گريه پيامبر صل الله علیه و آله و سلم و اصحابش در نماز
گریه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در نماز
ابویعلی از عایشه رضی الله عنها روایت نموده است: که گفت: رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم خواب میرفت بعد بلال رضی الله عنه با اذان صدایش مینمود، بر میخاست و غسل مینمود، و من آب را میدیدم که بر گونه و مویش میریخت، بعد از آن بیرون میشد و نماز میگزارد، و گریهاش را میشنیدم... و حدیث را متذکر شده[1]. هیثمی (89/2) میگوید: رجال آن رجال صحیحاند. و ابن حبان در صحیحش از عبیدبن عمیر روایت نموده که: وی به عایشه گفت: ما را از عجیبترین چیزی که از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم دیدهای خبر بده، میگوید: خاموش شد و بعد از آن گفت: در شبی از شبها پیامبر صل الله علیه و آله و سلم گفت: «ای عایشه بگذار تا که امشب برای پروردگارم عبادت کنم»، گفتم: به خدا سوگند، من نزدیکی تو را دوست میدارم و چیزی را دوست میدارم که خوشت میسازد، میگوید: آن گاه برخاست و خود را پاک نمود، و بعد از آن برخاست و به نماز گزاردن پرداخت، میگوید: آنقدر گریست که آغوشش تر گردید، میافزاید: و نشسته بود و آنقدر گریست که ریشش تر شد، میگوید: بعد از آن گریه نمود، حتی که زمین تر گردید، آن گاه بلال آمد و به نماز خبرش نمود، هنگامی وی را دید گریه میکند، گفت: ای رسول خدا، در حالی گریه میکنی که خداوند گناه گذشته و آیندهات را بخشیده است؟ فرمود: «آیا بنده شاکر نباشم؟! امشب بر من آیتی نازل شده، و وای بر کسی که آن را بخواند، و در آن تفکر نکند:
﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡض﴾ [آل عمران: 190]. همه آیه.
ترجمه: «به راستی که در آفرینش آسمانها و زمین...»[2].
این چنین در الترغیب (32/3) آمده است. و ابوداود از مطرّف و او از پدرش رضی الله عنه روایت نموده، که گفت: رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم را دیدم که نماز میخواند، و در سینهاش از گریه صدایی چون صدای آسیاب بود. و نزد نسائی آمده: و در سینهاش صدایی چون صدای دیگ در حال جوش و غلیان داشت، یعنی گریه مینمود[3]. این چنین در الترغیب (315/1) آمده. و این را همچنان ترمذی در الشمائل روایت کرده، حافظ (141/2) میگوید: اسناد آن قویست، و ابن خزیمه و ابن حبان و حاکم آن را صحیح دانستهاند.
گریه عمر رضی الله عنه در نماز
عبدالرزان، سعیدبن منصور، ابن ابی شیبه، ابن سعد و بیهقی از عبداللَّه بن شداد بن هاد روایت نمودهاند که گفت: صدای گریه عمر رضی الله عنه را در حالی شنیدم که در آخر صفها در نماز صبح قرار داشتم، و او سوره یوسف را میخواند، تا اینکه بدینجا رسید:
﴿إِنَّمَآ أَشۡكُواْ بَثِّي وَحُزۡنِيٓ إِلَى ٱللَّهِ﴾ [یوسف: 86].
ترجمه: «من فقط غم و اندوه خود را برای خداوند بیان میکنم».
این چنین در منتخب الکنز (387/4) آمده است. و نزد ابونعیم در الحلیه (52/1) از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که گفت: عقب عمر نماز خواندم، و صدای نالهاش را از پشت سه صف شنیدم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر