قصر عبارت است از کوتاهکردن نمازهای چهار رکعتی به دو رکعت؛ ضمنا نماز مغرب و صبح کوتاه نمیشوند، زیرا نماز مغرب سه رکعت و نماز صبح دو رکعت است.
قصر و کوتاه کردن نماز، مشروع و جایز است، زیرا خداوند جل جلاله میفرماید:
﴿وَإِذَا ضَرَبۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَقۡصُرُواْ مِنَ ٱلصَّلَوٰةِ﴾ [النساء: ١٠١].
«هرگاه در زمين به مسافرت پرداختيد و نماز را كوتاه خوانديد (و چهار ركعتیها را دو ركعت نموديد) گناهی بر شما نيست».
و هنگامی که در خصوص نماز قصر از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم سؤال میشود، در پاسخ میفرماید:
«صَدَقة تصدَّقَ الله بها عليكُم فاقبلُوا صدَقَتهُ»[1].
«نماز قصر صدقهای است که خداوند جل جلاله به شما بخشیده، پس صدقهی او را بپذیرید».
و مواظبت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم روی آن، باعث میشود که نماز قصر به عنوان سنت مؤکد قلمداد شود، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در تمامی سفرهایش، نمازها را به صورت قصر برگزار مینمود، و اصحاب رضی الله عنهم نیز نمازهایشان را قصر میکردند.
3- مسافتِ قصر نماز :
پیامبر صل الله علیه و آله و سلم برای نماز قصر مسافت معینی را در نظر نگرفت، و این جمهور اصحاب رضی الله عنهم ، تابعین و ائمه هستند که به مسافت قصر نماز پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نگاه کرده و آن را به چهار مرحله محدود نمودهاند، یعنی کمترین حد قصر را 96 کیلومتر اعلام داشتهاند، پس هرکس این مسافت را بپیماید و سفرش برای گناه نباشد، سنت است که نمازهای ظهر، عصر و عشا را به دو رکعت کاهش دهد.
مسافر از همان لحظهای که منطقهی مسکونی خود را جا میگذارد تا زمانی که به شهر خود باز میگردد نمازش را به صورت قصر میخواند، مگر در صورتی که تصمیم داشته باشد برای مدت چهار روز در شهری باقی میماند، در آن صورت باید نماز را کامل بخواند و قصر برای او جایز نیست، زیرا به این دلیل نماز قصر برای مسافر در نظر گرفته شده که با مشکلات و ناراحتی سفر روبرو است و با در نظر گرفتن اقامتِ موقتی برای مدت چهار روز، خاطرش آسوده میگردد و از دلواپسیهای سفر نجات مییابد؛ گفتنی است که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم مدت 20 روز در تبوک ماند و در طول آن بیست روز نمازهایش را قصر مینمود[2]. برخی از علما در خصوص آن گفتهاند چون پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نیت اقامت موقتی را نداشته، نمازهایش را به صورت قصر خوانده است.
5- قصر برای عموم مسافرین میباشد:
نماز قصر برای عموم مسافرینی جایز است که با استفاده از مرکب سفر را میپیمایند و یا اینکه با پای پیاده راهی سفر میشوند، و پیمودن سفر با شتر یا ماشین و یا هواپیما فرقی به حال مسافر نمیکند، اما کشتیبانی که همیشه در کشتی است و خانوادهاش نیز به همراه او در کشتی هستند، قصر نماز برای او جایز نیست و باید نمازش را تمام بخواند، زیرا او همانند اهل کشتی محسوب میگردد.
انسان بنا به خواست خود میتواند که دو نماز را با هم جمع نماید، اما جمع کردن میان ظهر و عصر در روز عرفه و مغرب و عشا در مزدلفه سنت است و در این دو مورد به انسان اختیار داده نشده است، زیرا در روایت صحیح آمده که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در عرفه نماز ظهر و عصر را با یک اذان و دو اقامه جمع نمود و در مزدلفه نیز نماز مغرب و عشا را با یک اذان و دو اقامه برگزار کرد[3].
جمع عبارت است از اینکه مسافر نماز ظهر و عصر را به صورت جمع تقدیم برگزار نماید، پس باید هر دو نماز را در ابتدای وقت ظهر بخواند، و یا اینکه به صورت جمع تأخیر نمازهایش را پیگیری نماید، پس باید در ابتدای وقت عصر آن دو را با هم بخواند؛ و یا اینکه دو نماز مغرب و عشا را به صورت جمع تقدیم یا تأخیر برگزار مینماید و در ابتدای وقت یکی از آن دو نمازش را میخواند، زیرا از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که ایشان در غزوهی تبوک نماز ظهر و عصر را در وقت عصر برگزار نمود و نماز مغرب و عشا را نیز در وقت مغرب برگزار کرد[4].
لازم به ذکر است که اگر شبی باران و یا سرما و یا باد شدیدی سرزمینی را فرا گرفت و برگشتن آنان به نماز عشا سخت و مشکل بود، اهل آن سرزمین میتوانند نماز مغرب و عشا را به صورت جمع تقدیم بخوانند؛ زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در شبِ بارانی نماز مغرب و عشا را با هم جمع نمود[5].
همچنانکه بیمار نیز میتواند نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را با هم جمع نماید، اما به شرط اینکه ادای نماز در وقت معین خود او را با سختی و مشکلات مواجه میکرد، زیرا دلیل مشروعیت نماز جمع، مشقت و وجود سختی و ناراحتی است، پس هرگاه انسان با سختی مواجه شد، میتواند نمازهایش را به صورت جمع بخواند؛ و چه بسا که انسان در حضر نیز با مشکلاتی همچون ترس از حملهی دشمن و یا هتک حرمت و یا دستبرد مال و ثروت، مواجه میشود، پس میتواند نمازهایش را به صورت جمع انجام دهد، زیرا به روایت صحیح از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که بدون وجود باران در حضر نمازهایش را جمع کرده است. ابن عباس رضی الله عنهما میگوید:
«صلیت مع رسول الله صل الله علیه و آله و سلم ثمانیا جمیعا و سبعا جمیعا»[6].
«هشت رکعت نماز را با هم و هفت رکعت نماز را با هم به امامت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم خواندم. [یعنی نماز ظهر و عصر را با هم و نماز مغرب و عشاء را با هم با پیامبر صل الله علیه و آله و سلم خواندم. اینکه میفرماید: هشت رکعت و هفت رکعت دلیل این است که این جمعها در حالت اقامت در منزل بوده است، و اگر این جمع مربوط به سفر میبود، میفرمود: چهار رکعت، دو رکعت ظهر و دو رکعت عصر و پنج رکعت، سه رکعت مغرب و دو رکعت عشا؛ چون پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم در حالت سفر همیشه نماز را به قصر خوانده است]». و چنانکه ابن عباس بیان داشته، ممکن است پیامبر صل الله علیه و آله و سلم از اینرو نمازش را آنطور خوانده که خواسته است آسانکاری را برای امتش بوجود بیاورد.
روش نماز جمع به این صورت است که باید نماز ظهر را تا وقت عصر به تأخیر بیندازد و نماز عصر را نیز در ابتدای وقت مقرر برگزار نماید و نماز مغرب را تا وقت عشا به تأخیر بیندازد و نماز عشاء را نیز در ابتدای وقت مقرر برگزار نماید.
نماز خوف با توجه به آیهی زیر مشروع میباشد که خداوند جل جلاله میفرماید:
﴿وَإِذَا كُنتَ فِيهِمۡ فَأَقَمۡتَ لَهُمُ ٱلصَّلَوٰةَ فَلۡتَقُمۡ طَآئِفَةٞ مِّنۡهُم مَّعَكَ وَلۡيَأۡخُذُوٓاْ أَسۡلِحَتَهُمۡۖ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلۡيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمۡ وَلۡتَأۡتِ طَآئِفَةٌ أُخۡرَىٰ لَمۡ يُصَلُّواْ فَلۡيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلۡيَأۡخُذُواْ حِذۡرَهُمۡ وَأَسۡلِحَتَهُمۡۗ﴾ [النساء: ١٠٢].
«زمانی كه (تو، ای پيغمبر) در ميانشان بودی و نماز (خوف) را برايشان بپا داشتی، دستهای از آنان با تو به نماز ايستند، و بايد كه اسلحه خود را با خود داشته باشند، و وقتی كه (نصف) نماز را با تو خواندند (سلام بدهند و به كشيک و نگهبانی بپردازند و) شما را (از دشمنان) بپايند و دسته ديگری كه هنوز نماز را نخواندهاند، بيايند و با تو به نماز ايستند و احتياط خود را مراعات و اسلحه خود را داشته باشند».
بر اثر شدت و ضعف خوف کیفیتهای گوناگونی را برای نماز خوف نقل کردهاند؛ مشهورترین کیفیت نماز خوف، نمازی است که در سفر و در هنگام جنگ برگزار میشود:
اینکه اردگاه را به دو دسته تقسیم نماید، دستهای از نمازگزاران با او رو به قبله میایستند و دستهی دیگر در مقابل دشمن و روبهروی آن قرار میگیرند، امام یک رکعت نماز را با دستهای که با او رو به قبله ایستادهاند، میخواند، و این دسته بلند میشوند و خودشان به تنهایی پس از نیت مفارقت و بدون تبعیت از امام رکعت دوم را میخوانند و در جای خود دو سجده به جای میآورند و با این دو رکعت نمازشان تمام میشود چون نماز خوف دو رکعت است و وقتی نمازشان تمام شد این دسته میروند و در جای دستهی دوم رو به دشمن میایستند، و دستهی دوم میآیند و امام با آنان هم یک رکعت نماز را میخواند به این صورت نماز امام به دو رکعت میرسد، و دستهی دوم هم یک رکعت دیگر را میخوانند و دو رکعت را تمام مینمایند[7].
و اگر جنگ در حضر واقع شد که قصر نماز جایز نیست، باید دستهی اول دو رکعت را همراه امام و پس از نیت مفارقت و بدون تبعیت از امام دو رکعت بعدی را به تنهایی بخواند و امام همچنان میایستد تا اینکه دستهی دوم میآید و دو رکعت را با آنان میخواند، سپس امام برای تشهد مینشیند و منتظر میماند تا اینکه دستهی دوم دو رکعت پایانی خود را میخوانند، آنگاه امام سلام میدهد و آنان نیز سلام میدهند[8].
اگر جنگ شدت یافت و تقسیم لشکر مشکل به نظر رسید، پس هرکس به تنهایی نماز خود را میخواند، پیاده یا سوار، رو به قبله یا هر طرف دیگر که باشد نماز جایز است و برای رکوع و سجدههایشان از اشاره استفاده میکنند، زیرا خداوند جل جلاله میفرماید:
﴿فَإِنۡ خِفۡتُمۡ فَرِجَالًا أَوۡ رُكۡبَانٗاۖ﴾ [البقرة: ٢٣٩].
«و اگر (به خاطر جنگ يا خطر ديگری) ترسيديد (و نتوانستيد با خشوع و خضوع لازم به نماز بايستيد، نماز را ترک نكنيد، بلكه آن را) در حال پياده يا سواره انجام دهيد».
و پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود: «وإن كانوا أكثر من ذلك فليصلوا قياماً وركباناً».
«و اگر خوف بیشتر از آن بود و جنگ و پیکار شدت یافت و در میانهی دشمن قرار گرفتند، پس میتوانند پیاده یا سوار نمازهایشان را برگزار نمایند»[9].
5- دنبالکردن دشمن یا فرار از دست دشمن:
کسی که دشمنی را دنبال مینماید که ممکن است آن را از دست بدهد، و یا اینکه دشمنی او را دنبال میکند که ممکن است به او دست یابد، پس در هر دو صورت نماز را پیاده یا سوار، رو به قبله یا به هر طرف دیگر برگزار مینماید و هر طور که امکان داشته باشد نمازش را میخواند، و به همینسان نمازش را برگزار مینماید کسی که از دست حیوان، انسان و یا هر موجود دیگری فرار میکند، زیرا خداوند جل جلاله میفرماید:
﴿فَإِنۡ خِفۡتُمۡ فَرِجَالًا أَوۡ رُكۡبَانٗاۖ﴾ [البقرة: ٢٣٩].
و همچنین اینکه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم عبدالله بن انیس رضی الله عنه را به دنبال مردی هزلی میفرستد، ایشان میگوید:
«لما خفت أن يكون بيني وبينه ما يؤخر الصلاة، فانطلقت أمشي وأنا أصلي، أومئ إيماءً نحوه، فلما دنوت منه».
«وقتی ترسیدم از اینکه نماز، او را از من دور مینماید، پس در همان حال حرکت نمازم را میخواندم و برای رکوع و سجدههایم از اشاره استفاده مینمودم، پس وقتی از او نزدیک شدم ...»[10].
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر