توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۲ مهر ۲۵, سه‌شنبه

خشوع و خضوع در نماز

 

خشوع و خضوع در نماز

خشوع ابوبکر و عبداللَّه بن زبیر  رضی الله عنهما

احمد در الزهد از سهل بن سعد روایت نموده، که گفت: ابوبکر  رضی الله عنه  در نمازش به سویی ملتفت نمی‏شد. این چنین در منتخب الکنز (347/4) آمده است. ابن سعد و ابن ابی شیبه از مجاهد از عبداللَّه بن زبیر  رضی الله عنهما  روایت نموده‏اند که: وی در نماز چنان می‏ایستاد انگار که چوب باشد، و ابوبکر  رضی الله عنه  نیز همینطور می‏ایستاد، مجاهد می‏گوید: این خشوع در نماز است. این چنین در منتخب النز (360/4) آمده است. و ابونعیم این را در الحلیه (335/1) به اسناد صحیح، چنانکه در الاصابه (310/2) آمده، از مجاهد روایت نموده، که گفت: عبداللَّه بن زبیر وقتی به نماز بر می‏خاست چون چوب می‏بود، و گفته می‏شد که: آن از خشوع در نماز است. و ابونعیم در الحلیه (335/1) از ابن المنکدر روایت نموده، که گفت: اگر ابن زبیر را در حال نماز گزاردن می‏دیدی، می‏گفت‏ی: شاخه درختی است که باد تکانش می‏دهد، منجنیق اینجا و آنجا می‏افتاد ولی پروایش را نمی‏کرد. و نزد وی همچنان از عطاء روایت است که گفت: ابن زبیر وقتی نماز می‏خواند، چون استخوان ثابت و استوارمی بود. طبرانی این را در الکبیر به مانند آن روایت نموده، و هیثمی (136/2) می‏گوید: رجال آن رجال صحیح‌اند.

خشوع ابن عمر و ابن مسعود  رضی الله عنهما  در نماز

ابن سعد (154/4) از زیدبن عبداللَّه الشیبانی روایت نموده، که گفت: ابن عمر  رضی الله عنهما  را وقتی به‌سوی نماز می‏رفت دیدم، آنقدر به نزمی راه می‏رفت، که اگر مورچه‏ای با او می‏رفت او از آن مورچه سبقت نمی‏گرفت. و ابن سعد (157/4) از واسع به حبان روایت نموده، که گفت: ابن عمر دوست می‏داشت، که همه چیزش وقتی نماز می‏خواند، روبروی قبله باشد، حتی که انگشت بزرگش را روبروی قبله می‏گردانید. و ابونعیم در الحلیه (304/1) از طاووس روایت نموده، که گفت: نماز گزاری را به حالت ابن عمر ندیدم، که روی، کف‏های دست و قدم‌هایش را آنقدر جدی به طرف قبله بگرداند. و نزد وی همچنان از ابوبرده روایت است که گفت: در پهلوی ابن عمر نماز خواندم، از وی هنگامی که سجده نمود شنیدم که می‏گفت: (اللهم اجعلک احب شی‏ء الی، و اخشی شی‏ء عندی)، ترجمه: «بار خدایا تو را محوبترین چیز نزدم می‏گردانم، و همچنان نظر به هر چیزی از تو زیادتر می‏ترسم»، و از وی شنیدم که در سجده‏اش می‏گفت: «رب بما انعمت علی فلن اکون ظهیرا للمجرمین»، ترجمه: «پروردگارا، با در نظر داشت نعمتی که بر من نموده‏ای، هرگز مددکار مجرمان نخواهم بود»، و گفت: از وقتی اسلام آورده‏ام، هرگاه نمازی گزارده‏ام، امیدوارم که کفاره باشد.

و طبرانی در الکبیر از اعمش روایت نموده، که گفت: وقتی عبداللَّه  رضی الله عنه  نماز می‏گزارد، چون جامه انداخته شده می‏بود. هیثمی (136/2) می‏گوید: رجال آن ثقه دانسته شده‏اند، و اعمش ابن مسعود را درک ننموده است.

بانگ ابوبکر  رضی الله عنه  بر همسرش ام رومان به سبب حرکتش در نماز

ابن عدی، و ابونعیم در الحلیه (304/9) و ابن عساکر از ام رومان روایت نموده‏اند که گفت: ابوبکر  رضی الله عنه  مرا دید که در نماز حرکت می‏کنم، آن گاه بر من بانگ برآورد، و نزدیک بود که از نمازم منصرف شوم، بعد از آن گفت: از رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  شنیدم که می‏گفت: «وقتی یکی از شما به نماز برخاست، باید دست‏ها و پاهایش را آرام بگیرد، و چون یهود این سو و آن سو حرکت نکند، چون آرام‏گیری دست و پا از کامل نمودن و اتمام کردن نماز است»[1]. این چنین در الکنز (230/4) آمده است.



[1]- موضوع. ابونعیم در حلیة (9/ 304) ابن عساکر در تاریخ دمشق (16/ 56/ 1) آفت آن حکم بن عبدالله است که همان ایلی است. وی همانگونه که ابوحاتم و دیگران می گویند کذاب است. احمد می گوید: احدیثش همه دروغین است. معاویة بن یحیی الطرابلسی هم صدوق است که دارای اوهام است. نگا: الضعیفة (2691) و ضعیف الجامع (614).

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...