أبو بكره t روایت مىكند كه: «أَنَّ رَجُلاً ذُكِرَ عِنْدَ النَّبِيِّ r فَأَثْنَى عَلَيْهِ رَجُلٌ خَيْرًا فَقَالَ النَّبِيُّ r وَيْحَكَ قَطَعْتَ عُنُقَ صَاحِبِكَ يَقُولُهُ مِرَارًا إِنْ كَانَ أَحَدُكُمْ مَادِحًا لاَ مَحَالَةَ فَلْيَقُلْ أَحْسِبُ كَذَا وَكَذَا إِنْ كَانَ يُرَى أَنَّهُ كَذَلِكَ وَحَسِيبُهُ اللَّهُ وَلاَ يُزَكِّي عَلَى اللَّهِ أَحَدًا» [متفق عليه]([1]). «مردی نزد رسول الله ص بر مدح و ثنای دیگری بود، رسول الله ص فرمود: وای بر تو گردن او را قطع كردی و بریدی ـ و چند بار این جمله را تكرار كرد ـ اگر یكی از شما به مدح و ثنای كسی اجبار دارد، پس بگوید: به گمانم چنین و چنان است، و اگر دید كه آن شخص در حقیقت مرد خوبی است، بگوید: إن شاء الله آن شخص چنین است، و حساب او نزد خداست، و بر خدا هیچ كس را تزكیه و برتری نمىدهد».
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر