقه داده می‌شود فقر شرط است نه ایمان. پس صدقه دادن به ثروتمند ذمی و مخالف اگر بیگانه باشد جایز است اما به ناصبی و نیز حربی حتی اگر نزدیک و خویشاوند باشد جایز نیست»[2].

معنی این سخن این است که این کار یعنی توافق با مبلغان مسیحیت برای تبلیغ میان کرد‌ها نظر فردی رضا شاه پهلوی که خمینی ضد او بوده است نبوده بلکه نظر خمینی و نظر عموم روافض غالی همین است.




[1]- دکتر أمال السبکی: تاریخ ایران السیاسی (ص116، 115) سلسله عالم المرعفة شماره250.

[2]- خمینی: تحریر الوسیلة (1/91).

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...