توجه توجه

بعضی نوشته ها ادامه دارند برای مشاهده کامل نوشته ها به برچسب های مورد نظر یا پست قبل و بعد مراجعه کنید

۱۳۹۹ آذر ۴, سه‌شنبه

آياتي از قرآن كريم و احاديثي از كتب شيعه

 

آياتي از قرآن كريم و احاديثي از كتب شيعه

قرآن كريم

1-     ﴿قُل لَّآ أَمۡلِكُ لِنَفۡسِي نَفۡعٗا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُۚ وَلَوۡ كُنتُ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ لَٱسۡتَكۡثَرۡتُ مِنَ ٱلۡخَيۡرِ وَمَا مَسَّنِيَ ٱلسُّوٓءُۚ إِنۡ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ وَبَشِيرٞ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ ١٨٨ [الأعراف: 188]. «(اي پيامبر) بگو من اگر بر غيب، آگاه بودم خير بسيار گرد می‌آوردم و به من بدي نميرسيد من براي آنانكه بيم آورده‌اند جز بيم دهنده و مژده آورنده‌ای بيش نيستم».

2-      ﴿يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ وَلَا تَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡحَقَّ [النساء: 171]. «اي اهل كتاب در دين خود غلو (زياده روي افراط و تفريط سياه نمايي تقدس نمايي بدعت و...) نكنيد و دربارة خدا جز به راستي سخن مگوييد».

3-     ﴿قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوٓاْ أَهۡوَآءَ قَوۡمٖ قَدۡ ضَلُّواْ مِن قَبۡلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرٗا وَضَلُّواْ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ ٧٧ [المائدة: 77]. «بگو اي اهل كتاب در دين خود به ناحق غلو نكنيد و از پي خواهشهاي آن قومي كه خود گمراه شدند و بسياري را نيز گمراه كردند و از راه راست دور افتادند نرويد (مانند مداحان و وعاظ نادان و برخي از روحانيون و نويسندگان متعصب و كينه جو)».

4-     ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَندَادٗا يُحِبُّونَهُمۡ كَحُبِّ ٱللَّهِۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَشَدُّ حُبّٗا لِّلَّهِۗ وَلَوۡ يَرَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ إِذۡ يَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ أَنَّ ٱلۡقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعٗا وَأَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعَذَابِ ١٦٥ [البقرة: 165]. «برخي از مردم، غير خدا را همانند خدا گيرند و آنها را دوست دارند مانند دوستي خدا، ليكن آنها كه اهل ايمانند كمال محبت را فقط به خدا مخصوص دارند و اگر بدانند مشركان ستمكار آن هنگام كه عذاب خدا را مشاهده كنند كه قدرت خاص خداست. عذاب خدا مشركان را بسيار سخت است».

5-      ﴿وَجَعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادٗا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِۦۗ قُلۡ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمۡ إِلَى ٱلنَّارِ ٣٠ [ابراهیم: 30]. «و در مقابل خداوند، امثال و اضدادي جعل كردند كه خود و خلق را از راه خدا گمراه كنند بگو (اي بدبختان) به لذات دنيوي مشغول باشيد كه بازگشت شما به آتش دوزخ خواهد بود».

6-      ﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ بَلۡ مَكۡرُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ إِذۡ تَأۡمُرُونَنَآ أَن نَّكۡفُرَ بِٱللَّهِ وَنَجۡعَلَ لَهُۥٓ أَندَادٗا [سبأ: 33]. «مستضعفان به مستكبران مى‏گويند: بلكه نيرنگ‏هاى [پى‏گير شما در] شب و روز كه به ما فرمان مى‏داديد به خدا كافر شويم و همتايانى براى او قرار دهيم [ما را گمراه كرد]».

7-     ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌۖ أُجِيبُ دَعۡوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِ [البقرة: 186]. «و هنگاميكه بندگان من از تو درباره من سئوال می‌كنند بگو من نزديكم دعاي دعا كننده را به هنگاميكه مرا می‌خواند پاسخ ميگويم. (يعني بدون واسطه و دربان و حاجب و..)».

8-      ﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥ [الزمر: 36]. «آيا خداوند براي بنده اش، كافي نيست؟» (يا محمد و يا علي يا علي و يا محمد اكفياني فانكما كافيان!!!).

9-     ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ ٥ [الفاتحة: 5]. «فقط تو را می‌پرستيم و فقط از تو ياري می‌خواهيم». (اين آيات يعني اينكه خداوند دربان و وكيل و وصي و واسطه ندارد و همه اينها شرك و كفر است كه زير نقاب زيباي حب اهل بيت و هزار و يك زيارت جعلي و خرافي و هزاران صفحه توجيه و سفسطه پنهان شده است هر چند اين مطالب و كل اين كتاب براي عده‌ای نامفهوم و گنگ است زيرا:)

10- ﴿وَلَقَدۡ ذَرَأۡنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ لَهُمۡ قُلُوبٞ لَّا يَفۡقَهُونَ بِهَا وَلَهُمۡ أَعۡيُنٞ لَّا يُبۡصِرُونَ بِهَا وَلَهُمۡ ءَاذَانٞ لَّا يَسۡمَعُونَ بِهَآۚ أُوْلَٰٓئِكَ كَٱلۡأَنۡعَٰمِ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡغَٰفِلُونَ ١٧٩ [الأعراف: 179].  «به طور مسلم گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم آنها دلهايي دارند كه با آن نمی‌فهمند و چشماني دارند كه با آن نمی‌بينند و گوشهايي دارند كه با آن نميشنوند آنها همچون چهارپايانند بلكه گمراه‌تر اينان همانا غافلانند». (البته بر خلاف عقيده نادانان متعصب، حتي حنبلي‌ها نيز به دوست داشتن و مقام والاي اهل بيت معتقدند ولي فرق است ميان دوست داشتن با معرفت و عمل طبق سيره آن بزرگواران تا افتادن به دام هزار و يك خرافه و دروغ و غلو و شرك و كينه و تعصب بيجا و بيمورد).

11-  ﴿وَإِذۡ زَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ [الأنفال: 48]. «و به ياد آر هنگاميكه شيطان اعمال آنها را در نظرشان جلوه داد».

12-  ﴿قُلۡ هَلۡ نُنَبِّئُكُم بِٱلۡأَخۡسَرِينَ أَعۡمَٰلًا ١٠٣ ٱلَّذِينَ ضَلَّ سَعۡيُهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُمۡ يَحۡسَبُونَ أَنَّهُمۡ يُحۡسِنُونَ صُنۡعًا ١٠٤ [الکهف: 103-104]. «بگو آيا می‌خواهيد شما را به زيانبارتين اعمال آگاه كنم؟ زيانكارترين مردم كساني هستند كه عمرشان را در دنيا تباه كردند و به خيال خود فكر می‌كردند بهترين كارها را انجام می‌دهند».

13-  ﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِ‍َٔايَٰتِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ ٢١ [الأنفال: 21]. «كيست ظالم‌تر از آنكه به خداوند دروغ می‌بندد». (واي به حال دروغ گوياني كه اينهمه حديث دروغ وارد كتب شيعه و سني كرده و پايه گذار اينهمه كينه و تفرقه و اختلاف و شرك شدند. واي)

14-  ﴿وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ ١٠ [الحشر: 10]. «و كساني كه پس از آنها (اصحاب پيامبر) آمدند به درگاه خداوند ميگويند: خدايا ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشي گرفتند ببخش و در دل ما هيچ كينة مومنان را قرار مده. خدايا تويي كه بسيار رئوف و مهرباني».

(و شيعه در طول تاريخ چه زيبا به اين آيه عمل كرده!!! همه اصحاب پيامبرr را مرتد می‌داند به جز 3 نفر و با آنها دشمن است و آنها را بدترين انسانها می‌داند و دشمن اهل بيت و...)

15-  ﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ ١٠٠ وَمِمَّنۡ حَوۡلَكُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مُنَٰفِقُونَۖ وَمِنۡ أَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى ٱلنِّفَاقِ لَا تَعۡلَمُهُمۡۖ نَحۡنُ نَعۡلَمُهُمۡۚ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيۡنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٖ ١٠١ [التوبة: 100-101]. «آنانكه در صدر اسلام سبقت به ايمان گرفتند از مهاجر و انصار و آنانكه بطاعت خدا پيروي آنان كردند از ساير امت، خدا از آنان خشنود است و آنها از خدا خشنودند و خدا براي آنها بهشتي كه از زير درختانش نهرها جاريست مهيا ساخته كه تا ابد در آن متنعم باشند و اين به حقيقت سعادت بزرگ است. برخي از اعراب اطراف مدينه منافقند و برخي از اهل شهر مدينه هم منافق و بر نفاق ماهر و ثابتند و تو از نفاقشان آگاه نيستي ما بر درون ناپاك انها آگاهيم و انان را دوبار عذاب می‌كنيم و عاقبت نيز به عذاب سخت ابدي دوزخ بر می‌گردند».

در اين آيه خداوند صريحاً منافقين را منحصر به برخي مردم مدينه و اطراف آن كرده و از مسلمين نخستين، تمجيد كرده ولي نظر شيعه دقيقاً عكس اين است شيعه انصار را خوب يا فريب خورده و حضرت عمر و ابوبكر و ابوعبيده جراح و... كه همگي جزو نخستين مسلمانان مهاجر هستند را منافق می‌داند نكته ديگر اينكه تمامي آياتي كه در آنها كلمه منافق وجود دارد متعلق به مدينه است و حتي يك آيه مكي نداريم كه در آن كلمه منافق آمده باشد!!!) ضمنا در آيه به پيامبرr فرموده منافقان را نمی‌شناسي يعني چشم بصيرتي كه بعضي شيعيان مدعي آن هستند و يا معتقدند افراد مقدس مذهب شيعه چهره برزخي افراد را می‌بينند تبليغات پوچ می‌باشند و دروغ است.

16-  ﴿مُّحَمَّدٞ رَّسُولُ ٱللَّهِۚ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلۡكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيۡنَهُمۡ [الفتح: 29]. «محمد فرستاده خداست و كساني كه با اويند با كافران سخت و بين هم مهربان و دوستند». (ولي شيعه می‌گويند آنها با هم و با اهل بيت دشمن بوده‌اند).

17-  ﴿فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَصۡلِحُواْ ذَاتَ بَيۡنِكُمۡۖ وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ ١ [الأنفال: 1]. «از خدا بپرهيزيد و ميان برادراني كه با هم ستيزه دارند را آشتي دهيد و اطاعت خدا و پيامبرش را كنيد اگر ايمان داريد». (باز هم چشم مداحان و نويسندگان نادان روشن)

18-  ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَلَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِ [الحجرات: 11]. «اي كساني كه ايمان آوردهايد نبايد گروهي از شما گروهي ديگر را مسخره كنند شايد آنها از اينها بهتر باشند... و يكديگر را مورد طعن و عيبجويي قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند ياد مكنيد».

بسيار بد است كه بر كسي بعد از ايمان، نام كفر بگذاريد و آنها كه توبه نكنند ظالم و ستمگرند.

19-  ﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواْ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا ١٨ [الجن: 18]. «مساجد مخصوص خداست پس در آنها احدي را به جز خداوند صدا نزنيد». (چشم هياتها و روضه خوانها و مداحان، روشن)

20-  ﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ أَن يُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ وَسَعَىٰ فِي خَرَابِهَآۚ أُوْلَٰٓئِكَ مَا كَانَ لَهُمۡ أَن يَدۡخُلُوهَآ إِلَّا خَآئِفِينَۚ لَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا خِزۡيٞ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٞ ١١٤ [البقرة: 114]. «و كيست ظالم‌تر از آنكه مانع پرستش و عبادت و ذكر خدا در مساجد ميشود و سعي می‌كند كه آنرا ويران كند».

(مشخص است كه منظور از تخريب، تخريب معنوي است كه با ورود هزار و يك خرافه و مراسم در مسجد و از كار انداختن وجه توحيدي آن انجام گرفته و می‌گيرد ونه تخريب با بيل و كلنگ، باز هم چشم هياتها و مداحان روشن).

21-  ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗا لَّسۡتَ مِنۡهُمۡ فِي شَيۡءٍۚ إِنَّمَآ أَمۡرُهُمۡ إِلَى ٱللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ ١٥٩ [الانعام: 159]. «آن كساني كه دين خود را پراكنده و متفرق ساختند و شيعه (دسته دسته) شدند چشم از آنها بپوش كه چنين كسان به كار تو نيايند مجازات كار آنها با خداست خداوند آنها را به اعمالشان آگاه می‌كند».

22-  ﴿وَإِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَأَنَا۠ رَبُّكُمۡ فَٱتَّقُونِ ٥٢ فَتَقَطَّعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡ زُبُرٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ ٥٣ [المؤمنون: 52-53]. «و اين مردم امتي واحدند و من خداي شما هستم پس از من بترسيد. پس كارشان را در بين خودشان جدا جدا كردند كه هر گروهي به آنچه نزدش هست خوشحال است».

23-  ﴿مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ ٣٢ [الروم: 32]. «از آن فرقه نباشيد كه دين خود را متفرق هواي نفس خواستند و گروه گروه شدند و بودند شيعه (شيعا) و هر گروهي به (اوهام و عقايد و خيالات فاسد خود) دلشاد است».

24-  ﴿وَلَا تَسُبُّواْ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَسُبُّواْ ٱللَّهَ عَدۡوَۢا بِغَيۡرِ عِلۡمٖۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمۡ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرۡجِعُهُمۡ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٠٨ [الانعام: 108]. «دشنام به آنان كه غير خدا را می‌خوانند ندهيد تا مبادا آنها نيز از روي جهل و دشمني خدا را دشنام دهند ما عمل هر قومي را در نظرشان زينت می‌دهيم. پس بازگشت آنها به سوي خداست و خدا انان را به كردارشان آگاه می‌گرداند».

 (حالا تو از صبح تا شب زيارت جعلي عاشورا را بخوان كه در آن 18 بار كلمة لعن آمده است)

براي جلوگيري از اطالة كلام از خوانندگان عزيز می‌خواهم قرآن را باز كنند سوره اعراف را (البته  معناي آيات آنرا) و سوره مائده را و آيات 25 و 41 و 42 و 69 سوره عنكبوت را با  دقت مطالعه كنيد انگار اين آيات همين امروز براي مردم ايران نازل شده است!

احاديث

1.  مردگان، رفته گان همسايگاني هستند كه هر گاه آنان را بخوانند پاسخي نمي‌دهند و ظلم و ستمي را دفع نمی‌كنند و متوجه نوحه سرايي و مداحي نمي‌شوند اگر در حق ايشان نيكي شود شاد نگردند و اگر قحطي شود نا اميد نمي‌‌شوند با هم هستند در حالي كه تنها هستند و همسايه‌اند در حالي كه از هم دورند به زيارت يكديگر نمی‌روند. [نهج البلاغه: خطبه111].

2.  هروي از امام رضا می‌پرسد: يا ابن رسول الله در كوفه گروهي هستند كه مي‌پندارند كه بر رسول خدا سهو و اشتباهي در نمازش واقع نمی‌شد. امام رضا فرمودند: خدا ايشان را لعنت كند دروغ گفته‌اند. آنكه سهو نمی‌كند فقط خداي تعالي است كه جز او خدايي نيست. (جلد 7 بحارالانوار و عيون اخبار الرضا) (همچنين: آيه قرآن: ﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ [الکهف: 110]. «اي پيامبر بگو من نيز بشري مانند شما هستم» نيز مويد اين مطلب است.

3.  حضرت علي در نامه‌ای به منذر ابن جارود می‌فرمايد: همانا نيكوكاري پدرت مرا فريفت و پنداشتم كه هدايت او را پيروي می‌كني و به راه او می‌روي [نهج ‌البلاغه: نامه 71].

4.  در مقدمه تفسير البرهان در باب دهم منقول است كساني بعضي آيات را به ائمه تفسير می‌كردند. مفضل ابن عمر اين معني را خدمت حضرت صادق عرض نمود آن بزرگوار فرمود: كسي كه چنين عقيده‌ای كه تو از آن پرسش نمودي دارد در نزد من مشرك به خداست!. (چشم مفسران و محققان و مداحان روشن).

5.  حضرت علي: از غلو و مبالغه درباره ما برحذر باشيد ما بندگاني پرورده خداييم درباره فضايل ما آنچه می‌خواهيد بگوييد. كسي كه ما را دوست بدارد بايد عمل ما را انجام دهد و از پرهيزگاري مدد بگيرد. [تحف العقول].

6.  حضرت علي: «لا تفضحوا انفسكم عند عدوكم يوم القيامة» با اين عقايد سخيفه موجب روشني چشم دشمن و رسوايي خودتان در روز قيامت نشويد. [زيارت قبور: حيدرعلي قلمداران ص 162].

7.  من ديروز همنشين شما بودم و امروز براي شما عبرتم و فردا از شما جدا مي‌شوم. [نهج البلاغه: خطبه 149].

8.  رفته‌گان، گورشان خانه‌هايشان شد و اموالشان به ميراث رفت كسي را كه بر سر گورشان می‌آيد نمی‌شناسند و به كسي كه برايشان گريه می‌كند توجهي ندارند و هر كس كه ايشان را بخواند جواب نمی‌دهند. [نهج‌البلاغه: خطبه 235].

9.  حضرت علي پس از خواندن سوره تكاثر می‌فرمايد: عجب مقصد دوري است و چه زيارت غافلانه‌ای اگر (قبور بزرگان) باعث عبرت باشد سزاوارتر از آن است كه مايه فخر گردد و اگر با ديده فروتني به قبر نگاه كنند خردمندانه‌تر از آن است كه آنها را وسيله فخر قرار دهند بی‌درنگ كه با ديده‌ای تار به آنها نگاه می‌كنند و بدين سبب به درياي جهل و ناداني فرو رفته‌اند. به اهل قبور جامي نوشانده‌اند كه قوه گويايشان را به گنگي و شنوايشان را به كري و حركاتشان را به سكون تبديل كرده است. [نهج البلاغه: خطبه 221].

10. مرا با ثناي پسنديده ثنا خواني نكنيد تا خود را نسبت به خداوند آماده كنم و از عهدة حقوقي كه هنوز ادا نكرده‌ام برآيم و من خود را از خطا مصون نمی‌دانم و در كارم از خطا ايمن نيستم مگر اينكه خداوند مرا در برابر نفسم نگه فرمايد كه از من بر اين كار تواناتر است همانا من و شما بندگان و مملوك پروردگاري هستيم كه جز او پروردگاري نيست. پروردگاري كه ما را از آنچه در آن بوديم بيرون آورد و به آنچه صلاح ما بود وارد ساخت و گمراهي ما را به هدايت و نا بينايي ما را به بينايي مبدل ساخت. [نهج ‌البلاغه: خطبه 216].

11. به روي مداحان خاك بپاشيد. رسول اكرم [وسائل الشيعة: ج 12 ص 132 حديث اول].

12. قبرم را قبله‌گاه و محل توجه و مسجد قرار ندهيد همانا خداي متعال يهود را لعنت نمود زيرا قبور پيامبران خود را مساجد قرار داده‌اند. پيامبر اكرم  [وسائل الشيعة: ج 2 باب 65 ص 887].

13.  پيامبرr از گچ كاري قبر و نوشتن روي آن نهي فرموده [مستدرك الوسائل محدث نوري از علامه حلي در كتاب النهاية. مستدرك چاپ سنگي 1/127].

14. علي فرمود: شنيدم كه رسول خدا می‌فرمايد: قبرم را محل رفت و آمد قرار ندهيد و قبرهايتان را مساجد خويش قرار ندهيد و خانه‌هايتان را محل دفن مرده‌هايتان قرار ندهيد [مستدرك الوسائل: ج 1 باب 55 از ابواب دفن ص 132].

15. موسي ابن جعفر: قبر مرا بيش از چهار انگشت باز از هم بيشتر بالا نبريد. [وسائل الشيعة: ج 2 باب 31 از ابواب دفن ص 858].

16. امام صادق: هرگز ايستاده آب منوش و هيچ قبري را طواف مكن و در آب پاك ادرار مكن [وسائل الشيعة: ج 10 باب 92 سفينة البحار: ج2 ص 99].

17. حضرت عليu: رسول خدا ما را از ذخيره كردن گوشت‌هاي قرباني بيش از سه روز نهي فرمود و...  و ما را از زيارت قبور نهي نمود [مسند امام زيد كتاب الحج].

18. پيامبر اكرم: خداوند فرموده: من نزد دلهاي شكسته و قبرهاي ويرانم.

19. امام صادق: قبر رسول خدا از شن قرمز رنگ است [وسائل الشيعة: ج 2 باب 37 ص 864] پس تا آن زمان قبر رسول الله بنا و زينت و... نشده بوده!.

20. عبدالرزاق صنعاني از قدماي شيعه از ابن طاووس روايت كرده: پيامبرr از اينكه بر قبر مسلمين بنايي ساخته شود و يا گچ كاري و يا بر روي آن زراعت شود نهي نموده و فرمودند: بهترين قبور شما قبري است كه شناخته نشود. [الـمنصف: 3/506].

21. ذكري: رسول خدا قبر فرزندش ابراهيم را مسطح نمود و قاسم ابن محمد گويد: قبر نبي اكرم و شيخين را در حالي ديدم كه مسطح بود و نيز مي‌گويد قبر مهاجرين و انصار در مدينه منوره مسطح بود (توحيد عبادت سنگلجي انتشارات دانش ص 149).

22. امام صادق: قبر مرا از گل غير خودش گل كاري نكنيد [وسائل الشيعة: ج 2 باب 16 از ابواب دفن ص 864].

23. حضرت عليu: رسول خدا از اينكه بر قبر، خاكي ريخته شود كه از خودش نيست نهي فرمود [مستدرك: ج 1 باب 34 از ابواب دفن ص 126].

24. رسول خدا در آخرين لحظات عمر شريف: «اللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْ قَبْرِى وَثَنًا يُعْبَدُ» «خدايا قبرم را بتي قرار مده كه عبادت شود».

25. شهيد اول در كتاب ذكري گذاشتن يك قطيفه بر مرقد مطهر نبي اكرم را فاقد دليل شرعي و ترك اين كار را اولي دانست.

26. (جالب است در مفاتيح و ساير كتب جعلي آمده كه وقتي قبه قبر ما را ديدي چنان و چنين بگو و وقتي به ضريح رسيدي چنين و چنان بكن و اين در حالي است كه تا سالها پس از رحلت ائمه، ساختمان و قبه و ضريحي بر مزار انها نبوده است!!!).

27. حضرت عليu: شايسته است كسي كه جلال پروردگار بر خود بزرگ می‌بيند و مقام حق در دلش عظمت دارد همه چيز جز حق در نظرش به سبب عظمت الهي كوچك آيد. و من نمی‌پسندم كه از ذهن تان بگذرد كه مدح و ستايش خويش و شنيدن ثناي خود را دوست دارم. سپاس آن خدايي را كه چنين نيستم [نهج البلاغه خطبه 216].

28. رسول خدا: پروردگارا هيچ پناهگاه و گريزگاهي جز به سوي تو وجود ندارد.  امام سجاد: ستايش سزاوار آن خدايي است كه تمام درهاي طلب حاجت را بروي ما بست مگر آن دري كه فقط به سوي او منتهي می‌شود. (صحيفه سجاديه دعاي اول) امام سجاد: خدايا جز از تو طلب گشايش را نخواهم كرد [مفاتيح الجنان اواخر دعاي ابوحمزه ثمالي].

29. يكي از دعاهاي كتاب جعلي مفاتيح: «يا محمد ويا علي احفظاني فإنكما حافظاني اكفياني فإنكما كافياني» «اي محمد و اي علي شما دو نفر مرا حفظ كنيد و شما دو نفر مرا كفايت كنيد كه شما مرا كافي هستيد». ولي در سوره توبه می‌خوانيم: براي شما غير خدا سرپرست و ياوري نيست. و در سوره نساء: ﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَلِيّٗا وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ نَصِيرٗا ٤٥ [النساء: 45]. فقط خدا ولي و سرپرست است و كافي است كه خدا ياور باشد. و در سوره زمر: ﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥ [الزمر: 36]. عبده: آيا خداوند براي بنده خود كافي نيست؟ البته نبي اكرم و حضرت علي و ساير اصحاب بلندقدر ايشان بايد براي ما الگو و سرمشق باشند ولي تفاوت است ميان اسوه بودن تا داشتن عقايد شرك‌آميز. ﴿وَظَنُّوٓاْ أَن لَّا مَلۡجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيۡهِ [التوبة: 118]. هيچ پناهگاهي در برابر خداوند نيست مگر به سوي خود او. ﴿وَلَآ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ [الانعام: 50]. بگو من غيب نمی‌دانم. (براستي اين آيات چقدر براي شيعيان، عجيب و جديد و تازه و غيرقابل فهم، خواهد بود!).

30. حضرت عليu: فقط از خدا حاجتت را بخواه زيرا عطا كردن و محروم ساختن فقط به دست خداست و فقط خداست كه تو را از گرفتاري رهايي می‌بخشد پس بايد تعبد و بندگيت فقط براي او و رغبت تو فقط به سوي او باشد. (نهج البلاغه نامه 31) كه دقيقا با آيات قرآني موافق است مانند: ﴿أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓءَ وَيَجۡعَلُكُمۡ خُلَفَآءَ ٱلۡأَرۡضِۗ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَّهِۚ قَلِيلٗا مَّا تَذَكَّرُونَ ٦٢ [النمل: 62].

31. انجيل متي باب 23: عيسي فرمود: واي به حال شما اي علماي ديني و فريسيان رياكار، شما براي پيامبراني كه اجدادتان آنها را كشته‌اند با دست خود بناي يادبود درست می‌كنيد.!!!!!!!.

32. ابوعمر عامر ابن شراحيل الكوفي متوفاي 104 هجري كه بيش از 150 تن از صحابه رسول خدا را ديده و از آنان حديث اخذ كرده به قول ابن بطال همواره می‌گفت: اگر نه اين بود كه رسول خدا از زيارت قبور نهي فرموده است من قبر پيامبرr را زيارت می‌كردم.

33. عبدالرزاق الصنعاني شيعي در كتاب خود المنصف: كسي كه قبرها را زيارت كند از ما نيست. (رسول خدا) [الـمنصف: 3/569 حديث 6705].

34. حاكم نيشابوري از عبدالله ابن عمرو ابن عاص روايت می‌كند: ما با رسول خدا مردي را كه مرده بود در قبر گذاشتيم چون برگشتيم و برابر خانه آن ميت رسيديم ناگاه با زني برخورد كرديم كه گمان مي‌كنم رسول خدا او را شناخت. پس فرمود: اي فاطمه از كجا می‌آيي؟ آن زن گفت: از نزد خانواده اين ميت. رسول خدا فرمود: مبادا با ايشان به قبرستان رفته باشي؟ زن گفت: معاذالله كه من با ايشان تا قبرستان رفته باشم در حالي كه تو در اين باب آنچه را كه بايد تذكر داده اي! رسول خدا فرمود: اگر با ايشان به قبرستان رفته بودي ديگر بهشت را نمی‌ديدي تا آنگاه كه جد پدرت كه بت پرست بود را ببيني!.

35. پيامبرr ما را از زيارت قبور نهي فرمود [مسند امام زيد دار مكتبة الحياة ص246].

36. رسول خدا: خدا لعنت كند زائرات قبور را. و كساني كه بر قبرها مسجد می‌سازند. [التاج الجامع الاصول في احاديث الرسول: 1/382].

37. رسول خدا: قبرم را محل آمد و شد قرار ندهيد. (حديث متواتر مورد اتفاق).

38. حديث عطاء ابن يسار از رسول خدا: بار خدايا قبر مرا بتي قرار مده كه پرستيده شود.

39. حضرت صادق: بالاي قبر ابراهيم پسر رسول خدا (كه در سن 2 سالگي فوت كرد) شاخه نخل خرمايي بود كه چون خشك شد قبر نيز گم شد و ديگر معلوم نشد (حتما پسر رسول خدا نيز با ابوبكر و عمر دشمن بوده و براي نشان دادن اين دشمني به آيندگان، خواسته است محل قبرش مانند حضرت فاطمه نامعلوم باشد!) [كتاب كافي و كتاب من لايحضر الفقيه].

40. رسول خدا: اگر نه اين بود كه جنازه حمزه با اين وضع زنان ما را اندوهگين می‌كند ما او را وامي‌گذاشتيم تا درندگان و مرغان جسدش را بخورند و در روز قيامت از شكم درندگان و چينه دان مرغان محشور شود. (سيره ابن هشام و تفسير علي ابن ابراهيم قمي و جلد ششم بحارالانوار و...).

41. دستور حضرت علي به ابي الهياج: قبري را باقي مگذار مگر آنكه آن را با خاك يكسان سازي و تنديسي باقي مگذار مگر آنكه خرابش كني.

42. حضرت عليu: هر كه قبري را تجديد بنا كند و يا مجسمه‌ای بسازد از اسلام خارج شده است. [من لايحضره الفقيه صدوق و المحاسن برقي و جلد 18 بحارالانوار و وسايل الشيعة باب 43].

43. جناب حسن مثني فرزند امام حسن مجتبي گروهي را در نزد قبر پيامبر ديد. پس ايشان را از اين عمل نهي نمود و فرمود: همانا پيامبر خدا فرمود قبر مرا عيد (محل آمد و شد) مگيريد و خانه‌هايتان را قبرستان نكنيد. [المصنف صنعاني و وفاء الوفاء سمهودي ص 1360].

44. در كتاب كافي از ابي القداح روايت شده كه امام جعفر صادق فرمود: علي فرمود: رسول خدا مرا به مدينه گسيل داشت براي خرابي گورستانها و شكستن صورت‌ها و فرمود: هيچ تصويري مگذار مگر اينكه آنرا محو كني و هرچه قبري را مگذار مگر آنكه آنرا با زمين مساوي گرداني.

45. در كتاب تهذيب شيخ طوسي و وسايل الشيعه باب 44 از ابواب دفن آورده: علي ابن جعفر می‌گوي: از برادرم موسي بن جعفر سئوال كردم: آيا ساختمان روي قبر و نشستن بر روي آن خوب است؟ فرمود: نه ساختمان روي قبر خوب است و نه نشستن بر روي آن و نه گچ كاري آن و نه گل‌مالي نمودن آن.

46. در مجالس شيخ صدوق از حضرت امام صادق روايت شده كه آن حضرت از اجداد بزرگوارش روايت نموده و گفت: رسول خدا از گچ مالي نمودن قبر و نماز خواندن در آن نهي فرمود.

47. در محاسن برقي از جراح مدايني از ابي عبدالله صادق روايت شده كه فرمود: بر قبرها بنا نكنيد و سقف‌هاي خانه‌ها را نقاشي نكنيد براي اينكه رسول خدا اين عمل را مكروه دانست.

48. در وسايل الشيعه باب 44 ابواب دفن از امام صادق روايت شده: رسول خدا نهي فرمودند كه بر قبري نمازگزاري شود يا روي آن بنشينند يا بر آن ساختماني بنا كنند.

49. در معاني الاخبار آمده: پيامبر از گچ كاري گورها نهي فرمود.

50. فقه الرضا روايت كرده: علي به سوي مردم آمد و فرمود: آيا می‌دانيد كه رسول خدا كسي را كه قبرها را مصلي و جاي نمازخواندن قرار دهد لعنت كرده است و كسي كه با خدا معبودي ديگر قرار دهد نيز لعنت فرموده يعني هر دو مشركند!.

51. در علل الشرايع امام صادق از پدران بزرگوارش نقل نموده: قبر پيامبرr فقط يك وجب از زمين بالا آمده بود. (وخود پيامبر نيز كه فرموده بودند قبر مرا قبله قرار ندهيد و مسجد نكنيد زيرا خداي تعالي يهود را براي اينكه قبور پيامبران خود را مسجد كرده بودند لعنت فرمود. (احاديث فوق همه از كتب شيعه می‌باشد و نه از كتب وهابي‌ها و سني‌ها!).

52. ام سلمه به رسول خدا يادآور شد وقتي كه در مهاجرت اول در حبشه بوده معبدي را ديده به نام ماريه و براي نبي اكرم آنچه كه در آن از نقش و نگارها و آيينه كاريها ديده بود تعريف كرد حضرت رسول فرمود: اينان گروهي بودند كه چون بندة صالح و مرد خوبي در ميان ايشان می‌مرد روي قبر او مسجد می‌ساختند و در آن نقش و نگارها به كار می‌بردند. اين قبيل مردم بدترين خلق خدايند. [التاج الجامل الاصول: ج1 ص 243 و 244].

53. پروردگارا، تو اولي و قبل از مخلوقات بوده اي.... و شفيع آناني. كسي برتر از تو نيست تا ميان تو و آنان حائل شود (يعني واسطه) و جاي رفتن جايگاهشان در قبضه قدرت توست. حضرت علي - صحيفه علويه دعاي روز 14 هر ماه.

54. حضرت علي: تمت بنبينا حجت. با پيامبر ما حجت تمام شد (و ديگري حجتي نداريم) خطبه 90 نهج البلاغه خطبه اشباح (ولي در زيارات جعلي و احاديث خرافي شيعه با هزاران حجت و واسطه و شرك و كفر، روبرو مي‌شويم) در هر حديثي كه مشاهده كرديد سخن از حجتي پس از پيامبرr شده طبق همين سخن حضرت علي آن را رد كنيد.

55. اگر شفاعت خواهم پس سزاوار شفاعت نيستم....پروردگارا كرم و بزرگواريت را در خطاهايم شفيع فرما... هيچ شفيعي در پيشگاهت ندارم پس بگذار فضل و كرم تو برايم شفاعت كند. امام سجاد: صحيفه سجاديه دعاي توبه و طلب آن.

56. و اينكه چرا اينهمه حديث جعلي در كتابها وارد شده: رجال كشي از امام محمد باقر روايت شده: در نزد ايشان نام سلمان برده می‌شود می‌فرمايند: او سلمان محمدي است همانا سلمان از ما اهل بيت بود او بود كه همواره به مردم می‌گفت: شما مردم از قرآن گريخته به احاديث پناه برديد (شايد براي همين در زمان حيات همين سلمان حضرت عمر اجازه كتابت احاديث را نداد و...) از ان جهت كه قرآن را كتابي يافتيد كه شما را بر نقير و قطمير و خردل (يعني به اندك چيزي چون پوسته هسته خرما و خال پشت هسته) به حساب می‌كشد. از اين جهت بر شما پذيرش قرآن سخت آمد و به تنگنا افتاديد. لذا به احاديث پناه برديد زيرا بر شما گشايش داد. (رجال كشي چاپ كربلا ص 22 و 23).

57. ﴿وَلَنَبۡلُوَنَّكُم بِشَيۡءٖ مِّنَ ٱلۡخَوۡفِ وَٱلۡجُوعِ وَنَقۡصٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِينَ ١٥٥ [البقرة: 155].

«ما شما را می‌آزمائيم به چيزي از خوف وگرسنگي ونقص در اموال وجانها و ميوه‌ها پس بشارت ومژده ده صابران را» آنانکه به هنگام برخورد با مصيبتي گويند ما ازآن خدا هستيم وبسوي او باز مي‌‌گرديم آنانند که مشمول صلوات ورحمت پروردگارشان هستند وهمانها هستند هدايت شدگان وراه‌يافتگان.

﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَۖ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ ١٧ [لقمان: 17]. «اي فرزند من نماز را بپا دار و امر بمعروف ونهي از منکر نما و صبر کن بر آنچه بتو ميرسد همانا که آن (صبر)ازامور بسيار مهم است».

58. ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٖ جَعَلۡنَا مَنسَكٗا لِّيَذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُم مِّنۢ بَهِيمَةِ ٱلۡأَنۡعَٰمِۗ فَإِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ فَلَهُۥٓ أَسۡلِمُواْۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُخۡبِتِينَ ٣٤ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَٱلصَّٰبِرِينَ عَلَىٰ مَآ أَصَابَهُمۡ وَٱلۡمُقِيمِي ٱلصَّلَوٰةِ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ ٣٥ [الحج: 34-35].

«پس اله شما معبود واحدي است پس به او تسليم شويد بشارت ده صاحبان دل‌هاي آرام را آنانکه چون ياد خدا شود دلهايشان بترسد وبرآنچه به ايشان رسد صابر باشند وآنانکه نماز را بپادارند وآز آنچه روزي ايشان کرديم انفاق می‌کنند».

59. «قال رسول الله: النياحة من عمل الجاهلية». [من لا يحضره: -شيخ صدوق- جزء 4]. «پيامبر خدا فرمود: نوحه خواني از کارهاي دوران جاهليت است».

60. «قال رسول الله: ليس منا من ضرب الخدود وشق الجيوب». [مسکن الفواد: شهيد ثاني]. «پيامبر خدافرمود: از ما نيستند کسانيکه (به هنگام مصيبت) برگونه‌ها بزنند و گريبانها پاره کنند».

61. «قال رسول الله: ضرب الـمسلم بيده على فخذه عندالـمصيبة إحباط لأجره». [فروع کافي] «پيامبر خدا فرمود: مسلمان به هنگام مصيبت چون بادست خويش بران خود بکوبد مزدش نابود مي‌شود».

62.  «قال رسول الله: لعن الله الخامشة وجهها والشاقة جيبها والداعية بالويل والثبور». [مسکن الفواد]. «پيامبر خدا فرمود: خدا لعنت کند زني راکه چهره‌اش را در مصيبت بخراشد و گريبانش بدرد وفغان و واويلا بگويد».

63. در کتاب مسکن الفواد از ام سلمه روايت می‌کند: هنگامي‌که ابوسلمه (شوهر اولش) از دنيا رفت من با خود گفتم در اين سرزمين من به اين مصيبت گرفتار شدم گريه و عزاداري براي او برپا کنم. اتفاقا زني که نوحه‌گر بود هم برمن وارد شد و مي‌خواست مرا در آن مصيبت کمک کند پيامبر اکرمr فرمود: آيا می‌خواهيد دوباره شيطان را که خداي تعالي از اين خانه بيرون رانده است برگردانيد؟!.

64. در [صفحه 56 کتاب مسکن الفواد] از يوسف بن عبدالله بن سلام نقل کرده که پيامبر اکرمr هروقت شدت و مصيبتي بر خانواده‌اش وارد می‌شد ايشان را امر می‌کرد به نماز خواندن و اين آيه را قرائت می‌کرد: امر کن خانواده‌ات را به نماز و صبر را درباره آن بپذير.

65. شيخ مفيد در کتاب ارشاد جلد 2 صفحه 97 آورده که امام حسين به خواهرش زينب(س) فرمود: اي خواهر جان من تورا سوگند دادم وتو به سوگند من وفادار باش که چون کشته شدم گريبان برمن چاک مکن وچهره مخراش ودر مرگ من واويلا واثبورا. (عذاب بر من باد خدايم مرگ دهد) مگو[1].

66. شيخ کليني در [فروع کافي: ج 3، ص 225] از امام موسي بن جعفرآورده که فرمود: مردي که به هنگام مصيبت دست خود بررانش بکوبد موجب تباه کردن اجر خويش می‌شود.

67.  شيخ صدوق در [من لا يحضرالفقيه: ج 1، ص 520] از حضرت صادق آورده که فرمود: هرکس به هنگام مصيبت دست خود بررانش بکوبد اجرش تباه مي‌شود.

البته بر قاتلين امام حسين لعنت و حتي بر كساني كه منكر عزاداري بر آن بزرگوارند ولي من سئوالي از شما دارم: اگر شما رحلت كرديد (البته بعد از 120 سال!) آيا بيشتر دوست داريد كه انسان‌هاي زنده از رفتار شما تبعيت كرده و عقايد شما را رواج دهند و عملي كنند يا هر سال براي جسم فاني شما بر سر و مغز خودشان بكوبند؟ براستي كدام شيعه يك حديث از امام حسين بلد است؟ و كدام شيعه در برابر ظلم می‌ايستد و كدام شيعه رفتار و منش امام حسين را دارد؟ در مجمع علماي اهل سنت، شخصي از آقاي ازغدي سئوال كرد چرا شما اينگونه عزاداري می‌كنيد؟ ايشان پاسخ دادند «اينها جزو آداب و رسوم ماست!» واقعاً جاي تعجب است مگر پيامبران نيامدند تا با همين آداب و رسوم شرك آميز خرافي و شيطاني مبارزه كنند؟ و مگر زنده به گور كردن دختران، جزء آداب و رسوم اعراب جاهلي نبود؟ و براي حسن ختام اين قسمت به اين حديث از حضرت عليu دقت كنيد:

خوشا به حال كسي كه از پندگويي كه هدايتش می‌كند اطاعت كند و از فريبكاري كه او را به گودال گمراهي می‌افكند بپرهيزد. [غرر الحكم: جلد 2، ص 465].



[1]- این  روایت، در تاریخ یعقوبی شیعه نیز وجود دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مقدمه‌ی مؤلف

  مقدمه‌ی مؤلف الحمد لله رب العالـمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين‏. أما بعد: از جمله درس‌هایی که در مسجد...