توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۲ آبان ۱۴, یکشنبه

دعاى در وقت آغاز نمودن جهاد

 

دعاى در وقت آغاز نمودن جهاد

دعای پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در واقعه بدر

امام احمد از عمر  رضی الله عنه  روایت نموده، که گفت: در روز بدر رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به طرف اصحاب خود دید که سیصد و چند تن بودند، و به طرف مشرکین نظر نمود که آنان از هزار هم افزون بودند، رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در حالی که عبا و شلوار را بر تن داشت، خود را به طرف قبله برابر نمود و بعد از آن گفت:

«اللهم انجزلي ما وعدتني. اللهم ان تهلك هذه العصابة من اهل الاسلام فلا تعبد بعد في الارض ابدا». ترجمه: «بار خدايا، آنچه را به من وعده نموده‏اى برآورده ساز. بار خدايا، اگر اين گروه از اهل اسلام را هلا گردانى، ديگر در زمين ابداً عبادت نمى‏شوى».

آنگاه پیاپی پروردگارش را به فریاد رسی خواند، و دعایش نمود، تا این که عبایش افتاد. در این موقع ابوبکر  رضی الله عنه  نزدش آمد، و عبایش را گرفته، دوباره به‌جایش گذاشت، بعد از آن وی را از پشت در کنار گرفته گفت: ای رسول خدا، همین قدر درخواستت از پروردگارت برایت کافی است، و او آنچه را برایت وعده نموده، برآورده خواهد ساخت. همین بود که خداوند نازل فرمود:

﴿إِذۡ تَسۡتَغِيثُونَ رَبَّكُمۡ فَٱسۡتَجَابَ لَكُمۡ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلۡفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُرۡدِفِينَ ٩ [الانفال: 9].

ترجمه: «(به خاطر بیاورید) زمانی را (که از شدّت ناراحتی درمیدان بدر) از پروردگار‌تان تقاضای کم می‏کردید، و او تقاضای شما را پذیرفت (و گفت) من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود می‏آیند، یاری می‏کنم».

و تمام حدیث را متذکر شده[1]. این را مسلم[2]، ابوداود، ترمذی، ابن جریر و غیر ایشان روایت نموده‏اند، و آن را علی بن مدینی و ترمذی صحیح دانسته‏اند. این چنین در البدایه (275/3) آمده. و این را همچنین ابن ابی شیبه، ابوعوانه، ابن حبّان، ابونعیم، ابن المنذر، ابن ابی حاتم، ابوالشیخ، ابن مردویه و بیهقی، چنان که در الکنز (266/5) آمده، روایت کرده‏اند.

ابوداود از عبدالله بن عمروبن العاص  رضی الله عنهما  روایت نموده که: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  با سیصد و پانزده تن از یارانش در روز بدر خارج گردید، هنگامی که به بدر رسید گفت:

«اللَّهُمَّ إِنَّهُمْ حُفَاةٌ[3] فَاحْمِلْهُمُ اللَّهُمَّ إِنَّهُمْ عُرَاةٌ فَاكْسُهُمُ اللَّهُمَّ إِنَّهُمْ جِيَاعٌ فَأَشْبِعْهُمْ». ترجمه: «بار خدایا، اینها پا برهنه‏اند، سوارشان کن. بار خدایا، اینها برهنه‏اند. بپوشان‌شان. بار خدایا، اینها گرسنه‏اند، سیرشان نما».

پس خداوند در روز بدر فتح را نصیب‌شان کرد، و در حالی برگشتند که با هر مردی از ایشان یک شتر و یا دو شتر بود، لباس هم پوشیده بودند، و سیر هم شده بودند[4]. این چنین در جمع الفوائد (38/2) آمده. و بیهقی (57/9) این را مثل آن روایت نموده، و ابن سعد (13/2) مانند آن را روایت کرده. و نسائی از ابن مسعود  رضی الله عنه  روایت نموده، که گفت: هیچ سوگند دهنده و درخواست کننده‏ای را ندیدم، که از سوگند و درخواست، محمّد  صل الله علیه و آله و سلم  در روز بدر شدیدتر سوگند بدهد و درخواست نماید، وی شروع نموده، می‏گفت:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْشُدُكَ عَهْدَكَ وَوَعْدَكَ، اللَّهُمَّ إِنْ تَهْلَكَ هَذِهِ الْعِصَابَةُ لَا تَعْبُد». ترجمه: «بار خدایا، من تو را به عهد و وعده ات سوگندمی دهم. بار خدایا، اگر این گروه را هلاک برگردانی عبادت کرده نمی‏شوی».

بعد از آن روی گردانید، و گویی یک طرف رویش مهتاب است، و گفت: «گویی که من به کشتارگاه‏های قوم در بیگاه نگاه می‏کنم». این چنین در البدایه (276/3) آمده. و طبرانی مانند آن را روایت نموده، هیثمی (82/6) می‏گوید: رجال وی ثقه‏اند، جز این که ابوعبیده از پدرش نشنیده است.

دعای پیامبر  صل الله علیه و آله و سلم  در غزوه‏های احد و خندق

امام احمد از انس  رضی الله عنه  روایت نموده که رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  در روز احد می‏گفت:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ إِنْ تَشَأْ لا تُعْبَدْ فِي الأَرْضِ». ترجمه: «بار خدایا، اگر بخواهی، در روی زمین عبادت نمی‏شوی»[5]. این را مسلم هم روایت نموده. این چنین در البدایه (28/4) آمده.

امام احمد از ابوسعید خدری  رضی الله عنه  روایت نموده، که گفت: روز خندق گفتیم: ای رسول خدا، آیا چیزی هست که بگوییم، چون قلب‏ها به حلقوم‏ها رسیده است؟ گفت: بلی،

«اللَّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَاتِنَا وَآمِنْ رَوْعَاتِنَا». ترجمه: «بار خدایا، عورت‏های ما را بپوش، و خوف و ترس مان را به امن مبدّل فرما».

می‏گوید: آنگاه خداوند روهای دشمنان خود را (به باد)[6] زد[7]. این را ابن ابی حاتم هم روایت نموده.

امام احمد از جابر  رضی الله عنه  روایت نموده که: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  به مسجد احزاب آمد، عبای خود را گذاشت، برخاست ودست‏های خود را (به شکل دعا) بلند کرد، و بر آنان دعا می‏نمود، ولی نماز نخواند. می‏گوید: باز آمد، و بر آنها دعا فرمود، ونماز خواند. در صحیحین از عبدالله بن ابی اوفی  رضی الله عنه  ثابت شده که گفت: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  بر احزاب دعا فرمود، گفت:

«اللَّهُمَّ مُنْزِلَ الْكِتَابِ، سَرِيعَ الْحِسَابِ، اهْزِمِ الأَحْزَابَ، اهْزِمْهُمْ وَزَلْزِلْهُمْ». ترجمه: «بار خدایا، نازل کننده کتاب، سریع حساب کننده، گروه‏ها را شکست بده. بار خدایا، ایشان را شکست بده، و متزلزل‌شان ساز»[8].

و در روایتی آمده: «اللهم اهزمهم وانصرنا عليهم». ترجمه: «بار خدایا، شکست‌شان بده، و ما را بر ایشان نصرت فرما»[9].

و نزد بخاری از ابوهریره  رضی الله عنه  روایت است که رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  می‏گفت:

«لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ أَعَزَّ جُنْدَهُ وَنَصَرَ عَبْدَهُ وَغَلَبَ الأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَلاَ شَىْءَ بَعْدَهُ». ترجمه: «معبودی جز خدای واحد نیست، لشکر خود را عزّت بخشید، و بنده‏اش را نصرت داد، و احزاب را به تنهایی مغلوب گردانید، چیزی بعد از وی نیست»[10].

این چنین درالبدیه (111/4) آمده.



[1]- حسن. احمد (1/30) و ترمذی (3081) و بیهقی در «الدلائل» (3/51،52).

[2]- مسلم (1763) و ابوداوود (2690) و احمد (1/30) و ترمذی (3081).

[3]- حفاه جمع حافی است، و پیاده بدون موزه و کفش را افاده می‏کند.

[4]- حسن. ابوداوود (2747) و آلبانی آن را در «صحیح ابوداوود» حسن دانسته است. (2386).

[5]- احمد (3/152) و مسلم (1743).

[6]- از البدایه.

[7]- صحیح. احمد (3/3).

[8]- بخاری (4415) و مسلم (1742).

[9]- مسلم (1742).

[10]- بخاری (4114).

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...