توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۱ فروردین ۱, دوشنبه

رکن پنجم: حج

رکن پنجم: حج

نخست: عمره‌

قبل از شروع به‌ مبحث حج گزیده‌ای مختصر از مناسک عمره‌[1] را عرضه‌ می‌داریم:

(1) کسی که‌ قصد عمره‌ را دارد هرگاه به‌ میقات رسید، مستحب است که‌ غسل نموده‌ و خود را پاک گرداند، زنان نیز اگر چه‌ دچار حیض و یا زایمان شده‌ باشند، چنین عمل می‌نمایند، اما تا وقتی که‌ غسل ننموده‌ و خود را پاک نکرده‌ باشد، برای او جایز نیست که‌ بیت الله‌ را طواف نماید. مرد نیز باید تنها بدنش نه‌ لباس‌هایش را پاک گرداند و در صورتی که‌ نتواند در میقات غسل نماید اشکالی ندارد، اما در صورت امکان هنگامی که‌ به‌ مکه‌ رسید مستحب است قبل از طواف غسل نماید.

(2) مرد باید تمامی لباس‌های دوخته‌ شده‌ را کنار بزند و تنها یک شلوار و ردائی را می‌پوشد و مستحب است که‌ آن دو پارچه‌ سفید رنگ و پاک و نظیف باشند و نباید مرد سرش را بپوشد. اما زن با همان لباس معمولی احرام می‌بندد که‌ بیانگر زینت، شهرت و مقام نباشد.

سپس با قلب، نیت احرام آورده‌ و به‌ دنبال آن چنین می‌گوید: «لبیك عمرة» و یا این‌که‌ «اللهم لبیك عمرة». و در صورتی که‌ شخص مُحرِم به‌ خاطر بیماری و یا ترس از دشمن و یا امثال آن، واهمه‌ داشته‌ باشد از این‌که‌ بتواند مناسک عمره‌ را انجام دهد‌، می‌تواند در هنگام احرام چنین شرطی را به‌ کار گیرد و بگوید: (اگر با مشکلی روبرو گشتم همان‌جا محل بیرون آمدنم از احرام است)؛ زیرا در حدیث آمده‌ که‌ ضباعة دختر زبیر خدمت پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  عرض کرد: ای رسول خدا! من تصمیم دارم که‌ به‌ حج بروم اما بیمار هستم (چه‌کار کنم؟). پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  فرمود:

«حجي واشترطي: أن محلي حيث حبستني»[2].

«حج را انجام بده‌ و شرط ببند که‌ هرگاه با مشکلی روبرو گشتی، همان‌جا محل بیرون آمدنت از احرام باشد». سپس همانند پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  به‌ تلبیه‌ می‌پردازد و می‌گوید:

«لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، إن الحمد والنعمة لك والملك، لا شريك لك».

این تلبیه‌ و ذکر و یاد خداوند و فراخواندن او را باید بسیار تکرار نماید، و مستحب است هنگامی که‌ به‌ مسجد الحرام می‌رسد، همانند سایر مساجد پای راستش را جلو انداخته‌ و بگوید:

«بسم الله، والصلاة والسلام على رسول الله، أعوذ بالله العظيم وبوجهه الكريم وسلطانه القديم من الشطيان الرجيم، اللهم افتح لي أبواب رحمتك».

«به‌ نام خدا و درود و رحمت خداوند بر رسول خدا باد، پناه می‌برم به‌ خداوند بزرگ و به‌ مقام بخشندگی او و به‌ اقتدار قدیم او از شیطان رانده‌ شده‌، خدایا درهای رحمت خود را بر من بگشا».

سپس تلبیه‌ گویان به‌ سوی کعبه‌ به‌ راه می‌افتد.

(3) وقتی به‌ کعبه‌ رسید، تلبیه‌ را تمام کرده‌ و به‌ سوی حجر الاسود می‌رود و آن را با دست راست لمس کرده‌ و اگر امکان داشت آن را می‌بوسد، و نباید برای دیگران مزاحمت ایجاد کند و هنگام لمس‌کردن حجرالاسود می‌گوید: «بسم الله والله أکبر» و یا این‌که‌ می‌گوید: «الله‌ أکبر»، اگر بوسیدن حجرالاسود مشکل و سخت بود، باید با دست و یا عصا یا هر چیز دیگری آن را لمس کرده‌ و بعد آن را می‌بوسد، اگر لمس نیز مشکل و سخت بود می‌تواند بدان اشاره‌ کرده‌ و بگوید: «الله‌ أکبر»، و نباید آن چیزی را ببوسد که‌ به‌ وسیله‌ی آن اشاره‌ کرده‌ است. و شرط صحت طواف این است که‌ حدث اصغر و اکبر را نداشته‌ باشد و کاملا طهارت را رعایت کرده‌ باشد، زیرا طواف همانند نماز است غیر از این‌که‌ انسان می‌تواند در هنگام طواف حرف نیز بزند.

باید بیت الله‌ را در طرف چپ خود قرار دهد و هفت مرتبه‌ آن را طواف نماید و هنگامی که‌ به‌ رکن یمانی رسید، در صورت امکان آن را با دست راست لمس می‌کند و می‌گوید: «بسم الله والله أکبر» و نباید آن را ببوسد، و در صورتی که‌ لمس آن سخت و مشکل به‌ نظر می‌رسید به‌ طواف خود ادامه‌ می‌دهد و آن را جا می‌گزارد و نه‌ بدان اشاره‌ کرده‌ و نه‌ تکبیر سر می‌دهد، زیرا چنین عملی از پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  نقل نشده‌ است. در صورت امکان دویدن در سه‌ طواف نخستِ طواف القدوم برای مردان سنت است، همچنان‌که‌ اضطباع[3] نیز در تمامی طواف‌های هفت‌گانه‌ برای مردان سنت می‌باشد. و مستحب است که‌ در تمامی طواف‌ها و در حد امکان، ذکر و دعاهای فراوانی را تکرار نماید. لازم به‌ ذکر است که‌ طواف، دعا و ذکر مخصوصی ندارد، بلکه‌ خدا را می‌خواند و در حد امکان از دعا و ذکرهای مأثور بهره‌ می‌جوید و هنگامی که‌ به‌ میانه‌ی دو رکن می‌رسد، می‌گوید:

﴿رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ ٢٠١ [البقرة: ٢٠١].

«روردگارا! در دنیا به ما نیکی رسان و در آخرت نیز به ما نیکی عطاء فرما (و سرای آجل و عاجل ما را خوش و خرّم گردان) و ما را از عذاب آتش (دوزخ محفوظ) نگاهدار».

زیرا در روایت صحیح آمده‌ که‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  چنین دعایی را خوانده‌ است، و طواف پایانی را با لمس حجرالاسود و بوسیدن آن، اگر امکان داشت، به‌ پایان می‌رساند، و یا این‌که‌ همراه تکبیر بدان اشاره‌ می‌نماید و بعد از پایان این طواف خود را به‌ ردایش می‌پوشاند و آن را بر شانه‌هایش گذاشته‌ و راست و چپ آن را نیز بر سینه‌اش می‌گزارد.

(4) سپس در صورت امکان پشت مقام ابراهیم علیه السلام  دو رکعت نماز را می‌گزارد و اگر امکان نداشت در هر گوشه‌ی مسجد می‌تواند آن را بخواند که‌ در رکعت اول، سوره‌ی «اخلاص» و در رکعت دوم، سوره‌ی «کافرون» را می‌خواند، گفتنی است که‌ خواندن این دو سوره‌ حاوی فضیلت بیشتری است و اگر سوره‌های دیگری بخواند اشکالی ندارد، سپس بعد از پایان نماز به‌ طرف حجر الاسود رفته‌ و در صورت امکان آن را با دست راست لمس می‌نماید.

(5) سپس به‌ طرف صفا رفته‌ و بالای صخره‌ی آن می‌رود و یا این‌که‌ در کنار آن می‌ایستد، اما اگر امکان داشت بالا رفتن بهتر است و با نزدیک شدن به‌ صفا، این آیه‌ را قرائت می‌کند:

﴿۞إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلۡمَرۡوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِۖ [البقرة: 158].

«همانا صفا و مروه‌ از نشانه‌های خداوند هستند».

و مستحب این است که‌ وقتی به‌ صفا می‌رسد رو به‌ قبله‌ کرده‌ و به‌ حمد و تکبیر بپردازد و بگوید:

«لا إله إلا الله، والله أكبر، لا إله إلا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، وهو على كل شيء قدير. لا إله إلا الله وحده، أنجز وعده، ونصر عبده، وهزم الأحزاب وحده».

«هیچ معبودی جز الله‌ وجود ندارد و خداوند بزرگ است و هیچ معبودی جز او وجود ندارد، تنها است و انبازی ندارد، ملک از آن اوست و ستایش برای اوست و بر هر چیزی توانا است. هیچ معبودی جز الله‌ نیست، تنهاست و به‌ وعده‌اش وفا می‌کند و بنده‌اش را یاری می‌دهد و به‌ تنهایی گروه‌ها را فراری می‌دهد».

سپس در حالی که‌ دستانش را بلند کرده‌ و دعای فوق را سه‌ مرتبه‌ تکرار نموده‌، هر آن‌چه‌ دوست داشته‌ باشد از خدا می‌خواهد، سپس پایین آمده‌ و به‌ طرف مروه‌ حرکت می‌کند تا این‌که‌ به‌ عَلَم نخست می‌رسد که‌ از آن‌جا تا عَلَم[4] دوم با شتاب می‌دود، اما این دویدن برای زن جایز نیست، زیرا بدن زن عورت است و نباید بدود؛ سپس به‌ طرف مروه‌ رفته‌ و بالای آن می‌رود و یا این‌که‌ در کنار آن می‌ایستد، اما در صورت امکان، بالا رفتن بهتر است، و بر صخره‌ی مروه‌ همان کردار و گفتارهایی را تکرار می‌کند که‌ بر صخره‌ی مروه‌ انجام داده‌ بود، جز این‌که‌ آیه‌ی ذکر شده‌ را نمی‌خواند، زیرا قرائت آن آیه‌ تنها هنگام بالا رفتن از صفا در مرتبه‌ی نخست سنت و پیروی از پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  است، سپس پایین آمده‌ و در جاهایی که‌ به‌ آرامی حرکت می‌کرد، آرام حرکت می‌کند و در آن‌جا که‌ باید می‌دوید، می‌دود، تا این‌که‌ به‌ صفا می‌رسد، این عمل را هفت مرتبه‌ طی می‌کند، که‌ رفت یک بار و برگشت نیز یک بار محسوب می‌گردد. و در صورتی که‌ با استفاده‌ از سواری میان صفا و مروه‌ سعی نماید، بخصوص اگر نیاز داشته‌ باشد، اشکالی ندارد، و در صورت امکان مستحب است که‌ در حالت سعی، دعا و اذکار زیادی را بخواند و همچنین مستحب است که‌ از حدث اکبر و اصغر پاک باشد و در صورتی که‌ بدون طهارت سعی نماید، اشکالی ندارد و سعی او جایز محسوب می‌گردد.

(6) بعد از تکمیل نمودن سعی، مرد سرش را کوتاه‌ و یا می‌تراشد، گفتنی است که‌ تراشیدن بهتر است، اما اگر در زمانی نزدیک به‌ وقت حج به‌ مکه‌ برسد، بهتر آن است که‌ سرش را کوتاه نماید و بقیه‌ را در هنگام حج بتراشد، اما زن موهای سرش را جمع کرده‌ و به‌ اندازه‌ی مورچه‌ای یا کمتر را از آن می‌‌‌گیرد. هرگاه مُحرِم چنین اعمالی را انجام داد، عمره‌ی او به‌ حمد خداوند پایان یافته‌ و تمام چیزهایی که‌ در حالت احرام برایش حرام بودند، حلال می‌گردند..

دوم: حج

آداب و سنت‌های حج[5]

حج از بزرگ‌ترین عبادات و شعارهای اسلامی می‌باشد که‌ انواع عبادات در آن گرد آمده‌ و در سایر عبادتها چنین گرد نمی‌آیند، حج عبادتی بدنی، مالی و حرکی است و بر حاجی واجب است که‌ باید عظمت این عبادت را در نظر داشته‌ باشد و بهترین و پاک‌ترین هزینه‌ را برای آن صرف نماید، زیرا خداوند جل جلاله پاک است و جز پاک را نمی‌پذیرد، و همچنین لازم است که‌ باید خود را از تمامی گفتار، کردار و نیت‌هایی بازدارد که‌ باعث ابطال و یا کاهش ثواب حج می‌شوند و باید هدف از حج و عمره‌ را تنها در اطاعت و فرمان‌برداری از فرامین الهی خلاصه‌ گرداند و تمامی عبادت‌هایش را خالصانه‌ به‌ خاطر خداوند انجام دهد، پس جز خدا کسی را نمی‌خواند و به‌ کسی رویی نمی‌آورد و رفع مشکلات و شفای بیماران و بازگشت گمشدگان را جز او، از کسی نمی‌طلبد و تنها از او طلب یاری می‌نماید و به‌ او توکل می‌کند، هرکس یکی از اعمال فوق را برای غیر خدا انجام دهد، در واقع عبادت را برای غیر خدا انجام داده‌ و هرکس عبادت را برای غیر خدا انجام بدهد، او به‌ عنوان مشرک قلمداد می‌شود و هرکس شرک ورزد، اعمالش باطل و بی‌سود می‌باشد و در آخرت از خسارت‌مندان محسوب می‌گردد؛ مساوی است که‌ از حرام بودن اعمال فوق اطلاع داشته‌ باشد یا این‌که‌ بی‌اطلاع و بی‌آگاه باشد، زیرا واجب است که‌ حاجی از مسایل سودمند و ارزشمند برای قبول حجش آگاهی داشته‌ باشد و باید از تمامی حرام‌هایی که‌ به‌ توحید و یکتا پرستی ضربه‌ وارد می‌کند، خود را بدور بدارد و نباید به‌ غیر خدا سوگند یاد نماید و سوگندهایی همچون: سوگند به‌ سر شما، به‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم ، به‌ کعبه‌ و یا امثال آن را سر دهد، تمامی این سوگندها حرام هستند، خواه حاجی از آن اطلاع داشته‌ باشد یا این‌که‌ بی‌آگاه باشد... زیرا اطلاع از آن‌ها بر او واجب است و مسلمان باید دین خود را بشناسد و در مورد آن تحقیق نماید. و همچنین واجب است که‌ باید حاجی از فسق، اذیت و آزار و اضافه‌ کردن مسایلی اجتناب ورزد که‌ نه‌ خدا و نه‌ پیامبرش بیان داشته‌، بنابراین حق ندارد که‌ در مقبرستان‌ به‌ نماز بپردازد و یا در مقابل قبر صالحین، صحابه‌ و اهل بیت به‌ دعا رویی آورد و یا این‌که‌ از آثار غار حراء و کوه‌ ثور و امثال آن تبرک جوید، زیرا انجام چنین اعمالی به‌ عنوان بزرگ‌ترین کردارهایی محسوب می‌گردد که‌ آدمی را به‌ حرام سوق می‌دهد و هر آن‌چه‌ که‌ وسیله‌ی رسیدن به‌ حرام باشد، خود نیز حرام می‌گردد، زیرا چنین اعمالی از اصحاب و سلف صالح که‌ به‌ حق شیفته‌ی عبادت بودند، سر نداده‌ است.

گفتنی است که‌ عبادات پیشنهاد شده‌ از طرف شارع مقدس ما را کافی است و لازم است که‌ فرصت را غنیمت شماریم و با پروردگار خود تجدید بیعت نماییم و از او کمک، توفیق و حکمت را طلب نماییم.

توبه‌ با رعایت شرایط آن واجب است

هنگامی که‌ عازم سفر حج می‌شویم:

(1) واجب است که‌ باید از تمامی گناهان و معاصی به‌ ویژه‌ آن‌چه‌ که‌ با توحید منافات دارد، توبه‌ نماید. انسان باید در هر زمان و مکانی و در هر شرایطی به‌ آستانه‌ی الهی توبه‌ نماید، اما هنگامی که‌ قصد انجام عبادتی را دارد، توبه‌ در حق او بیشتر مورد تأکید واقع شده‌ است.

(2) این‌که‌ حقیقتا از گناه و معصیت بیرون آید.

(3) در برابر سهل انگاری و گناهانش اظهار ندامت و پشیمانی نماید.

(4) قاطعانه‌ تصمیم گیرد که‌ هرگز به‌ گناه رویی نیاورد و بدان باز نگردد.

(5) اگر در حق کسی ستم کرده‌ و مال کسی را غصب نموده‌، آن را به‌ صاحبش برگرداند و یا از او طلب آزادی نماید.

اعمال حج

1- احرام

وقتی که‌ حاجی به‌ میقات می‌رسد، از آن‌جا نیت احرام را می‌آورد، میقات مکان‌های متفاوتی دارد که‌ عبارتند از: «ذوالحلیفه» برای کسانی که‌ از جهت مدینه‌ی منوره‌ راهی مکه‌ می‌شوند، که‌ اکنون به‌ (ابیار علی علیه السلام  معروف است. و «الجحفه» برای کسانی که‌ از جهت سوریه‌، مصر و مراکش راهی مکه‌ می‌شوند. و «قرن المنازل» برای کسانی که‌ از جهت نجدِ حجاز و نجدِ یمن می‌آیند. و «یلملم» برای کسانی که‌ از جهت تهامه‌ی یمن وارد مکه‌ می‌شوند. و «ذات‌عرق» برای کسانی که‌ از جهت عراق و کشورهای خلیج راهی مکه‌ می‌شوند.

هرکس به‌ هدف حج، از طریق دریا، فضا و یا خشکی به‌ این مکان‌ها یا مکان‌های اطراف که‌ موازات این مکان‌ها هستند و راه‌ وی به‌ آن‌ها می‌رسد، باید مُحْرِم باشد و اگر کسی قبل از رسیدن به‌ این مکان‌ها، لباس‌ها را پوشیده‌ و خود را آماده‌ کرده‌ باشد، اشکالی ندارد و با رسیدن به‌ میقات نیت حج یا عمره‌ را می‌آورد.

اما کسی که‌ خانه‌اش کم‌تر از این مواقیت و نزدیک مکه‌ باشد، میقاتش مکانی محسوب می‌شود که‌ در آن است و از مکانی احرام می‌بندد که‌ سفرش را آغاز می‌کند.

2- کیفیت احرام برای مردانی که‌ قصد حج دارند

 عموم حاجی‌ها با رسیدن به‌ میقات باید کارهای زیر را انجام دهند:

(1) کندن لباس‌های دوخته‌ شده‌.

(2) غسلی کامل را به‌ جای می‌آورد.

(3) استعمال بوی خوش.

(4) همچنین مستحب است که‌ سبیل‌هایش را کوتاه کرده‌ و موهای زیر بغل و شرمگاهش را بتراشد، تا بعد از احرام بدان نیاز نداشته‌ باشد.

(5) مرد باید إزار (شلوار) و ردایی را بپوشد.

(6) مستحب است که‌ آن دو پارچه‌ی فوق سفید رنگ و پاک باشند.

چنان‌که‌ مستحب است که‌ در دو نعل احرام ببندد، زیرا چنین از پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  روایت شده‌ است و هرکس به‌ نعل دسترسی نداشت می‌تواند در دو عدد خُف احرام ببندد.

3- کیفیت احرام برای زنانی که‌ قصد حج دارند

(1) مستحب است که‌ غسل نماید و احرام ببندد، حتی اگرچه‌ دچار حیض و یا زایمان شده‌ باشد، جز این‌که‌ در هنگام حیض و زایمان خانه‌ی بیت را طواف نمی‌کند.

(2) لباسی ویژه‌ برای آنان در نظر نگرفته‌ شده‌ است.

(3) برای آنان جایز است که‌ در هر نوع لباسی که‌ خود دوست دارند اعم از سیاه‌، سبز و یا هر رنگ دیگری احرام ببندند.

(4) نباید لباس‌هایش با لباس مردان شباهت داشته‌ باشد.

(5) باید لباس‌هایش کاملا بدنش را بپوشاند.

(6) نباید آرایی و عورت خود را برای مردان بیگانه‌ به‌ نمایش بگزارند.

·     بعد از آن، حاجی چه‌ زن و چه‌ مرد به‌ قلب نیت احرام حج یا عمره‌ یا هردو را می‌آورد.

چنان‌که‌ برای او مشروع است که‌ بعد از نیت احرام، الفاظ تلبیه‌ را بر زبان جاری نماید و برای عمره‌ بگوید: «لبیك عمرة» و برای حج می‌گوید: «لبیك حجا» و اگر برای هردو باشد، می‌گوید: «لبیك عمرة وحجا»، سپس تلبیه‌ را ادامه‌ می‌دهد.

4- مُحْرِم با رسیدن به‌ مکه‌ چکار می‌کند؟

وقتی که‌ به‌ بیت الحرام می‌رسد، چنین عمل می‌نماید:

(1) تلبیه‌ را به‌ پایان رسانده‌ و هفت مرتبه‌ پیرامون بیت دَور می‌زند.

(2) سپس در پشت مقام ابراهیم علیه السلام  دو رکعت نماز را می‌خواند.

(3) سپس به‌ سوی صفا و مروه‌ بیرون آمده‌ و میان صفا و مروه‌ هفت مرتبه‌ سعی می‌نماید.

(4) سپس سرش را تراشیده‌ و یا آن را کوتاه می‌نماید، و با انجام این کار عمره‌اش تمام می‌شود و تمام آن‌چه‌ توسط احرام برایش حرام گشته‌ بود، حلال می‌گردند، چنان‌که‌ در مبحث کیفیت عمره‌ بدان اشاره‌ داشتیم.

اما در صورتی که‌ در ماه‌های حج به‌ میقات برسد، او می‌تواند یکی از عبادت‌های سه‌گانه‌ی زیر را برگزیند و بدان احرام ببندد:

(1) حج به‌ تنهایی، یا عمره‌ به‌ تنهایی، و یا این‌که‌ حج و عمره‌ به‌ همراه هم.

(2) و اگر کسی احرام به‌ حج و یا حج و عمره‌ با هم ببندد و هدی به‌ همراه نداشته‌ باشد، او نمی‌تواند که‌ بر احرام خود باقی بماند، بلکه‌ برای او سنت این است که‌ احرام را به‌ عمره‌ تبدیل نماید.

(3) بنابراین بیت را طواف کرده‌، میان صفا و مروه‌ سعی نموده، موهایش را کوتاه کرده‌ و از احرام بیرون می‌آید.

(4) و اگر کسی دیر برسد و واهمه‌ی فوت حج ر داشته‌ باشد، باید بر احرام خود باقی بماند.

(5) مؤمنی که‌ می‌خواهد اعمال حج را به‌ طور صحیح انجام دهد، لازم است که‌ خود را به‌ موارد ذکر شده‌ مقید نماید و بسیار عبادت را انجام دهد و قرآن بخواند و نماز را به‌ جماعت برگزار نماید.

(6) و نباید خود را به‌ مسایلی مشغول نماید که‌ سودی عاید او نمی‌گرداند و مشروع هم نمی‌باشد.

به‌ عنوان نمونه‌ تحقیق در مورد قبر اصحاب و همسران پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  و محل تولد پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  و محل نزول وحی بی‌فایده‌ می‌باشد و در صورتی که‌ به‌ گمان این‌که‌ آن مکان‌ها محل عبادت هستند و دعا در آن‌جا پذیرفته‌ می‌شود و برکت حاصل می‌گردد، کاری کاملا غیر مشروع و غیر صحیح می‌باشد.

پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  این‌گونه‌ حج را انجام داد[6]

ای مسلمانانی که‌ جهت حج بیت الله‌ الحرام آمده‌اید!

برای خود و شما آرزوی توفیقِ رسیدن به‌ رضایت الهی و نجات از فتنه‌ و آشوب‌های دنیا را دارم و از خداوند متعال می‌خواهم که‌ همه‌ی شما را برای انجام مناسک حج طبق رضایت خود توفیق دهد و آن را از شما بپذیرد و سالم و تندرست به‌ کشور خود بازگردید، چرا که‌ خداوند جل جلاله بهترین پاسخ دهنده‌ به‌ خواسته‌های بندگانش می‌باشد.

ای مسلمانان:

(1) وصیت و سفارش من برای همه‌ی شما این است که‌ در هر حال تقوای الهی را پیشه‌ سازید و بر دین اسلام پایداری و استقامت ورزید و از اسباب غضبش پرهیز و دوری گزینید.

مهم‌ترین فریضه‌ و بزرگ‌ترین واجب عبارت است از توحید و یگانه‌ پرستی خداوند و خالصانه‌ نمودن تمامی عبادات برای ذات اقدس الهی و توجه‌ به‌ پیروی کامل از گفتار و کردار پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم .

این‌که‌ مناسک حج و سایر عبادات را طبق شریعتی انجام دهید که‌ خداوند جل جلاله بر زبان فرستاده‌ و شخص منتخب خود، امام و پیشوا و سید ما حضرت محمد بن عبدالله صل الله علیه و آله و سلم ‌، نازل کرده‌ است.

شریک قرار دادن برای خداوند از بزرگ‌ترین منکرات و خطرناک‌ترین جریمه‌ها می‌باشد، شرک هم عبارت است از ین‌که‌ عبادت و یا قسمتی از آن‌، برای غیر خداوند جل جلاله انجام داد‌ه‌ شود، زیرا خداوند متعال فرموده‌ است:

﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَآءُۚ وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱفۡتَرَىٰٓ إِثۡمًا عَظِيمًا ٤٨ [النساء: ٤٨].

«بیگمان خداوند (هرگز) شرک به خود را نمی‌بخشد، ولی گناهان جز آن را از هرکس که خود بخواهد می‌بخشد. و هر که برای خدا شریکی قائل گردد، گناه بزرگی را مرتکب شده است».

و در آیه‌ی دیگری که‌ پیامبرش محمد  صل الله علیه و آله و سلم  را مخاطب خود قرار داده‌، چنین می‌فرماید:

﴿وَلَقَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ لَئِنۡ أَشۡرَكۡتَ لَيَحۡبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٦٥ [الزمر: ٦٥].

«به تو و به یکایک پیغمبران پیش از تو وحی شده است که اگر شرک‌ورزی کردارت (باطل و بی‌پاداش می‌گردد و) هیچ و نابود می‌شود، و از زیانکاران خواهی بود».

ای حجاج بیت الله‌ الحرام!

پیامبر ما  صل الله علیه و آله و سلم  بعد از هجرت به‌ مدینه‌ تنها یک حج (حجة الوداع) را انجام داد و آن را نیز در سال‌های پایانی عمرش انجام داد.

مردم با توجه‌ به‌ اعمال و توصیه‌های پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در آن حج، مناسک حج را یاد گرفتند، زیرا پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  خطاب به‌ آن‌ها فرمود:

«خذوا عنی مناسککم».

«مناسک حج را از من فرا گیرید و طبق روش من عمل نمایید».

پیروی از پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  واجب است

بر مسلمانان واجب است که‌ به‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  اقتدا نمایند.

و مناسک حج را طبق اعمال و توصیه‌های پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  انجام دهند، زیرا پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  معلم و راهنمای بشریت است و خداوند جل جلاله او را به‌ عنوان رحمت برای جهانیان و حجت بر بندگانش فرستاده‌ است، پس خداوند به‌ بندگانش دستور داده‌ که‌ از فرامین پیامبرش فرمان‌برداری نمایند و بیان داشته‌ که‌ تبعیت و پیروی از پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  مایه‌ی رسیدن به‌ بهشت و نجات از آتش است و وجود مبارک ایشان نشانه‌ و علامتی برای راست بودن محبت بنده‌ برای خداوند جل جلاله و محبت خداوند متعال برای بندگانش می‌باشد، همان‌گونه‌ که‌ خداوند متعال می‌فرماید:

﴿وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمۡ عَنۡهُ فَٱنتَهُواْۚ [الحشر: ٧].

«یزهائی را که پیغمبر برای شما (از احکام الهی) آورده است اجراء کنید، و از چیزهائی که شما را از آن بازداشته است، دست بکشید».

و می‌فرماید: ﴿وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ ٥٦ [النور: ٥٦].

«نماز را (در وقت معین و با خشوع و خضوع لازم) بخوانید، و زکات را (به مستحقّان آن) بپردازید، و از پیغمبر اطاعت کنید، تا این که (از سوی خدا) به شما رحم شود (و مشمول رضایت و عنایت او گردید)».

و می‌فرماید: ﴿مَّن يُطِعِ ٱلرَّسُولَ فَقَدۡ أَطَاعَ ٱللَّهَۖ [النساء: ٨٠].

«هرکه از پیغمبر اطاعت کند، در حقیقت از خدا اطاعت کرده است (چرا که پیغمبر جز به چیزی دستور نمی‌دهد که خدا بدان دستور داده باشد، و جز از چیزی نهی نمی‌کند که خدا از آن نهی کرده باشد)».

و می‌فرماید: ﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا ٢١ [الأحزاب: ٢١ ].

«سرمشق و الگوی زیبائی در (شیوه پندار و گفتار و کردار) پیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که (دارای سه ویژگی باشند:) امید به خدا داشته، و جویای قیامت باشند، و خدای را بسیار یاد کنند».

و می‌فرماید: ﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ يُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ ١٣ وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُۥ يُدۡخِلۡهُ نَارًا خَٰلِدٗا فِيهَا وَلَهُۥ عَذَابٞ مُّهِينٞ ١٤ [النساء: 13-14].

«این (احکام راجع به یتیمان و وصیت و سهام مواریث) حدود خدا (در میان حق و باطل) است و (آنها را محترم شمارید و از آنها درنگذرید و بدانید که) هرکس از خدا و پیغمبرش (در آنچه بدان دستور داده‌اند) اطاعت کند، خدا او را به باغ‌های (بهشت) وارد می‌کند که در آنها رودبارها روان است و (چنین کسانی) جاودانه در آن می‌مانند و این پیروزی بزرگی است. و آن کس که از خدا و پیغمبرش نافرمانی کند و از مرزهای (قوانین) خدا درگذرد، خداوند او را به آتش (عظیم دوزخ) وارد می‌گرداند که جاودانه در آن می‌ماند و (علاوه از آن) او را عذاب خوارکننده‌ای است».

و می‌فرماید: ﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُمۡ جَمِيعًا ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۖ فَ‍َٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ ٱلنَّبِيِّ ٱلۡأُمِّيِّ ٱلَّذِي يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَكَلِمَٰتِهِۦ وَٱتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ ١٥٨ [الأعراف:١٥٨].

«ای پیغمبر! (به مردم) بگو: من فرستاده خدا به سوی جملگی شما (اعم از عرب و عجم و سیاه و سفید و زرد و سرخ) هستم. خدائی که آسمانها و زمین از آن او است. جز او معبودی نیست. او است که می‌میراند و زنده می‌گرداند. پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش، آن پیغمبر درس نخوانده‌ای که ایمان به خدا و به سخن‌هایش دارد. از او پیروی کنید تا هدایت یابید».

و می‌فرماید: ﴿قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٣١ [آل عمران: ٣١].

«بگو: اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است».

گفتنی است که‌ آیه‌های ذکر شده‌ در این زمینه‌ بسیار فراون هستند.

وصیت و سفارش من برای خود و برای شما این است که‌ در هر حال تقوای الهی را پیشه‌ سازیم و صادقانه‌ از گفتار و کردار پیامبرش محمد  صل الله علیه و آله و سلم  تبعیت نماییم تا در دنیا و آخرت به‌ سعادت و نجات ابدی نایل گردیم.

آن‌چه‌ که‌ باید حاجی در روز هشتم انجام دهد

ای حجاج بیت الله‌ الحرام! پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در روز هشتم ذی‌الحجة چنین عمل نمود:

(2) تلبیه‌ گویان از مکه‌ مکرمه‌ راهی‌ منی شد.

و به‌ اصحاب رضی الله عنهم  دستور داد که‌ تلبیه‌‌گویان از خانه‌هایشان بیرون بیایند و به‌ طرف منی حرکت نمایند.

(3) و به‌ طواف الوداع دستور نداد و این بیانگر آن است که‌ باید حجاج مکه‌ و آنان که‌ در آن‌جا اقامه‌ گزیده‌اند و کسانی که‌ از عمره‌ بیرون آمده‌اند، در روز هشتم تلبیه‌ گویان به‌ طرف منی حرکت نمایند، و لازم نیست که‌ برای طواف الوداع به‌ مسجدالحرام بروند.

آن‌چه‌ هنگام احرام مستحب است

برای مسلمان مستحب است که‌ هنگام احرام به‌ حج، همان اعمالی را تکرار نماید که‌ در میقات انجام داده‌ بود؛ پس غسل نموده‌، از بوی خوش استفاده‌ کرده‌ و خود را پاک می‌نماید، همان‌گونه‌ که‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  به‌ عایشه‌ فرمان داد، آن‌گاه که‌ تصمیم گرفت احرام به‌ حج نماید بعد از آن‌که‌ احرام به‌ عمره‌ بسته‌ بود و هنگام ورود به‌ مکه‌ با حیض روبرو گشت و قبل از این‌که‌ به‌ منی برود نتوانست که‌ بیت را طواف نماید، پس پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  به‌ او فرمان داد که‌ غسل نموده‌ و تلبیه‌ی حج را شروع کند؛ عایشه رضی الله عنها ‌ نیز آن را انجام داد و حج و عمره‌ را با هم جمع کرد.

پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  و اصحاب رضی الله عنهم  نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشا را به‌ صورت قصر نه‌ جمع خواندند و این سنت است و باید از پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  پیروی شود.

(4) برای حجاج سنت است که‌ در این سفر خود را به‌ تلبیه‌، ذکر خداوند، قرائت قرآن و سایر موارد خیر اعم از دعوت به‌ سوی خدا، امر به‌ معروف، نهی از منکر و نیکی با فقرا، مشغول نمایند.

اعمال حاجی در روز عرفه‌

بعد از طلوع خورشیدِ روز عرفه‌، پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  و اصحاب رضی الله عنهم  در حالی به‌ سوی عرفات حرکت کردند که‌ برخی از آنان تلبیه‌ و برخی دیگر نیز تکبیر سر می‌دادند.

بعد از این‌که‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  به‌ نزدیک مرز عرفات رسید، در جایی به‌ نام «نَمِرَه» گنبدی از مو را برایش فراهم ساختند و زیر سایه‌ی آن استراحت نمود، این عمل پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  بیانگر آن است که‌ حجاج می‌توانند از سا‌یه‌ی چادر، درخت و ... استفاده‌ نمایند.

بعد از زوال خورشید پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  سوار بر مرکبش شد و به‌ ارائه‌ی خطبه‌ پرداخت و مناسک حج را به‌ آنان یاد داد و از ارتکاب اعمال جاهلی و ربا به‌ آنان هشدار داد و بیان داشت که‌ خون و اموال و ناموسشان بر آنان حرام است و فرمان صادر نمود که‌ به‌ کتاب خدا و سنت پیامبرش  صل الله علیه و آله و سلم  چنگ فرا زنند و اعلام داشت که‌ اگر بدان چنگ فرا زنند هرگز گمراه نمی‌گردند.

بر همه‌ی مسلمانان واجب است که‌ به‌ این وصیت پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  التزام ورزند و در هرجا که‌ باشند طبق آن عمل نمایند.

و بر حاکم و رهبران مسلمانان واجب است که‌ به‌ قرآن و سنت پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  اعتصام ورزند و در تمامی قضایای حکومت‌شان بدان مراجعه‌ نمایند و ملت‌شان را به‌ سوی آن سوق دهند، زیرا این تنها راه عزت، کرامت، سعادت و نجات در دنیا و آخرت می‌باشد، از خداوند متعال خواهانم که‌ همه‌ی ما را به‌ سوی آن توفیق دهد.

سپس پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  نماز ظهر و عصر را به‌ صورت قصر و جمع‌ خواند، یعنی نماز ظهر و عصر را به‌ صورت جمع تقدیم و با یک اذان و دو اقامه‌ برپا داشت.

سپس به‌ طرف موقف[7] حرکت کرد و رو به‌ قبله‌ نمود، و در حالی که‌ بر مرکبش بود، خدا را ذکر می‌نمود و او را می‌خواند و تا غروب آفتاب دستانش را برای دعا بلند نگه‌ داشت؛ گفتنی است که‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در آن‌ روز افطار کرده‌ بود و روزه‌ نگرفت، تا اعلام دارد که‌ برای حجاج مشروع همان است که‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  انجام داد و باید خود را به‌ ذکر، دعا و تلبیه‌ تا غروب آفتاب مشغول نمایند و دستانشان را بالا نگه‌ دارند و نبیاد روزه‌ باشند؛ و در روایت صحیح از پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  نقل شده‌ که‌ فرمود:

«ما من يوم أكثر عتقاً من النار من يوم عرفة، وإنه سبحانه ليدنو فيباهي بهم ملائكته».

«هیچ روز به‌ اندازه‌ی روز عرفه،‌ دوزخیان از آتش نجات داده‌ نمی‌شوند، در آن روز خداوند متعال نزدیک آمده‌ و با بندگانش بر فرشتگان فخر می‌نماید».

و از پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  روایت شده‌ که‌ خداوند جل جلاله در روز عرفه‌ خطاب به‌ فرشتگان می‌گوید:

«انظروا إلى عبادي! أتوني شعثاً غبراً، يرجون رحمتي، أشهدكم أني قد غفرت لهم».

«به‌ بندگانم نگاه کنید! آنان که‌ آشفته‌ و خاکی رنگ نزد من آمده‌اند و به‌ رحمتم امیدوار گشته‌اند، شما را شاهد قرار دادم که‌ از آنان در گذشتم».

و باز در روایت صحیح آمده‌ که‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  فرمود:

«وقفت هاهنا وعرفة كلها موقف».

«در همین‌جا توقف نمودم و تمامی صحرای عرفه‌ موقف می‌باشد».

سپس پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  بعد از غروب، تلبیه‌ گویان به‌ طرف مزدلفه‌ حرکت نمود.

اعمال حاجی در مزدلفه‌

پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در آن‌جا سه‌ رکعت نماز مغرب و دو رکعت نماز عشا را با یک اذان و دو اقامه‌ به‌ صورت قصر و جمع خواند[8].

(5) سپس شب را در آن‌جا بسر ‌برد و نماز فجر و سنت قبل از آن را به‌ یک اذان و یک اقامه‌ ‌خواند.

(6) سپس راهی‌ مشعر الحرام (تپه‌ای در انتهای مزدلفه‌) شد و در آن‌جا دستانش را بلند کرد و به‌ ذکر خدا، تکبیر، تهلیل و دعا پرداخت و فرمود:

«وقفت هاهنا وجمع كلها موقف».

«در همین‌جا توقف نمودم و تمامی مزدلفه‌ موقف می‌باشد».

این فرموده‌ی پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  بیانگر آن است که‌ همه‌ی مزدلفه‌ برای حجاج موقف می‌باشد و هر کدام از حجاج شب را در مکان خود با ذکر و اسغفار بسر می‌برد و لازم نیست که‌ به‌ موقف پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  برود.

پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  به‌ کسانی که‌ ضعیف و ناتوان بودند، اجازه‌ داد که‌ در شب به‌ منی بروند.

بنابراین، با توجه‌ به‌ اجازه‌ی پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  و مشقت و مشکلات راه، افراد ضعیف و ناتوان اعم از زنان، بیماران، پیر و مسن‌ها می‌توانند در نیمه‌ی دوم شب از مزدلفه‌ راهی منی شوند.

(7) و برای آنان جایز است که‌ در شب جمره‌ (شیطان) را رجم نماید، همان‌گونه‌ که‌ در روایتی این عمل از ام‌سلمه‌ و اسماء دختر ابوبکر به‌ اثبات رسیده‌ است.

اسماء دختر ابوبکر نقل کرده‌ که‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  به‌ زنان اجازه‌ داد که‌ در شب جمره‌ را رجم نمایند.

سپس پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  بعد از نماز فجر، تلبیه‌ گویان به‌ طرف منی حرکت کرد.

آن‌چه‌ حاجی در روز قربانی انجام می‌دهد

(8) بعد از طلوع آفتاب به‌ طرف جمره‌ عقبه‌ رفت و با هفت سنگ آن را رجم نمود و با پرتاب هر سنگی تکبیر را سر می‌داد.

(9) سپس هَدْی (حیوان، فدیه‌) خود را قربانی کرد.

(10)                       سپس سرش را تراشید.

(11)                       و بعد عایشه رضی الله عنها ‌ او را خوشبو گرداند.

(12)                       سپس به‌ طرف بیت الله‌ رفت و آن را طواف نمود.

حکم تقدیم برخی از مناسک بر برخی دیگر

در روز عید قربان مردم پیرامون پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  گرد آمدند و از او سؤال کردند: آیا جایز است اگر قربانی قبل از رجم جمره‌ صورت گیرد و یا کسی قبل از قربانی سرش را بتراشد و یا کسی قبل از رجم جمره‌، طواف نماید؟ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: اشکالی ندارد. راوی می‌گوید: در مورد تقدیم و تأخیر هر چیزی از او سؤال می‌شد، در پاسخ می‌فرمود: اشکالی ندارد و می‌توانی آن را انجام دهید. و مردی از او سؤال کرد و گفت: ای رسول خدا! من قبل از طواف سعی را انجام دادم؟ فرمود: مشکلی نیست.

پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  به‌ اصحاب آموخت که‌ برای حجاج سنت این است که‌ در روز عید ابتدا جمره‌ را رجم نمایند، سپس اگر فدیه‌ بر آنان واجب شده‌ بود، آن را ذبح نمایند، سپس سرشان را بتراشند و یا آن را کوتاه کنند، البته‌ تراشیدن از کوتاه کردن بهتر و دارای فضیلت بیشتری می‌باشد، زیرا پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  برای کسانی که‌ سرشان را تراشیده‌ بودند سه‌ مرتبه‌ دعای مغفرت و رحمت را خواند، اما برای کسانی که‌ سرشان را کوتاه کرده‌ بودند یک مرتبه‌ دعا کرد.

با انجام عمل فوق، تحلیل اول – که‌ تحلیل اصغر نامیده‌ می‌شود- حاصل می‌گردد.

(13)                       پس لباس دوخته‌ شده‌ را می‌پوشد و خود را خوشبو می‌نماید.

(14)                       و جز همبستری همه‌ی موارد ده‌گانه‌ای که‌ با بستن احرام برایش حرام گشته‌ بودند، حلال می‌گردند.

(15)                       سپس به‌ طرف بیت الله‌ رفته‌ و در روز عید یا روز بعد از آن، آن را طواف می‌نماید.

(16)                       و در صورتی که‌ احرام به‌ حج تمتع کرده‌ باشد میان صفا و مروه‌ سعی می‌نماید و تمام مواردی که‌ برایش حرام بودند، حلال می‌گردند.

(17)                       اما در صورتی که‌ احرام به‌ حج افراد و یا قارن بسته‌ باشد، همان سعی اول در هنگام طواف القدوم او را کافی است.

(18)                       اما اگر هنگام طواف القدوم سعی را انجام نداده‌ بود، واجب است که‌ همراه‌ طواف الافاضه‌ سعی نماید.

آن‌چه‌ حاجی بعد از روز عید انجام می‌دهد

سپس پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  به‌ منی برگشت و بقیه‌ی روزهای عید، یعنی روزهای یازدهم، دوازدم و سیزدهم را در آن‌جا بسر برد.

پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  هر روز بعد از زوال جمرات را رجم می‌کرد، هر جمره‌ای را با هفت سنگ رجم می‌نمود و همراه پرتاب هر سنگی تکبیر سر می‌داد و بعد از رجم جمره‌ی اول و دوم، جمره‌ی اول را در طرف چپ و جمره‌ی دوم را در طرف راست خود قرار می‌داد و دستانش را بلند کرده‌ و به‌ دعا می‌پرداخت و نزد جمره‌ی سوم توقف نمی‌نمود.

پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در روز سیزدهم بعد از رمی جمرات به‌ ابطح رفت و نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشا را در آن‌جا خواند.

طواف الوداع

(19)                       سپس در لحظات پایانی شب چهاردهم به‌ مکه‌ رفت و نماز ظهر را به‌ مردم برگزار نمود.

(20)                       و قبل از نماز فجر طواف الوداع را انجام داد.

سپس پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  بعد از نماز در صبح‌گاه روز چهاردهم راهی مدینه‌ شد.

بنابر این می‌فهمیم که‌ برای حاجی سنت همان است که‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در روزهای منی انجام داد.

(21)                       هر روز بعد از زوال جمرات سه‌گانه‌ را رجم کرده‌ و هر جمره‌ای را با هفت سنگ رجم می‌نماید و همراه پرتاب هر سنگی تکبیر را سر می‌دهد.

(22)                       و او می‌تواند بعد از رجم جمره‌ی اول رو به‌ قبله‌ توقف نماید و دستانش را بالا برده‌ و به‌ دعا بپردازد، گفتنی است که‌ باید جمره‌ را در طرف چپ خود قرار دهد.

(23)                       و بعد از رجم جمره‌ی دوم نیز آن عمل را تکرار می‌کند، اما این‌بار جمره‌ را در طرف راست خود قرار می‌دهد.

(24)                       و این عمل مستحب است و واجب نمی‌باشد.

(25)                       و بعد از رجم جمره‌ی سوم توقف نمی‌نماید. و اگر کسی نتوانست بعد از زوال و قبل از غروب جمره‌ را رجم نماید، بنا به‌ صحیح‌ترین قول علما او می‌تواند در شب آن را جبران نماید و جمره‌ را رجم کند.

(26)                       و اگر کسی خواست در روز دوازدهم بعد از رجم جمرات به‌ مکه‌ برود، اشکالی ندارد.

و اگر کسی برای رجم جمرات در روز سیزدهم باقی ماند، این عمل او بهتر و حاوی فضیلت بیشتری می‌باشد، زیرا با عمل پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  موافق می‌باشد.

(27)                       برای حاجی سنت است که‌ شب یازدهم و دوازدهم در منی باقی بماند.

(28)                       به‌ اعتقاد بسیاری از فقها ماندن شب یازدهم و دوازدهم سنت می‌باشد.

(29)                       در صورت امکان کافی است که‌ قسمت بیشتر شب در آن‌جا بماند.

(30)                       و اگر کسی عذری شرعی داشت، امثال مراقبت، نظارت امری مهم، مأموریت و ... لازم نیست که‌ شب در منی باقی بماند.

(31)                       اما در مورد شب سیزدهم واجب نیست که‌ حاجی شب را در منی بماند، بلکه‌ بعد از زوال همانند روزهای یازدهم و دوازدم جمرات سه‌گانه‌ را رجم کرده‌ و حرکت می‌کند.

(32)                       بعد از روز سیزدهم دیگر کسی حق ندارد جمرات را رجم نماید اگرچه‌ در منی نیز بماند.

هرگاه حاجی خواست که‌ به‌ شهر خود بازگردد، واجب است که‌ طواف الوداع را انجام دهد و هفت مرتبه‌ آن را طواف نماید، زیرا پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  فرمود:

«لا ینفر احدکم حتی یکون آخر عهده‌ بالبیت».

«هیچکدام از شما نباید قبل از طواف الوداع به‌ منزل خود بازگردد».

مگر زنان حایضه‌ و زایمان که‌ طواف الوداع برای آنان لازم نیست؛ با توجه‌ به‌ آن‌چه‌ ابن عباس رضی الله عنه  روایت کرده‌ که‌ پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  به‌ مردم دستور داد آخرین عملشان، طواف بیت الله‌ باشد، اما در این خصوص برای زنان حایضه‌ تخفیف قایل شد.

(33)                       و اگر کسی طواف الافاضه‌ را به‌ تأخیر انداخت و هنگام سفر طواف نمود، این طواف جای طواف الوداع را نیز می‌گیرد، زیرا دو حدیث ذکر شده‌ در این خصوص عام می‌باشند.

هدی و فدیه[9]

اگر احرام به‌ حج تمتع و یا قارن بسته‌ بود و اهل مسجد الحرام نبود، فدیه‌ای بر او واجب است که‌ عبارت است از قربانی کردن یک شات و یا یک هفتم شتر یا گاو را از مالی حلال و ثروتی پاک قربانی می‌کند، زیرا خداوند جل جلاله پاک است و جز پاک را نمی‌پذیرد، و در صورتی که‌ حاجی متمتع و یا قارن از قربانی کردن ناتوان بود، واجب است که‌ سه‌ روز در حج روزه‌ باشد، خواه قبل از روز عید و یا بعد از آن باشد و هنگامی که‌ به‌ خانه‌ نیز برمی‌گردد هفت روز دیگر به‌ صورت پراکنده‌ و یا پی‌درپی، روزه‌ می‌گیرد.

زیارت مسجد پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در مدینه‌

علاقه‌ به‌ زیارت مسجد پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در مدینه‌ سنت و مستحب می‌باشد، خواه قبل از حج و یا بعد از حج و یا این‌که‌ در سایر ماه‌های سال صورت گیرد، زیرا زیارت مسجد پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  ارتباطی با حج ندارد و از ارکان و واجبات و مستلزمات حج نمی‌باشد، جز این‌که‌ نماز در مسجد پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در هر زمانی که‌ باشد، بهتر از هر مسجد دیگری غیر از مسجد الحرام می‌باشد[10].

کیفیت ورود به‌ مسجد پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم :

آداب و روش نماز در مسجد پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  همانند آداب نماز در سایر مسجدهای ساخته‌ شده‌ روی این کره‌ی خاکی می‌باشد. کسی که‌ وارد مسجد می‌شود مستحب است که‌ پای راستش را جلو بیاندازد و هنگام ورود و لحظه‌ی بیرون آمدن، دعای مأثور را می‌خواند و مسجد پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  دعای خاصی برای ورود و خروج ندارد، سپس زائر در هر نقطه‌ی مسجد که‌ دوست داشته‌ باشد، دو رکعت نماز را می‌خواند و اگر بتواند در رو‌‌ضه‌ی شریف آن دو رکعت را برگزار نماید، بهتر است.




[1]- صفة العمره‌، نوشته‌ی شیخ عبدالحزیز بن عبدالله‌ بن باز.

[2]- متفق علیه‌

[3]- اضطباع یعنی این‌که‌ قسمت وسط و میانه‌ی ردایش را زیر شانه‌ی راستش و قسمت راست و چپ آن را بر شانه‌ی چپش بگذارد.

[4]- مراد از آن دو عَلَم دو خط سبز رنگ هستند که‌ در نزدیکی صفا می‌باشند.

[5]- به‌ نقل از کتاب «آداب الحج والزیارة» نوشته‌ی شیخ عبدالعزیز بن عبدالله‌ بن حسن آل الشیخ.

[6]- پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  این‌گونه‌ حج را انجام داد، نوشته‌ی شیخ عبدالعزیز بن باز ، مفتی عام در مملکت عربی سعودیه‌

[7]- جایی در بین جبل الرحمة در عرفات کنار صخره‌ها

[8]- بعضی از مردم در مزدلفه‌ برای تمامی روزهای منی خود را به‌ جمع کردن سنگ مشغول می‌کند و فکر می‌کند که‌ تنها در مزدلفه‌ سنگ یافت می‌شود، و از این‌رو از نماز و عبادات دور می‌افتد و این اشتباه است، زیرا سنت این است که‌ هفت سنگ را جهت رجم جمره‌ی عقبه‌ در روز عید قربان جمع نماید و از پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  پیروی کند. و باید بعد از نماز فجر که‌ به‌ منی می‌رود آن سنگ‌ها را جمع آوری نماید.

[9]- به‌ نقل ازکتاب «آداب الحج والعمرة والزیارة الشرعیة» نوشته‌ی: شیخ عبدالعزیز بن عبدالله‌ بن حسن آل الشیخ.

[10]- بخاری و مسلم روایت کرده‌اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...