توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۲ مهر ۲۵, سه‌شنبه

اهتمام و توجه پيامبر صل الله علیه و آله و سلم و يارانش به نوافل در ميان طلوع آفتاب و زوال آن

 

اهتمام و توجه پيامبر  صل الله علیه و آله و سلم  و يارانش به نوافل در ميان طلوع آفتاب و زوال آن

حدیث ام هانی و عایشه درباره نماز چاشت پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم

بخاری و مسلم از ام هانی - فاخته بنت ابی طالب  رضی الله عنها  - روایت نموده‏اند که گفت: نزد رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در سال فتح رفتم، و ملاحظه نمودم که غسل می‏کند، هنگامی که از غسلش فارغ گردید، هشت رکعت نماز خواند البته در آن وقت چاشت بود[1]. این چنین در الریاض (ص424) آمده است. و مسلم از عایشه  رضی الله عنها  روایت نموده، که گفت: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  نماز چاشت[2] را چهار رکعت می‏خواند، و مقداری که خدا می‏خواست اضافه می‏نمود[3]. این چنین در الریاض آمده است.

 

حدیث انس و عبداللَّه بن ابی اوفی درباره نماز چاشت پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم

طبرانی در الأوسط از انس بن مالک  رضی الله عنه  روایت نموده، که گفت: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  را دیدم که نماز چاشت را شش رکعت می‏خواند، و آن‏ها را دیگر ترک ننمودم[4].

هیثمی (337/2) می‏گوید: در این سعدبن مسلم اموی آمده، و بخاری و ابن معین و گروهی ضعیفش دانسته‏اند، و ابن حبان در ثقه‏ها ذکرش نموده، و گفته: خطا می‏کند. این چنین طبرانی در الکبیر والأوسط به اسناد حسن، چنانکه هیثمی (238/2) گفته، از ام هانی روایت نموده که: پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  روز فتح نزد وی آمد، و نماز چاشت را شش رکعت خواند. و بزار از عبداللَّه بن ابی اوفی  رضی الله عنه  روایت نموده که: وی نماز چاشت را دو رکعت خواند، آن گاه همسرش به او گفت: دو رکعت خواند؟ پاسخ داد: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  هنگامی که به فتح بشارت داده شد، و هم چنین وقتی که به بریده شدن سر ابوجهل بشارت داده شد، دو رکعت نماز چاشت را خواند. هیثمی (238/2) می‏گوید: این را بزار روایت کرده است، و طبرانی در الکبیر بعضی آن را روایت نموده، و در آن شعثاء آمده، و من کسی را نیافتم که او را ثقه دانسته باشد، و نه هم کسی را که جرحش نموده باشد. و ابن‏ماجه فقط نماز را وقتی که به سر ابوجهل بشارت داده شد روایت نموده است.

حدیث ابن عباس از ام‏هانی درباره نماز چاشت پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم

طبرانی در الکبیر از ابن عباس  رضی الله عنهما  روایت نموده، که گفت: این آیه را مرور می‏نمودم، و نمی‏دانستم که این چیست، قول خداوند:

﴿بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِشۡرَاقِ [ص: 18].

ترجمه: «در وقت عشاء و برآمدن آفتاب».

تا اینکه ام هانی دختر ابوطالب به من گفت که: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  نزد وی آمد، و کاسه‏ای آب وضو خواست، انگار که من اثر خمیر را در آن می‏بینم، وضو نمود، و نماز چاشت [یا اشراق] را به جای آورد و گفت: «ای ام هانی این نماز اشراق است»[5]. هیثمی (238/2) می‏گوید: در این حجاج بن نصیر آمده، و ابن المدینی و گروهی ضعیفش دانسته‏اند، و این معین و ابن حبان ثقه‏اش دانسته‏اند، و این حدیث در صحیح آمده، ولی به غیر سیاق وی.

تشویق و ترغیب پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  به نماز اشراق و بیان نمودن فضیلت آن

ابویعلی از ابوهریره  رضی الله عنه  روایت نموده، که گفت: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  لشکری را فرستاد، آنان غنیمت بزرگی به دست آوردند، و به سرعت برگشتند، مردی گفت: ای رسول خدا، لشکری را ندیدیم که از این‏ها زودتر و سریع‏تر عودت نموده باشد، و غنیمت بزرگ‏تر به دست آورده باشد، فرمود: «ایا شما را به زود برگردنده‏تر و به دست آوردنده غنیمت بزرگتر از این‏ها خبر ندهم، مردی که وضو نمود، وضو را نیکو و تمام کرد، و باز به‌سوی مسجدی روی آورد، و نماز بامداد را در آن به جای آورد، و بعد از آن نماز اشراق را در عقبش گزارد، این مرد به سرعت‏تر برگشته و غنیمت بزرگ‏تر به دست آورده است»[6]. منذری در الترغیب (428/1) می‏گوید: این را ابویعلی روایت نموده، و رجال اسناد وی رجال صحیح‏اند، و بزار و ابن حبان در صحیحش هم این را روایت نموده‏اند، و بزار در روایتش بیان نموده که: آن مرد ابوبکر  رضی الله عنه  بود. و این حدیث را ترمذی در بخش الدعوات در جامعش از عمر  رضی الله عنهما روایت کرده است. و این را همچنان احمد به روایت ابن لهیعه روایت نموده، و طبرانی به اسناد جید آن را از عبداللَّه بن عمرو  رضی الله عنهما ، چنانکه در الترغیب (427/1) آمده، روایت نموده است.

نماز اشراق علی، ابن عباس و سعد  رضی الله عنهم

طبرانی در جزئی که برای افراد عطاء نام تخصیص داده است، از عطاء ابومحمد روایت نموده، که گفت: علی  رضی الله عنه  را دیدم که نماز چاشت را در مسجد می‏خواند. این چنین در الکنز (281/4) آمده است. و ابن جریر از عکرمه روایت نموده، که گفت: ابن عباس  رضی الله عنهما  نماز چاشت را روزی می‏خواند و ده روز دیگر ترک می‏نمود. این چنین در الکنز (282/4) آمده است. و ابن جریر از عایشه بنت سعد[7] روایت نموده، که گفت: سعد  رضی الله عنه  نماز چاشت را هشت رکعت می‏خواند. این چنین در الکنز (283/4) آمده است.

اهتمام و توجه به نفل‏ها در میان ظهر و عصر

طبرانی در الکبیر از شعبی روایت نموده، که گفت: ابن مسعود  رضی الله عنه  نماز چاشت را نمی‏خواند، و در میان ظهر و عصر و هم چنان یک نوبت و بخش طولانی از شب نماز می‏خواند[8]. هیثمی (258/2) می‏گوید: در این مردی است که از وی نام برده نشده است. و ابونعیم در الحلیه (304/1) از نافع از ابن عمر  رضی الله عنهما  روایت نموده که: وی بین ظهر تا عصر را زنده می‏داشت[9].

اهتمام و توجه به نفل‏ها میان مغرب و عشاء نماز پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در میان مغرب و عشاء و همچنان نماز عمار  رضی الله عنه  نسائی به اسناد جید از حذیفه  رضی الله عنه  روایت نموده، که گفت: نزد پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  آمدم، و همراهش مغرب را خواندم، بعد از آن وی تا به عشاء نماز گزارد[10].

این چنین در الترغیب (369/1) آمده است. و طبرانی در هر سه کتابش[11] از محمدبن عماربن یاسر روایت نموده، که گفت: عماربن یاسر  رضی الله عنهما  را دیدم که بعد از مغرب شش رکعت نماز می‏خواند، و گفت: دوستم رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  را دیدم که بعد از مغرب شش رکعت نماز می‏خواند، و فرمود: «کسی که بعد از مغرب شش رکعت نماز بخواند، گناهانش بخشیده می‏شود، هر چند که همانند کف بحر باشد»[12]. طبرانی می‏گوید: این را صالح بن قطن بخاری به تنهایی روایت نموده، و منذری در ترغیبش (368/1) می‏گوید: درباره صالح اکنون در ذهنم نه جرحی می‏آید و نه تعدیلی.

نماز ابن مسعود و ابن عباس در میان مغرب و عشاء

طبرانی در الکبیر از عبدالرحمن بن یزید روایت نموده، که گفت: در یک ساعتی هرگاه که نزد ابن مسعود  رضی الله عنه  می‏آمدم، او را می‏یافتم که نماز می‏گزارد، ما بین مغرب و عشاء، بنا بر این عبداللَّه را پرسیده گفتم: در یک ساعتی هر گاهی که نزدت آمدم، تو را دریافتم که نماز می‏گزاری، گفت: این ساعت غفلت است. هیثمی (230/2) می‏گوید: در این لیث بن ابی سلیم آمده، و درباره‏اش سخن است. و نزد وی همچنان از اسودبن یزید روایت است که گفت: عبداللَّه بن مسعود فرمود: چه ساعت نیکویی است وقت غفلت[13] - یعنی نماز در میان مغرب و عشاء -. هیثمی (230/2) می‏گوید: در این جابر جعفی آمده، و درباره‏اش کلام زیادی است. و ابن زنجویه از ابن عباس  رضی الله عنهما  روایت نموده، که گفت: ملائک اطراف کسانی را که در میان مغرب و عشاء نماز می‏گزارند احاطه می‏کنند، و این نماز باز گردندگان به‌سوی حق و توبه کنندگان است. این چنین در الکنز (193/4) آمده است.

اهتمام و توجه به نفل‏ها در وقت داخل شدن به منزل و بیرون شدن از آن

ابن المبارک در الزهد به سند صحیح از عبدالرحمن بن ابی لیلی روایت نموده، که گفت: مردی با همسر عبداللَّه بن رواحه  رضی الله عنه  ازدواج نمود، و او را از عملکرد ابن رواحه پرسید، پاسخ داد: وی چون می‏خواست ازخانه‏اش بیرون برود دو رکعت نماز می‏خواند، و وقتی به خانه‏اش بر میگشت، دو رکعت نماز می‏گزارد، و آن را ترک نمی‏نمود. این چنین در الاصابه (306/2) آمده است.

نماز تراویح ترغیب پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  به نماز تراویح

مسلم از ابوهریره  رضی الله عنه  روایت نموده، که گفت: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به قیام رمضان ترغیب می‏نمود، بدون اینکه ایشان را به انجام آن مأمور سازد، و می‏گفت: «کسی که در رمضان با ایمان و نیت اجر و ثواب قیام نماید، گناهان گذشته‏اش بخشیده می‏شود»[14]. این چنین در الریاض آمده، و آن را در جمع الفوائد از ائمه شش گانه ذکر نموده و افزوده است: بعد پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  درگذشت و مسئله در زمان خلافت ابوبکر  رضی الله عنه  و ابتدای خلافت عمر  رضی الله عنه  بدین منوال بود.

 

ابی بن کعب و امامت تراویح برای مردم در زمان پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  و در زمان عمر  رضی الله عنه

ابوداود به اسناد ضعیف از ابوهریره روایت نموده، که گفت: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در رمضان در حالی نزد مردم بیرون رفت، که آنان در یک گوشه مسجد نماز می‏گزاردند، آن گاه گفت: «اینان کیستند؟» به او گفته شد: اینان مردمانی‏اند، که قرآن حفظ ندارند، و ابی بن کعب برای‌شان نماز می‏دهد، وآنان در عقب وی نماز می‏گزارند، فرمود: «به حق رسیده‏اند، و کار نیکویی انجام داده‏اند»[15].

این چنین در جمع الفوائد آمده است. مالک، بخاری، ابن خزیمه و غیر ایشان از عبدالرحمن بن عبدالقاری روایت نموده‏اند که گفت: با عمر بن خطاب  رضی الله عنه  شبی در رمضان به‌سوی مسجد بیرون رفتم، ناگهان متوجه شدیم، که مردی پراکنده و متفرق‏اند، مردی برای خودش نماز می‏خواند، و گروهی از عقبش همان نماز روی را می‏گزارند، آن گاه عمر گفت: من بر این باور هستم که اگر اینان را بر یک قاری جمع نمایم بهتر و افضل خواهد بود، بعد از آن تصمیم گرفت و ایشان را بر ابی بن کعب جمع نمود. باز شب دیگری با وی بیرون رفتم و مردم در عقب قاری خویش نماز می‏گزاردند، عمر گفت: بدعت نیکویی است این!! آنچه از آن می‏خوابید، از آنچه برایش قیام می‏کند بهتر است - هدفش آخر شب است[16] - و مردم در اول شب قیام می‏نمودند[17].

این چنین در الکنز و جمع الفوائد آمده است. و ابن سعد (59/5) از نوفل بن ایاس هذلی روایت نموده، که گفت: ما در زمان عمربن خطاب به صورت پراکنده و متفرق در مسجد در رمضان اینجا و آنجا می‏ایستادیم[18]، و مردم به‌سوی خوش صداتر‌شان میل می‏نمودند، آن گاه عمر گفت: آیا اینان را نمی‏بینم که قرآن را به خوش آوازی گرفته‏اند؟ به خدا سوگند، اگر بتوانم این را تغییر خواهم داد، می‏گوید: جز سه شب درنگ ننموده بود، که ابی بن کعب را امر نمود، و او برای‌شان امامت کرد، بعد از آن در آخر صف‏ها ایستاد و گفت: اگر این بدعت باشد، به درستی که بدعت نیکویی است.

عمر و روشن نمودن مساجد تا در آن‌ها تراویح خوانده شود و دعای علی به این سبب برایش

ابن شاهین از ابواسحاق همدانی روایت نموده، که گفت: علی ابن بی‌طالب  رضی الله عنه  در نخستین شب رمضان بیرون رفت: [و دید] که چراغ‏ها روشن است و می‏درخشد و کتاب خداوند تلاوت می‏شود، فرمود: ای ابن خطاب! خداوند در قبرت نور و روشنایی بیاورد، چنانکه مساجد خداوند تعالی را به قرآن منور و روشن ساختی. این چنین در الکنز (284/4) آمده است.

و خطیب این را در امالی خود از ابواسحاق همدانی، و ابن عساکر از اسماعیل بن زیاد به معنای آن به اختصار، روایت کرده‏اند. چنانکه در منتخب الکنز (387/4) آمده است.

ابی، تمیم داری و سلیمان بن حثمه و امامت مردم در تراویح

فریابی و بیهقی از عروه روایت نموده‏اند که: عمربن خطاب  رضی الله عنه  مردم را بر قیام ماه رمضان جمع نمود: مردان را بر ابی بن کعب  رضی الله عنه  و زنان را بر سلیمان بن ابی حثمه. این چنین در الکنز (283/4) آمده است. و ابن سعد (26/5) از عمربن عبداللَّه عنسی روایت نموده که: ابی بن کعب و تمیم داری  رضی الله عنهما  در مقام پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  می‏ایستادند، و برای مردان نماز می‏دادند، و سلیمان بن ابی حثمه با زنان در صفه[19] مسجد می‏ایستاد، چون زمان عثمان بن عفان  رضی الله عنه  فرا رسید، مردان و زنان را بر یک قاری جمع نمود، بر سلیمان بن ابی حثمه، وی زنان را امر می‏نمود و نگه داشته می‏شدند، تا اینکه مردان می‏رفتند، آن گاه رها می‏گریدند. و بیهقی از عرفجه روایت نموده، که گفت: علی بن ابی طالب  رضی الله عنه  مردم را به قیام ماه رمضان امر می‏نمود، و برای مردان امامی می‏گردانید و برای زنان امامی، عرفجه می‏گوید: و من امام زنان بودم. این چنین در الکنز (284/4) آمده است.

ابی و امامت نمودن به زنانش در نماز تراویح در خانه اش

ابویعلی از جابربن عبداللَّه  رضی الله عنهما  روایت نموده، که گفت: ابن بن کعب  رضی الله عنه  نزد رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  آمد و گفت: ای رسول خدا، امشب چیزی انجام دادم - البته در رمضان - پرسید: «آن چیست ای ابی؟» گفت: زنانی در منزلم گفتند: نمی‏توانیم قرآن بخوانیم، بنابراین پشت سر تو تو نماز می‏گزاریم، افزود: بنابراین برای‌شان هشت رکعت نماز خواندم و وتر هم به جای آوردم، پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  بدان رضایت نشان داد و چیزی نگفت[20]. هیثمی (74/2) می‏گوید: این را ابویعلی و طبرانی به مانند آن در الأوسط روایت نموده‏اند، و اسناد آن حسن است.



[1]- بخاری (280) مسلم (719).

[2]- یعنی: صلاه الضحی. م.

[3]- مسلم (717).

[4]- ضعیف. طبرانی در الاوسط در سند آن سعد بن مسلم الاموی است که ضعیف است: المجمع (2/ 337).

[5]- ضعیف. طبرانی در الکبیر. در سند آن حجاج بن نصر است که ضعیف است. نگا: المجمع (2/ 238).

[6]- صحیح. ابویعلی (6473، 6559) ابن حبان (2535) نگا: صحیح الترغیب (669).

[7]- یعنی: دختر سعدبن ابی وقاص.

[8]- ضعیف منقطع. طبرانی (9/ 176) و شعبی از ابن مسعود نشنیده است. همچنین در سند آن یک ناشناخته است چنانکه هیثمی (2/ 258).ذکر کرده است.

[9]- یعنی: عبادت می‏نمود و نماز می‏گزارد. م.

[10]- آلبانی آن را صحیح دانسته است. منذری آن را در الترغیب با سند جید به نسائی ارجاع داده است. آلبانی آن را در صحیح الترغیب (590) صحیح دانسته است.

[11]- یعنی در المعجم الکبیر والمعجم الأوسط والمعجم الصغیر. م.

[12]- ضعیف. ابونعیم در تاریخ اصبهان (2/ 223) نگا: العلل المتناهیة (1/ 457) و الضعیفة (467) و ضعیف الترغیب (333).

[13]- ضعیف. طبرانی (9/ 288) در سند آن لیث بن ابی سلیم ضعیف است. نگا: المجمع (2/ 230).

[14]- مسلم (759) و بخش مرفوع آن را بخاری (4/ 217، 218) و مسلم (760) و ابوداوود (1371) و ترمذی (808) و نسائی (3/ 201) و احمد (2/ 281) از ابوهریره روایت کرده‌اند.

[15]- ضعیف. ابوداوود (1377) ابن عبدالبر در التمهید (8/ 111).

[16]- یعنی: اگر شما همین قیام را از طرف اخیر شب می‏نمودید برای‌تان در ثواب بهتر بود، و حالا که نماز می‏خوانید و می‏خوابید، اجرش نظر به آخر شب کمتر است. م.

[17]- بخاری (2010) و مالک در موطا (1/ 114/ 3).

[18]- البته برای نماز. م.

[19]- جایی که عمر  رضی الله عنه  بیرون از مسجد بناء نموده بود.

[20]- هیثمی آن را حسن دانسته است. ابویعلی (180) هیثمی (2/ 74) آن را به ابویعلی ارجاع داده است و به مانند آن در الاوسط و گفته: سند آن حسن است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...