توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۳ خرداد ۴, جمعه

حد سرقت (دزدی)

 

حد سرقت (دزدی)

یکی از دستورات مهم اسلام، حفظ و نگه‌داری اموال است. اسلام امر نموده تا مال از راه حلال کسب شود (و اصل در هر چیز مباح بودن است) و کسب آنرا از راه حرام نهی کرده، و راههای کسب حرام را هم بیان کرده است. خداوند متعال می‌فرماید:

) وَ قَدْ فَصَّلَ لَکُمْ مَا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ (      (أنعام: 119)

«و بطور یقین آنچه را که بر شما حرام کرده، برایتان بیان نموده است».

سرقت یکی از کسب‌های حرام است:

و آن عبارت است از گرفتن و برداشتن مال دیگران به صورت پنهانی و پوشیده.[1]

و از گناهان کبیره می‌باشد، و حد آن بوسیلة کتاب، سنت، و اجماع امت، ثابت است، خداوند متعال می‌فرماید:

) والسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقطَعُوْاْ أیدِیَهُمَا جَزَاءً بِمَا کَسَبَا نَکالاً مِنَ اللهِ واللهُ عَزیزٌ حَکِیم (         (مائده: 38)

«دست‌های مرد و زن دزد را قطع کنید (این) کیفر عملی است که انجام داده‌اند و مجازاتی است از جانب خدا، و خداوند (بر کار خود) چیره (و در قانونگذاری خویش) حکیم است».

از عبدالله بن عمر(رض) روایت است: (أن رسول الله صل الله علیه و آله و سلم  قطع سارقا فی مجن قیمته ثلاثه دراهم)[2]. «پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  دست دزدی را بخاطر (دزدیدن) سپری که سه درهم ارزش داشت قطع کرد».

ابن منذر گوید: اجماع کرده‌اند که هرگاه دو مسلمان آزاد و عادل گواهی دهنده که شخصی دزدی کرده واجب است دستش قطع شود.

پس اگر شخصی بالغ و عاقل با اختیار خودش دزدی کرد، سپس به آن اعتراف نمود، یا دو نفر عادل به دزدی اوگواهی دادند، واجب است که حد بر او جاری شود. مشروط بر اینکه آن مال به حد نصاب رسیده و در مکانی محفوظ قرار گرفته باشد.

از عائشه(رض) روایت است که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (لاتقطع ید السارق إلا فی ربع دینار فصاعدا)[3]. «دست دزد قطع نمی‌شود مگر در یک چهارم دینار و بیشتر از آن».

ابن منذر گوید: اجماع کرده‌اند که قطع کردن دست دزدی واجب است که به اندازة نصاب، از مالی که در مکان محفوظی قرارگرفته، دزدی کرده باشد.[4]

حرز: هرآنچه که درآن مال نگهداری و حفظ شود حرز گویند: مانند: منزل، خزانه، و مکان قفل شده، و مانند اینها... .

صاحب «روضه الندیه» (277/2) گوید:

حرز آن است که مردم همانند آن را برای حفظ و نگهداری مال به شمار آورند، بنابراین خانة مخصوص نگهداری کاه (که به آن کاهدان می‌گویند) برای کاه، حرز محسوب می‌شود، تویله برای حیواناتی مانند: گاو، گوسفند، ... حرز به شمار می‌آید و محل نگهداری خرما (خرمن‌گاه) حرز به حساب می‌آید.

از عبدالله بن عمرو بن عاص روایت است: از رسول الله صل الله علیه و آله و سلم  سؤال شد: حکم خرمایی که بر درخت آویزان است چیست؟ فرمود: (من أصاب منه بفیه من ذی حاجة غیر متخذ خبنة فلا شی علیه، و من خرج بشیء فعلیه غرامة مثلیه و العقوبة، و من سرق منه شیئا بعد أن یؤویه الجرین، فبلغ ثمن المجن فعلیه القطع)[5]. «هر نیازمندی که از آن بخورد و با خودش نبرد، گناهی بر او نیست، و هر کس چیزی از آن را با خود ببرد باید دو برابر آن را بعنوان غرامت بپردازد و مجازات شود، و هر کس از آن از محل نگهداریش (خرمن‌گاه) به ارزش سپری دزدید دستش قطع شود».

هر کسی مالش به سرقت رفت می‌تواند قبل از آنکه قضیة سرقت به سلطان (قاضی) کشیده شود، از سارق گذشت کند.

صفوان ابن امیه گوید: در مسجد بر گلیم خود که سی درهم ارزش داشت، خوابیده بودم، مردی آمد و آنرا ربود، آن مرد را گرفتند و نزد پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  آوردند، دستور داده شد، که دستش قطع شود، گوید: (پیش پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  آمدم گفتم: آیا دست او را به خاطر سی درهم قطع می‌کنی؟ من آن را به او نسیه می‌فروشم)، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (فهلا کان هذا قبل أن تأتینی به)[6] چرا قبل از اینکه او را بیاورند این کار را نکردی».

فایده: صاحب الروضه الندیه (279/2) گوید:

علما اتفاق نظر دارند که رهگاه سارق برای بار اول دزدی کرد، دست راستش قطع شود و هرگاه بار دوم دزدی کرد پای چپش قطع شود، و در اینکه بار سوم دزدی کند پس از قطع دست و پایش چه شود؟ اختلاف هست، اکثر علما گفته‌اند دست چپش قطع شود [استاد ما در «التعلیقات الرضیه 298/3» گوید: همین حکم نزد بیهقی از ابوبکر و عمر به صحت رسیده است (8/284)]، و اگر پس از آن برای بار چهارم دزدی کرد، پای راستش هم قطع می‌شود، و اگر پس از آن دزدی کرد تعزیر و زندانی شود. أه‍.



[1]) المغنی (8/240).

[2]) متفق علیه : خ (6795/9712)، م (1686/1313/3)، ت (1470/3/3)، د (4363/51/12)، ن (76/8).

[3]) متفق علیه : خ (6789/96/12)، م (1684/1312/3) واللفظ، ت (1469/3/3)، د (4362/51/12)، ن (77/8)، جه (2585/862/2).

[4]) الإجماع (615/139).

[5]) حسن : [ص. د 3689]، د (4368/56/12)، جه (2596/856 و 866/2)، ن (8/85).

[6]) صحیح : [ص. د : 3695]، د (4371/62 و 63/12)، جه (2595/865/2).

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...