توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۴۰۰ مهر ۲۲, پنجشنبه

قدر

 

قدر

1- تعریف آن:

خداوند متعال می‌فرماید:

﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ ٤٩ [القمر: 49].

«ما هر چیزی را به اندازۀ لازم (و از روی حساب و نظام) آفریده‌ایم».

قدر با فتح قاف و دال، راغب اصفهای در تعریف آن گوید: قدر از حیث وضع کلمه، دلالت بر قدرت و مقدوراتی دارد که در علم خدا وجود خواهند داشت، و عقلاً متضمن اراده و نقلاً در برگیرندۀ قول است. و خلاصه، عبارت از وجود چیزی در زمان مقرر و بر حالت مطابق با علم و اراده و قول است. و «قدرالشیء» یعنی به آن حکم کرده است، و قراءت آن با تخفیف نیز جایز است.

ابن‌القطاع در تعریف آن گوید: «قدرالله الشیء» یعنی آن را به اندازه‌ای معین و لازم قرار داده است. «قدر الرزق» آن را آفریده است. «قدر علی الشیء» آن را به تصرف مالکانۀ خود در آورده است. کرمانی گوید: منظور از قدر، حکم خدای متعال است.

علماء گویند: قضاء عبارت از حکم کلی و اجمالی در ازل است، و قدر، جزئیات و تفاصیل آن حکم است.

ابومظفر بن‌سمعانی گوید: راه شناخت این مبحث در کتاب و سنت توقیف است نه قیاس عقلی محض، هرکس از توقیف عدول کند گمراه و سرگردان در دریای حیرت باقی خواهد ماند و به شفای بصیرت و اطمینان قلب دست نخواهد یافت، زیرا قدر سری است از اسرار خدای متعال و مختص به آن ذات علیم و خبیر بوده و بر آن پرده نهاده و آن را از عقل و دانش بشری که توانایی شناخت و پذیرش و درک آن را ندارند پنهان داشته است و علم و حکمت ذات باری چنان تقدیر کرده است، نه نبی مرسل و نه ملک مقرب بر آن اگاهی نیابند. و بنابرقولی مرجوح اسرار قدر برای هیچ احدی قبل از دخول به بهشت کشف نخواهد شد، ولی بعد از دخول به آن اسرار دست خواهند یافت.

طبرانی به نقل از ابن‌مسعود  رضی الله عنه  آورده است که گوید: «هرگاه ذکر قدر به میان آمد از آن دم مزنید».

و مسلم از طریق طاوس نقل کرده که گفته: به محضر جمع زیادی از اصحاب رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  شرفیاب شده‌ام که می‌گفتند: هرچیزی مطابق قدر الهی است، و از عبدالله‌بن‌عمر رضی الله عنهما  شنیدم می‌گفت: رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «هرچیزی مطابق قدرالهی رخ می‌دهد حتی کودنی و زیرکی». (روایت از مسلم).

قدر شامل امور دنیا و آخرت می‌گردد؛ به این معنا هر چیزی که در جهان هستی وجود دارد مسبوق به علم و مشیت خداوند می‌باشد و مقصود از آن در حدیث اشاره به این مطلب است که افعال ما اگر چه با ارادة ما صورت می‌گیرد اما توأم با مشیت خدا نیز باید باشد.

و آنچه طاوس ذکر کرده است مطابق آیات خداوند است که می‌فرماید: ﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ ٤٩ [الصافات: 96]. و ﴿وَٱللَّهُ خَلَقَكُمۡ وَمَا تَعۡمَلُونَ ٩٦ «خداوند شما و آنچه را كه انجام مى‏دهيد، آفريده است» و آنچه مشهور از زبان سلف و خلف است این است که این آیه دربارۀ فرقة قدریه نازل شده است.

ابوهریره رضی الله عنه  گوید: «مشرکان قریش به نزد رسول خدا آمده و دربارۀ قدر با آن حضرت صل الله علیه و آله و سلم  به مناظره پرداختند لذا آیة فوق را نازل فرمود». (روایت از مسلم).

مذهب تمامی سلف بر این است که همۀ امور مطابق با تقدیر خدا روی خواهند داد، چنانچه می‌فرماید:

﴿وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥ وَمَا نُنَزِّلُهُۥٓ إِلَّا بِقَدَرٖ مَّعۡلُومٖ ٢١ [الحجر: 21].

«و چیزی وجود ندارد مگر اینکه گنجینه‌های آن در پیش ما است و جز به اندازۀ معین و مشخصی آن را فرو نمی‌فرستیم».

2- خلق آدمی در شکم مادرش:

1-    عبدالله‌بن مسعود رضی الله عنه  گوید: رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  که صادق و محل باور همه است برای ما صحبت کرد و فرمود: «بی‌گمان هرکدام از شما در مدت چهل روز آفرینش او در شکم مادرش شکل می‌گیرد، سپس به همان مدت به صورت پاره خونی در می‌آید، بعد از آن نیز به همان مدت به صورت گوشت پاره‌ای در آمده و بعد از آن فرشته‌ای به امر خداوند در او روح می‌دمد و چهار چیز به او امر می‌شود: روزی او، اجل او، عمل او، و سعادت یا شقاوت او. و سوگند به خدایی که جز او معبودی وجود ندارد کسانی هستند که کردار اهل بهشت را پیشة خود کرده و تا مرتبه‌ای پیش می‌روند که تنها یک ذراع با بهشت فاصله دارند، سپس نوشته‌اش بر او سبقت گرفته و نامۀ او با کردار اهل دوزخ مختوم گشته و داخل آن خواهد گردید و کسانی هستند کردار اهل دوزخ را پیشة خود کرده و تا مرتبه‌ای پیش می‌روند که تنها یک ذراع با دوزخ فاصله دارند، سپس نوشته‌اش بر او سبقت گرفته و نامۀ او با کردار اهل بهشت مختوم گشته و داخل آن خواهد گردید». (روایت از شیخین و ترمذی).

امام نووی گوید: ظاهر حدیث بر آن است که: بعد از یکصد و بیست روز فرشته در کالبد او جان می‌دمد.

2-    در روایتی آمده: فرشته بعد از استقرار نطفه در رحم و گذشت چهل یا چهل و پنج شب بر آن داخل شده و می‌گوید: پروردگارا بدبخت است یا خوشبخت؟

3-    در روایتی دیگر آمده: هرگاه چهل و دو شب بر نطفه سپری شد خداوند فرشته‌ای را بر آن فرستاده تا صورت و سمع و بصر وپوست او را بیافریند.

4-    در روایت حذیفة بن‌اسید آمده: هرگاه خداوند اراده آفریدن کسی کرد نطفه را به مدت چهل و چند شب در رحم قرار خواهد داد.

5-    در روایت انس رضی الله عنه  آمده: خداوند فرشته‌ای را مأمور رحم کرده و می‌گوید: پردرگارا، نطفه است، پروردگارا، خون پاره است، پروردگارا، گوشت پاره است.

ابن‌حجر به نقل از تفسیر مالک بن‌حویرث آورده است که می‌فرماید: هرگاه خداوند ارادة آفریدن بنده کرد، مرد با زن، مقاربت کرده و آب مرد در تمامی رگها و اعضاء زن منتشر می‌شود و در روز هفتم، خداوند آب را جمع کرده و هر رگی از رگهای بنی‌آدم بجز آدم را احضار فرموده و در هر صورتی که مشیت کند او را مصور خواهد فرمود.

در اینکه کدام یک از اعضاء جنین اول شکل خواهد گرفت اختلاف هست: بنا به قولی قلب است، زیرا قلب اساس و معدن حرکت غریزی ا ست، و بنابه قولی مغز است، زیرا مغز مجمع حواس بوده و حواس از آن منبعث می‌شود، و در قولی دیگر کبد است، زیرا کبد باعث نمود و تغذیه‌ی بدن است، و بعضی این قول را ترجیح داده‌اند؛ به این دلیل که نمو مقتضای طبیعی است، چون آنچه در وهلة اول مطلوب است نمو است و نمو، نیازی به حس و حرکت ارادی ندارد، زیرا به منزلة نباتات است، و نیروی احساس و اراده به هنگام تعلق جان به آن به وجود خواهد آمد؛ بنابراین اول کبد، سپس قلب، و بعد از آن مغز تشکیل خواهند شد.

طبری به نقل از سعید بن مسیب آورده که از وی پیرامون عدة وفات سؤال شد و گفتند: چرا عدة وفات چهار ماه است؟ در جواب گفت: در آن مدت در آن جان دمیده می‌شود.

و با استدلال به این گفته، گروهی مانند اوزاعی و اسحاق گفته‌اند: عدة ام‌الولد همانند عدة زن آزاده است، و این قول قوی‌ است چرا؟ چون هدف از عده براءت رحم است و آزاده و کنیز در آن تفاوتی ندارند، بنابراین معنای ارسال فرشته به سوی نطفه این است که برای تصویر و آفرینش و نوشته و متعلقات آن فرستاده شده تا به دنبال طی این مراحل جان را در جنین بدمد.

3- هر مولودی بر فطرت تولد می‌یابد:

1-    ابوهریره رضی الله عنه  گوید که: رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «هرمولودی بر فطرت تولد می‌یابد، و والدین او، او را یهودی، یا نصرانی، یا مشرک به بار می‌آورند، عرض کردند: یا رسول‌الله، آنان که قبلاً مرده‌اند در قیامت چگونه‌اند؟ فرمودند: خداوند آگاهتر به آن است». (روایت از ترمذی).

2-    ابوهریره رضی الله عنه  گوید که: رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «هرمولودی بر فطرت تولد می‌یابد ولی بعد از تولدش، والادین، او را یهودی، یا نصرانی، یا مجسوی به بار می‌آورند، چنان که حیوانی بچۀ خود را تام الخلقه به دنیا آورده که هیچ‌گونه نقصی را در آن مشاهده نمی‌کنید. سپس ابوهریره گفت: اگر آرزو داشتید این آیه را بخوانید:

﴿فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَاۚ لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِۚ [الروم: 30].

«از فطرت الهى كه مردم را بر اساس آن پديد آورده است [پيروى كن‏]. آفرينش خداوند دگرگونى نمى‏پذيرد» (روایت از مسلم).

3-    ابن‌عباس رضی الله عنهما  گوید: دربارۀ فرزندان مشرکین از رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  سؤال شد؟ فرمود: «خداوند متعال بدان آگاهتر است». (بخاری).

4- قدر جز با دعاء رد نمی‌شود:

ای‌خواهر مسلمانم، بدانید که قدر را هیچ چیزی جز دعاء رد نمی‌کند، به دلیل حدیث ابوعثمان نهدی به نقل از سلمان رضی الله عنه  که گوید: رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «قضاء الهی را جز دعاء رد نمی‌کند و عمر را جز نیکی نمی‌افزاید». (روایت از ترمذی).

5- اعتبار اعمال به عاقبت آن است:

1-    ابوهریره رضی الله عنه  گوید: در غزوۀ خیبر همراه رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  بودیم که خطاب به مردی که ادعای اسلام داشت فرمود: این از اهل دوزخ است، وقتی کارزار آغاز شد، شدیداً جنگید و زخم‌های زیادی برداشت که بر اثر آن زمین‌گیر شد و از کارزار باز ماند، مردی از اصحاب آن حضرت صل الله علیه و آله و سلم  آمد و عرض کرد: یا رسول‌الله دیدی آن مرد که وعدۀ دوزخ به وی داده بودید چه عاقبتی داشت؟ که نزدیک بود بعضی در فرمودۀ شما شک کنند، آن مرد در آن حالت که از درد جراحات می‌نالید دست به جعبۀ تیرهایش برد و تیری را از آن بیرون کرد، و با آن تیر، گردن خود را قطع کرد. بعد از این حادثه مردانی از اصحاب به محضر آن حضرت آمدن و عرض کردند: یا رسول‌الله، به حقیقت فرمودۀ شما را خداوند تصدیق نمود، زیرا فلانی با دست خود خود را سربریده و به قتل رسانید، آنگاه رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  به بلال رضی الله عنه  امر کرد اذان بگوید و اعلان کند: بجز مؤمن کسی داخل بهشت نخواهد شد. و خداوند به وسیلۀ مرد فاجر این دین را تأیید می‌نماید. (روایت از بخاری).

2-    سهل بن ساعدی رضی الله عنه  گوید: مردی که توانگر و بی‌نیاز به دیگران بود در یکی از غزوه‌ها با رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  بود آن حضرت به او نگریست و فرمود: کسی که دوست دارد به یکی از اهل دوزخ نگاه کند، به این مرد بنگرد، به خاطر این فرمودۀ حضرت صل الله علیه و آله و سلم  مردی به تعقیب او رفت و او را در حالی دید که به شدت بر مشرکین می‌تاخت تا اینکه در این تاخت و تاز مجروح گردید و در مرگ خود شتاب کرد و نوک شمشیرش را میان دو پستان خود قرار داد و خود را بر آن فشار داد و نوک شمشیر در بین دو شانه او بیرون آمد.

مردی که او را تعقیب می‌کرد وقتی چنین دید با عجله خود را به رسول‌‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  رسانید و گفت: گواهی می‌دهم که تو پیامبر بر حق خداوند هستی، حضرت صل الله علیه و آله و سلم  فرمودند: منظورت چیست؟ عرض کرد: نسبت به فلانی گفتی: هرکسی می‌خواهد به یکی از اهل دوزخ بنگرد، به آن مرد نگاه کند، و آن مرد از همۀ ما بی‌نیازتر بود، می‌دانستم که بر آن حالت نمی‌میرد، چون مجروح گردید در مرگ خود شتاب ورزید و خود را کشت، آنگاه رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: شاید بنده عمل اهل دوزخ را پیشه کند ولی در خاتمه به سبب توبه و بازگشت، اهل بهشت گردد، یا رفتار اهل بهشت را پیشه کند ولی در خاتمه به سبب ارتکاب معاصی اهل دوزخ گردد، و تنها در خاتمه، اعتبار اعمال معلوم می‌گردد». (روایت از بخاری).

3-    انس رضی الله عنه  گوید که: رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  فرمود: «هرگاه خداوند در حق بنده‌اش ارادۀ خیر کرد او را به کار خواهد گمارد، عرض شد: چگونه او را به کار می‌گمارد؟ فرمود: او را برای اعمال صالحه توفیق داده و بر آن، روح او را قبض خواهد کرد». (روایت از ترمذی).

4-    ابن‌عمر رضی الله عنهما  که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  در آخر حدیث قبلی فرمودند: «اعتبار اعمال بستگی به عاقبت آن دارد، اعتبار بستگی به عاقبت آن دارد». (روایت از بزار).

 

6- دل‌ها میان دو انگشت خداوند مهربان است:

انس رضی الله عنه  گوید: رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم  این دعا را بیشتر می‌خواند: «يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ» عرض کردم: یا رسول‌الله، ما به تو و به رسالت تو ایمان داریم آیا تو بر ما بیمناکی؟ فرمودند: «بله، چون به حقیقت دلهای ما بین دو انگشت از انشگتان خداوند مهربان قرار دارد هر طوری که مشیت کند آن‌ها را زیرورو می‌نماید». (روایت از ترمذی).






 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...