نماز عید فطر و قربان از سنتهای مؤکد است و حکم آن همانند واجب میباشد، خداوند متعال در قرآن کریم بدان فرمان داده و میفرماید:
﴿إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ ١ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ ٢﴾ [الكوثر: ١-٢].
«ما به تو خير و خوبی بینهايت فراوانی را عطاء كردهايم (كه نبوّت و دين حق و هدايت، و هر آن چيزی است كه سعادت دو جهان را به همراه دارد) حال كه چنين است تنها برای پروردگار خود نماز بخوان و قربانی بكن».
و در آیهی دیگری رستگاری بنده را بدان ربط داده و میفرماید:
﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ ١٤ وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ ١٥﴾ [الأعلى: ١٤-١٥].
«قطعاً رستگار میگردد كسی كه خويشتن را (از كثافت كفر و معاصی) پاكيزه دارد. و نام پروردگار خود را ببرَد و نماز بگزارد و فروتنی كند».
پیامبر صل الله علیه و آله و سلم آن را انجام داد، روی آن مواظبت نمود، اصحاب را بدان دستور میداد و زنان و بچهها را برای انجام آن تشویق میکرد، زیرا نماز عید یکی از شعایر اسلام و مظهری از مظاهر ایمان و تقوی است.
وقت نماز عید: بعد از بالا آمدن آفتاب به اندازهی یک نیزه تا هنگام زوال خورشید به عنوان وقت نماز عید معرفی میشود؛ بهتر این است که نماز عید قربان در اول وقت برگزار شود تا مردم بتوانند قربانیهایشان را ذبح نمایند، و نماز فطر به تأخیر انداخته شود تا مردم بتوانند زکات فطر را پرداخت نمایند، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به همین منوال عمل مینمود. جندب رضی الله عنه میگوید: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نماز فطر را تا بالا آمدن آفتاب به اندازهی دو نیزه و نماز قربان را تا بالا آمدن آفتاب به اندازهی یک نیزه به تأخیر میانداخت[1].
(1) مستحب است که شخص غسل کرده و خود را تمییز و پاک گرداند و لباسهای تازهاش را بپوشد، زیرا روایت شده که انس رضی الله عنه فرمود: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در روزهای عید به ما دستور میداد که بهترین لباسهایمان را بپوشیم و از بهترین عطرها استفاده نماییم و بهترین حیوان را قربانی کنیم[2]. و پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در روزهای عید ردای شادی را میپوشید[3].
(2) در روز عید فطر مستحب است که قبل از رفتن به مسجد، چیزی خورده شود، اما در روز عید قربان امساک و خودداری از خوردن تا هنگام برگشتن از نماز عید، مستحب است، زیرا بریده رضی الله عنه میگوید: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در روز عید فطر تا چیزی را نمیخورد، بیرون نمیآمد، اما در روز عید قربان چیزی را نمیخورد تا از مسجد بازمیگشت، سپس از قربانی خود میخورد[4].
(3) سر دادن تکبیر در شبهای هر دو عید فطر و قربان مستحب است. و در عید قربان تا آخرین روزهای ایام التشریق که غروب خورشید روز سیزدهم است، این تکبیر جزو سنتهای پیامبر صل الله علیه و آله و سلم میباشد، اما در عید فطر تا برپا داشتن نماز عید جایز و سنت است.
و الفاظ تکبیر به همین صورت میباشد: الله أكبر الله أكبر، لا إله إلاّ الله، الله أكبر الله أكبر، ولله الحمد.
سر دادن تکبیر بعد از رفتن به مصلی و بعد از برپا داشتن نمازهای فرض مورد تأکید واقع شده است، زیرا خداوند میفرماید:
﴿۞وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ فِيٓ أَيَّامٖ مَّعۡدُودَٰتٖۚ﴾ [البقرة: ٢٠٣].
«و در روزهای مشخّصی (كه سه روز ايّام التشريق، يعنی يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ماه ذیالحجّه است و حاجيان در مِنيا به سر میبرند) خدا را ياد كنيد (و با اذكار و ادعيه به عبادت و پرستش او بپردازيد)».
و میفرماید: ﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ ١٥﴾ [الأعلى: ١٥].
«و نام پروردگار خود را ببرَد و نماز بگزارد و فروتنی كند».
و در آیهی دیگری فرموده است: ﴿لِتُكَبِّرُواْ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَىٰكُمۡۗ﴾ [الحج: ٣٧].
«تا خدا را به خاطر اين كه هدايتتان نموده است (و به سوی انجام اعمال نيكو رهنمودتان كرده است) بزرگ داريد و (سپاسگزار الطاف او باشيد)».
(4) مستحب است شخص نمازگزار هنگام بازگشت از راه دیگری به خانهاش برگردد، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به همین صورت عمل نموده است.
از جابر روایت شده که گفت: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در روز عید (هنگام بازگشت) راه خود را تغییر میداد[5].
(5) مستحب است که نماز عید در صحرا برگزار شود، مگر اینکه ضرورتی همچون بارش باران و امثال آن وجود داشته باشد که در مسجد برگزار میشود، زیرا چنانکه در حدیث صحیح آمده پیامبر صل الله علیه و آله و سلم روی برگزاری نماز در صحرا مواظبت مینمود.
(6) تبریک گویی با لفظ «خداوند از ما و شما قبول نماید» در روز عید از مستحبات میباشد، زیرا روایت شده که اصحاب پیامبر صل الله علیه و آله و سلم هرگاه در روز عید به هم میرسیدند، میگفتند: «تقبل الله منا ومنك»[6].
(7) آزادبودن خوردن و نوشیدن و سرگرمیهای فراوان، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در خصوص عید قربان فرمود:
«أيام التَّشْرِيق أيامُ أكل وشُرْبٍ، وذِكْرٍ لله»[7].
«روزهای ایام التشریق (سه روز بعد از عید قربان) روزهای خوردن، نوشیدن و ذکر و یاد خداوند متعال است».
و انس رضی الله عنه نقل کرده هنگامی که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم وارد مدینه شد، اهل مدینه در سال دو روز را عید میگرفتند، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود:
«قد أبدلكم الله تعالى بهما خيراً منهما: يوم الفطر ويوم الأضحى»[8].
«خداوند متعال در مقابل این دو روز، دو روز بهتری را برای شما قرار داده که عبارتند از روز عید فطر و روز عید قربان».
و هنگامی که ابوبکر انزجار و ناراحتی خود را نسبت به دو کنیز آواز خوان در منزل پیامبر صل الله علیه و آله و سلم ، اظهار داشت، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به ابوبکر فرمود:
«يا أبا بكر، إن لكل قومٍ عيداً، وإنَّ اليوم عيدنا»[9].
«ای ابوبکر! هر ملت و قومی عیدی دارد، و امروز هم عید ما است».
مردم تکبیر گویان به مصلی میروند و تا هنگامی که آفتاب چند متری بالا میآید همچنان تکبیر سر میدهند، سپس امام بدون اذان و اقامه بلند میشود دو رکعت نماز را برگزار مینماید، در رکعت نخست هفت مرتبه «الله اکبر» را میگوید و مأمومین نیز همراه او تکبیر را سر میدهند و به صورت جهری شروع به خواندن سورهی «فاتحه» و سورهی «اعلی» مینماید و در رکعت دوم پنج مرتبه تکبیر را سر میدهند و سورهی «فاتحه» و «غاشیه» و یا اینکه سورهی «شمس» را میخواند، پس از سلام دادن نماز، امام بلند شده و به ارائهی خطبه میپردازد و در اثنای خطبه نشستی کوتاه را انجام میدهد، ضمنا چنانکه خطبه را با حمد و ثناگویی از خداوند شروع مینماید، و به پند و اندرز مردم نیز پرداخته و در اثنای خطبه از تکبیرات استفاده میکند و در عید فطر از زکات فطر و توضیح احکام آن بحث میراند و در عید قربان نیز مردم را برای سنت قربانی تشویق مینماید و احکامات مربوط به حیوان قربانی شده را برای آنان توضیح میدهد، و بعد از پایان خطبه مردم به خانههایشان بازمیگردند و نماز سنت را نمیخوانند، زیرا نه قبل از خطبه و نه بعد از آن، نماز سنت وجود ندارد، مگر کسی که نماز عید را نخوانده باشد که میتواند چهار رکعت نماز عید را بخواند، زیرا ابن مسعود رضی الله عنه میگوید: کسی که برگزاری نماز عید به صورت جماعت و همراه امام را از دست داده بود، باید چهار رکعت را بخواند، اما اگر قسمتی را -اگرچه تنها تشهد نیز باشد- همراه امام بخواند، او باید بعد از سلامدادن امام بلند شود و دو رکعت را بخواند.
[1]- تلخیص الحبیر نوشتهی ابن حجر
[2]- حاکم آن را روایت کرده است و سند آن بدون مشکل است.
[3]- شافعی آنرا روایت کرده و سندش اشکالی ندارد، زیرا روایات تابعی برای آن وجود دارند.
[4]- ترمذی و دیگران آنرا روایت کردهاند و ابن قطان آنرا صحیح قلمداد نموده است.
[5]- بخاری آنرا روایت کرده است.
[6]- امام احمد به سندی جید آنرا گزارش داده است.
[7]- مسلم آنرا روایت کرده است.
[8]- نسائی آنرا به سندی صحیح گزارش داده است.
[9]- بخاری آنرا گزارش داده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر