اهتمام و توجه پيامبر صل الله علیه و آله و سلم به سنتهاى مؤكد
قول عایشه رضی الله عنها درباره سنتهای پیامبر صل الله علیه و آله و سلم
مسلم از عبداللَّه بن شقیق روایت نموده، که گفت: عایشه رضی الله عنها (را از نماز نفل و تطوع[1] پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم پرسیدم، گفت: قبل از ظهر چهار رکعت در خانهام میگزارد، بعد از آن بیرون میرفت و برای مردم نماز میداد، بعد از آن برمی گشت و دو رکعت نماز در خانهام میخواند. و برای مردم نماز مغرب را امامت مینمود، و باز به خانهام بر میگشت و دو رکعت نماز میگزارد. و نماز عشاء را برایشان میداد، و بعد از آن به خانهام داخل میگردید و دو رکعت نماز میخواند. و در هنگام شب نه رکعت میخواند که وتر هم شامل وقت بود، در هنگام شب گاهی خیلی طولانی ایستاده نماز میخواند، و گاهی در شب خیلی و به صورت طولانی نشسته نماز میگزارد، وقتی که ایستاده قرائت میکرد، رکوع و سجده هم ایستاده مینمود[2]، و وقتی که نشسته قرائت مینمود، رکوع و سجده هم، نشسته مینمود، و وقتی فجر طلوع میکرد، دو رکعت نماز میخواند و بعد از آن بیرون میرفت و برای مردم نماز فجر را امامت میکرد[3]. مسلم این را به تنهایی روایت نموده است. این چنین در صفه الصفوه (75/1) آمده است، و ابوداود و ترمذی بعضی آن را، چنان که در جمع الفوائد (110/1) آمده، روایت کردهاند.
شدت اهتمام و توجه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به دو رکعت قبل از نماز صبح
بخاری و مسلم و غیر ایشان از عایشه رضی الله عنها روایت نمودهاند که گفت: آنقدر که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم دو رکعت صبح را محافظت مینمود دیگر نوافل را نمینمود. و در روایتی نزد ابن خزیمه آمده: عایشه گفت: رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم را آن چنان که بهسوی دو رکعت فجر، شتابان و به سرعت میدیدم، بهسوی هیچ چیز دیگری از خیر و غنیمت نمیدیدم[4]. این چنین در الترغیب (361/1) آمده است.
و بخاری از عایشه رضی الله عنها روایت نموده که: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم چهار رکعت قبل از ظهر و دو رکعت قبل از بامداد را ترک ننموده و نمیگذاشت[5].
و ابوداود (259/2) از بلال رضی الله عنه روایت نموده که: وی نزد رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم آمد، تا وی را برای نماز بامداد خبر کند، ولی عایشه رضی الله عنها بلال را به کاری که از وی خواست مشغول گردانید، تا اینکه سپیده صبح دمید، و صبح خوب روشن شد، آن گاه بلال برخاست و پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را برای نماز خبر نمود، و چند بار این کار را تکرار نمود، ولی رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم بیرون نشد، هنگامی که بیرون شد برای مردم نماز داد، و بلال به او خبر داد، که عایشه وی را به کاری که از وی خواست مشغول ساخت، تا این که صبح خیلی روشن شد، و در عین حال پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در بیرون رفتن به سویش تأخیر نمود، فرمود: «من دو رکعت نماز فجر را میخواندم»، گفت: ای رسول خدا، تو خیلی وقتها صبح را روشن نموده برآمدی، فرمود: «اگر بیشتر از آنچه صبح نمودم صبح را روشنتر مینمودم، باز هم آن دو رکعت را میخواندم، و آن را، بجا، درست و خوب میخواندم»[6]. اسناد آن، چنانکه نووی در ریاض الصالحین (ص416) گفته، حسن است.
شدت توجه و اهتمام پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به چهار رکهت نماز قبل از فریضه ظهر
ابن ماجه از قابوس و او از پدرش روایت نموده، که گفت: پدرم نزد عایشه رفت که: کدام نماز رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم نزدش محبوبتر بود تا برای آن مواظبت نماید؟ گفت: چهار رکعت قبل از ظهر میخواند، قیام را در آنها طولانی مینمود و رکوع و سجدهشان را نیز نیکو انجام میداد[7]. قابوس فرزند ابوظبیان است، ثقه دانسته شده، و ترمذی و ابن خزیمه و حاکم از وی روایت را صحیح دانستهاند. اما شخص ارسال شده نزد عایشه مبهم است. این چنین در الترغیب (364/1) آمده است. احمد و ترمذی از عبداللَّه بن سائب رضی الله عنه روایت نمودهاند که: رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم بعد از زوال آقتاب و قبل از ظهر چهار رکعت میخواند، و فرمود: «این ساعتی است که دروازههای آسمان در آن باز میشود، و دوست دارم که عمل صالحی در آن از من بلند شود»[8]. ترمذی میگوید: حدیث حسن و غریب است. این چنین در الترغیب (364/1) آمده است.
و ترمذی (ص57) از علی رضی الله عنه روایت نموده، که گفت: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم قبل از ظهر چهار رکعت میخواند و بعد از آن دو رکعت. و هم چنان از عایشه رضی الله عنهما - و آن را حسن دانسته - روایت نموده که: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم وقتی چهار رکعت را قبل از ظهر نمیخواند، آنها را بعد از ظهر به جای میآورد[9].
و طبرانی در الکبیر والأوسط از ابوایوب رضی الله عنه روایت نموده که: هنگامی رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم نزد من پایین آمد، دیدمش که بر چهار رکعت قبل از شهر مداومت مینمود، و فرمود: «وقتی آفتاب زوال نماید، دروازههای آسمان باز میشود، و هیچ دروازهای از آنها تا اینکه نماز ظهر خوانده نشود بسته نمیشود، و من دوست دارم، که در آن ساعت برایم خیر بلند شود»[10]. این چنین در الترغیب (364/1) و در الکنز (189/4) آمده است.
نماز پیامبر صل الله علیه و آله و سلم قبل از عصر و بعد از مغرب
ترمذی (ص58) - که آن را حسن دانسته - از علی رضی الله عنه روایت نموده، که گفت: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم قبل از عصر چهار رکعت نماز میخواند، و در میان آنها به سلام بر ملائک مقرب و مسلمانان و مؤمنانی که از آنان پیروی نمودهاند فاصله میآورد[11]. و ابوداود از علی روایت نموده که: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم قبل از عصر دو رکعت نماز میخواند[12]. اسناد آن، چنانکه در الریاض (ص419) آمده، صحیح است، این را ابویعلی و طبرانی در الکبیر والأوسط از میمونه رضی الله عنها به مثل حدیث علی روایت نمودهاند. چنان که در المجمع (221/2) آمده است. و طبرانی در الکبیر از ابن عباس رضی الله عنهما روایت نموده که: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم بعد از مغرب دو رکعت نماز میخواند، و قرائت را در آنها طولانی مینمود، تا اندازهای که اهل مسجد پراکنده میشدند[13]. هیثمی (230/2) میگوید: در این یحیی بن عبدالحمید حمّانی آمده، و ضعیف میباشد.
[1]- هدف از تطوع نمازهای سنت و نفلیست. م.
[2]- یعنی از حالت ایستادن به رکوع و سجده میرفت. م.
[3]- مسلم (730) ترمذی (بخشی از آن) (426).
[4]- بخاری (1163) مسلم (424).
[5]- بخاری (1182).
[6]- صحیح. ابوداوود (1257) آلبانی آن را در صحیح ابوداوود (1120) صحیح دانسته است.
[7]- سند آن ضعیف است. ابن ماجه (1156) در سند آن قابوس بن ابی ظبیان است که ضعیف است: التقریب (2/ 17) آلبانی آن را در ضعیف ابن ماجه (239) ضعیف دانسته.
[8]- حسن. احمد (3/ 411) ترمذی (478) و گفته است: حسن غریب است. آلبانی آن را در صحیح الترمذی (396) حسن دانسته است. و در صحیح الترغیب (586) صحیح دانسته است. همچنین طبرانی (4/ 203).
[9]- حسن. ترمذی (426) و آلبانی آن را حسن دانسته است.
[10]- سند آن ضعیف است. طبرانی در الکبیر (4/ 200- 203) هیثمی دربارهی وی سخنی نگفته است. آلبانی در صحیح الترغیب (585) می گوید: حسن لغیره است.
[11]- حسن. ترمذی (429) آلبانی آن را حسن دانسته است.
[12]- حسن. ابوداوود (1272) آلبانی آن به جز لفظ به جز لفظ «چهار کلمه» حسن دانسته است.
[13]- ضعیف. طبرانی (12/ 12، 13) در سند آن یحیی بن حمید الحمانی است که ضعیف است: المجمع (2/ 230).
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر