توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۲ مهر ۲۵, سه‌شنبه

حقيقت علم و آنچه مطلقاً بر آن اسم علم اطلاق مى‏شود

 

حقيقت علم و آنچه مطلقاً بر آن اسم علم اطلاق مى‏شود

آنچه از پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  درباره حقیقت علم روایت شده است

بخاری و مسلم از ابوموسی  رضی الله عنه  روایت نموده‏اند که گفت: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «مثال هدایت و علمی که خداوند مرا بدان مبعوث نموده، چون باران زیادی است که به زمینی رسیده باشد، و پاره‏ای از آن زمین خوب بوده و آب را پذیرفته و علف و گیاه زیاده رویانیده باشد، و پاره‏ای از آن سخت و بی‌گیاه بوده و آب را نگه داشته باشد، و خداوند توسط آن به مردم نفع رساند، که از آن می‏نوشند و می‏نوشانند و زراعت می‏کنند، و بخش دیگری از آن زمین که باران رسیده زمین است هموار و وسیع، که نه آبی را نگه می‏دارد و نه علف و گیاهی می‏رویاند، این مثال کسی است که در دین خدا عالم و فقیه شده، و آنچه خداوند مرا بدان مبعوث نموده به او نفع رسانیده، و آموخته و آموزش داده است، و مثال کسی است که به آن سربلند ننموده و هدایت خداوند را که بدان ارسال شده‏ام نپذیرفته است». این چنین در المشکوه (ص20) آمده است. و مسلم از ابن مسعود  رضی الله عنه  روایت نموده، که گفت: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «هر نبیی را که خداوند در امتش قبل از من مبعوث نموده، از امتش برای وی حواریون و یارانی بوده، که به سنت وی چنگ می‏زده‏اند و به امرش اقتدا می‏نموده‏اند، باز بعد از آنان جانشین‌هایی می‏یابند، که آنچه را می‏گویند بدان عمل نمی‏کنند، و آنچه را انجام می‏دهند که بدان مأمور نیستند، بنابراین کسی که با دستش با آنان جهاد کند مؤمن است، و کسی که با زبانش با ایشان جهاد کند مؤمن است، و کسی که با قلبش با ایشان جهاد کند مؤمن است، و گذشته از اینها از ایمان به اندازه دانه خردل هم موجود نیست»[1]. این چنین در المشکوه (ص21) آمده است.

ابوداود و ابن ماجه از عبداللَّه بن عمرو  رضی الله عنهما  روایت نموده‏اند که گفت: رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «علم سه چیز است: آیه محکم یا سنت قایم یا فریضه عادل، و چیزی که سوای این‏ها باشد اضافه است»[2]. این چنین در المشکوه (ص27) آمده است. و ابن عبدالبر در جامع بنی العلم (23/2) مانند این را روایت کرده است، و نزد وی هم چنین (24/2) از عمروبن عوف  رضی الله عنه  به شکل مرفوع روایت است: «در میان شما دو امر را گذاشته‏ام، تا وقتی به آن‏ها چنگ زنید هرگز گمراه نمی‏شوید: کتاب خدا و سنت نبی‌اش»[3].

و ابن عبدالبر در جامع بیان العلم (23/2) از ابوهریره  رضی الله عنه  روایت نموده که: پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  داخل مسجد گردید، و جماعتی از مردم را نزد مردی دید، فرمود: «این چیست؟» گفتند: ای رسول خدا، مردی است علامه، پرسید: «علامه چیست؟» پاسخ دادند: عالم‏ترین مردم به نسب‏های عرب، عالم‏ترین مردم به عربی، عالم‏ترین مردم به شعر و عالم‏ترین مردم به آنچه عرب‏ها در آن اختلاف نموده‏اند، رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «این علمی است که نفع نمی‏رساند و جهلی است که ضرر نمی‏رساند»[4].

قول ابن عمر و ابن عباس  رضی الله عنهم  درباره حقیقت علم

ابن عبدالبر در جامعش (24/2) از ابن عمر  رضی الله عنهما  روایت نموده، که گفت: عمل سه چیز است: کتاب ناطق، سنت گذشته و نمی‏دانم[5]. و نزد وی همچنان (26/2) از ابن عباس  رضی الله عنهما  روایت است که گفت: علم فقط کتاب خدا و سنت پیامبرش  صل الله علیه و آله و سلم  است، و کسی که بعد از آن چیزی را به رأی خود بگوید، نمی‏دانم که آیا آن را در حسناتش می‏یابد یا در گناهانش.

و ابن عساکر به سند حسن از مجاهد روایت نموده، که گفت: در حالی که ما یاران ابن عباس  رضی الله عنهما  نشسته بودیم: عطاء، طاووس و عکرمه، ناگهان مردی آمد، و ابن عباس ایستاده بود و نماز می‏گزارد، آن مرد گفت: فتوا دهنده‏ای هست؟ گفتم: بپرس، گفت: من هرگاه که بول کنم، بعد از آن آب جهنده بیرون می‏آید[6]، گفتیم: همان آبی که از آن فرزند به وجود می‏آید؟ گفت: آری، گفتیم: بنابراین بر تو غسل لازم است، آن مرد استرجاع گویان[7] برگشت ابن عباس در نمازش عجله نمود، و هنگامی که سلام گردانید گفت: ای عکرمه، آن مرد را نزدم حاضر کن، وی آن مرد را نزدش آورد، آن گاه رویش را به‌سوی ما گردانید و گفت: آیا آنچه این مرد را به آن فتوا دادید از کتاب خدا بود؟ گفتیم: نخیر، گفت: از سنت رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  بود؟ گفتیم: نخیر، گفت: از اصحاب رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  بود؟ گفتیم: نخیر، گفت: پس از کی بود؟ پاسخ دادیم: از رأی خودمان، فرمود: به این سبب است که رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  می‏گوید: «یک فقیه از هزار عابد بر شیطان شدیدتر است»، بعد از آن به‌سوی آن مرد روی خود را گردانید و گفت: وقتی آن آب از تو بیرون می‏شود شهوتی را در قلبت می‏یابی؟ گفت: نخیر، گفت: آیا سستی را در جسدت احساس می‏کنی؟ گفت: نخیر، فرمود: این فقط یک سردی است و وضو از آن برایت کافی است[8]. این چنین در کنزالعمال (118/5) آمده است.



[1]- مسلم (50).

[2]- صحیح. ابوداوود (2885) ابن ماجه (54).

[3]- صحیح. حاکم (1/ 193) و آن را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است. ابن عبدالبر در الجامع (3/ 24) و مالک در موطا (2/ 899/ 3).

[4]- ضعیف. ابن عبدالبر در الجامع (2/ 23) نگا: الضعیفة (3872) و ضعیف الجامع (3725).

[5]- موقوف آن صحیح و مرفوع آن ضعیف است. ابن عبدالبر در جامع (2/ 24) دیلمی (2/ 303). نگا: الضعیفة (3941) و ضعیف الجامع (3870).

[6]- یعنی: آب منی.

[7]- می‏گفت: انالله وانا اليه راجعون. م.

[8]- بسیار ضعیف. ترمذی (2681) و گفته است: حسن و صحیح است. ابن ماجه (222) و طبرانی (1/ 78) و بخاری در تاریخ خود (1/ 308) ابن عساکر (5/ 339) آلبانی در ضعیف الترغیب (66) می گوید: بسیار ضعیف است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...