خداوند میفرماید: ﴿وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَۗ يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ﴾ [البقرة: 185].
«و اگر کسی بیمار یا مسافر باشد (میتواند از رخصت استفاده کند و روزه ندارد و) چندی از روزهای دیگر را ( به اندازه آن روزها روزه بدارد). خداوند آسایش شما را میخواهد و خواهان زحمت شما نیست».
(1) نخست: مریضی که امید بهبودش نمیرود: همانند کسی که به بیماری سرطان مبتلا شده است، روزه بر وی واجب نمیباشد، زیرا او توانایی روزهگرفتن را ندارد و باید در برابر هر روز غذای یک فقیر را بدهد. گفتنی است که شخص بیمار میتواند برای پرداخت فدیه تعداد سی فقیر را برای شام و یا نهار دعوت نماید، همچنانکه انس بن مالک رضی الله عنه در سن پیری چنین عمل مینمود، و همچنین میتواند به تعداد روزها نیم صاع از قوت غالب شهر (اعم از خرما، برنج، گندم و ..) را میان مساکین پخش نماید.
(2) کسی که بیماریش اتفاقی بوده و امید به بهبودش میرود، همانند تب و امثال آن که سه حالت دارد:
(أ) حالت نخست: اینکه روزه برای وی سخت نباشد و بدو ضرر و زیان نرساند، در این حالت روزه بر وی واجب است، زیرا عذری برای نگرفتن روزه ندارد.
(ب) حالت دوم: اینکه روزه برای وی سخت باشد، اما ضرری برایش نداشته باشد، در این حالت روزه برای او مکروه است، زیرا از رخصت الهی عدول نموده و برای خود سختی را فراهم میسازد.
(ت) حالت سوم: اینکه روزه بدو ضرر برساند، در این حالت روزه برای وی حرام میباشد، زیرا به وجود و پیکر خود ضرر و زیان میرساند، خداوند جل جلاله میفرماید:
﴿وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُمۡ رَحِيمٗا ٢٩﴾ [النساء: 29].
«و خون همدیگر را نریزید. بیگمان خداوند (پیوسته) نسبت به شما مهربان بوده (و خواهد بود)».
﴿وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ﴾ [البقرة: ١٩٥].
«خود را با دست خویش به هلاکت نیفکنید».
و در حدیث آمده که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود: «لاَ ضَرَرَ وَلاَ ضِرَارَ»[1].
«نه به خود زیان برسان و نه به دیگران».
لازم به ذکر است که بیمار یا خود به ضرر بیماری پی میبرد و یا اینکه دکتری ماهر و معتمد به وی خبر میدهد. بنابراین اگر بیمار افطار نمود و روزه نگرفت، باید بعد از بهبود تعداد روزهای افطاری شده را بگیرد و در صورتی که قبل از بهبود وفات نماید، قضای آن، ساقط میگردد، زیرا امکان نداشته که روزههایش را قضا نماید.
(1) نخست: کسی که به قصد افطار سفر مینماید، پس افطار برای وی جایز نیست، زیرا سفر به قصد نجات از فریضهای الهی، آن را ساقط نمیگرداند.
(2) دوم: کسی که چنین هدفی ندارد، پس او سه حالت دارد:
حالت نخست: اینکه روزه بسیار برای وی زحمت باشد و او را به شدت دچار ناراحتی نماید، پس روزه برای وی حرام میباشد، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در ماه رمضان در حالی که روزه داشت به غزوهی فتح مکه رفت، پس وقتی به او خبر رسید که روزه اصحاب را دچار سختی و مشکلات نموده و نمیدانند که چکار کنند، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم بعد از عصر بود که دستور داد لیوانی آب را برایش بیاورند، پس آن را در انظار عموم تناول نمود؛ هنگامی که به وی گفتند: برخی از اصحاب روزه هستند، در پاسخ فرمود:
«اولئك العصاة، اولئك العصاة»[2].
«آنان گناهکار هستند، آنان گناهکار هستند».
حالت دوم: اینکه روزه برای وی بسیار سخت نباشد، پس روزه برای وی مکروه است، زیرا از رخصت الهی عدول نموده و برای خود سختی را فراهم میسازد.
حالت سوم: اینکه روزه برای وی زحمت و سخت نباشد، پس هم روزه و هم افطار برای وی جایز است و آن را برمیگزیند که برای او آسانتر است:
﴿يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ﴾ [البقرة: ١٨٥].
اراده در اینجا به معنی محبت است. در صورتی که روزه و افطار برای او مساوی باشد، روزهگرفتن بهتر است، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم چنین عمل نموده است.
چنانکه در صحیح مسلم از ابودرداء رضی الله عنه روایت کرده که میگوید:
در یکی از سفرهای پیامبر صل الله علیه و آله و سلم با او به مدینه خارج شدیم هوا به اندازهای گرم بود، که مردم از شدت گرما دستشان را روی سر خود قرار میدادند و کسی در میان ما به جز پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و عبدالله بن رواحه رضی الله عنه روزه نبود.
مسافر از لحظهای که از شهر بیرون میرود تا وقتی بازمیگردد، در حال سفر میباشد، و اگر در شهری که بدانجا سفر کرده برای مدتی اقامت گزید، باز به عنوان مسافر محسوب میگردد تا زمانی که نیت داشته باشد در صورت انجام کاری که به خاطر آن سفر کرده بازمیگردد، از اینرو از رخصتهای سفر استفاده میکند، اگرچه اقامت وی طولانی باشد، زیرا از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل نشده است که زمانی را برای انقطاع سفر در نظر گرفته باشد و اصل بر آن است که سفر و احکام آن باقی هستند تا اینکه دلیلی برای پایان سفر یا نفی احکام آن یافت میشود.
لازم به ذکر است که تفاوتی به حال سفر نمیکند اینکه سفر اتفاقی باشد، همانند سفر برای حج و عمره، دیدار دوستان و اقربا، تجارت و ...، و یا اینکه همیشگی و پیدرپی باشد، مانند رانندهی ماشینهای مسافربری و یا سایر ماشینهای باربری. هر کدام از اینان از لحظهی بیرون رفتن از شهرشان به عنوان مسافر محسوب میگردند و همانند سایر مسافران از رخصتهای سفر اعم از افطار رمضان، قصر نمازهای چهار رکعتی به دو رکعت و به موقع نیاز جمع بین دو نماز ظهر و عصر و دو نماز مغرب و عشا، استفاده میکند، و افطار رمضان برای مسافر بهتر است اگر آسانتر باشد و باید آن را در فصل زمستان قضا نماید، زیرا رانندهی این ماشینها برخی اوقات به شهر خود بازمیگردند و هنگامی که در شهر خود هستند احکام مقیم بر آنان اجرا میشود و هرگاه به سفر رفتند تمامی رخصتهای سفر برای آنان نیز فراهم میشود.
مفطرات روزه (آنچه روزه را باطل میکند)
مفطرات هفت دسته هستند که عبارتند از:
(1) جماع: دخول ذکر مرد به فرج زن را جماع گویند، هرگاه روزهدار جماع کرد، روزهاش باطل میگردد، و در صورتی که جماع در روز رمضان صورت گیرد که روزه بر وی واجب است، پس کفارهی مغلظه بر وی واجب میگردد که عبارت است از آزاد کردن بندهای و اگر بندهای را نیابد و توانایی آزاد کردن او را نداشته باشد، باید دو ماه پیاپی و بدون فاصله روزه بگیرد و اگر هم نتوانست، باید شصت نفر فقیر را خوراک دهد؛ و در صورتی که روزه بر وی واجب نباشد، همانند مسافری که در حالت روزه با همسرش همبستر میشود، تنها قضای روزه نه کفارهی آن بر او واجب است.
(2) انزال منی بر اثر در آغوش گرفتن، بوسه زدن و امثال آن یا به واسطهی دست. و در صورتی که بوسه بزند اما منی خارج نگردد، حکمی به او تعلق نمیگیرد.
(3) خوردن و نوشیدن: یعنی رسیدن غذا و آب به معدهی انسان، خواه از طریق دهان و یا از طریق بینی صورت گیرد، لازم به ذکر است که استنشاق دود بخور برای روزهگیر طوری که به معدهی وی برسد، جایز نیست، زیرا دود دارای جرم است، اما استشمام بوی پاک اشکالی ندارد.
(4) آنچه در ردیف خوردن و نوشیدن قرار میگیرد، مانند آمپولهای سودبخشی که جای خوردن و نوشیدن را پر میکند، اما آمپولهایی که سودبخش نیستند خواه از طریق رگ و یا از طریق عضله صورت گیرد، روزه را باطل نمیگردانند.
(5) حجامت و خونگیری و هر آنچه همانند حجامت بر بدن تأثیر بگذارد باعث ابطال روزه میشود، اما کشیدن خون اندکی جهت آزمایش و امثال آن روزه را باطل نمیگرداند، زیرا همانند حجامت چنان تأثیری را بر بدن نمیگذارد که آن را ضعیف نماید.
(6) استفراغ عمدی: یعنی اینکه خوراک و نوشیدنیهای معده را بیرون افکند.
(7) خون قاعدگی و زایمان.
لازم به ذکر است که موارد فوق با سه شرط باعث ابطال روزه میشوند:
(1) نخست: اینکه از حکم آن چیز آگاهی داشته باشد و نسبت به ساعت و زمان نیز اطلاع داشته باشد.
(2) اینکه از روی آگاهی نه فراموشی صورت گیرد.
(3) اینکه با اختیار خود نه با اجبار دیگری بدان رویی آورد.
بنابراین اگر حجامت و خونگیری را در رمضان انجام داد به گمان اینکه باعث افطار روزه نمیشود، روزهی او صحیح است و باطل نمیگردد، زیرا از حکم حجامت بیآگاه بوده و ندانسته که روزه را باطل میگرداند، خداوند متعال میفرماید:
﴿وَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٞ فِيمَآ أَخۡطَأۡتُم بِهِۦ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتۡ قُلُوبُكُمۡۚ﴾ [الأحزاب:٥].
«هرگاه در این مورد اشتباه کردید (و مثلاً بر اثر عادت گذشته، یا سبق لسان، به لغزش افتادید و به خطا رفتید) گناهی بر شما نیست. ولی آنچه را که دلتان میخواهد (یعنی از روی عمد و اختیار میگوئید، گناه است و کیفر دارد). به هر حال، پیوسته خدا آمرزگار و مهربان بوده و هست (و قلم عفو بر اشتباهات و لغزشها میکشد و شما را میبخشد».
و باز میفرماید: ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ إِن نَّسِينَآ أَوۡ أَخۡطَأۡنَاۚ﴾ [البقرة: ٢٨٦].
«پروردگارا! اگر ما فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، ما را (بدان) مگیر (و مورد مؤاخذه و پرس و جو قرار مده)».
و در صحیحین از عدی بن ابی حاتم رضی الله عنه روایت شده که میگوید: وقتی که آیهی:
﴿حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ ٱلۡخَيۡطُ ٱلۡأَبۡيَضُ مِنَ ٱلۡخَيۡطِ ٱلۡأَسۡوَدِ مِنَ ٱلۡفَجۡرِۖ﴾ [البقرة: ١٨٧ ].
«و بخورید و بیاشامید تا آن گاه که رشته بامداد از رشته سیاه (شب) برایتان از هم جدا و آشکار گردد».
نازل گردید، دو ریسمان کلفت یکی سیاه و دیگری سفید را آوردم، و آنها را در زیر بالشم قرار دادم، به هنگام شب آنها را نگاه میکردم ولی برایم معلوم نمیشد کدام یک سفید و کدام یک سیاه است، صبح پیش پیامبر صل الله علیه و آله و سلم رفتم، و جریان را به او گفتم، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود:
«انما ذلك بیاض النهار وسواد اللیل».
«منظور از تشخیص رشتهی سفید از رشتهی سیاه، تشخیص سیاهی شب از سفیدی طلوع میباشد [ نه تشخیص ریسمان سیاه از ریسمان سفید]».
پیامبر صل الله علیه و آله و سلم بدو دستور نداد که روزهاش را اعاده نماید، بنابر این اگر کسی به گمان اینکه فجر صادق طلوع نکرده و یا به گمان اینکه خورشید غروب نموده چیزی را تناول نمود، سپس بدو گفتند که اشتباه کرده است، در هر دو صورت روزهی او صحیح است، زیرا او از وقت و زمان آگاهی نداشته است[3].
و در صحیح بخاری از اسماء دختر ابوبکر رضی الله عنهما روایت شده که گفت: در حضور پیامبر صل الله علیه و آله و سلم بودیم که آسمان ابری شد و افطار کردیم سپس ابر برطرف شد و خوشید طلوع کرد. و در صورتی که قضای روازه واجب میبود، آن را بیان میکرد، زیرا خداوند جل جلاله دین را توسط پیامبرش صل الله علیه و آله و سلم تکمیل کرده است، و اگر پیامبر صل الله علیه و آله و سلم آن را بیان مینمود، حتما اصحاب آن را نقل میکردند، زیرا خداوند جل جلاله خود ضامن حفظ دین گشته است، پس اگر اصحاب آن را نقل نکردهاند، میفهمیم که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم چنین چیزی را بیان نداشته است و در نتیجه درمییابیم که قضای آن واجب نمیباشد، زیرا با توجه به اهمیتی که دارد، انگیزههای فراوانی برای نقل آن موجود بود که امکان نداشت از آن غافل بمانند. و در صورتی که از روی فراموشی چیزی را تناول نماید، روزهاش باطل نمیگردد، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود:
«من نسي وهو صائم فأكل أو شرب فليتم صومه فإنما أطعمه الله وسقاه»[4].
«هرکس در حال روزه داری، از روی فراموشی چیزی بخورد یا بنوشد، روزهی خود را ادانه دهد و باطل نیست، زیرا خداوند جل جلاله او را اطعام کرده و سیراب نموده است».
و اگر او را مجبور به خوردن کردند و یا اینکه در حالت مضمضه و استنشاق مقداری از آب داخل شکمش شود و یا اینکه قطره را در چشمانش چکاند و داخل شکمش رفت و یا اینکه احتلام شد و منی را نازل کرد، در تمام موارد فوق روزهی او صحیح است، زیرا بدون اختیار او صورت گرفتهاند.
گفتنی است که مسواک زدن باعث افطار روزه نمیگردد، بلکه مسواک زدن در اول و آخر روز جزو مستحبات میباشد، و برای روزهدار جایز است که عملی همچون دوش گرفتن و امثال آن را به قصد خنک کردن بدنش و پایین آوردن درجهی تشنگی انجام دهد؛ زیرا در روایت آمده که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در حالت روزه، بر اثر تشنگی، آب را بر سر خود میریخت. و ابن عمر رضی الله عنه در حالت روزه پارچهای را خیس مینمود و آن را بر سرش میانداخت. و این همان آسانکاری است که خداوند جل جلاله برای ما دوست داشته و برگزیده است، و براستی که هرگونه شکر و سپاس شایستهی مقام الهی است در برابر تمامی نعمتهایی که به ما بخشیده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر