توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۳ خرداد ۴, جمعه

لعان

 

لعان

هرگاه مردی همسرش را متهم به زنا کرد و همسرش او را تکذیب نمود حد بر شوهر جاری می‌شود، مگر اینکه دلیل بیاورد یا لعان کند:

خداوند متعال می‌‌فرماید:

) وَالَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلاَّ أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَات بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنْ الصَّادِقِینَ. وَ الْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کَانَ مِنْ الْکَاذِبِینَ. وَ یَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنْ الْکَاذِبِینَ. وَ الْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیْهَا إِنْ کَانَ مِنْ الصَّادِقِینَ ( (نور: 6 - 9)

«کسانی که زنان خود را متهم (به زنا) می‌کنند و جز خودشان شاهدانی ندارند, هر یک از ایشان باید چهار مرتبه خدای را به شاهد بطلبد که راستگو هستم. و در پنجمین مرتبه (باید بگوید) لعنت خدا بر او باد اگر دروغگو باشد، اگرزن چهار بار خدا را به شهادت بطلبد (و سوگند بخورد) که شوهرش (در اتهامی که به او می‌زند) دروغگو است عذاب (رجم) را از او دفع می‌نماید، ودر مرتبه پنجم (باید بگوید که) نفرین خدا بر او باد اگر شوهرش راست بگوید ».

از ابن عباس روایت است: هلال بن امیه نزد پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  همسرش را متهم کرد که با شریک بن سحماء زنا کرده، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (البینة أو حد فی ظهرک) «باید دلیل بیاوری وگرنه حد بر پشتت جاری می‌شود:، گفت: ای رسول خدا! آیا اگر کسی از ما مردی را روی همسرش دید، می‌رود و شاهد پیدا می‌کند؟! پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (البینة أو حد فی ظهرک)، شاهد وگرنه حد بر پشتت جاری می‌شود، هلال گفت: قسم به ذاتی که تو را به حق مبعوث کرده است من راستگو هستم، و حتماً خداوند آیه‌ای نازل خواهد نمود و پشت مرا از حد نجات خواهد داد، پس جبرئیل فرود آمد و آیه
) وَالَّذِینَ یَرمُونَ أَزوَاجَهُم ( را تا ) إن کَانَ مِنَ الصَّادِقِینَ ( بر پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  نازل کرد، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  رفت و به دنبال آن زن فرستاد، هلال آمد و شهادت داد، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (إن الله یعلم أن أحدکما کاذب فهل منکما تائب) «خداوند می‌داند که یکی از شما دروغ می‌گوید آیا کسی از شما هست که توبه کند؟»، سپس آن زن بلند شد و شهادت داد، و چون نوبت پنجم شد او رانگه داشتند وبه وی گفتند: این کار لعنت را بر تو واجب می‌کند، ابن عباس گفت: آن زن کمی درنگ کرد و روی گردانید بطوریکه گمان کردیم از لعان پشیمان می‌شود (و اقرار می‌کند)، سپس گفت: بعد از این آبروی خویشاوندانم را نمی‌برم و رفت، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (أبصروها فإن جاءت به أکحل العینین سابغ الإلیتین، خدلج الساقین، فهو لشریک بن سحماء، فجاءت به کذلک، فقال النبی صل الله علیه و آله و سلم  لولا ما مضی من کتاب الله لکان لی و لها شأن)[1] «نگاه کنید اگر بچه‌اش متولد شد و چشمهای سیاه، باسنهای بزرگ، و پاهای پرگوشت داشت، بدانید که آن بچه از شریک بن سحماء است، وقتی بچه را به دنیا آورد به او نگاه کردند و دیدند که به همان شکلی است که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  توصیف کرده بود، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: اگر به خاطر حکم کتاب خدا نبود که طبق آن، لعان اجرای حد را از زن رفع می‌کند، می‌دانستم با او چه کار کنم».

 

 

احکام پس از لعان

هرگاه زن و شوهر ملاعنه کردند، با لعنت کردنشان احکام زیر اجرا شود:

1- جدایی بین آن دو

به دلیل حدیث ابن عمر که گفت: (لاعن النبی صل الله علیه و آله و سلم  بین رجل و امرأة من الأنصار و فرق بینهما)[2] «پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  زن و مردی از انصار را ملاعنه داد و آنها را از هم جدا کرد».

2- تحریم أبد

به دلیل قوم سهل بن سعد: (مضت السنة فی المتلاعنین أن یفرق بینهما، ثم لایجتمعان أبدا)[3] «سنت درباره زن و مردی که لعان کنند، این است که بین آنها جدایی انداخته شود و هرگز نتوانند دوباره با هم ازدواج کنند».

3- زن لعان کننده با لعان مستحق مهریه‌اش می‌گردد

به دلیل حدیث ایوب از سعید بن جبیر که گفت: «به ابن عمر گفتم (حکم) مردی که همسرش را به زنا متهم می‌کند چیست؟ گفت: پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  بین زن و مردی از بنی عجلان جدایی انداخت و فرمود: (الله یعلم أن أحدکما لکاذب فهل منکما تائب) «خداوند می‌داند که یکی از شما دروغ می‌گوید. آیا کس از شما هست که توبه کند؟» آندو سرباز زدند. پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (الله یعلم أن أحدکما لکاذب، فهل منکما تائب؟)، «خداوند می‌داند که یکی از شما دروغ می‌گوید. آیا کسی از شما هست که توبه کند؟» باز هم سرباز زدند پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (الله یعلم أن أحد کما لکاذب، فهل منکما تائب؟) دوباره آندو سرباز زدند و در نتیجه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  آنها را از هم جدا کرد.

ایوب گوید: عمرو بن دینار به من گفت: چیزی در این حدیث هست که نگفته‌ای، (عمرو) گفت: آن مرد پرسید: پس مالم چی؟ گوید: پیامبر فرمود: (لامال لک إن کنت صادقا فقد دخلت بهاء و إن کانت کاذبا فهو أبعد منک) «هیچ مالی به تو تعلق نمی‌گیرد چون اگر در ادعایت صادق باشی آن مال حقی است که به واسطه نزدیکی با زنت از آن او است و اگر دورغ گفته باشی به طریق اولی مال به تو تعلق نمی‌گیرد».[4]

4- بچه‌ای که از زن لعان کننده متولد شود، به او داده می‌شود

به دلیل حدیث ابن عمر: (أن النبی صل الله علیه و آله و سلم  لاعن بین رجل و أمرأته، فانتفی من ولدها، ففرق بینهماء و أحلق الولد بالمرة)[5] «پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  بین زن و شوهری ملاعنه داد، مرد فرزن زنش را از خود نفی کرد، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  آنها را از هم جدا کرد و فرزند را به زن داد».

5- ثبوت ارث بین زن ملاعنه و فرزندش

به دلیل قول ابن شهاب در حدیث سهل بن سعد: (فکانت السنة بعدهما أن یفرق بین المتلاعنین، و کانت حاملا، و کان ابنها یدعی لأمه) قال: (ثم جرت السنة فی میراثها أنها ترثه، و یرث منها ما فرض الله له)[6] «بعد از (لعان آن زن و شوهر) سنت بر اینتثبیت گردید که زن و مرد متلاعن از هم جدا شوند و اگر آن زن حامله بود، فرزندش به مادرش نسبت داده می‌شود» گفت «سپس سنت درباره میراث زن بر این است که زن از فرزندش، و فرزند ا او به اندازه‌ای که خداوند تعین کرده است، ارث ببرد».

 



[1]) صحیح : [الإرواء 2098]، خ(4747/449/8)، د (2237/341/6)، ت (3229/12/5)، جه (2067/668/1).

[2]) متفق علیه : خ (5314/458/9)، م (1494/9/1133/2).

[3]) صحیح : [الإرواء 2104]، د (2233/337/6)، هق (410/7).

[4]) متفق علیه : خ (5311/456/9)، م (1493/1130/2)، د (2241، 41/347/6)، نس (177/6).

[5]) متفق علیه : خ (5315/460/9)، م (1494/1132/2)، د (2242/348/6)، ت (1218/338/2)، نس (178/6)، جه (2069/669/1).

[6]) متفق علیه : خ (5309/452/9)، م (1492/1129/2)، د (2235/339/6).

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...