تحمل امراض درجهاد و بيرون رفتن در راه خدا
قصّه ابی بن کعب و دعایش برای تحمل تب
ابن عساکر از ابوسعید رضی الله عنه و او از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم روایت نموده، که گفت: «هرچیزی که برای مؤمن در جسدش برسد، خداوند توسط آن، از گناهان وی محو مینماید». ابی بن کعب رضی الله عنه گفت: خداوندا، من از تو میخواهم که تا ملاقاتت تب همیشه در پهلوانی با جسد ابی بن کعب باشد، و او را از نماز، روزه، حج، عمره و جهاد در راه تو منع نکند. وی را در همانجایش تب سوار گردید، و تا مرگ از وی جدا نشد. موصوف در همان حالت به نماز حاضر میشد، روزه میگرفت، حج مینمود، عمره بهجای میآورد و غزا میکرد[1].
و همچنین نزد وی و امام احمد و ابویعلی از ابوسعید رضی الله عنه روایت است که فرمود: مردی گفت: ای رسول خدا، آیا این امراضی را که به ما میرسد دیدهای، برای ما در آنها چیست؟ فرمود: «کفّاره و محو کنندهاند»، ابی به او گفت: اگرچه کم باشد؟ فرمود: «اگر خاری و مافوق آن هم باشد». (راوی) میگوید: آن گه ابی بر نفس خود دعا نمود، که تب از وی تا نمرده است، جدا نشود، و این که وی را از حج، عمره، جهاد فی سبیل الله و نماز فرضی در جماعت مشغول ننموده و باز ندارد. او را تا این که در گذشت اگر انسانی لمس مینمود، گرمی اش را احساس میکرد[2]. این چنین در الکنز (153/2) آمده. در الاصابه (20/1) میگوید: این را امام احمد، ابویعلی و ابن ابی الدنیا روایت نمودهاند، و ابن حبان آن را صحیح دانسته، و طبرانی آن را به نقل از ابی بن کعب به معنای آن روایت نموده، و اسنادش حسن است. و این را ابن عساکر، چنان که در الکنز (2/7) آمده روایت نموده است، و ابونعیم در الحلیه (255/1) از ابی بن کعب به معنای آن را روایت کرده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر