1- رو به قبله کردن
· ای مسلمان! هرگاه برای نماز برخاستی، در هر جا که هستی، در نمازهای فرض و سنّت بسوی کعبه روی آور، و رو کردن بسوی قبله رکنی از ارکان نماز است که بدون بجای آوردن این رکن نماز درست نخواهد بود.
· ولی در میدان جنگ و ترس، رو به قبله نمودن ساقط میگردد.
· هچنین (رو کردن به قبله) از کسی که توانایی آن را نداشته باشد مثل: بیمار، و کسی که سوار بر کشتی، ماشین و یا هواپیما است و بیم آن میرود که وقت نمازش فوت گردد، ساقط میشود.
· و کسی که سوار و مسافر در ماشین بود و نماز نفل یا وتر میخواند رو به قبله ایستادن از وی ساقط میگردد. ولی هنگام تکبیر اول رو به قبله نماید مستحب است، سپس به هر سمتی که مسیرش هست، برود بلا مانع است.
· و هر کسی که کعبه (بیت الله) را میبیند بر وی واجب است که بسوی آن رخ نماید و امّا اگر کعبه را نمیبیند رو کردن به جهت آن کافی است.
حکم اشتباه در نماز خواندن بطرف غیر قبله
· اگر کسى به علت ابری بودن هوا یا علت دیگری بعد از تلاش و جستجو به سمت غیر قبله نماز خواند، نمازش درست است، و بر وی اعاده لازم نیست.
· اگر کسی در حال نماز خواندن اشتباه کرده بود و شخصی که به وی اعتماد دارد، آمد و او را از جهت قبله آگاه ساخت در این صورت بر وی لازم است که بىتردید به سمت قبله روی نماید، و نمازش درست است.
2- بر پا ایستادن
بر نمازگزار واجب است که ایستاده نماز بخواند، زیرا قیام رکن نماز است مگر برای افراد زیر:
· کسی که نماز خوف در حالت جنگ مىخواند، برای وی جایز است سواره نماز بخواند.
· بیماری که توانایی ایستادن ندارد، در صورتیکه توانایی نشستن دارد، نشسته نماز بخواند و اگرنه بر پهلو خوابیده نماز بخواند.
· کسی که نماز نفل(سنّت) مىخواند، برایش جایز است که سواره نماز بخواند، همچنین مىتواند نشسته نماز بخواند، با اشارۀ سر، رکوع و سجده نماید، چناچنه بیمار هم همینطور نماز مىخواند، البته در اشارۀ سجده، سرش را بیشتر از اشارۀ رکوعش پایین آورد.
· برای شخصی که نشسته نماز مىخواند جایز نیست که چیزی بر روی زمین بگذارد و بر آن سجده کند، بلکه اشارۀ سجدهاش را پایینتر از اشارۀ رکوعش قرار دهد چنانچه ذکر شد. و این هنگامی است که نتواند مستقیماً پیشانی خود را بر زمین بگذارد.
نمازخواندن در کشتی و هواپیما
· خواندن نماز فرض در کشتی و همچنین در هواپیما جایز است.
· اگر از افتادن بیم داشته باشد، مىتواند در کشتی و هواپیما نشسته نماز بخواند.
· برای نمازگزار جایز است که به علت پیری یا ضعف بدنش در هنگام قیام بر ستون یا چوبدستی (عصا) تکیه دهد.
جمع نمودن میان ایستادن و نشستن
· انسان مىتواند نماز شب (تهجّد) را ایستاده یا نشسته بخواند، و یا میان ایستادن و نشستن جمع نماید، بدینصورت که نماز را نشسته آغاز کند، مقداری بخواند و اندکی قبل از رکوع بلند شود و چند آیهای ایستاده بخواند. و بعد از آن رکوع و سجده نماید، سپس در رکعت دوم همین طور عمل کند.
· هرگاه نشسته نماز خواند چهار زانو بنشیند، یا هر طوری که برایش راحت باشد.
نماز خواند با کفش
· پای برهنه و همچنین با کفش نماز خواندن جایز است.
· بهتر اینست که هر طور برایش میسّر شد، گاهی بدون کفش و گاهی با کفش نماز بخواند، و خود را برای پوشیدن و بیرون کردن کفش در نماز به سختی نیاندازد، بلکه اگر پای برهنه باشد، با پای برهنه نماز بخواند، و اگر کفش پوشیده باشد، با کفش نماز بخواند، مگر اینکه مانعی وجود داشته باشد.
· اگر کفشهایش را بیرون آورد نباید در سمت راستش بگذارد، در صورتی که سمت چپش شخص نمازگزار نباشد در سمت چپ خود بگذارد، وگرنه آن را بین پاهایش([1]) بگذارد، این دستور و فرمان از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به صحت رسیده است.
نماز خواندن بر منبر
· برای آموزش مردم جایز است که امام بر مکانی بلند همچون منبر بایستد و نماز بخواند، پس بر آن تکبیر گوید، قرائت کند، و رکوع نماید، و در حالی که به عقب برگردد پایین بیاید تا اینکه بتواند بر زمین (در کنار منبر) سجده نماید. آنگاه به جای خودش برگردد و در رکعت دومی نیز همان کارهایی را انجام بدهد که در رکعت اولی انجام داد.
نماز خواندن به سوی ستره ([2]) و نزدیک شدن به آن واجب است
نماز خواندن به طرف ستره واجب است، در مسأله ستره مسجد و غیر مسجد و بزرگ و کوچک بودن مسجد تفاوتی نمىکند؛ زیرا رسول الله صل الله علیه و آله و سلم مىفرماید: «لا تصلِّ إلاَّ إلی سترة ولا تدع أحداً یمر بین یدیك، فإنَّ أبی فلتقاتله فإنَّ معه القرین» عمومیت دارد.
یعنی؛ فقط بسوی ستره نماز بخوان، و هرگز نگذار کسی از جلویت عبور کند، پس اگر کسی اصرار ورزید با وی گلاویز شو (بجنگ)؛ زیرا شیطان همراه وی است.
· نزدیک شدن به ستره واجب است؛ زیرا رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم به آن امر نموده است.
· فاصلۀ جایی که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم سجده مىنمود تا دیواری که بطرف آن نماز مىخواند به اندازه عبور یک گوسفند بود. پس کسی که اینچنین عمل نماید به آن واجب عمل نموده است([3]).
طول ستره
واجب است ستره به اندازۀ یک یا دو وجب از زمین بلند باشد؛ زیرا رسول الله صل الله علیه و آله و سلم فرموده است: «إذا وضع أحدكم بین یدیه مثل مؤخرة الرحل([4]) فلیُصلِّ ولا یبالي مَنْ مَرَّ مِن وراء ذلك».
هرگاه یکی از شما جلوی خودش چیزی مانند آخر پالان شتر گذاشت، آنگاه نماز بخواند، و پشت آن اگر کسی عبور نمود، هیچ اشکالی ندارد.
· مستقیم در برابر ستره قرار گیرد؛ زیرا ظاهر دستور نماز بسوی ستره همین را مىرساند، امّا اینکه مقداری سمت چپ یا راست ستره قرار گیرد بطوری که مستقیم و برابرش نباشد، به ثبوت نرسیده است.
· نماز خواندن بسوی درخت و ستون، و عصا و هر چیزی مانند آن که در زمین نصب شده باشد، جایز است.
· همچنین اگر فرد بسوی همسرش که بر تخت خوابیده در حالی که زیر لحاف است، نماز بخواند، اشکالی ندارد، و همچنین نماز خواندن بسوی حیوان اگر چه شتر باشد، درست است.
نماز خواندن بسوی قبر (گور) حرام است
نماز خواندن بسوی قبر مطلقاً جایز نیست، فرقی نمىکند که قبر پیامبران (علیهم السلام) باشد، یا قبر دیگران.
عبور کردن از جلوی نمازگزار حرام است، اگر چه در مسجد الحرام باشد
هرگاه جلوی نمازگزار ستره وجود داشته باشد، عبور کردن از میان وی و سترهاش جایز نیست، در این مورد مسجد الحرام و مساجد دیگر با هم فرقی نمىکنند. زیرا سخن پیامبر صل الله علیه و آله و سلم : «کسی که از جلوی نمازگزار عبور مىکند اگر مىدانست چه گناهی بر وی مىباشد، هر آئینه چهل (چهل روز یا سال ...) مىایستاد برایش بهتر بود از اینکه از جلویش عبور کند»([5])، شامل همه مساجد مىشود.
بر نمازگزار واجب است که نگذارد کسی در جلویش عبور کند، اگر چه در مسجد الحرام باشد
· برای کسی که بسوی ستره نماز مىخواند، جایز نیست بگذارد کسی از جلویش عبور کند، بخاطر حدیث سابق: «... هرگز نگذار کسی از جلویت عبور کند...).
و فرمان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم : «هرگاه یکی از شما بسوی چیزی (سترهای) نماز خواند و کسی خواست از جلویش بگذرد، باید با زدن به سینهاش او را منع نماید، و تا مىتواند او را برگرداند. و در روایتی آمده: «دوبار او را منع نماید». پس اگر آن شخص خودداری نکرد در اینصورت با وی بجنگد؛ زیرا که او شیطان است».
جلو رفتن برای مانع شدن از عبور
· برای جلوگیری از عبور غیر مکلف مانند حیوان (چارپا)، یا کودک از جلوی نمازش، جایز است که یک قدم یا بیشتر به جلو برود، تا اینکه از پشت سر وی عبور کند.
آنچه نماز را قطع مىنماید
· اهمیت ستره در نماز برای شخصی که بسوی آن نماز مىخواند در اینست که از فاسد شدن نماز وی در صورتیکه از جلویش عبور شود، جلوگیری مىکند، بر خلاف کسی که ستره نگذاشته است، که در این صورت اگر جلویش زنی بالغ، و همچنین الاغ یا سگی سیاه عبور کند نمازش قطع (باطل) مىشود.
***
3- نیّت
· بر نمازگزار لازم است آن نمازی را که برای آن برخاسته نیّت نماید، و با قلبش آن را معیّن کند. به عنوان مثال: فرض ظهر یا عصر یا سنّت ظهر یا سنّت عصر. در واقع نیت شرط یا رکن مىباشد، و امّا تلفظ نمودن نیت با زبان بدعت و مخالف سنّت است، و هیچ یک از ائمه چهارگانه این را نگفتهاند.
4- تکبیرة الإحرام «تحریمه»
پس با گفتن: «الله اکبر» که رکن است، نماز را آغاز نماید؛ زیرا که رسول الله صل الله علیه و آله و سلم فرمود: «پاکیزگی و طهارت کلید نماز است، و تکبیر سبب تحریم آن، و سلام سبب تحلیل آن است»([6]).
· در تمام نمازها با صدای بلند تکبیر نگوید مگر اینکه امام باشد.
· هرگاه نیاز باشد مثل بیمار بودن امام، و آهسته بودن صدایش، یا بسیار بودن جماعت نمازگزاران، جایز است که مؤذن تکبیر امام را به مردم برساند.
· پیرو تکبیر نگوید مگر بعد از اینکه تکبیر امام تمام و کامل شود.
بلند کردن دستها و چگونگی آن
همزمان با تکبیر، یا قبل از آن، و یا بعد از آن، دستهایش را بلند نماید، همه اینها در سنّت به ثبوت رسیده است.
· در حالی که انگشتان کشیده شده، دستهایش را بلند کند.
· دو کف دستش را برابر شانههایش قرار دهد، و گاهی در بلند نمودن دستها مبالغه نماید بطوریکه نزدیک گوشهایش برساند([7]).
دست بستن و چگونگی آن
· بعد از تکبیر دست راستش را بر دست چپ بگذارد، و این از سنّت پیامبران علیهم السلام مىباشد و رسـول الله صل الله علیه و آله و سلم یارانش را به آن امر نموده است، پس باز گذاشتن آن جایز نیست.
· دست راستش را بر پشت کف چپش و بر مچ آن بگذارد.
· گاهی با دست راست، دست چپ را بگیرد([8]).
جای گذاشتن
· دستهایش را فقط روی سینهاش بگذارد و در این مورد زن و مرد یکسان مىباشند([9]).
· گذاشتن دست راست بر پهلو جایز نیست.
خشوع و نگاه کردن به جای سجده
· بر نمازگذار لازم است که در نمازش خشوع و فروتنی نماید، و از نقش و نگارها و هر آنچه که او را از نماز بخود مشغول مىسازد، اجتناب و دوری کند و هنگام حاضر شدن غذایی که اشتهای خوردن آن را دارد، و همچنین هنگامی که ادرار و مدفوع به وی فشار آورده است (احتیاج به دستشویی رفتن دارد) نباید در این حال نماز بخواند.
· در حالت قیام به سجدهگاهش نگاه کند.
· نباید گردن یا سینه به چپ و راستش حرکت کند؛ زیرا این نوعی دزدی است که شیطان از نماز بنده مىرباید.
· همینطور بلند کردن چشم بسوی آسمان جایز نیست.
دعای استفتاح
· سپس قرائت را با برخی از دعاهای ثابت شده از رسول الله صل الله علیه و آله و سلم آغاز نماید، و دعاهای استفتاح بسیارند که مشهورترین آنها: «سبحانك اللهم وبحمدك وتبارك اسمك وتعالی جدّك، ولا إله غیرك»([10])، مىباشد.
سفارش رسول الله صل الله علیه و آله و سلم به خواندن دعای استفتاح به ثبوت رسیده است، در نتیجه شایسته است که همیشه آن را بخواند([11]).
5- قرائت
· سپس واجب است که به خدا پناه ببرد «أعوذ بالله» بگوید و ترک آن گناه محسوب مىشود.
· سنّت است که گاهی: «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، من همزه ونفخه ونفثه» بگوید. و نفث در اینجا بمعنای شعر مذموم مىباشد.
· گاهی نیز: «أعوذ بالله السمیع العلیم، من الشیطان الرجیم» بگوید.
· آنگاه در نمازهای جهری و سری(نهفته)، با صدای آهسته «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید.
خواندن فاتحه
· سپس سورۀ فاتحه را کاملاً بخواند و «بسم الله الرحمن الرحیم» نیز جزء آن است. باید دانست که خواندن فاتحه رکن نماز است و بدون آن نماز صحیح نمىشود، پس حفظ نمودن آن برای کسانی که زبانشان عربی نیست واجب است.
· کسی که توانایی حفظ فاتحه را ندارد، کافی است که بگوید: «سبحان الله، والحمد لله، ولا إله إلاَّ الله، الله أكبر، ولا حول ولا قوة إلاَّ بالله».
· سنّت است که آن را آیه آیه بخواند، یعنی بر آخر هر آیهای توقف کند، به این صورت که: ﴿بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ﴾ بگوید سپس وقف کند، آنگاه بگوید: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ سپس وقف نماید، آنگاه بگوید: ﴿ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ﴾ سپس وقف کند، آنگاه بگوید: ﴿مَٰلِكِ يَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾ سپس وقف کند، و تا آخر اینچنین بخواند.
تمام قرائت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم اینچنین بود، و بر هر آیهای وقف مىنمود، و آن را با آیه بعدی وصل نمىنمود، گرچه از نظر معنا به آن وابسته باشد.
· و «مالک»، «مَلِک» خواندن هر دو جایز مىباشد.
خواندن سوره فاتحه برای مقتدی (پیرو)
بر مقتدی واجب است که در نمازهای سری پشت سر امام سورۀ فاتحه را بخواند، و همچنین در نمازهای جهری در صورتی که قرائت امام را نشنود، یا اگر امام بعد از خواندن آن سکوت نمود بطوری که مقتدی بتواند سورۀ فاتحه را بخواند، اگر چه این سکوت در سنّت به نظر ما ثابت نیست([12]).
بعد از فاتحه خواندن
· سنّت است که بعد از خواندن سورۀ فاتحه در دو رکعت اولی یک سوره، یا چند آیه بخواند، همچنین در نماز جنازه.
· گاهی بعد از فاتحه قرائت چند آیه را طولانی نماید، و گاهی هم بخاطر مشکلاتی چون سفر، سرفه، بیماری، یا گریۀ کودک قرائت را کوتاه نماید.
· قرائت قرآن در نماز چند صورت دارد: مثلاً: قرائت در نماز صبح طولانىتر از بقیهی نمازهای پنجگانه است، و به ترتیب بعد از آن نماز ظهر، نماز عصر، عشاء، و در پایان نماز مغرب در غالب اوقات.
· قرائت در نماز شب از قرائت همۀ نمازها طولانىتر است.
· در سنّت معلوم است که قرائت رکعت اول طولانىتر از قرائت رکعت دوم میباشد.
· و قرائت در دو رکعت آخر به اندازۀ نصف قرائت در دو رکعت اول کوتاهتر نماید([13]).
در هر رکعت فاتحه خواندن
· خواندن فاتحه در هر رکعت واجب است.
· همچنین سنّت است که احیاناً در دو رکعت آخر چیزی غیر از فاتحه بخواند.
· برای امام جایز نیست بیشتر از آن مقداری که در سنّت وارد شده، نماز را طولانی نماید؛ زیرا با اینکار برای کسانی که پشت سر وی هستند کار را دشوار مىنماید، شاید مرد بزرگسالی یا بیماری، یا زنی که کودک شیرخوار دارد و یا شخصی که کاری ضروری دارد پشت سرش باشد.
بلند و آهسته خواندن
· خواندن فاتحه و برخی از آیات قرآن را در نماز صبح، جمعه، نماز عید، استسقاء(طلب باران)، کسوف(ماه گرفتگی) و دو رکعت اول از نماز مغرب و عشاء با صدای بلند بخواند.
· امّا در نماز ظهر، عصر، رکعت سوم نماز مغرب و دو رکعت آخر نماز عشاء با صدای آهسته بخواند.
· برای امام جایز است که گاهی در نمازهای سری آیهای بلند بخواند و پیروان آن را بشنوند.
· امّا نماز شب و وتر را گاهی آهسته، و گاهی با صدای بلند بخواند، و در بلند نمودن آواز اعتدال را رعایت نماید.
خواندن قرآن با ترتیل (تجوید)
· سنّت است که قرآن را با تجوید و ترتیل بخواند، نه یک نفس و با عجله، بلکه طورى بخواند که همه حروف آشکار شود، و صدایش به قرائت قرآن زینت بخشد، و با نوای خوب طبق آن احکامی که نزد اهل علم به تجوید معروف است، تلاوت نماید، نه با نواهای اختراعی و قوانین موسیقی معروف.
یادآوری به امام
· هرگاه قرائت برای امام دشوار گردد یا در اشتباه افتد، برای مأموم جایز است که امام را یادآوری کند.
6- رکوع
· پس هنگامی که از قرائت فارغ شود، به اندازهای که به نفسش برگردد، سکوت نماید.
· سپس همچنانکه در تکبیرة الإحرام ذکر شد دستهایش را بلند کند.
و تکبیر بگوید، و این تکبیر واجب است.
· آنگاه رکوع نماید، به اندازهای که مفصلهایش استقرار پیدا کند، و هر عضوی بجای خودش برگردد، و این رکن است.
چگونگی رکوع
· دستهایش را بر زانوهایش گذاشته، و زانوهایش را محکم بگیرد، و انگشتانش را باز بگذارد، اینها همه واجب است.
· و پشت خود را پهن و دراز نماید ـ بطوری که اگر بر پشتش آب ریخته شود آنجا بماند ـ و این واجب مىباشد.
· و سرش را پائین و یا بالا نگیرد، بلکه برابر با پشتش قرار دهد.
· دو آرنجش را از پهلویش دور نگه دارد.
· و در رکوعش سه مرتبه یا بیشتر، «سبحان ربي العظیم»([14]) بگوید.
برابر و یکسان قرار دادن ارکان با هم
· یکسان قرار دادن ارکان در طولانی بودن، سنّت است. پس رکوعش، و بلند شدنش بعد از رکوع، و سجودش، و نشستنش بین دو سجده، از نظر طولانی بودن باید یکسان باشند.
· قرآن خواندن در رکوع یا در سجده جایز نیست.
راست شدن (اعتدال) از رکوع
· سپس پشت خود را از حالت رکوع بلند کند، و این رکن است.
· در اثنای اعتدال (راست شدن) «سمع الله لمن حمده» بگوید. و این واجب است.
· به کیفیتهایی که گذشت، دستهایش را در اعتدال بلند نماید.
· سپس معتدل و مطمئن بایستد تا اینکه هر استخوانی جای خودش را بگیرد، و این رکن است.
· و در این حالت «ربنا ولک الحمد»([15]) بگوید، و گفتن آن بر هر نمازگزاری واجب است، اگر چه پشت سر امام هم باشد([16])؛ زیرا که این ورد مخصوص قیام است، امّا «سمع الله لمن حمده» ورد اعتدال مىباشد.
· این قیام و رکوع را به یک اندازه طولانی نماید، همچنانکه گذشت.
7- سجود
سجده کردن بر زمین
· سپس «الله اکبر» بگوید و این واجب است.
· گاهی دستهایش را بلند نماید.
بر دستها به زمین رفتن
· سپس برای سجده کردن بر دستهایش به زمین رود، و آن را قبل از زانوهایش بر زمین بگذارد؛ چون رسول الله صل الله علیه و آله و سلم چنین امر نموده، و همچنین از عمل آنحضرت صل الله علیه و آله و سلم ثابت مىباشد، و ایشان صل الله علیه و آله و سلم نمازگزاران را از زانو زدن مانند شتر نهی کرده است، و شتر بر دو زانوئی که در دستهایش است، زانو مىزند.
· پس هنگامی که سجده کرد، ـ و این رکنی از رکنهای نماز است ـ بر دو کف دستش تکیه نماید و آنها را باز کند.
· انگشتانش را به هم بچسباند.
· آنها را به سوی قبله بگذارد.
· دو کفهایش را برابر شانههایش قرار دهد.
· گاهی برابر گوشهایش بگذارد.
· واجب است که ساعدش را از زمین بلند کند، و آنطور که سگ دستهایش بر زمین مىگذارد بر زمین نگذارد.
· بینی و پیشانیش را محکم روی زمین بگذارد، و این از ارکان نماز است.
· همچنین زانوهایش را محکم روی زمین بگذارد.
· همچنین سر انگشتان پاهایش را محکم بر زمین بگذارد.
· پاهایش را راست و ایستاده بگیرد، همۀ اینها واجب است.
· سر انگشتان پاهایش را به سمت قبله قرار دهد.
· و عقب (پاشنه) پاهایش را به هم نزدیک کند و بچسباند.
اعتدال (آرام گرفتن) در سجده
· بر نمازگزار واجب است که در سجدهاش اعتدال داشته باشد، به این معنا که بر تمام اعضای سجدهاش بطور مساوی و یکسان تکیه کند، و اعضای سجده عبارتند از: پیشانی و بینی، و دو کف دست، و دو زانو، و سر انگشتان دو پا.
· اگر کسی به این کیفیت در سجدهاش اعتدال را رعایت نمود، همانا بطور یقین اطمینان و آرام گرفته است، و همچنین اطمینان و آرام گرفتن در سجده از ارکان نماز است.
· در سجدهاش سه بار یا بیشتر: «سبحان ربي الأعلی»([17]) بگوید.
· و مستحب است که در سجده بسیار دعا کند؛ زیرا که امید اجابت است.
· همچنانکه گذشت سجدهاش را به اندازۀ رکوعش طولانی نماید.
· سجده بر زمین، و همچنین بر چیزهایی مانند: لباس، فرش، حصیر، و مانند اینها، که بین زمین و پیشانی، مانع باشند جایز است.
· در سجده خواندن قرآن جایز نیست.
افتراش و نشستن میان دو سجده
· سپس با گفتن «الله أکبر» سرش را بلند کند، و این واجب است.
· در بعضی اوقات دستهایش بلند نماید.
· آنگاه مطمئن و آرام بنشیند تا اینکه هر استخوانی در جای خودش قرار گیرد، و این از ارکان نماز است.
· و پای چپش را بگستراند (پهن کند) سپس بر آن بنشیند، و این واجب است.
· و پای راستش را ایستاده نگه دارد.
· و انگشتانش را بسوی قبله نگه دارد.
· و گاهی نشستن به صورت اقعاء([18]) جایز است، و اقعاء بمعنای این است که بر پاشنه و سینه قدمهایش بنشیند.
· و در این جلسه: «اللهم اغفر لي، وارحمني، واجبرني، وارفعني، وعافني، وارزقني» بگوید.
· و اگر خواست: «رب اغفر لي، رب اغفر لي» بگوید.
· و این جلسه را تقریبا به اندازۀ سجدهاش طولانی نماید.
سجدۀ دوم
· سپس «الله أکبر» بگوید، و این واجب است. و بعضی اوقات با این تکبیر دستهایش را بلند نماید.
· و سجدۀ دوم را انجام دهد، و این سجده نیز از ارکان نماز است.
· و کارهایی را که در سجدۀ اول انجام داد، در این سجده نیز انجام دهد.
جلسۀ استراحت
· سپس وقتی که سرش را از سجدۀ دوم بلند نمود، و خواست برای رکعت دوم بلند شود، تکبیر بگوید، و این تکبیر واجب است.
· و گاهی دستهایش را بلند کند.
· و چند لحظه معتدل و آرام بر پای چپش بنشیند، تا اینکه هر استخوانی به جای خودش برگردد.
رکعت دوم
· سپس با دستهای مشت کرده همانطور که شخص خمیر کننده مشت مىکند، بر زمین تکیه کند، و برای رکعت دوم برخیزد، و این رکعت دوم از ارکان نماز است.
· و همان کارهایی که در رکعت اول انجام داد در رکعت دوم نیز انجام دهد.
· دعاء استفتاح را در رکعت دوم نخواند.
· رکعت دوم را از رکعت اول کمی کوتاهتر کند.
نشستن برای تشهّد
· پس از اینکه از رکعت دوم فارغ شد، برای تشهّد بنشیند، و این واجب است.
· و به حالت افتراش، بنشیند چنانچه در جلسۀ (نشستن) میان دو سجده گذشت.
· امّا در تشهّد جایز نیست که بصورت اقعاء بنشیند.
· و کف دست راستش را بر ران و زانوی راست، بگذارد، و آخر آرنج راستش را بر رانش بگذارد، و از آن دور ننماید.
· و کف دست چپش را بر ران و زانوی چپش بگستراند.
· و جایز نیست بر دستش تکیه زده و بنشیند، مخصوصاً بر دست چپ.
حرکت دادن انگشت، و نگاه بسوی آن
· گاهی همۀ انگشتان دست راستش را مشت کند، و انگشت ابهام را بر انگشت وسطی بگذارد.
· گاهی انگشت ابهام را با وسطی حلقه نماید.
· با انگشت سبّابه (شهاده) بسوی قبله اشاره کند.
· و به انگشتش نگاه کند.
· و از اول تشهّد تا آخرش آن را حرکت دهد و با آن دعا نماید.
· و با انگشت دست چپش اشاره نکند.
· و همۀ اینهایی که گفته شد در هر تشهّد انجام دهد.
لفظ تشهّد و دعا خواندن بعد از آن
· تشهّد واجب است، و اگر فراموش نمود سجده سهو بجای آورد.
· تشهّد را آهسته بخواند.
· و لفظ آن: «التَّحِيَّاتُ ِللهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ، السَّلاَمُ علی النبي([19])وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاَتُهُ، السَّلاَمُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِيْنَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ محمّداً عَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ» میباشد.
و بعد از آن بر پیامبر صل الله علیه و آله و سلم درود بفرستد، و چنین بگوید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى محمّد وَعَلَى آلِ محمّد، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلى آلِ إِبْرَاهِيْمَ، إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ، اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى محمّد وَعَلَى آلِ محمّد، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيْمَ، إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ»([20]).
و اگر خواستی که مختصر بخوانی، بگو: «اللهم صل علی محمّد، وعلی آل محمّد، وبارك علی محمّد وعلی آل محمّد، كما صلیت وباركت علی إبراهیم، وعلی آل إبراهیم، إنك حمید مجید».
· سپس از دعاهای وارد شده هر دعایی که مورد پسند وی است، انتخاب نموده و در این تشهّد، با آن دعاها خداوند را بخواند.
رکعت سوم و چهارم
· سپس تکبیر بگوید، و این تکبیر واجب است، و سنّت این چنین است که در حالی که هنوز نشسته است تکبیر بگوید.
· و گاهی دستهایش را بلند کند.
· سپس برای رکعت سوم بلند شود، و این رکعت مانند رکعت بعدی (چهارمی) رکن نماز است.
· و هنگام برخاستن برای رکعت چهارم همین کارها را انجام مىدهد.
· مگر قبل از اینکه برای رکعت چهارم بلند شود، آرام و معتدل بر پای چپش بنشیند (جلسۀ استراحت) تا اینکه هر استخوانی بجای خودش برگردد.
· آنگاه با تکیه کردن بر دستهایش بلند شود، همچنانکه در برخاستن به رکعت دوم انجام داد.
· سپس در هر یک از رکعت سوم و چهارم واجب است سورۀ فاتحه را بخواند.
· و گاهی یک آیه یا بیشتر بعد از فاتحه بخواند.
قنوت
قنوت نازله
· برای نمازگزار سنّت است بخاطر مصیبتی که بر مسلمانان وارد شده قنوت بخواند و برای آنها دعا نماید.
· و جای خواندن قنوت بعد از برخاستن از رکوع و گفتن «ربنا لک الحمد» مىباشد.
· دعای مخصوصی ندارد، بلکه دعاهایی را که با آن مشکل و مصیبت مناسبت دارد بخواند.
· و در این دعای قنوت دستهایش را بلند مىکند.
· و اگر امام است دعای قنوت را با صدای بلند بخواند.
· و کسانی که مأموم هستند آمین بگویند.
· و هنگامیکه از دعا فارغ شد تکبیر گفته و سجده نماید.
قنوت وتر و جای خواندن آن
· خواندن دعای قنوت در وتر گاهی اوقات مشروع و جایز است.
· و جای آن قبل از رکوع است، بر خلاف قنوت نازله.
· و در آن این دعا را بخواند: «اللَّهُمَّ اهْدِنِيْ فِيْمَنْ هَدَيْتَ، وَعَافِنِيْ فِيْمَنْ عَافَيْتَ، وَتَوَلَّنِيْ فِيْمَنْ تَوَلَّيْتَ، وَبَارِكْ لِيْ فِيْمَا أَعْطَيْتَ، وَقِنِيْ شَرَّ مَا قَضَيْتَ، فَإِنَّكَ تَقْضِيْ وَلاَ يُقْضَى عَلَيْكَ، إِنَّهُ لاَ يَذِلُّ مَنْ وَالَيْتَ وَلاَ يَعِزُّ مَنْ عَادَيْتَ، تَبَارَكْتَ رَبَّنَا وَتَعَالَيْتَ».
· رسول الله صل الله علیه و آله و سلم این دعا را به اصحابش (رضی الله عنهم) آموزش داد، پس نباید چیزی بر آن افزود، مگر درود و صلوات بر پیامبر صل الله علیه و آله و سلم که بخاطر ثابت بودنش از اصحاب ن جایز است.
· سپس رکوع و دو بار سجده کند، چنانکه گذشت.
تشهد آخر
تشهّد آخر، و نشستن به حالت تَوَرُّک([21])
· سپس برای تشهّد آخر بنشیند، و هر دو تشهّد واجب است.
· و کارهایی را که در تشهّد اول انجام داد در این تشهّد هم انجام دهد.
· بجز اینکه در این تشهّد بحالت تورّک بنشیند، به این کیفیت که سرین چپش را بر زمین گذاشته، و هر دو قدمش را از یک سمت بیرون بیاورد، و پای چپ را زیر ساق پای راستش قرار دهد.
· و قدم راستش را نصب کند.
· و گاهی پهن کردن آن نیز جایز است.
· و با کف دست چپش زانویش را بگیرد و بر آن تکیه زند.
واجب بودن درود بر پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و از چهار چیز پناه خواستن
· بر نمازگزار واجب است در این تشهّد بر پیامبر صل الله علیه و آله و سلم درود بفرستد، و ما بعضی از درود را در تشهّد اول ذکر نمودیم.
· و همچنین بر نمازگزار واجب است از چهار چیز، به خداوند پناه برد و بگوید: « اللَّهُمَّ إِنِّيْ أَعُوْذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَحْيَا وَالْمَمَاتِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَسِيْحِ الدَّجَّالِ»([22]).
دعا نمودن قبل از سلام
· سپس با انتخاب خودش از آن دعاهایی که در کتاب و سنّت به ثبوت رسیده است برای خودش دعا نماید. و این دعاها بسیارند و دعاهای خوبی هستند، امّا اگر چیزی از این دعاها نمىدانست، آنچه برایش میسر است، و در دین و دنیا به وی فایده مىرساند، دعا کند.
سلام دادن و انواع آن
· سپس بطرف راستش «السلام علیکم ورحمة الله» گوید، و آنقدر صورتش را بچرخاند تا اینکه سفیدی رخسارش دیده شود، و سلام از ارکان نماز است.
· و پس از آن بطرف چپش سلام دهد تا اینکه سفیدی رخسار چپش دیده شود، اگر چه در نماز جنازه باشد.
· امام برای سلام دادن صدای خودش را بلند مىکند، مگر در نماز جنازه که با صدای آهسته سلام دهد.
· و سلام دادن انواعی دارد:
اول: بطرف راستش: «السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته».
و بطرف چپش: «السلام علیکم رحمة الله»، بگوید.
دوم: مانند سلام اول سلام بگوید بدون اینکه: «وبرکاته» بگوید.
سوم: بطرف راستش: «السلام علیکم ورحمة الله»، وبطرف چپش: «السلام علیکم» بگوید.
چهارم: روبروی خود یک سلام مىدهد، و در وقت سلام کمی به طرف راستش مایل مىشود.
***
ای برادر مسلمان! این فرصت برایم پیدا شد تا روش نماز پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را مختصر نمایم. کوشش نمودم تا چگونگی نماز را برای شما نزدیک نمایم تا برای شما واضح و روشن گردیده و در ذهن شما مجسم گردد و بطوریکه گویا نماز رسول الله صل الله علیه و آله و سلم را در برابر چشمانت مىبینی، پس اگر تو چنانچه من نماز پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را توصیف نمودم، نماز بخوانی، امیدوارم خداوند از تو بپذیرد؛ زیرا در اینصورت تو به قول پیامبر صل الله علیه و آله و سلم : «صلّوا كما رأیتموني أصلي»([23]) جامه عمل پوشیدی.
سپس بعد از اینها بر شما لازم است که اهمیت حضور قلب، خشوع و فروتنی در نماز را فراموش نکنید؛ زیرا که حضور قلب و خشوع مقصود بزرگ و اصلی ایستادن بنده در جلوی پروردگارش مىباشد، و هر اندازه که با خشوع و فروتنی بیشتر نماز بخوانی، و نمازت به چگونگی و کیفیت نماز رسول الله صل الله علیه و آله و سلم نزدیکتر باشد، از آن نتیجه و ثمرهای که پروردگارمان به آن اشاره نموده: ﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ﴾ [العنكبوت: 45]([24]) بیشتر برخوردار خواهی شد.
و در پایان از خداوند بزرگ مسألت دارم که نمازها و بقیۀ اعمالمان را بپذیرد، و ثواب و پاداش آنها را برای روزی که ملاقاتش مىنمائیم، ذخیره نماید. ﴿يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ٨٨ إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلۡبٖ سَلِيمٖ٨٩﴾[الشعراء: 88-89] ([25]).
ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ
پایان ترجمه23 رمضان 1420هـ.ق
[1]- در این مسأله اشاره لطیفی است به اینکه کفشهایش را جلوی خود نگذارد، و این ادبی است که بیشتر نمازگزاران نسبت به آن بىتوجهی مىکنند و چه بسا مشاهده مىکنیم که بسوی کفشهایشان نماز مىگزارند!.
[2]- چیزی که نمازگزار در جلو خودش قرار مىدهد تا کسی از سجدگاهش عبور نکند.
[3]- بنابراین آنچه مردم در تمام مساجدی که دیدهام در سوریه و غیره انجام مىدهند، بطوریکه به دور از دیوار و وسط مسجد نماز مىخوانند، چیزی جز غفلت از این دستور و فعل پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نیست.
[4]- آن چوبی است که در آخر پالان شتر است، و رحل (پالان) برای شتر مانند زین برای اسب مىباشد. و حدیث اشاره به این دارد که خط کشیدن روی زمین کافی نیست، و حدیثی که در این زمینه روایت شده ضعیف مىباشد.
[5]- اما حدیث نماز پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در کنار مطاف بدون ستره در حالی که مردم در جلویش عبور مىکردند، صحیح نیست. ضمنا در آن ذکر نیست که مردم از میان ایشان و محل سجدهاش عبور مىکردند.
[6]- یعنی: تحریم آن افعالی که خداوند حرام گردانده و همچنین تحلیل آن، یعنی؛ تحلیل آن چه که در بیرون از نماز حلال گردانده است. و مقصود از تحریم و تحلیل: محرم (حرام شده) و محلل (حلال شده) مىباشد.
[7]- اما با انگشتان ابهام نرمهگوش را دست زدن و گرفتن، در سنت هیچ اصلی ندارد، بلکه نزد من این کار ریشه در وسوسه دارد.
[8]- اما جمع کردن میان گذاشتن دست و گرفتن بطور همزمان که بعضی از متأخرین آنرا پسندیدهاند در سنت اصلی ندارد.
[9]- دست را بر غیر سینه گذاشتن یا ضعیف است و یا اصلی ندارد.
[10]- پروردگارا تو را به پاکی یاد مىکنم و تو را ستایش مىگویم، و با برکت است نام تو، و بلندمرتبه است بزرگواری تو، و بجز تو معبودی بحق نیست.
[11]- کسانی که مایلند بر بقیه ادعیه استفتاح اطلاع یابند به کتاب «صفة الصلاة» (ص72 ـ73) چاپ دهم یا یازدهم، و ترجمه فارسى آن از انتشارات حرمین ـ زاهدان، مراجعه نمایند.
[12]- در کتاب سلسله أحادیث ضعیفه (شماره 546 و 547) مستند کسانی که به آن قائل هستند و پاسخ به آنها را ذکر نمودهام.
[13]- تفصیل این مسأله را مىتوانید در کتاب «صفة الصلاة» (ص83) چاپ یازدهم بخوانید، همچنین به نسخه فارسی آن در سایت عقیده www.aqeedeh.com مراجعه کنید.
[14]- اذکار دیگری برای گفتن در رکوع نیز وارد شده، برخی از آنها طولانی و برخی متوسط و برخی دیگر کوتاه مىباشند، به صفة صلاة النبی صل الله علیه و آله و سلم ص 113 چاپ یازدهم، و ترجمه فارسى آن در سایت عقیده مراجعه شود.
1- اذکار دیگری نیز هست که در این رکن گفته مىشود، به صفه صلاه النبی صل الله علیه و آله و سلم (ص: 116) چاپ یازدهم مراجعه نمایید.
2- در این قیام چون دست بستن وارد نشده است، مشروع نیست، جهت توضیح بیشتر به اصل کتاب صفة صلاة النبیّ صل الله علیه و آله و سلم در سایت عقیده مراجعه نمایید.
[17]- و اذکار دیگری نیز وجود دارد که برای اطلاع از آنها مىتوانید به صفة صلاة النبی صل الله علیه و آله و سلم (ص27) چاپ عربی، و ترجمه فارسى آن در سایت عقیده مراجعه نمایید. www.aqeedeh.com
[18]ـ اقعاء: این است که دو پاى خویش را بر زمین نهاده بطورى که بدن او روى کف پاهاى او قرار گیرد.
[19]- واین لفظ (یعنی: علی النبی) بعد از وفات پیامبر صل الله علیه و آله و سلم مشروع و جایز است؛ زیرا این لفظ در تشهد ابن مسعود و عائشه و ابن زبیر و ابن عباس ن به ثبوت رسیده است، و کسی که خواهان تفصیل این مسأله است به کتاب صفة صلاة النبیّ عربی (ص142) و ترجمه فارسی آن در سایت عقیده مراجعه نماید.
[20]- در کتابم الفاظ ثابت دیگر تشهد وجود دارد، و آنچه در اینجا ذکر کردهام صحیحترین آنها مىباشد.
[21]ـ متورک به این معنى: طورى دو زانو بنشیند که پشت پاى چپ، روى کف پاى راست قرار بگیرد.
[22]- فِتْنَةِ الْمَحْيَا : فتنههایی که در زندگی انسان بر اثر دنیا و شهواتش برای وی اتفاق مىافتد، و فِتْنَةِ الممات: عبارت است از فتنۀ قبر و سؤال دو فرشته، و فتنۀ مسیح دجال: آن کارهای خارق العادهای که به دستش آشکار مىشود، و با آن بسیاری از مردم را گمراه مىسازد، و با ادعای الوهیت او را پیروی مىنمایند.
[23]- آنگونه که مرا مىبینید نماز مىخوانم، نماز بخوانید.
[24]- همانا نماز، انسان را از کارهای زشت و منکر باز مىدارد.
[25]- روزی که مال و فرزندان به آدمی زاد فائده نمىرسانند، مگر کسی که با دلی پاک و خالی از شرک در درگاه الهی حاضر شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر