توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۳ خرداد ۳, پنجشنبه

تشویق بر جهاد

 

تشویق بر جهاد

از ابوهریره روایت است که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (من آمن بالله و رسوله، و أقام الصلاة و صام رمضان، کان حقا علی الله أن یدخله الجنة، جاهد فی سبیل الله أو جلس فی أرضه التی ولد فیها) «هر کس به خدا و رسول او ایمان بیاورد و نماز را اقامه کند و روزه ماه رمضان را بگیرد، بر خدا حق است (حق فضل و بخشش) که او را وارد بهشت کند، چه در راه خدا جهاد کرده و چه در زمینی که در آن متولد شده نشسته باشد»؛ گفتند: آیا به مردم مژده ندهیم؟ پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (إن فی الجنة مائة درجة أعدها الله للمجاهدین فی سبیل الله، ما بین الدرجتین کما بین السماء و الأرض، فإذا سألتم الله فاسألوه الفردوس، فإنه أوسط الجنة، و أعلی الجنة، وفوقه عرش الرحمن، منه تفجر أنهار الجنة)[1] «همانا در بهشت صد درجه است که خداوند آنها را برای مجاهدین در راه خدا آماده کرده است. فاصلة هر دو درجه مانند فاصلة آسمان و زمین است، لذا هرگاه از خدا خواستید فردوس را بخواهید که بهترین و بالاترین قسمت بهشت است و بالای آن عرش رحمان قرار دارد و رودهای بهشت از آن سرچشمه می‌گیرند».

همچنین از ابوهریره روایت است که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (مثل المجاهد فی سبیل الله، کمثل الصائم القائم القانت بآیات الله، لایفتر من صیام و لاصلاة حتی یرجع المجاهد فی سبیل الله)[2] «مثال مجاهد در راه خدا مانند روزه‌دار و نمازگزار با خشوعی است که با تلاوت آیات قرآنی شب‌زنده‌داری می‌کند، و از نماز و روزه خسته نمی‌شوند تا وقتی که مجاهد در راه خدا از جهاد برگردد».

همچنین از ابوهریره روایت است که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (انتدب الله لمن خرج فی سبیله لا یخرجه إلا إیمان بی و تصدیق برسلی، أن أرجعه بما نال من أجر و غنیمة، أو أدخله الجنة)[3] «خداوند ضمانت کرده برای کسی که در راه او خارج شود (و فرموده) تنها به خاطر ایمان به من و تصدیق پیامبرانم خارج شود، اینکه او را با غنیمت و پاداش برگردانم، یا اینکه او را وارد بهشت کنم».

 

 

فضیلت شهادت در راه خدا

از مسروق روایت است: از عبدالله بن مسعود درباره این آیه سؤال کردیم:

) وَلاَتَحسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ أموَاتاً، بَل أحیَاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ (  

                                                                (آل عمران: 169)

«و کسانی را که در راه خدا کشته می‌شوند مرده مشمارید بلکه آنان زنده هستند و به ایشان نزد پروردگارشان روزی داده می‌شود».

گفت: ما در این باره از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  سؤال کردیم فرمود: (أرواحهم فی أجواف طیر خضر، لها قنادیل معلقة بالعرش، تسرح من الجنة حیث شاءت، ثم تأویإلی تلک القنادیل، فاطلع إلیهم ربهم اطلاعة فقال: هل تشتهون شیئا؟ قالوا: أی شی نشتهی، و نحن نسرح من الجنة حیث شئنا، ففعل بهم ذلک ثلاث مرات، فلما رأوا أنهم لن یترکوا من أن یسألوا، قالوا: یا رب نرید أن ترد أرواحنا فی أجسادنا حتی نقتل فی سبیلک، مرة أخری، فلما رأی أن لیس لهم حاجة ترکوا)[4] «ارواح آنها در شکم پرندگان سبز رنگ قرار دارد، و برای آنها قندیلها (چراغهایی) است که به عرش آویخته شده‌اند، و درهر جای بهشت که بخواهند می‌روند، سپس به طرف این قندیلها (چراغها) برمی‌گردند، پروردگارشان به آنان نگاهی می‌کند، و می‌فرماید: آیا چیزی میل دارید؟ می‌گویند: اشتهای چه چیزی را داشته باشیم درحالی که در هر جای بهشت، که بخواهیم می‌رویم، خداوند این سؤال را سه بار تکرار می‌کند، وقتی که (شهداء) می‌بینند رها نمی‌شوند مگر اینکه چیزی را درخواست کنند، می‌گویند: پروردگارا! می‌خواهیم ارواح ما به اجسادمان برگردانده شود تا یک بار دیگر در راه تو کشته شویم، وقتی خداوند می‌بیند هیچ نیازی ندارند، آنان را به حال خود رها می‌کند».

از انس روایت است که ربیع دختر براء، مادر حارثه بن سراقه، نزد پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  آمد و گفت: ای رسول خدا! آیا در مورد حارثه برایم سخن نمی‌گوئی حارثه در روز جنگ بدر تیری نامعلوم به او برخورد کرد و او را کشت اگر در بهشت باشد صبر می‌کنم، و اگر غیر آن باشد تا بتوانم بر اوگریه می‌کنم. پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (یا أم حارثه إنها جنان فی الجنة، و إن ابنک أصاب الفردوس الأعلی)[5] «ای ام حارثه در بهشت باغ و باغات زیادی وجود دارد، و پسرت به فردوس اعلی رسیده است».

از مقدام بن معدیکرب روایت است که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (للشهید عند الله ست خصال، یغفر له فی أول دفعة، و یری مقعده فی الجنة، و یجار من عذاب القبر، و یأمن من الفزع الأکبر، و یوضع علی رأسه تاج الوقار، الیاقوتة منها خیر من الدنیا و ما فیها، و یزوج ثنتین وسبعین زوجة من الحور العین، و یشفع فی سبعین من أقربائه)[6] «شهید نزدخدا شش خصلت دارد: با ریخته شدن اولین قطرة خون او گناهان بخشیده می‌شود، و جایگاهش را در بهشت می‌بیند و از عذاب قبر محفوظ می‌ماند و از فزع اکبر (هول قیامت) در امان می‌ماند و بر سرش تاج وقار گذاشته می‌شود، که تنها یک یاقوت از آن از دنیا و آنچه در آن است بهتر است، و هفتاد و دو زن از حوریان (چشم‌درشت) بهشتی را به ازدواجشش درمی‌آورند، و برای هفتاد نفر از نزدیکانش شفاعت می‌کند».

از ابوهریره روایت است که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (الشهید لایجد ألم القتل إلا کما یجد أحدکم ألم القرصة)[7] «شهید درد کشته شدن را احساس نمی‌کند مگر به اندازه درد نیشگون».

 

 

 

 

وعید عذاب برای کسی که جهاد را ترک کند

خداوند متعال می‌فرماید:

) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَالَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمْ انفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الأَرْضِ أَرَضِیتُمْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنْ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِیلٌ. إِلاَّ تَنفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذَابًا ألِیماً وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَلاَتَضُرُّوهُ شَیْئًا وَاللَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (                             (توبه: 38 - 39)

«ای مؤمنان! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود (برای جهاد) در راه خدا حرکت کنید سستی می‌کنید و دل به دنیا می‌دهید؟ آیا به زندگی این جهان به جای زندگی آن جهان خشنودید؟ تمتع و کالای این جهان در برابر تمتع و کالای آن جهان چیز کمی بیش نیست، اگر برای جهاد بیرون نروید، خداوند شما را عذاب دردناکی می‌دهد و قومی دیگر را جایگزینتان می‌کند و هیچ زیانی به خدا نمی‌رسانید و خدا بر هر چیزی توانا است».

و می‌فرماید:

) وَأنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللهِ وَ لاَتُلقُوا بِأیدِیکُم إلَی التّهلُکَةِ (        (بقره: 195)

«و در راه خدا انفاق کنید و خود را با دست خویش به هلاکت نیافکنید».

ابن کثیر گوید: «لیث بن سعد از یزید بن حبیب از أسلم أبی عمران روایت کرده که گفت: مردی از مهاجرین در قسطنطینیه به صف دشمن حمله کرد بطوریکه صف آنان را شکافت، ابوایوب انصاری هم با ما بود، جماعتی گفتند: این مرد با دست خودخودش را به هلات انداخت، ابوایوب گفت: ما بهتر این آیه را می‌دانیم، این آیه در شأن ما نازل شد: ما پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  را همراهی کردیم و با او در بسیاری از غزوات شرکت کردیم و او را یاری دادیم، وقتی اسلام گسترش پیدا کرد و آشکار شد ما جماعت انصار از روی مهربانی گردهم آمدیم، گفتیم: خداوند به وسیله نصرت پیامبرش و یاری او ما را عزت بخشید تا اینکه اسلام گسترش پیدا کرد و مسلمانان زیاد شدند و پیامبر را بر اهل و اموال و اولاد ترجیح دادیم، اکنون جنگ تمام شده است و به میان اهل و اولادمان برمی‌گردیم و در میان آنان می‌مانیم، خداوند این آیه را در شأن ما نازل فرمود:

) وَأنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللهِ وَ لاَتُلقُوا بِأیدِیکُم إلَی التّهلُکَةِ (        (بقره: 195)

«و در راه خدا انفاق کنید و خود را با دست خویش به هلاکت نیافکنید».

این حدیث را ابوداود و ترمذی و نسائی و عبد بن حمید در تفسیرش و ابن ابی حاتم و ابن جریر و ابن مردویه و حافظ ابویعلی موصلی در مسند خود و ابن حبان در صحیح خود و حاکم در مستدرک همگی از حدیث یزید بن ابی حبیب روایت کرده‌اند، و ترمذی گفته است: این حدیث حسن، صحیح و غریب است، و حاکم گفته است: این حدیث موافق شرط شیخین است، ولی آنرا تخریج نکرده‌اند.[8]

از ابن عمر(رض) روایت است که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: (إذا تبایعتم بالعینة و أخذتم أذناب البقر و رضیتم بالزرع و ترکتم الجهاد سلط الله علیکم ذلا لاینزعه حتی ترجعوا إلی دینکم).[9]

«هرگاه به صورت عینه معامله کردید، و دم گاوها را گرفتید (به کشاورزی پرداختید) و به کشت و زرع مشغول شدید و جهاد را ترک کردید، خداوند ذلتی را بر شما چیره می‌کند که تا به دینتان بازنگردید آنرا از شما برنمی‌دارد».



[1]) صحیح : [ص. ج 2126]، [الصحیحة 921]، خ (2790/11/6).

[2]) صحیح : [ص. ج 5851]،م (1878/1498/3)، ت (1669/88/3).

[3]) متفق علیه : خ (36/92/1)، م (1876/1495/3).

[4]) صحیح : [مختصر م 1068]، م (1887/1502/3)، ت (4098/298/4).

[5]) صحیح : [ص. ج 7852]، خ (2809/25/6)، ت (3224/9/5).

[6]) صحیح : [ص. جه 2257]، ت (1712/106/3)، جه (2799/935/2).

[7]) حسن صحیح : [ص. جه 2260]، ت (1719/109/3)، جه (3802/937/2)، نس (36/6).

[8]) صحیح : [ص. د 2187]، تفسیر ابن کثیر (228/1)، د (2495/188/7)، ت (4053/280/3)، کم (275/2).

[9]) صحیح : [ص. ج 423].

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...