توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۲ آبان ۱۴, یکشنبه

به‌جا آوردن امر امير در جهاد و بسيج شدن در راه خدا

 

به‌جا آوردن امر امير در جهاد و بسيج شدن در راه خدا

انکار ابوموسی اشعری بر مردی که امرش را نپذیرفت و گفتارش با وی

ابن عساکر از ابومالک اشعری روایت نموده، که گفت: رسول خدا  صل الله علیه و آله و سلم  ما را به سریه‏ای فرستاد، و سعد بن ابی وقاص  رضی الله عنه  را امیرمان نمود. حرکت نمودیم تا این که در منزلی پایین آمدیم، مردی برخاست و مرکب خود را زین نمود، به او گفتم: کجا اراده داری؟ گفت: دنبال علف می‏روم، به او گفتم: این کار را تا این که دوست مان را نپرسیده‏ایم، نکن، آنگاه نزد ابوموسی اشعری[1] آمدیم، و آن را به او متذکر شدیم، گفت: به او شاید به خانواده ات برگردی، گفت: خیر، ابوموسی گفت: ببین که چه می‏گویی، گفت: خیر، آنگاه ابوموسی گفت: برو بخیر. وی براه افتاد، و شب خیلی ناوقت نمود، بعد از آن آمد، ابوموسی به او گفت: شاید خانه رفته باشی. گفت: خیر، ابوموسی گفت: ببین که چه می‏گویی: گفت: بلی (رفته بودم)، ابوموسی به او گفت: تو در آتش به‌سوی خانواده ات رفتی، در آتش نشستی، و به طرف آتش روی آوردی، و حالا عملی کن که کفّاره گناهت شود. این چنین در الکنز (169/3) آمده.



[1]- شاید ابوموسی فرماندهی بخشی از ارتش را به عهده داشته است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...