توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۰ اسفند ۱۶, دوشنبه

(50) اسباب عزت مسلمانان

 

(50) اسباب عزت مسلمانان

اسباب و عوامل اعادۀ حیثیت و عزت، مجد و عظمت مسلمانان:

با مطالعۀ تاریخ این حقیقت واضح و روشن می‌گردد که مردم قبل از اسلام در تاریکی‌های کفر و شرک، نادانی و جهالت، ذلت و پستی، ظلم و بربریت بسر برده، وضعیت بسیار بد اجتماعی، اخلاقی و سیاسی در جامعه حکمفرما بود.

چنانچه در ساحۀ عقاید مردم بت‌های بی‌حس و بی‌جانی را که از سنگ و چوب می‌ساختند عبادت نموده، و پیش روی آن‌ها به سجده می‌افتیدند.

در ساحۀ اخلاقیات نامی از اخلاق نیکو وجود نداشت، و برعکس بازار شراب نوشی، قمار بازی، زنا و بدکاری، فساد و بی‌بند و باری گرم بود.

در عرصۀ اجتماعی چیزی بنام ترحم، عطوفت و مهربانی وجود نداشت طوری‌که افراد ضعیف و بیچاره با مرور و گذشت زمان ضعیف‌تر می‌گردید، و برعکس افراد نیرومند روز بروز قوی‌تر می‌شدند.

زنان که قشر ضعیف جامعه به شمار می‌رفتند از کوچکترین حقوق مادی و معنوی مانند: حق مهر، حق میراث، ترحم و عطوفت نه تنها برخوردار نبودند، بلکه بعد از وفات شوهران‌شان مانند مال و متاع متروکۀ آن‌ها به ارث برده می‌شدند.

سیاه‌ترین روز در خانواده همان روزی بود که در آن دختر تولد می‌شد، چنانچه پدر بعد از تولد دختر متحیر می‌ماند که با آن دختر نوزاد و معصوم چطور برخورد نماید؟ آیا آن دختر معصوم و بی‌گناه را زنده نگه دارد که سراپا عار و ننگ بشمار می‌رفت، و یا اینکه او را بی‌رحمانه زنده بگور نماید؟ چنانچه قرآن کریم این عمل بی‌شرمانه و ظالمانۀ آن‌ها را مورد نکوهش قرار داده، فرموده است: ﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ٥٨ يَتَوَٰرَىٰ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ مِن سُوٓءِ مَا بُشِّرَ بِهِۦٓۚ أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِۗ أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ٥٩ [النحل: 58-59].

«هر گاه یکى از آنان را به دختر مژده آورند چهره‏اش سیاه مى‏گردد در حالى‌که خشم [و اندوه] خود را فرو مى‏خورد. از بدى آنچه بدو بشارت داده شده از قبیله [خود] روى مى‏پوشاند آیا او را با خوارى نگاه دارد یا در خاک پنهانش کند و چه بد داورى مى‏کنند».

 و در عرصۀ سیاسی نظام و حکومتی وجود نداشت که دست ظالم را از ظلم گرفته و از حقوق مظلوم حمایت و پشتیبانی نماید.

همین بود که الله تعالی با بعثت و فرستادن محمد  صل الله علیه و آله و سلم  مردم را از تاریکی‌های کفر و شرک بطرف نور ایمان و توحید، و از پرتگاه ذلت و پستی به قلۀ بلند عزت و سربلندی بیرون آورد، و مسلمانان در اثر عمل‌نمودن به تعالیم والای اسلام، زمام امور را بدست خود گرفته، با نایل گردیدن به فتوحات و پیشرفت‌های پیهم، عزت بیشتری را کسب نمودند.

اما متأسفانه با گذشت زمان و در اثر فاصله‌گرفتن مسلمانان از تعالیم والای اسلام ضعف و ناتوانی در جسد امت راه یافت، و فاصلۀ زمانی به هر اندازۀ که دور‌تر شد، ضعف و پستی هم به همان سرحد بیشتر و عمیق‌تر گردید.

عوامل عمدۀ ضعف، ناتوانی و شکست مسلمانان را می‌توان در چند نقطه خلاصه کرد:

·       اعراض و روی‌گردانیدن از حکم الله متعال، و عدم شناخت و معرفت احکام الهی.

·       تحیر بیش از حد در مورد اختراعات جدید، و تقلید کورکورانه از دشمنان اسلام.

·       عصبیت و یا گرایش به ملیت، رنگ و زبان.

·       چیره‌شدن یاس و نا امیدی.

·       معطل ماندن وجیبۀ امر به معروف و نهی از منکر.

اسباب و عوامل اعادۀ عظمت و تعالی مسلمانان:

اکنون بعد از این مقدمۀ کوتاه و بر شمردن برخی عوامل ضعف و ناتوانی مسلمانان می‌توان عوامل و اسباب اعادۀ مجدد و عظمت مسلمانان را تشخیص نمود تا باشد که مسلمانان با بکار بستن آن عوامل و متوسل‌شدن به آن اسباب بتوانند عزت و حیثیت سلب شدۀ شان را دوباره بدست بیاورند.

·     سبب اول: تمسک و چنگ‌زدن به کتاب الله و سنت رسول الله:

 در این شکی نیست که تمسک و چنگ‌زدن به کتاب الله و سنت رسول الله در بخش‌های اعتقادی و عملی معیار هرگونه فلاح و رستگاری به شمار می‌رود که بدون چنگ‌زدن به آن و حاکم قرار‌دادن آن در تمام بخش‌های زندگی، فلاح و کامیابی تحقق نمی‌یابد.

چنانچه خداوند متعال اطاعت و پیروی‌نمودن از الله و رسول را سبب نازل‌شدن رحمت خود قرار داده، فرموده است: ﴿وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ١٣٢ [آل عمران: 132]. «خدا و رسول را فرمان برید باشد که مشمول رحمت قرار گیرید».

و در آیۀ دیگر پیروی از رسول را سبب حصول محبت الهی و کسب مغفرت وی قرار داده، فرموده است: ﴿قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٣١ [آل عمران: 31]. «بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروى کنید تا خدا دوست‌تان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید و خداوند آمرزندۀ مهربان است».

پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  تمسک به کتاب الله و سنت خودش را سبب نجات از ضلالت و گمراهی قرار داده، فرموده است: «تَرَكْتُ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ، لَنْ تَضِلُّوا مَا تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا: كِتَابَ اللَّهِ وَسُنَّةَ نَبِيِّهِ»[1]. «من در مابین شما دو چیز را گذاشتم تا وقتیکه شما به آن چنگ بزنید هرگز گمراه نمی‌شوید، و آن دو چیز عبارت‌اند از کتاب الله و سنت پیامبر وی».

 از نصوص فوق این حقیقت واضح و روشن می‌گردد که چنگ‌زدن به کتاب الله و سنت رسول وی از بزرگترین اسباب فلاح در دین و دنیا به شمار می‌رود.

اما این حقیقت روشن دیگر را نیز نباید فراموش کرد که از لوازم و یا مقتضیات عمدۀ تمسک به کتاب الله و سنت رسول الله مبارزۀ قاطع و دوامدار علیه هرگونه بدعت و خرافات است، زیرا زمانی‌که علما و افراد دعوت‌گر در برابر بدعات و خرافات سکوت اختیار نموده، به مبارزه برنخیزند، پس آن بدعات و خرافات در جامعه پخش گردیده رشد بیشتر پیدا می‌کند!.

· سبب دوم: جمع‌شدن در اطراف علما و روی‌آوردن به آنها:

جمع‌شدن در اطراف علمای بر حق و خداپرست و روی‌آوردن به آن‌ها و استفاده‌نمودن از آرا و نظریات صایب ایشان یکی از مصالح عمدۀ امت اسلامی، مخصوصا قشر جوان و روشن ‌فکر به شمار می‌رود، زیرا همین علمای برحق‌اند که در مورد قضایا و معضله‌های امت درک و بصیرت بهتر داشته، در پرتوی نصوص شرعی و با در نظر داشت واقعیت‌های عینی می‌توانند راه‌های حل مناسب و مفید را برای بیرون رفت از تمام مشکلات و پرابلم عصر حاضر معرفی نمایند.

·     سبب سوم: مطالعه و تدبر در تاریخ اسلامی:

مطالعه و اعادۀ نظر در تاریخ پربار مسلمانان صدر اسلام و بخاطر آوردن مجد و عظمت گذشتۀ ایشان سبب بلندی همت ما مسلمانان گردیده، روح و جان تازۀ را در جسم ضعیف مسلمانان امروز ایجاد می‌نماید، زیرا در اثر مطالعۀ تاریخ مسلمانان صدر اسلام میتوان علل و اسباب نایل‌شدن آن‌ها را به مجد و عظمت واقعی، نزول فتح و نصرت الهی که در رأس آن همانا تمسک و چنگ‌زدن به تعالیم والای اسلام می‌باشد، درک کرد.

·     سبب چهارم: خوشبین بودن در مورد آینده، و باور داشتن به اینکه پیروزی از آن اسلام است:

سبب چهارم اعادۀ مجد و عظمت از دست رفتۀ مسلمانان همانا خوشبین بودن در مورد آینده، و باور داشتن به اینکه پیروزی از آن اسلام است، می‌باشد.

و دلیل آن نصوصی است که در این مورد آمده است، خداوند متعال فرموده است:

﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُشۡرِكُونَ٣٣ [التوبة: 33].  «او کسى است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هرچه دین است پیروز گرداند هر چند مشرکان خوش نداشته باشند».

و همچنان پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  فرمودند: «إِنَّ اللهَ تَعَالَى زَوَى لِي الْأَرْضَ، حَتَّى رَأَيْتُ مَشَارِقَهَا وَمَغَارِبَهَا، وَأَعْطَانِي الْكَنْزَيْنِ الْأَحْمَرَ وَالْأَبْيَضَ»[2]. «الله تعالی برایم اطراف زمین را جمع نمود تا اینکه نقاط شرقی و غربی آن را مشاهده نمودم و همچنان برایم ذخایر طلای سرخ و سیاه را عطا کرد».

و در یک حدیث صحیح دیگر آمده است که پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  فرمودند: «لَيَبْلُغَنَّ هَذَا الْأَمْرُ مَا بَلَغَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ، وَلَا يَتْرُكُ اللهُ بَيْتَ مَدَرٍ وَلَا وَبَرٍ إِلَّا أَدْخَلَهُ اللهُ هَذَا الدِّينَ، بِعِزِّ عَزِيزٍ أَوْ بِذُلِّ ذَلِيلٍ، عِزًّا يُعِزُّ اللهُ بِهِ الْإِسْلَامَ، وَذُلًّا يُذِلُّ اللهُ بِهِ الْكُفْرَ» وَكَانَ تَمِيمٌ الدَّارِيُّ، يَقُولُ: "قَدْ عَرَفْتُ ذَلِكَ فِي أَهْلِ بَيْتِي، لَقَدْ أَصَابَ مَنْ أَسْلَمَ مِنْهُمُ الْخَيْرُ وَالشَّرَفُ وَالْعِزُّ، وَلَقَدْ أَصَابَ مَنْ كَانَ مِنْهُمْ كَافِرًا الذُّلُّ وَالصَّغَارُ وَالْجِزْيَةُ»[3]. «تا جایی‌که تاریکی شب و روشنی روز اصابت کند تا آنجا روشنی این دین نیز خواهد رسید، و خداوند هیچ خانۀ گلی و یا پشمی را نخواهد گذاشت مگر اینکه این دین را در آنجا جابجا خواهد کرد، بدون مراعات عزت عزت یابنده که با پذیرفتن این دین عزت یابد، عزتی‌که سببش اسلام می‌باشد. و همچنان بدون مراعات خاطر شخص پست و ذلیل که با مسترد نمودن آن ذلت و پستی نصیبش گردد، ذلتی که سببش کفر می‌باشد».

تمیم داری که راوی حدیث می‌باشد می‌گوید: تحقق واقعی و یا تطبیق عملی این فرمودۀ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  را من در فامیل خود مشاهده نمودم که از اعضای فامیلم کسیکه مشرف به اسلام شده عزت و شرف نصیبش گردید، اما کسیکه اسلام را نپذیرفت با داخل شدن در صف ذمی‌ها و پرداخت جزیه ذلت و خواری نصیبش گردید.

·     سبب پنجم: برحذر داشتن مردم از یأس و نا امیدی:

در اثر شکست و ناکامی‌های پیهم و مشکلات روز افزون نباید همت و روحیۀ مسلمانان را تضعیف نمود، بلکه بر عکس با در نظر داشت آیات و نصوصی‌که یأس و نا امیدی را حرام قرار می‌دهد، مسلمانان را همواره به لطف و مرحمت الهی امیدوار ساخته و آنها را به داشتن گمان نیک به الله متعال تشویق و توصیه نمود.

طوری‌که الله تعالی گاهی بندگانش را از یأس ونا امیدی منع نموده فرموده است:

﴿لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِ [الزمر: 53]. «از رحمت‏خدا مأیوس مشوید».

و در جای دیگری یأس ونا امیدی را گمراهی قرار داده فرموده است: ﴿وَمَن يَقۡنَطُ مِن رَّحۡمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ [الحجر: 56]. «چه کسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش نا امید مى‏شود».

همچنان در جای دیگری یأس و نا امیدی را کفر خوانده، فرموده است: ﴿إِنَّهُۥ لَا يَاْيۡ‍َٔسُ مِن رَّوۡحِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ [یوسف: 87]. «از رحمت‏ خدا نا امید مباشید زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت ‏خدا نا امید نمى‏شود».

 مسلمان باید نصوص و آیات بشارت و مژده‌ دهنده را که بعد از سختی مژدۀ آسانی و فراخی می‌دهد، از خاطرش فراموش نسازد.

چنانچه الله تعالی در این مورد فرموده است: ﴿حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ مَتَىٰ نَصۡرُ ٱللَّهِۗ أَلَآ إِنَّ نَصۡرَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ [البقرة: 214]. «تا جایى‌که پیامبر [خدا] و کسانىکه با وى ایمان آورده بودند گفتند پیروزى خدا کى خواهد بود هش دار که پیروزى خدا نزدیک است».

و نیز فرموده است: ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا ٱسۡتَيۡ‍َٔسَ ٱلرُّسُلُ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُمۡ قَدۡ كُذِبُواْ جَآءَهُمۡ نَصۡرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَآءُۖ وَلَا يُرَدُّ بَأۡسُنَا عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ١١٠ [یوسف: 110]. «تا هنگامى‌که فرستادگان «ما» نا امید شدند و «مردم» پنداشتند که به آنان واقعا دروغ گفته شده یارى ما به آنان رسید پس کسانى را که مى‏خواستیم نجات یافتند و[لى] عذاب ما از گروه مجرمان برگشت ندارد».

سبب ششم: پرهیز نمودن از افراط و مبالغه در مورد دشمن و توانایی‌های آن:

ما نباید در بر شمردن تعداد دشمن و امکاناتش از افراط و مبالغه کار بگیریم طوری‌که مقابله با آنها را یک امر ناممکن قرار داده از لحاظ روحی و روانی شکست را بپذیریم، زیرا این کار عواقب ناگواری را در پی داشته در صفوف مسلمین ذلت و شکست را ببار می‌آورد، و بهمین اساس خداوند مسلمانان را به آماده‌گیری مادی و معنوی امر نموده، فرموده است: ﴿وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةٖ وَمِن رِّبَاطِ ٱلۡخَيۡلِ تُرۡهِبُونَ بِهِۦ عَدُوَّ ٱللَّهِ وَعَدُوَّكُمۡ [الأنفال: 60]. «هرچه در توان دارید از نیرو و اسب‌هاى آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات] دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگرى را جز ایشان که شما نمى‏شناسید‌شان و خدا آنان را مى‏شناسد بترسانید».

این بود برخی از اسباب عزت، مجد و عظمت مسلمانان که با اختیار نمودن آن اسباب می‌توان مجد و عظمت سلب‌شده را می‌توان دوباره بدست آورد.

 اللهم أصلح أحوال الـمسلمين وردهم إلی دينهم رداً جميلا، وصلی الله علی نبينا محمد وعلی آله وصحبه وسلم.

***



[1]- (موطأ مالك ت عبد الباقي (2/899) شیخ البانی در تحقیق مشکوة (1/66) می‌گوید: هو معضل لکن له شاهد من حدیث ابن عباس بسند حسن أخرجه الحاکم.

[2]- صحیح مسلم (ص: 2215 برقم: 2889).

[3]- مسند أحمد ، (28/155)، (رقم: 16957). شعیب ارناوط محقق مسند اسنادش را صحیح گفته است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...