در روزگاری زندگی میکنیم که اسلام تحت تأثیر تبلیغات غرب، کوتاهی مسلمانان و فشارهای دشمنان یکی از سختترین دورههای خود را سپری میکند و اگر مسلمانان از خواب غفلت بیدار نشوند معلوم نیست آیندهی مسلمانان چه خواهد شد و چه تاوان سنگینی به خاطر غفلت و بیخبری باید بپردازند و بعد از آن که قدرت برتر دنیا محسوب میشدند اختلاف موجب ضعف مسلمانان شد، ﴿وَءَاتَيۡنَٰهُم بَيِّنَٰتٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡرِۖ فَمَا ٱخۡتَلَفُوٓاْ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ ١٧﴾ [الجاثیة: 17].
«و نشانههای روشنی از دین به آنان دادیم و تنها پس از آن (در قبول اسلام) با هم اختلاف نمودند که با وجود آگاهی از حق، (از روی حسادت) به بغاوت و سرکشی بر یکدیگر پرداختند. بیگمان پروردگارت، روز قیامت در میان آنان دربارهی اختلافهایشان داوری میکند».
و آیا به راستی مسلمانان به همان راهی میروند که یهودیان و مسیحیان قبل از آنها آن را پیمودهاند؟
شاید دیدگاه من انتقادی باشد ولی به واقع وقتی پیشرفتهای علمی، صنعتی و مادی دشمنان اسلام را با اسلام مقایسه میکنیم احساس ضعف و زبونی وجودمان را فرا میگیرد و از این که مسئولیت نگهبانی دین خدا بر عهدهی ماست، ولی نه تنها نگهبان خوبی نبودیم بلکه با رفتار و کردارمان به اسلام ضربه هم زدهایم، احساس شرمساری میکنیم. و در حقیقت:
|
اسلام
به ذات خود ندارد عیبی |
|
هرعیب
کههست ازمسلمانی ماست |
بزرگترین دانشمندان، نویسندگان، محققان در قرون اخیر در دنیا، غربی و حتی یهودیاند.
آنها به تحقیقات اسلامشناسی بیش از مسمانان میپردازند و از حربهی اطلاع از اخبار دشمن برای ضربهزنی به آن بیشترین بهره را میجویند، ولی ما مسلمانان دین اسلام را کاملاً نمیشناسیم و حتی بسیاری، مفهوم دین را درک نمیکنیم و برای همین در دفاع از دین یا عاجزیم، یا متعصبانه بدون جواب دفاع میکنیم که سکوت از این دفاع بهتر است.
یکی از نشانههای ضعف کشورهای اسلامی این است که حاکمان بسیاری از آن ها خادمان دشمنان اسلام اند، به طوری که وقتی به مردم بیدفاع فلسطین به جرم این که 22 درصد باقیماندهی خاک وطن شان را ترک نمیکنند رژیم صهیونیستی حمله میکند در حالی که حتی یهودیان و مسیحیان سراسر دنیا به خاطر این جنایات اشک ریختند، حاکمان کشورهای اسلامی با سران کفر رقصیدند تا جشن کشته شدن کودکان فلسطینی را با قاتلان آنها برگزار کنند و خجالتآورتر از این، اینست که بسیاری از مدعیان دین در کشورهای اسلامی آگاهانه یا ناآگاهانه در خدمت سیاست دشمنان اسلاماند و انتفاضهی مردم فلسطین را خودکشی میدانند و....
جای نگرانی است یک و نیم میلیارد مسلمان، در بیش از پنجاه کشور جهان زندگی میکنند ولی برای دنیا، دشمنان اینها تصمیم میگیرند. جای تأسف است وقتی فقیرترین کشورهای دنیا اعلام میشود بیش از نیمی از آنها کشور اسلامیاند و کشورهای اسلامی اکثراً کشورهای جهان سوم و عقبمانده محسوب میشوند و اگر نبود لطف خدا در عطای نعمت ذخایر نفتی چه بسا اوضاع بسیاری از مسلمانان از مردم کشورهای آفریقای مرکزی وخیمتر بود.
امروزه صهیونیسم مسیحی و یهودی برای هدف مشترک - پیروزی بر مسلمانان در جنگهای آخرالزمان-([1]) متحد شدهاند و علیرغم اختلافات فراوان اشتراکات را برای حذف اسلام مدنظر قرار دادهاند، ولی مسلمانان علیرغم اشتراکات فراوان، اختلافات را بهانهای برای جدایی میدانند به طوری که دو فرقهی بزرگ مسلمانان - سنی و شیعه- زبان به طعن و توهین یکدیگر باز کرده و گاهاً شاهد درگیری بین طرفداران دو فرقه هستیم. توجه کنید که دشمنان اسلام برای هدف باطل یکی شدهاند و مسلمانان با این که حق هستند اختلاف میکنند.
وقتی نظریه پردازان آمریکایی تئوری جنگ تمدنها را اعلام میدارند، آن گاه که یهودیان برای بازسازی معبد سلیمان، هزاران مسلمان را میکشند و هدف شان از بازسازی معبد، ظهور منجی شان برای نابودی اسلام است، آیا باز هم باید غافل بود.
آرماگدون، جنگ تمدنها، بازسازی هیکل سلیمان، اعتقاد به ظهور منجی در نزد مسیحیان و یهودیان و... هم حکایت از تلاش آن ها برای نابودی اسلام دارد.
و مسلمانان با تکیه بر اختلافات داخلی، زیر پا گذاشتن سنتها، توجه به بدعتها، خرافات و عادات ناپسند، سکون در عرصهی علم و دانش و پیشرفتهای علمی، صنعتی، مادی و فرهنگی به انسانهایی عقبمانده در دنیا تبدیل شدهاند و به واقع هدف اصلی دین یعنی نیکو زیستن را فراموش کردهاند.
به راستی چه مشکلی است که اسلام بعد از دوران اقتدار این چنین ضعیف گشته است، مسلمانانی که در کمتر از یک قرن، نیمی از دنیا را تصاحب کردند و اختیاردار جهان گشتند و تا حملهی مغول بر بام جهان حکم میراندند، چه بلایی بر سرشان آمده که امروزه به عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان در مدت کمتر از ده سال حمله میشود و برادران و خواهران مسلمانمان کشته میشوند ولی کاری از دست مسلمان ساخته نیست؟ چرا حکومت لائیک و بیدین در دولت ترکیه روی کار آمده بود؟ چرا ثروتمندترین کشورهای دنیا، غربیاند و مسلمانان اینگونه ضعیف شدهاند و هزاران چرای دیگر و این قصه سر دراز دارد....
آری، از زمانی که مسلمان دست از تلاش کشید و آگاهی جای خود را به بیاطلاعی داد مسلمان حقیر شد،
﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡۗ﴾ [الرعد: 11].
«خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حال شان را تغییر دهند».
از زمانی که شیطانهای وجودمان امر به اختلاف و تفرقه کردند، از زمانی که مسلمان قرآن را از صحنهی زندگی حذف کرد و آنرا به کتاب مردگان یا نماد عروسی تبدیل کرد، از زمانی که نیمی از مسلمانان نماز نمیخوانند، از زمانی که تلاشهای علمی و مادی جای خود را به درگیریهای فلسفی و کلامی داد، از زمانی که بدعتها سنت شد، از وقتی که مسلمانان را ناآگاه نگه داشتند تا بر آنها حکومت کنند، از زمانی که علماء دین را به دنیا فروختند و مردم تقلید را جای تحقیق نشاندند و وحدت تبدیل به تفرقه شد مسلمان زبون شد.
امروز باید بپاخیزیم، دست در دست هم اسلام را نجات دهیم که نجات اسلام وظیفهی همه مسلمانان است. دیگر زمان تکفیر یکدیگر و شعارهای پوچ سر آمده است، تا کی باید اختلاف ادامه یابد و موجب ضعف مسلمانان گردد. با گفتگو و تحقیق و آگاهی میتوان اختلافات را حل کرد، خداوند در قرآن میفرماید:
﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ ١٧ ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ ١٨﴾ [الزمر: 17 و 18].
[ای رسول، پس به بندگانم مژده بده... * ... آنان که گوش به سخن میسپارند و از بهترین آن پیروی میکنند. ایشان کسانی هستند که الله آنها را هدایت نموده و چنین کسانی، خردمندند].
و با دلیل باید از دین خدا حمایت کرد نه با تعصب و تقلید ﴿سَيَقُولُ ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواْ لَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَآ أَشۡرَكۡنَا وَلَآ ءَابَآؤُنَا وَلَا حَرَّمۡنَا مِن شَيۡءٖۚ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ حَتَّىٰ ذَاقُواْ بَأۡسَنَاۗ قُلۡ هَلۡ عِندَكُم مِّنۡ عِلۡمٖ فَتُخۡرِجُوهُ لَنَآۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا تَخۡرُصُونَ ١٤٨﴾ [الأنعام: 148].
«آنان که شرک آورند خواهند گفت: اگر خدا میخواست ما و پدرانمان مشرک نمیشدیم و چیزی را حرام نمیکردیم. بگو: آیا شما بر این سخن مدرک قطعی دارید تا به ما ارائه دهید؟ همانا شما پیروی جز از خیالات باطل نمیکنید و جز به گزافه و دروغ سخن نمی گویید».
باید توجه داشت که اسلام گفتگو با اهل کتاب را هم نیکو شمرده:
﴿۞وَلَا تُجَٰدِلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡهُمۡۖ﴾ [العنکبوت: 46].
«و شما مسلمانان با اهل کتاب جز به نیکوترین طریق، بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها».
و در دیدگاه اسلام حتی مشرکان حق دارند کلام الهی را بشنود بدون این که مجبور به تغییر دین خود باشند، ﴿وَإِنۡ أَحَدٞ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٱسۡتَجَارَكَ فَأَجِرۡهُ حَتَّىٰ يَسۡمَعَ كَلَٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ أَبۡلِغۡهُ مَأۡمَنَهُۥۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡلَمُونَ ٦﴾ [التوبة: 6].
«و اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد بدو پناه ده تا کلام خدا را بشنود و پس از شنیدن سخن خدا او را به مأمن و منزلش برسان، زیرا که این مشرکان مردمی نادانند».
ولی آنچه که قرنهاست شاهد آنیم این است که مسلمانان حتی علاقه به گفتگو و رفع اختلافات بین خود ندارند و آمار مطالعه، آگاهی و تحقیق در بین مسلمانان جهان تأسفآور است.
﴿۞لَّا يُحِبُّ ٱللَّهُ ٱلۡجَهۡرَ بِٱلسُّوٓءِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ إِلَّا مَن ظُلِمَۚ﴾ [النساء: 148].
«الله بانگ زدن به بدی را دوست ندارد مگر آنکه کسی مورد ستم قرار گرفته باشد. و الله، شنوای داناست».
﴿وَلَا تَسُبُّواْ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَسُبُّواْ ٱللَّهَ عَدۡوَۢا بِغَيۡرِ عِلۡمٖۗ﴾ [الأنعام: 108].
«و به آنچه مشرکان غیر از خدا میخوانند دشنام ندهید تا مبادا آنها از روی ظلم و جهالت خدا را دشنام دهند».
اختلاف جزئی علی÷ با اصحاب رسولص بر سر خلافت را به طور غلوآمیز بزرگ کردن اشتباه است این اختلاف هزار و چهار صد سال پیش پایان یافت ولی مسلمانان امروز هنوز بر سر خلافتی که پایان یافته با هم درگیرند،
﴿تِلۡكَ أُمَّةٞ قَدۡ خَلَتۡۖ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَلَكُم مَّا كَسَبۡتُمۡۖ وَلَا تُسَۡٔلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٤١﴾ [البقرة: 141].
«آن گروه پیشین، همه درگذشتند، هر چه کردند برای خود کردند و شما نیز هرچه کنید به سود خویش کنید و شما مسئول کار آنان نخواهید بود».
قرآن به ما دستور تفحص در امور زندگی و دینی را داده و به اعلام داشته حق نداریم انسانی را که اظهار اسلام کند کافر بشماریم، ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا ضَرَبۡتُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلَا تَقُولُواْ لِمَنۡ أَلۡقَىٰٓ إِلَيۡكُمُ ٱلسَّلَٰمَ لَسۡتَ مُؤۡمِنٗا﴾ [النساء: 94].
«ای مومنان! هنگامی که (به قصد جهاد) در راه الله سفر میکنید، بهدرستی بررسی نمایید و به کسی به شما سلام کرد و اظهار اسلام نمود، نگویید: مومن نیستی».
امروز نگهبان اسلام ما هستیم و مسئولیت اتحاد با ماست و جز از اسلام نباید تبعیت کنیم،
﴿وَمَن يَبۡتَغِ غَيۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِينٗا فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡهُ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٨٥﴾ [آل عمران: 85]. «و هرکس دینی جز اسلام بجوید، هرگز از او پذیرفته نمیشود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود».
قرآن یکی از اهداف آمدن پیامبران را رفع اختلافات معرفی میکند. پیامبرص نیز توانست تفرقه ملت عرب را در انقلاب عظیم اسلام به وحدت تبدیل کند و علی÷ به عنوان امام مردم همه تلاش خود را برای تحقق وحدت به کار بست و حتی بعد از وفات پیامبرص با وجود این که خود را بهترین گزینه برای جانشینی حضرت پیامبرص میدانست و بارها اعلام کرد که شایستهترین فرد برای خلافت است ولی هیچ گاه حاضر نشد به خاطر مصلحت شخصی وحدت جامعه را به خطر اندازد و حتی بارها به خلفا در حفظ وحدت و اقتدار جامعهی اسلامی مشورت و یاری داد و در دوران خلافتش با وجود آشوب و تنش فراوان، هدف علی÷ در برقراری اتحاد و وحدت تغییر نکرد و برای تحقق آن از هیچ تلاشی فروگذاری نکرد.
در این نوشته برای این که اهمیت وحدت و اتحاد را ثابت کنیم به سراغ آیات قرآن و زندگی علی÷ میرویم و به وحدت به عنوان بهترین راه اقتدار مسلمانان امیدواریم و امام علی÷ نیز میتواند به عنوان اسوهی وحدت مورد بررسی قرار گرفته تا هم کسانی که ادعای پیروی از علی÷ دارند، در عمل به او اقتدا کنند و هم دیگر مسلمانان از علی÷ بهرهها جویند. ان شاء الله مسلمانان به ریسمان وحدت چنگ زنند و تفرقه نکنند:
﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ﴾ [آلعمران: 103].
«همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید».
﴿وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَٱخۡتَلَفُواْ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ ١٠٥﴾ [آل عمران: 105].
«همانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و پس از آنکه برایشان نشانههای آشکاری آمد، اختلاف ورزیدند. عذاب بزرگی در انتظار چنین کسانی است».
﴿أَفَتُؤۡمِنُونَ بِبَعۡضِ ٱلۡكِتَٰبِ وَتَكۡفُرُونَ بِبَعۡضٖۚ﴾ [البقرة: 85].
«آیا به بخشی از دستورات کتابِ (آسمانی) ایمان میآورید و به بخشی دیگر کفر میورزید؟!».
و باید مواظب باشند که عدهای برای نابودی دین خدا هر دروغی را به خدا و رسولش نسبت میدهند و نظرات خود را بر قرآن تحمیل کرده تا بتوانند وحدت مسلمانان را از بین ببرند و بهترین روش برای تفرقه، تراژدی غمانگیز اختلافات شیعه وسنی است، اختلافاتی که با چاشنی دروغ تفرقه خواهان، به دشمنی بین مسلمانان خواهد انجامید.
﴿وَإِنَّ مِنۡهُمۡ لَفَرِيقٗا يَلۡوُۥنَ أَلۡسِنَتَهُم بِٱلۡكِتَٰبِ لِتَحۡسَبُوهُ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَمَا هُوَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَمَا هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ ٧٨﴾ [آل عمران: 78].
«در میان اهل کتاب کسانی هستند که هنگام خواندن تورات، زبانهایشان را میگردانند تا شما گمان کنید (که آنچه میخوانند) از کتاب (آسمانی) است. حال آنکه جزو کتاب نیست. و میگویند: این کتاب از سوی پروردگار است. و آگاهانه بر الله دروغ میبندند».
آیا به راستی طرفداران تفرقه، افرادی بیخردند که ناآگاهانه خدمتکار صهیونیزم و دشمنان اسلاماند یا جاسوسانی هستند که در قبال ایجاد تفرقه، مزد خیانت خود به اسلام را میگیرند، بالاخره از این دو حالت خارج نیست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر