احکام مربوط به نماز جماعت و امامت[1]
نماز جماعت در حق هر انسانی که عذری برای حضور نداشته باشد، واجب است، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم میفرماید:
«ما من ثلاثة في قرية ولا بَدْوٍ لا تُقامُ فيهم صلاة الجماعة إلاَّ استحوذ عليهم الشيطان، فعليكم بالجماعة، فإنما يأكل الذئبُ من الغنم القاصية»[2].
«هر سه نفرى كه در قريه و يا باديه نشينى باشند و نماز جماعت را بر پا نكنند، كسانى هستند كه شيطان بر دل آنان سخت إحاطه كرده، پس بر شماست كه به جماعت حاضر شويد، زيرا گرگ هميشه گوسفندى را كه از چوپان دور شده، مىخورد».
و در روایت دیگری آمده که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود:
«والذي نفسي بيده لقد هممت أن آمر بحطب يحتطب ثم آمر بالصلاة فيؤذّن لها ثم آمر رجلاً فيؤم الناس ثم أخالف إلى رجال فأحرق عليهم بيوتهم»[3].
«بخدایی كه جان من در دست اوست تصميم گرفتم هيزم جمع كرده، سپس دستور دهم تا اينكه أذان بگويند، سپس مردى را به إمامت واگذارم و بطرف مردانى روم كه به جماعت حاضر نشدهاند، و خانههايشان را بر آنان آتش زنم).
و از أبى هريره رضی الله عنه روايت است: «أتى النبي صل الله علیه و آله و سلم رجل أعمى فقال: يا رسـول الله ليس لي قائد يقودني إلى المسجد، فسأل رسول الله صل الله علیه و آله و سلم أن يرخِّص له في بيته، فرخَّص له، فلمّا ولّى دعاه فقال له: هل تسمع النداء؟ قال: نعم، قال: فأجب»[4].
«مرد نابينايى نزد رسول الله صل الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: كسى ندارم كه مرا به مسجد برساند و از آن حضرت إجازه خواست تا در خانهاش نماز بخواند، آنحضرت به او إجازه داد و وقتى آن مرد از آنجا دور شد و رفت، او را صدا كرد و فرمود: آيا أذان را مىشنوى؟ جواب داد بلى، فـرمود: پس جواب أذان را بده، يعنى نماز را با جماعت أدا كن».
و از ابن مسعود رضی الله عنه روایت شده که فرمود:
«ولقد رأيتنا وما يتخلف عنها - صلاة الجماعة - إلا منافق معلوم النفاق، ولقد كان الرجل يؤتى به يهادى بين اثنين حتى يقام في الصف»[5].
«و در زمان پيامبر صل الله علیه و آله و سلم هيچكس از نماز جماعت تخلف نمىكرد مگر منافقى كه نفاق او ظاهر و آشكار بود، و در آن زمان دو طرف مرد مريض را مىگرفتند تا او را در صف نماز قرار دهند و با جماعت نماز بخواند».
نماز جماعت فضیلت سترگی دارد و از پاداش عظیمی برخوردار میباشد، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در این خصوص میفرماید: «الصلاة جماعة أفضل من صلاة الفذ بسبع وعشرين درجة»[6].
«فضیلت و ثواب نماز جماعت نسبت به نماز فردی بیست و هفت برابر میباشد».
و در روایت دیگری آمده که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود:
«صلاة الرجل في جماعة، تزيد على صلاته في بيته، وصلاته في سُوقه بضعاً وعشرين درجة، وذلك أن أحدهم إذا توضأ فأحسن الوضوء، ثم أتى المسجد لا يريد إلا الصلاة، فلم يخطُ خطوة إلا رفعه الله بها درجة، وحط عنه بها خطيئة حتى يدخل المسجد، وإذا دَخَلَ المسجد كان في صلاة ما كانت الصلاة تحبسه، والملائكة يصلون على أحدكم مادام في مجلسه الذي صلى فيه، يقولون: اللهم اغفر له، اللهم ارحمه ما لم يُحْدث»[7].
«نماز فرد در جماعت بيست و اندی برابر نماز در خانه و بازار به أجر و پاداش او إضافه مىشود، زيرا اگر بطور كامل وضوء گرفت سپس بسوى مسجد خارج شد، و خروج او فقط براى أداى نماز در مسجد بود، هر گامى كه بر مىدارد به أجر و پاداش و ثواب او يك درجه إضافه، و از گناه او يك سيئه كاسته مىشود، و وقتى وارد مسجد میشود، مادام به قصد نماز در مسجد باقی بماند، به عنوان نماز برایش محسوب میگردد، و تا وقتی که در جای نمازش باشد و وضویش باطل نگشته باشد، مدام فرشتگان بر او درود میفرستند و مىگويند: بار إلهى او را ببخش و رحمت خود را شامل حال او بگردان».
از جمله شرایط امام این است که باید مذکر، عادل و فقیه باشد، بنابر این، امامت زن برای مرد جایز نمیباشد و امامت انسان فاسقی نیز که فسقش معروف و مشهور شده باشد، جایز نیست، مگر در صورتی که قوهی اجرائیه در دست داشته باشد و جای ترس و وحشت باشد، و همچنین امامت انسان نادان جز برای امثال خود جایز نمیباشد، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم میفرماید:
«لا تؤمن امرأة ولا فاجر مؤمناً، إلا أن يقهره بسلطان، أو يخاف سوطه أو سيفه»[8].
«مؤمن نباید پشت سر زن و یا انسان فاجر نمازش را برگزار نماید، مگر در صورتی که به زور قوهی اجرائیه او را به صف مأموهای خود درآورد و او نیز از شلاق و شمشیر او بیم داشته باشد».
به ترتیب کسی شایستهی امامت نماز جماعت را دارد که بیشتر از همه به قرآن آگاهی داشته باشد، سپس کسی که آگاهی بیشتری در دین داشته باشد، بعد کسی که از تقوای بیشتری برخوردار باشد و در نهایت کسی که مسنتر باشد؛ پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در این خصوص میفرماید:
«يؤُمُّ القوم أقرؤُهم لكتاب الله، فإن كانوا في القراءة سواء فأعلمهم بالسنة، فإن كانوا في السنة سواء، فأقدمهم هجرة، فإن كانوا في الهجرة سواء، فأكبرهم سنًّا»[9].
«امامت نماز جماعت بر عهدهی کسی است که از همه بیشتر به قرآن آگاهی دارد، اگر گروهی به طور مساوی از قرآن آگاهی داشتند پس باید کسی امامت نماید که بیشتر از دیگران از سنت آگاهی داشته باشد، و اگر در صورتی که همه به طور مساوی از سنت نیز آگاهی داشتند، پس باید کسی امامت را بر عهده بگیرد که قبل از دیگران هجرت نموده است، و در صورتی از نظر هجرت نیز مساوی بودند، پس کسی امام میشود که مسنتر از دیگران است».
ضمنا شرایط فوق برای رئیس قوهی مجریه (سلطان) و صاحب خانه در نظر گرفته نمیشود، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود:
«لا يؤمَّنَّ الرجل في أهله ولا سلطانه إلا بإذنه».
«جز به اجازه جایز نیست که کسی دیگر برای صاحب خانه و یا سلطان امامت را برگزار نماید».
[1]- به نقل از کتاب (منهاج المسلم) نوشتهی: ابوبکر جزایری.
[2]- احمد، ابو داود، نسائی و حالم به سند صحیح آنرا روایت کردهاند.
[3]- متفق علیه
[4]- مسلم آن را روایت کرده است.
[5]- مسلم آن را روایت کرده است.
[6]- بخاری و مسلم این را روایت کردهاند.
[7]- مسلم آن را در قسمت نماز مسافر (1.478) گزارش داده است.
[8]- ابن ماجه آنرا روایت کرده است؛ ضمنا این روایت ضعیف میباشد
[9]- مسلم آن را روایت کرده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر