حقيقت علم و آنچه مطلقاً بر آن اسم علم اطلاق مىشود
آنچه از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم درباره حقیقت علم روایت شده است
بخاری و مسلم از ابوموسی رضی الله عنه روایت نمودهاند که گفت: رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود: «مثال هدایت و علمی که خداوند مرا بدان مبعوث نموده، چون باران زیادی است که به زمینی رسیده باشد، و پارهای از آن زمین خوب بوده و آب را پذیرفته و علف و گیاه زیاده رویانیده باشد، و پارهای از آن سخت و بیگیاه بوده و آب را نگه داشته باشد، و خداوند توسط آن به مردم نفع رساند، که از آن مینوشند و مینوشانند و زراعت میکنند، و بخش دیگری از آن زمین که باران رسیده زمین است هموار و وسیع، که نه آبی را نگه میدارد و نه علف و گیاهی میرویاند، این مثال کسی است که در دین خدا عالم و فقیه شده، و آنچه خداوند مرا بدان مبعوث نموده به او نفع رسانیده، و آموخته و آموزش داده است، و مثال کسی است که به آن سربلند ننموده و هدایت خداوند را که بدان ارسال شدهام نپذیرفته است». این چنین در المشکوه (ص20) آمده است. و مسلم از ابن مسعود رضی الله عنه روایت نموده، که گفت: رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود: «هر نبیی را که خداوند در امتش قبل از من مبعوث نموده، از امتش برای وی حواریون و یارانی بوده، که به سنت وی چنگ میزدهاند و به امرش اقتدا مینمودهاند، باز بعد از آنان جانشینهایی مییابند، که آنچه را میگویند بدان عمل نمیکنند، و آنچه را انجام میدهند که بدان مأمور نیستند، بنابراین کسی که با دستش با آنان جهاد کند مؤمن است، و کسی که با زبانش با ایشان جهاد کند مؤمن است، و کسی که با قلبش با ایشان جهاد کند مؤمن است، و گذشته از اینها از ایمان به اندازه دانه خردل هم موجود نیست»[1]. این چنین در المشکوه (ص21) آمده است.
ابوداود و ابن ماجه از عبداللَّه بن عمرو رضی الله عنهما روایت نمودهاند که گفت: رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود: «علم سه چیز است: آیه محکم یا سنت قایم یا فریضه عادل، و چیزی که سوای اینها باشد اضافه است»[2]. این چنین در المشکوه (ص27) آمده است. و ابن عبدالبر در جامع بنی العلم (23/2) مانند این را روایت کرده است، و نزد وی هم چنین (24/2) از عمروبن عوف رضی الله عنه به شکل مرفوع روایت است: «در میان شما دو امر را گذاشتهام، تا وقتی به آنها چنگ زنید هرگز گمراه نمیشوید: کتاب خدا و سنت نبیاش»[3].
و ابن عبدالبر در جامع بیان العلم (23/2) از ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده که: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم داخل مسجد گردید، و جماعتی از مردم را نزد مردی دید، فرمود: «این چیست؟» گفتند: ای رسول خدا، مردی است علامه، پرسید: «علامه چیست؟» پاسخ دادند: عالمترین مردم به نسبهای عرب، عالمترین مردم به عربی، عالمترین مردم به شعر و عالمترین مردم به آنچه عربها در آن اختلاف نمودهاند، رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود: «این علمی است که نفع نمیرساند و جهلی است که ضرر نمیرساند»[4].
قول ابن عمر و ابن عباس رضی الله عنهم درباره حقیقت علم
ابن عبدالبر در جامعش (24/2) از ابن عمر رضی الله عنهما روایت نموده، که گفت: عمل سه چیز است: کتاب ناطق، سنت گذشته و نمیدانم[5]. و نزد وی همچنان (26/2) از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که گفت: علم فقط کتاب خدا و سنت پیامبرش صل الله علیه و آله و سلم است، و کسی که بعد از آن چیزی را به رأی خود بگوید، نمیدانم که آیا آن را در حسناتش مییابد یا در گناهانش.
و ابن عساکر به سند حسن از مجاهد روایت نموده، که گفت: در حالی که ما یاران ابن عباس رضی الله عنهما نشسته بودیم: عطاء، طاووس و عکرمه، ناگهان مردی آمد، و ابن عباس ایستاده بود و نماز میگزارد، آن مرد گفت: فتوا دهندهای هست؟ گفتم: بپرس، گفت: من هرگاه که بول کنم، بعد از آن آب جهنده بیرون میآید[6]، گفتیم: همان آبی که از آن فرزند به وجود میآید؟ گفت: آری، گفتیم: بنابراین بر تو غسل لازم است، آن مرد استرجاع گویان[7] برگشت ابن عباس در نمازش عجله نمود، و هنگامی که سلام گردانید گفت: ای عکرمه، آن مرد را نزدم حاضر کن، وی آن مرد را نزدش آورد، آن گاه رویش را بهسوی ما گردانید و گفت: آیا آنچه این مرد را به آن فتوا دادید از کتاب خدا بود؟ گفتیم: نخیر، گفت: از سنت رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم بود؟ گفتیم: نخیر، گفت: از اصحاب رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم بود؟ گفتیم: نخیر، گفت: پس از کی بود؟ پاسخ دادیم: از رأی خودمان، فرمود: به این سبب است که رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم میگوید: «یک فقیه از هزار عابد بر شیطان شدیدتر است»، بعد از آن بهسوی آن مرد روی خود را گردانید و گفت: وقتی آن آب از تو بیرون میشود شهوتی را در قلبت مییابی؟ گفت: نخیر، گفت: آیا سستی را در جسدت احساس میکنی؟ گفت: نخیر، فرمود: این فقط یک سردی است و وضو از آن برایت کافی است[8]. این چنین در کنزالعمال (118/5) آمده است.
[1]- مسلم (50).
[2]- صحیح. ابوداوود (2885) ابن ماجه (54).
[3]- صحیح. حاکم (1/ 193) و آن را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است. ابن عبدالبر در الجامع (3/ 24) و مالک در موطا (2/ 899/ 3).
[4]- ضعیف. ابن عبدالبر در الجامع (2/ 23) نگا: الضعیفة (3872) و ضعیف الجامع (3725).
[5]- موقوف آن صحیح و مرفوع آن ضعیف است. ابن عبدالبر در جامع (2/ 24) دیلمی (2/ 303). نگا: الضعیفة (3941) و ضعیف الجامع (3870).
[6]- یعنی: آب منی.
[7]- میگفت: انالله وانا اليه راجعون. م.
[8]- بسیار ضعیف. ترمذی (2681) و گفته است: حسن و صحیح است. ابن ماجه (222) و طبرانی (1/ 78) و بخاری در تاریخ خود (1/ 308) ابن عساکر (5/ 339) آلبانی در ضعیف الترغیب (66) می گوید: بسیار ضعیف است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر