﴿وَمَا كَانَ ٱلنَّاسُ إِلَّآ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ فَٱخۡتَلَفُواْۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ فِيمَا فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ ١٩﴾ [یونس: 19].
«مردم، امتی واحد (و یکتاپرست) بودند و سپس دچار اختلاف شدند. و اگر سنت پیشین پروردگارت نبود، در میانشان دربارهی اختلافاتشان داوری میشد».\
﴿إِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَأَنَا۠ رَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُونِ ٩٢ وَتَقَطَّعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡۖ﴾ [الأنبیاء: 92 و 93].
«بهراستی این امت شماست؛ امتی واحد و یکپارچه و من، پروردگار شما هستم؛ پس مرا عبادت و پرستش کنید. آنان، آیینشان را در میان خود، پارهپاره نمودند و فرقهفرقه شدند».
اسلام در قرآن و سنت به اتحاد سفارش فراوان کرده است و از تفرقه به عنوان پرتگاه آتش یاد میکند: ﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ كُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ فَأَلَّفَ بَيۡنَ قُلُوبِكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم بِنِعۡمَتِهِۦٓ إِخۡوَٰنٗا وَكُنتُمۡ عَلَىٰ شَفَا حُفۡرَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنۡهَاۗ﴾ [آل عمران: 103].
«همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید و نعمت الهی را بر خودتان به یاد آورید که با هم دشمن بودید و الله دل هایتان را نسبت به همدیگر مهربان کرد و به لطف الله با هم برادر شدید؛ در صورتی که پیشتر بر لب پرتگاهی از آتش بودید و الله شما را نجات داد. بدین سان الله آیاتش را برای شما بیان می کند تا هدایت شوید».
و از اتحاد به عنوان نعمت الهی تجلیل شده است و برادری و همدلی را میستاید.
اعراب به نعمت اسلام، اختلافاتی که چون درهی آتش بود کنار گذاشته و برادر یکدیگر گشتند و همهی قبایل را به وحدت فراخواندند و پیامبرص در طول ده سال در مدینه، الگوی حکومتداری در سایۀ وحدت ایجاد کرد.
ولی امروز، قرنهاست که مسمانان از مدینهی فاضلهی پیامبر فاصله گرفتهاند و انتظار اتحاد و همدلی مسلمانان به رؤیای غیر قابل تحقق تبدیل شده به طوری که گاهاً اختلافات رنگ کینه و دشمنی به خود گرفته و احزاب و گروههای اسلامی حکم به کشتن و کفر و ارتداد هم میدهند.
دو گروه از مسلمانان که با هم اختلافاتی در زمینههای اعتقادی و فقهی دارند شیعیان و سنیها میباشند که علمای این دو مذهب علیرغم شعار وحدت هنوز نتوانستهاند وحدت واقعی را در دنیای اسلام پدیدار کنند، هرچند تلاشهایی صورت گرفته ولی کافی نیست.
در بسیاری از گفتگوهایی که بین علمای دو مذهب صورت گرفته یا به صورت تملقآمیز از اتحاد و وحدت صحبت کردهاند و بعد از گفتگو سخنان خودشان را عملی نکردهاند و یا به صورت جبههگیری و جدل رو در روی هم قرار گرفته، بدون این که گفتگوی آنها نتایج مثبت چندانی داشته باشد.
متأسفانه اندیشمندان اسلام اختلافات را موشکافی نمیکنند و به آنچه کسب کردهاند دلخوش کردهاند و توجه ندارند که بسیاری از اختلافات قابل اصلاح است و در این شرایط اختلافات غیر قابل اصلاح نیز باید متروک شود.
در بهمن ماه 1385 هجری شمسی، بین دکتر یوسف قرضاوی اندیشمند مصری و آقای هاشمی رفسنجانی گفتگویی زیبا صورت گرفت که با همهی گفتگوهای قبلی تفاوت داشت و واقعاً این دو عالم جهان شیعه و سنی نشان دادند حاضرند اتحاد را جایگزین تفرقه کنند ولی این گفتگو کافی نبود و از این گفتگوهایی که اختلافات موشکافی و سوء برداشتها برطرف میشود باید هر ساله چندین مرتبه اتفاق بیفتد و باید دست جیرهخواران تفرقه، از تصمیمگیری بر دنیای اسلام کوتاه شود.
چرا باید یک شیعه در بین سنیان و یک سنی در بین شیعیان بدون زخم زبان و مزاحمت زندگی نکند؟
نکتۀ دیگر این است که باید توجه داشت مسلمان حق ندارد در اصول دین تقلید کند و هرکس در اصول دین از پدران و... تقلید کند، اسلامش قابل قبول نیست. شاید بیش از نیمی از مسلمانان در دین از پدرانشان تقلید کردهاند و شناخت کافی از اسلام ندارند.
شاید اگر اسلام تحقیقی جای اسلام تقلیدی را بگیرد بسیاری ازاختلافات و تفکرات اصلاح شود.
باید توجه داشت که مسلمانان - شیعه و سنی و...- در سه اصل توحید، نبوت و معاد نباید با هم تفاوتی داشته باشند و در این زمینهها مسلمان باید بود نه شیعه و نه سنی، علی÷ میفرماید: «مبادا در دین دورویی ورزید که همبستگی و وحدت در راه حق، از پراکندگی در راه باطل بهتر است، زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه آیندگان چیزی را با تفرقه عطا نفرموده است»([1]).
با نگاهی به زندگی اصحاب و خاندان پیامبر متوجه میشویم که آنها مصلحت اسلام را بر هر چیز ترجیح میدادند، به طور مثال علی÷ که از اصحاب به خاطر عدم انتخابش دلخور بود به خاطر اسلام سکوت کرد (حسب ادعای مدعیان پیروی از علی÷) ولی بعضی پیروان علی÷ قرنهاست که به خاطر اسلام در شرایط وخیم مسلمانان سکوت نمی کنند!
خلیفه دوم عمر فاروق، علی÷ را که سالها کوچکتر از خودش است را به عنوان مشاور خود آگاهتر از خود میداند و میگوید: «لولا علی لهلك عمر» و هر کجا مشکلی برایش پیش میآید بدون تکبر از علی÷ میپرسد و علی÷ نیز بدون توقع پاسخ میگوید، نه عمر مستبد و خود رأی است و نه علی حاضر بود مصلحت اسلام را نادیده بگیرد.
بعضی مسلماننماهای سنی، مساجد شیعیان را تخریب میکنند و بعضی مسلماننماهای شیعه، مساجد سنیان را!
﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ أَن يُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ وَسَعَىٰ فِي خَرَابِهَآۚ﴾ [البقرة: 114].
«و کیست ستمکارتر از آن که مردم را از ذکر نام خدا در مساجد منع کند و در خرابی آن اهتمام و کوشش نماید».
چه بسا که بسیاری از قتلها و غارتها و کشتارها در قرون اخیر به خاطر شیعه و سنی بودن بود. چه بسیار سنیها را حکومت صفوی به فجیعترین شکل ممکن کشت و چه بسیار شیعیان را حکومت عثمانی به قتل رساند. هنوز که هنوز است در پاکستان شیعیان و سنیها همدیگر را میکشند و چه بسیار انسانهایی که چون عالم شیعه و سنی هستند باید در زندانها محبوس باشند البته اگر طرفداران تفرقه آنها را نکشند.
چرا بعضی سنیها، شیعیان را پیرو عبدالله بن سبا که علی÷ را خدا میدانست میدانند و بعضی شیعیان، سنیها را کافر و گمراه و مرتد میدانند، گویی به راه یهودیان و مسیحیان منحرف میروند.
﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ لَيۡسَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَقَالَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ لَيۡسَتِ ٱلۡيَهُودُ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَهُمۡ يَتۡلُونَ ٱلۡكِتَٰبَۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ مِثۡلَ قَوۡلِهِمۡۚ فَٱللَّهُ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ ١١٣﴾ [البقرة:113].
«یهودیان میگویند: نصاری، برحق نیستند و نصاری میگویند: یهودیان بر حق نیستند؛ این، در حالی است که هر دو گروه، کتاب آسمانی را میخوانند. افراد ناآگاه (و مشرک نیز) سخنی مانند سخن یهود و نصاری را بر زبان میرانند. الله روز قیامت دربارهی اختلافشان قضاوت خواهد کرد».
و به هم توهین میکنند و به تفرقه دامن میزنند و به کردار خود شادند، ﴿فَتَقَطَّعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡ زُبُرٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ ٥٣﴾ [المؤمنون: 53].
«آن گاه مردم امر -دین - خود را پاره پاره کردند و هر گروهی به آنچه نزد خود پسندیدند دلخوش گشتند».
خداوند مؤمنان را از این که شبیه مشرکان تفرقه کنند میترساند،
﴿وَلَا تَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٣١ مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ ٣٢﴾ [الروم: 31- 32].
« و از مشرکان نباشید. از (همان) کسانی که دینشان را جدا و پراکنده نمودند و چند دسته شدند؛ هر گروهی به آنچه نزد خویش دارند، راضی و خرسندند».
و به واقع هرکس در دین خدا تفرقه ایجاد کند هم شأن مشرکان گشته است: ﴿وَلَا تَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٣١﴾ [الروم: 31] «و از مشرکان نباشید».
عدهای طرفدار تفرقه مسلمانان را سرگرم اختلافات شیعه و سنی و... کردهاند تا از این راه بهایی کسب کنند، عدهای از اینها بر منابر مساجد راه پیدا کردهاند و در جایی که باید یگانگی الله، مسلمانان را متحد گرداند شعار اختلاف و تفرقه سر میدهند و از عذاب الهی نمیترسند.
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗا لَّسۡتَ مِنۡهُمۡ فِي شَيۡءٍۚ إِنَّمَآ أَمۡرُهُمۡ إِلَى ٱللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ ١٥٩﴾ [الأنعام: 159].
«آنان که دین خدا را پراکنده نمودند و فرقه فرقه شدند، چنین کسانی به کار تو نیایند، کار آنها با خداست و بعد از این، به آنچه میکردند آگاهشان می گردانند».
با نگاهی به مدینهی فاضلهی رسولص میبینیم که یهودیان و مسیحیان، حتی منافقان در حکومت پیامبر بدون رنج و عذابی میزیستند ولی شیعه و سنی باید همدیگر را بیازارند و به هم توهین کنند!
علی÷ میفرماید: «خداوند حرمت مسلمان را بر هر حرمتی برتری بخشید و حفظ حقوق مسلمانان را به وسیلهی اخلاص و توحید استوار کرد»([2]). همچنین میفرماید: «مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او آزاری نبینند مگر آنجا که حق باشد و آزار مسلمان روا نیست جز در آنجا که واجب باشد»([3]). در مورد این که آیا واجب میشود مسلمان را آزار بدهیم همان امر به معروف و نهی از منکر منظور علی÷ است نه چیزی بیشتر.
بنابراین، علی÷ که امام اول شیعیان و خلیفهی چهارم سنیهاست نیز آزار و اذیت مسلمان و توهین به همدیگر را نمیپذیرد. اگر بخواهیم مسلمانان متحد شوند باید آگاهی و دانایی عوض نادانی و بیدانشی به جوامع اسلامی پای گذارد. بر هر فرد مسلمان لازم و واجب است چون به سن بلوغ رسید در رابطه با اصول دین و حقیقت اسلام تحقیق کند، اسلام را بشناسد و هدف دین را درک کند آن گاه دین برایش لذتآور است و نه با توهین به اعتقاد دیگران، بلکه با دلیل از دین دفاع میکند. به راستی که توهین و تحقیر اعتقادات دیگران بدون این که دلیلی ارائه دهیم از نادانی و تعصب سرچشمه میگیرد و در بسیاری از موارد مسلمانان به دلیل عدم آگاهی از دین در اختلافاتی که بین خود دارند عوض این که با دلیل و مدرک رقیب خود را ساکت کنند به تخریب شخصیت وی میپردازند که این نشانهی عدم آگاهی آنها از حقیقت دین شان است.
در گفتگوی بین عوام شیعه و سنی وقتی سنی پیروز شده، شیعه شکست خورده عوض جواب دادن به او بر چسب وهابی بودن به سنی میزند در حالی که وهابیت را هم نمیشناسد.
متأسفانه امروز خیلی از مسلمانان اعتقادشان را از کتب عرفانی و همچنین نظریات اندیشمندان و... گرفته بعد آیات قرآن را بر باورهای خود تحمیل میکنند و این یکی از دلایل اختلاف است. آیا به راستی دین و اعتقاد ارزش چند ماه مطالعه در کتاب خدا را ندارد، آیا اگر تعصب فراموش شود وحدت نمایان نمیشود؟ و اگر کتاب خدا بدون تعصب مطالعه شود گرهها گشوده نمیشود. متأسفانه دین برای بسیاری از انسانها نمادین شده و حالت انفعالی پیدا کرده است و یکی از دلایل عمدهی عقبماندگی مسلمانان انفعالی بودن دین در نظر بعضیهاست.
دین اگر پویا باشد و مردم را به تکاپوی واقعی وادار سازد و برنامه زندگی انسان را ارائه دهد مردم عاشق دین میشوند و اسلام این گونه است، اسلام واقعی، و ارائه دین پویا یعنی اسلام واقعی به عهده علمای اسلام است.
در کتاب خدا به مسائل اعتقادی و بندگی خدا و روش نیکو زیستن بیش از مسائل فقهی پرداخته شده است در حالی که علمای اسلام به مسائل فقهی بیشتر پرداخته و در راهنمایی مردم در عبادت خدا به معنای واقعی و آموختن نیکو زیستن به امت کوتاهی کردهاند هر چند که این کوتاهی ناخواسته بوده ولی این سبب شده تا بسیاری از مردم دین را در چگونگی وضو گرفتن و غسل کردن و... خلاصه کردهاند غافل از این که عبادت خدای یگانه و دست طلب پیش او فقط دراز کردن، کمک به هم نوع، تلاش برای پیشرفت، تربیت فرزند، اخلاق نیکو و صلهی ارحام و کسب روزی حلال و... اهداف اصلی دین است.
دین به ما میآموزد که اگر یک انسان بیگناه را بکشیم گویی همه انسانها را کشتهایم.
﴿مَن قَتَلَ نَفۡسَۢا بِغَيۡرِ نَفۡسٍ أَوۡ فَسَادٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا وَمَنۡ أَحۡيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحۡيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعٗاۚ﴾ [المائدة: 32] «هرکس، انسانی را جز به قصاص یا به کیفر فسادِ در زمین بکشد، گویا همهی مردم را کشته».
و اگر یک انسان را نجات دهیم انسانیت را نجات دادیم. ﴿وَمَنۡ أَحۡيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحۡيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعٗاۚ﴾ [المائدة: 32] «و هر کس سبب زنده ماندن کسی گردد، گویا همهی مردم را نجات داده است».
دین در این آیه به ما می گوید یک انسان را نجات دهید بحثی از مسلمان و شیعه و سنی نیست، انسان و بندهی خدا هر کس که میخواهد باشد.
بعضی از علما مقاومت مردم فلسطین را در مقابل یهودیان محکوم میکنند و این شرمآور نیست؟!
|
آتشبهدودستخویشدرخرمنخویش |
|
ماخودزدهایمکهراکنیمدشمنخویش |
چرا یک مسلمان نباید شیعه و سنی باشد و آیا یک مسلمان میتواند هم شیعه باشد هم سنی؟
به راستی یک مسلمان واقعی هم شیعه است و هم سنی، و نه شیعه است و نه سنی.
یعنی هرکس که به واقع پیرو علی÷ باشد سنت رسول اللهص را هم به جا میآورد و هرکس سنت رسول اللهص را به جای آورد پیرو علی÷ است و این مسلمان است که برتر از شیعه و سنی است و مسلمان است نه شیعه و سنیای که عوض افتخار به دین خود به مذهب خود مینازد. به واقع شیعه و سنی نمیتواند دو چیز باشد یکی است و نام واقعیاش اسلام است.
﴿وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَٱخۡتَلَفُواْ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ ١٠٥﴾ [آل عمران: 105].
«و شما مسلمانان مانند مللی نباشید که پس از آنکه آیات روشن برای آنها آمد راه تفرقه و اختلاف پیمودهاند که البته برای آنها عذابی بزرگ خواهد بود».
آیا به راستی مسلمانان فراموش کردهاند محمدص یک دین آورد و آن اسلام است و یک شریعت و تفاوتها نباید به دشمنی بینجامد.
﴿لِكُلّٖ جَعَلۡنَا مِنكُمۡ شِرۡعَةٗ وَمِنۡهَاجٗاۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡۖ﴾ [المائدة: 48].
«ما برای هر قومی از شما شریعت و طریقهای مقرر داشتیم، و اگر خدا میخواست همهی شما را یک امت میگردانید، و لیکن تا شما را به احکامی که در کتاب خود به شما فرستاد بیازماید».
یا نمیدانند دشمنی آنها با هم، ظلم به خود است،
﴿فَٱخۡتَلَفَ ٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَيۡنِهِمۡۖ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡ عَذَابِ يَوۡمٍ أَلِيمٍ ٦٥﴾ [الزخرف: 65].
«گروههای اهل کتاب با هم اختلاف ورزیدند. پس وای به حال ستمگران از عذاب روز دردناک».
مگر نمی دانند هزار هزار پیامبر آمدند تا اختلافات را از بین ببرند آنگاه امروز به دست خود موجب تفرقه میشوند.
﴿وَلَمَّا جَآءَ عِيسَىٰ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ قَالَ قَدۡ جِئۡتُكُم بِٱلۡحِكۡمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعۡضَ ٱلَّذِي تَخۡتَلِفُونَ فِيهِۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ٦٣﴾ [الزخرف: 63] «و آنگاه که عیسی با نشانه های آشکار آمد، گفت: به راستی برای شما حکمت آوردهام و (آمدهام) تا برخی از مواردی را که در آن اختلاف دارید، برایتان بیان کنم».
﴿وَمَا وَصَّيۡنَا بِهِۦٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓۖ أَنۡ أَقِيمُواْ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُواْ فِيهِۚ﴾ [الشوری: 13] «و آنچه که ابراهیم و موسی و عیسی را بدان سفارش کردیم؛ (بدین مضمون) که دین را برپا دارید و در آن تفرقه و اختلاف نورزید».
﴿ وَمَا تَفَرَّقُوٓاْ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى لَّقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۚ﴾ [الشوری: 14] «و تنها پس از آن دچار تفرقه و پراکندگی شدند که علم و دانش یافتند؛ آن هم از روی حسادتی که در میانشان وجود داشت. و اگر سنت و قانون پیشین پروردگارت نبود که تا مدتی مهلت یابند، بهطور قطع در میانشان داوری میشد».
﴿كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّۧنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِۚ وَمَا ٱخۡتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۖ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَا ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ ٱلۡحَقِّ بِإِذۡنِهِۦۗ وَٱللَّهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٍ ٢١٣﴾ [البقرة: 213].
«همهی مردم یک امت بودند؛ پس (از آنکه عدهای راه حق را رها کردند،) الله پیامبران را به عنوان بشارت دهنده و بیم دهنده فرستاد و همراهشان کتاب را به حق نازل کرد تا میان مردم دربارهی اختلافاتی که داشتند، حکم نماید. تنها کسانی در آن اختلاف کردند که به آنها کتاب داده شد؛ (آن هم) پس از آنکه نشانههای آشکار، در اختیارشان قرار گرفت (و این اختلاف) از روی حسادتی (بود که) در میانشان وجود داشت. الله به فرمانش مؤمنان را به حقیقتِ چیزی که مورد اختلافشان بود، هدایت نمود. و الله هر که را بخواهد، به راه راست هدایت میکند».
نکاتی در آیه فوق:
هدف آمدن پیامبران، رفع تفرقه
کتابهای آسمانی منبع خوبی برای رفع تفرقه
تفرقه عامل سرکشی است در برابر خدا با تفرقه سرکشی نکنیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر