توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۳ فروردین ۱۶, پنجشنبه

رجعه

 

رجعه

هنگامی که افسانه با عقیده و اوهام با حقایق مخلوط می‌گردد در نتیجه این اختلاط بدعت‌هایی ظهور می‌کنند که در آن واحد انسان را هم به گریه و هم به خنده می‌اندازند.

رجعه

در عقیده شیعه امامی دو موضع کوچک وجود دارد که اثری در زندگی اجتماعی و فکری شیعه ندارند. اما اگر فرقه دیگری بخواهد در مقابل با شیعه ریز و درشت مسایل عقیدتی او را زیر و رو کند، این دو موضع همواره جنجال بر انگیز و جدال آفرین بوده‌اند این دو موضع همان، «رجعه» و «بداء» می‌باشند، که می‌خواستم از ادخال آن در مبحث این کتاب چشم پوشی کنم. اما هنگامی که دیدم مخصوصا در اوان اخیر، کتاب‌ها و مقاله‌های زیادی حول مذهب شیعه به چاپ می‌رسد. تصمیم گرفتم برای هر کدام از این دو موضوع مبحث جداگانه‌ای اختیار کرده و در مورد آنان به صورت موجز و خلاصه صحبت کنم.

همانگونه که گفتیم این دو موضوع جای مهم و اساسیى را در عقیده شیعه به خود اختصاص نمی‌دهند، و حتی بعضی از علمای مذهب نیز آن‌ها را رد می‌کند، و اکثریت قریب به اتفاق شیعه از این دو موضوع و متن آن‌ها اصلا چیزی نمی‌دانند. و از این که چگونه بعضی از اعلام شیعه در کتاب‌های خود حول این موضوع به جدل‌های عقلی پرداخته‌اند، هیچ اطلاعی ندارند. بعضی از علما نیز در اثبات این دو موضوع کتاب و مقاله نوشته‌اند. اما جالب است بدانیم که نظریه‌های رجعه و بداء، در زیارت نامه‌هایی که شیعه هر صبح و شب در کنار قبور ائمه خود می‌خواند، وارد شده‌اند. اما رهبران بزرگ مذهبی که بر قلوب و عقول شیعه سیطره دارند، هرگز به این جمله‌ها و عبارت‌ها اعتراضی ننموده و خواستار حذف این مضامین از زیارت نامه‌ها نشده‌اند. حال آنکه بسیاری از همین رهبران در گردهمایی‌های خصوصی خود منکر این دو موضوع شده و آن‌ها رد می‌کنند. و به همین دلیل واجب خود دانستم که کتاب تصحیح را با این دو موضوع کامل نموده و سیر این کلام را با «رجعه» شروع کنم.

«رجعه» به این معنی است که ائمه شیعه، از امام علی تا حسن العسکری که امام یازدهم شیعیان امامی است، جهت حکمرانی مجتمعی که قواعد و اساس آن را «امام مهدی» با ظهور خود پی ریزی خواهد نمود، به این دنیا باز می‌گردند. امام مهدی قبل از رجعه ظهور نموده و زمین را سرشار از قسط و عدل می‌کند، و راه را برای بازگشت اجداد خود هموار می‌سازد، در نتیجه همه ائمه، بر حسب تسلسل موجود در امامتشان، برای برهه‌ای از زمان بر زمین حکمرانی نموده و بار دیگر می‌میرند.

تا امام بعدی زمام امور را در دست گیرد. آخرین این امامان طبیعتا حسن العسکری خواهد بود. و پس از مرگ ایشان قیامت بر پا می‌گردد. و واقع شدن همه این امور به این دلیل است که ائمه در زمان حیات نخستین‌شان یعنی قبل از رجعه از حکومت و خلافت شرعی محروم ماندند. پس رجعه تعویضی است که حکومت و خلافت را که حق شرعی آنان است به آنان باز می‌گرداند.

آن دسته از علمای شیعه که در مورد رجعه کتاب نوشته‌اند به این آیه استناد نموده‌اند:

﴿وَلَقَدۡ كَتَبۡنَا فِي ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعۡدِ ٱلذِّكۡرِ أَنَّ ٱلۡأَرۡضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ ٱلصَّٰلِحُونَ ١٠٥ [الأنبیاء: 105].

معنی: «و ما در زبور نوشتیم که البته بندگان صالح من ملک زمین را وارث و متصرف خواهند شد».

و می‌گویند: غرض از بندگان صالح در این آیه همان ائمه شیعه می‌باشند.

این خلاصه‌ای بود از نظریه ی رجعه که به صورت اجمال به آن اشاره کردیم. این مسئله نیز باید گفته شود که به آن افرادی که در مورد رجعه کتاب و مقاله نوشته و برای اثبات این امر به روایت‌های منصوبه به ائمه شیعه استناد می‌کنند، در مبحث رجعه به همین حد اکتفا ننموده‌اند، بلکه افکار دیگری را که از همان روایت‌های دروغین الهام می‌گیرند، به آن اضافه نموده و گفته‌اند که، رجعه فقط ائمه شیعه را شامل نمی‌شود بلکه عده‌ای از صحابه رسول  صل الله علیه و آله و سلم  که به زعم آنان دشمنان ائمه بوده، و ائمه را از رسیدن به حق شرعی خود در خلافت محروم کردند نیز به این دنیا رجعت داده می‌شوند تا ائمه بتوانند در این دنیا از آنان انتقام بگیرند.

پس از مرور این مسئله این امر را در می‌یابیم که کسانی که این نظریه را به وجود آورده، و در اثبات آن این روایت‌ها را وضع نموده‌اند، بیش از اینکه بازگشت ائمه را بخواهند، خواستار بازگشت دشمنان ائمه به زعم آنان- بوده‌اند، تا بتوانند از آنان انتقام بگیرند. چون مخصوصا این قسمت نظریه باعث می‌شود که نه تنها ائمه تفرقه میان شیعه و سایر فرقه‌های اسلامی عمیق‌تر گشته، بلکه به تقارب آنان نیز هیچ امیدی نباشد. چون این افراد اگر واقعا به ائمه شیعه اخلاص داشتند، آنان را تا این حد تشنه حکم رانی معرفی نمی‌کردند که ایشان بهشت جاوید را رها کرده، و به این دنیای فانی باز گردند و برای مدتی حکومت را در دست گیرند. حال آنکه امام می‌گوید:

«به خدا دنیا شما برای من از برگ درختی که در دهان ملخی بوده و آن را می‌جود، بی ارزش‌تر است».

اما با تاسف زیاد باید گفت واقعیت امر همین است و ما در مقابل افکاری قرار گرفته‌ایم که بعضی از علمای ما در مورد آن کتاب‌ها نوشته‌اند و این افکار گوشه‌ای از عقیده ما را به خود اختصاص داده است. این نظریه با تفاوت‌های زیادی به نظریه تناسخی «فیثاغورس» که در حال حاضر نیز پیروانی داشته و در مظاهر و تعابیر مخالفی بروز نموده است شباهت دارد. اما کسانی که پیرامون رجعت ائمه شیعه کتاب نوشته و سخن گفته‌اند، از مضامین فیثاغورسی‌ها در صحت تناسخ و یا بهتر بگوییم «انتقال روح از جسدی به جسد دیگر» استفاده ننموده‌اند، چون تناسخی‌ها در بازگشت مردگان به دنیا به وحدت موضوعی عقیده ندارند. ساده‌تر بگویم آنان عقیده دارند که انسان پس از مرگ به دنیا باز می‌گردد اما نه به صورت قبلی خود، بلکه به صور و شکل‌های مختلف دیگر. اما نظریه «رجعه» به وحدت موضوعی عقیده داشته و عنوان می‌کند که ائمه به صورت قبلی خود و فقط برای یک بار به این دنیا باز می‌گردند و پس از این بازگشت مرگ دوم رخ داده و نوبت به قیامت و بعث و نشور می‌رسد و به همین خاطر اینگونه نتیجه می‌گیریم که بانیان نظریه رجعه احتمالا از فلسفه فیثاغورس الهام گرفته، و آن را در قالبی اسلامی وارد مذهب کرده‌اند. به صورت دقیق نمی‌توان گفت که این نظریه چه هنگام وارد مذهب شده است، اما بدون شک ظهور اینگونه افکار دور از عقل در عهد جدال اول میان شیعه و تشیع بوده است یعنی زمانی که سادگی، صفت اغلبیت مردم بوده و میل به سوی افکار غلو آمیز دور از منط، بازار داغی داشته است.

در به وجود آمدن این نظریه تنها دلایلی که به فکرم می‌رسد همان ایجاد شکاف و تفرقه در صفوف مسلمانان بوده است که خزعبلاتی همچون سخنان گفته شده در انتقام ائمه از صحابه حضرت رسول  صل الله علیه و آله و سلم  آن را تضمین می‌کند. در اینجا بگذارید داستانی را تعریف کنم که چند سال پیش در نجف برایم اتفاق افتاد. یکی از مشایخ نزد من آمده و از من خواست تا کتابی را که جدیدا به چاپ رسانیده، و (شیعه و الرجعه) نام داشت از او خریداری کنم. هنگامی که از محتوای این کتاب سوال کردم، جواب داد: «اثبات بازگشت ائمه به این دنیا».

بار دیگر از او سوال کردم: «این امر چه موقع اتفاق می‌افتد؟»

جواب داد: «بعد از ظهور مهدی که زمین را سرشار از قسط و عدل خواهد کرد».

از او پرسیدم: «آیا مقام و مرتبه ائمه ما برتر از این نیست که بخاطر حکمرانی به این دنیا بازگردند؟» در حالی که امام علی می‌گوید:

«راستی که دنیای شما نزد من از عطفه بزی بی ارزش‌تر است مگر اینکه بتوانم حقی را بر پا کنم یا باطلی را از بین ببرم»[1].

و آن شیخ در حالی که شگفت زده شده بود گفت: «اما در کتاب‌های ما روایاتی وجود دارند که بازگشت ائمه را اثبات می‌کنند».

من صدایم را بلند کرده و گفتم: «آیا بهتر نبود که این مسئله به خود مهدی واگذار شود تا سخنش را در مورد آن بگوید؟»

و آن شیخ در حالی که از من فرار می‌کرد، می‌گفت: «ای وای بر دین».

تصحیح

در سطور گذشته عنوان کردیم که نظریه (رجعه) جای مهمی را در عقیده شیعیان امامی اشغال نمی‌کند. اما بسیاری از آنان زیارتنامه (جامعة الكبيرة) را که از مهمترین زیارتنامه‌های شیعه امامی بوده و نزد آنان اعتبار خاصی دارد، قرائت می‌کنند. که در آن با عباراتی بسیار صریح به رجعت اشاره شده است اما هیچگاه حتی یکی از فقها و یا رهبران دینی ما در رد و یا حذف این روایت‌ها کوششی به خرج نداده‌اند. آنان حتی سعی نکرده‌اند که این روایت‌ها را به صورتی نسبتاً معقول تفسیر کنند، البته اگر مجالی برای تفسیر مانده باشد.

زیارتنامه جامعه که در فضل زیارت مشاهده ائمه به گوشه‌هایی از آن اشاره کردیم، همان زیارتنامه‌ای است که شیعیان هنگام زیارت قبور ائمه و به قصد سلام آن را قرائت می‌کنند در یکی از فقرات این زیارتنامه اینچنین آمده است:

(من به آمدن شما ایمان دارم، و رجعت شما را تصدیق می‌کنم و منتظر امر شما بوده، و به انتظار آمدن دولت شما نشسته ام)[2].

بدون شک منظور از کلمه رجعت، بعث و نشور روز قیامت نیست، چون در این امر بر طبق عقیده اسلامی مان و اصل سوم آن یعنی معاد، همه مردم مشترک می‌باشند. پس غرض از رجعت در این عبارت همان بازگشت دوباره آنان به این دنیا است و بسیاری از علمای مذهب شیعه در اثبات رجعت به این مسئله استناد می‌کنند. و در این عمل به کسانی می‌مانند که بر اساس روایت و جمله‌ای ساختگی، بنایی خیالی و با شکوه بنیان کرده‌اند. در اینجا سخن ارسطو می‌آورم که نظریه (مثل) استاد خود، افلاطون را به تمسخر گرفته بود او گفت:

(افلاطون در نظریه مثل خود به کسی می‌ماند که از شمردن کمیتی از اشیاء عاجز مانده است. و برای اینکه بتواند آن کمیتى را آسانتر به شمارد، آن را دو برابر می‌کند).

و بدین سبب است که بعضی از علمای ما هنگامی که در فهم و درک جمله‌ای به علت تناقض آن با اصول اسلام و عقل دچار مشکل می‌شوند، به جای رها کردن و دوری از آن، شرح و تفسیر آن را دو چندان می‌کنند، و به بدعت و گمراهی موجود، بدعت و گمراهی دیگری می‌افزایند، تا زمین گل آلود‌تر شده، و شر همه را فرا گیرد.

پاکسازی کتب زیارت از عبارات و مضامینی که با عقل سلیم و روح اسلام تناقض دارند. به خصوص روایاتی که خلفای راشدین و اصحاب حضرت رسول  صل الله علیه و آله و سلم  را مورد شتم و جرح قرار می‌دهند، جزو برنامه عمل تصحیح است. و بر شیعیان جهان واجب است که با چشمان باز و بیداری کامل با این مسائل روبرو شده و از قبول کورکورانه روایت‌ها به بهانه اینکه به ائمه منسوب می‌شوند خودداری کنند من کوچکترین شکی ندارم که اگر بسیاری از این زیارتنامه‌ها که به ائمه منسوب می‌شوند، به گوش آنان می‌رسید، بر وضع کنندگان آن حد دروغ و افترا جاری می‌کردند. و خوب است این را نیز بدانیم که سختترین عذاب‌ها در روز قیامت، مخصوص کسانی است که بر خداوند افترا می‌بندند:

﴿قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَيۡلَكُمۡ لَا تَفۡتَرُواْ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا فَيُسۡحِتَكُم بِعَذَابٖۖ وَقَدۡ خَابَ مَنِ ٱفۡتَرَىٰ ٦١ [طه: 61].

(معنی): (و موسی به آنان گفت وای بر شما بر خدا دروغ می‌بندید که بنیاد شما را بر باد هلاک دهد، که هر کس که به خدا افترا بست سخت زیانکار شد).




[1] (إن دنياكم هذه أهون عندي من عطفة عنـز إلا أن أقيم حقاً أو أبطل باطلاً).

[2] مفاتیح الجنان، ص1005.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...