﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ ١٨﴾ [الزمر: 18]. پس مژده ده بندگانم را آنانکه سخن را میشنوند و بهترينش را پيروي میکنند.
«برويم اي يار، اي يگانه من؛ دست مرا بگير، سخن من نه از درد ايشان بود، خود از دردي بود كه ايشانند اينان دردند و بود خود را نيازمند جراحات به چرك اندر نشستهاند و چنين است كه چون با زخم و فساد و سياهي به جنگ برخيزي كمر به كينت استوارتر میبندند برويم اي يار اي يگانه من برويم و دريغا، به همپايي اين نوميدي خوفانگيز به همپايي اين يقين كه هر چه از ايشان دورتر ميشويم حقيقت ايشان را آشكارهتر در میيابيم». [احمد شاملو].
· ﴿أَمَّنۡ هُوَ قَٰنِتٌ ءَانَآءَ ٱلَّيۡلِ سَاجِدٗا وَقَآئِمٗا يَحۡذَرُ ٱلۡأٓخِرَةَ وَيَرۡجُواْ رَحۡمَةَ رَبِّهِۦۗ قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَۗ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٩﴾ [الزمر: 9]. «بگو آيا آنانكه میدانند با آنانكه نمیدانند مساوي هستند. اينك در انتهاي اين تحقيق، من مطمئنم كه خوانندة عزيز، معناي اين آيه را بهتر از قبل، درك ميكند».
· اگر هنوز هم در حقانيت مطالب اين تحقيق شك داري به تو میگويم كه تا كنون بارها علماي شيعه مانند علامه برقعي و اساتيد دانشگاهاي پاكستان و مصر از علماي ايران درخواست برگزاري مناظره و پخش مستقيم آن از صدا و سيما را داشتهاند كه آقايان چون دستشان خيلي پر است!!! حتي يكبار هم به اين درخواستها پاسخ مثبت ندادهاند.
· باز هم اگر شك داري نگاهي به دو جامعه سني و شيعه بينداز. براستي كدامين گروه است كه لعن و نفرين ميكند و كدامين گروه است كه هميشه دور وبر خرافات و افسانههاي تاريخي ميگردد و كدام گروه متعصبتر است و نتايج اعمال كدام گروه، تفرقه افكنانهتر است و در كدامين جامعه، دزدي و دروغ و اختلاف و دشمني و بدبياري بيشتر است؟
· در لياقت و جامعيت حضرت عليu هيچ شكي نيست ولي جايي كه فرهنگ اعراب، رياست پيران را میپسندد و از آنان اطاعت میكند و آنجا كه تمام قبايل از شمشير حضرت عليu داغدار بودند و آنجا كه بيشتر مردم، موافق حكومت حضرت ابوبكر شدند و آنجا كه ما مطمئن شديم نصي در خلافت علي وجود نداشته، گناه حضرت عمر و ابوبكر چيست؟
· تمام اعتراض حضرت عليu كه از اشعار و سخنان ايشان استنباط میشود نسبت به شيوه انتخابات بوده كه ايشان و بنيهاشم حضور نداشتهاند و نه اصل انتخابات. و در هيچ كجا ايشان، حضرت عمر و ابوبكر را ظالم و كافر و منافق و غاصب و... معرفي نكردهاند.
· ما در اين تحقيق با كوهي از اطلاعاتي كه به نفع حضرت عمر و ابوبكر بود مواجه شديم ممكن است براي يكي دو مورد بتوان با كلماتي مانند: مصلحت، تقيه، توريه[1]، جعل مورخين و... دليلتراشي كرد ولي آيا اين جوابهاي سربسته، پا در هوا و مبهم، میتواند در برابر كوهي از اطلاعات كه در برابر محقق، دهان گشوده قانع كننده باشد؟
· محال است در روز قيامت تو را به خاطر لعن نكردن خلفاء و دشمني نكردن با سنيها و نخواندن زيارت جعلي عاشورا با دوزخ ببرند ولي مطمئن باش اگر عقائدت و يا رفتارت يا گفتارت حتي رنگ و بوي شرك يا تعصب و تفرقه داشته باشد در وسط دوزخ تا ابد معذب خواهي شد. از ما گفتن و از نادانها نشنيدن.
· عيب تقليد در اينجاست كه از فروع به اصول كشيده میشود. به جامعه ايراني نگاه كنيد چه كسي اصول دينش را بر مبناي تحقيق درك كرده است؟
· خوارج، ذوب در حماقتند.
· اشتباه بزرگ شيعه آن است كه فكر میكند اگر فردي مقدس و پاك با شخص ديگري اختلاف نظر پيدا كرد آن شخص ديگر میشود بدترين آدم روي كره زمين! و متاسفانه شيعه براي پايه ريزي دلايلي كه منجر به محكوميت ديگران شود هزار و يك خرافه را به پيشواي دين خود بسته است از مقام وحي و عصمت گرفته تا علم غيب و...
· طبق صريح آيه قرآن (كه نه ناسخ است و نه منسوخ و نه متشابه بلكه از آيات بسيار محكم است) ﴿وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌ﴾ [الإسراء: 36]. انسان آنچه را به آن علم و دانش ندارد نبايد پيروي كند و حتي نبايد به آن فكر كند. براي همين از آنجا كه هيچ مدرك معتبر و محكمي دال بر گنهكاري خلفاء وجود ندارد و اكثر قريب به اتفاق مسلمين (حتي در بين شيعيان) خلفاء را به عنوان مسلمان ميشناسند. به همين دليل، بيان هر داستان و حتي نكتهای بر خلاف اين، موجب گناهي بزرگ و ورود به آتش دوزخ خواهد شد. زيرا خلاف صريح آيه قرآن و مدارك معتبر تاريخي و اجماع مسلمين و رعايت شرط عقل و ادب است.
· اگر حضرت عليu در اين زمان حاضر بودند، مطمئناً شيعه و تمام مسلمين را از بيان سخنان تفرقه افكن منع میكردند و از دروغ و بهتانهايي كه به عمر و ابوبكر وارد شده تعجب كرده و ما را در اين زمينه به شدت مواخذه میكردند.
· ابوبكر و عمر از فرمان پيامبر، سرپيچي نكرده و در امر خلافت مرتكب سوء استفاده و... نشدند. با توجه به قرائن، امارات، اسناد و مدارك و شواهد بيشمار موجود، پيامبر براي پس از خود جانشيني تعيين نفرمودند. ضمن اينكه لزوم اصل خاتميت نيز بر همين مبنا استوار است.
· وقتي ثابت شد كه پيامبر اكرم براي پس از خود جانشيني تعيين نفرمودهاند ديگر نمیتوان براي ابوبكر و عمر پاپوشهاي بيهوده ساخت و با ايرادهايي واهي مانند اينكه در سقيفه اجماع و دموكراسي نبوده آنها را زير سئوال برد[2].
· نكته بسيار مهمي وجود دارد كه شيعه از آن غافل مانده و در صورت توجه به آن بسياري از شبهات او پاسخ داده میشود و آن توجه به اين آية قرآن است: قل انما ان بشر مثلكم: اي پيامبر بگو من نيز بشري مانند شما هستم. دقت كنيد كه مواردي كه در آن تمايزهايي آن هم فقط به خطر هدف نبوت وجود داشته در قرآن كريم دقيقاً وجود دارد اين موارد عبارتند از: وحي - عدم اشتباه و خطا در دريافت و ابلاغ دستورات خدا يا همان وحي به مردم - عمل و التزام عملي شخص پيامبر به آنچه كه مردم را به آن فرا میخواند - ولي در ساير موارد ايشان نيز مانند بقية مردم بودهاند. پس تمامي گفتارها و رفتارهاي پيامبر در يكي از 3 شق زير بايد تعريف شود: 1- يا ايشان طبق دستور مستقيم خداوند عمل ميكردهاند (البته اينگونه هم نبوده كه خداوند، مرتب براي هر موردي آيه نازل كند) 2- يا با مشورت با ساير اصحاب تصميمي را اتخاذ ميكردهاند (مانند اتخاذ روش جنگي در بدر و همچنين در احد) 3- يا اينكه طبق نظر شخصي خود (كه ناشي از طبيعت و ماهيت بشري ايشان بوده ـ علاقه و رغبات شخصي و...) سخني را بيان میكردهاند. و هر گاه نيز در اين زمينه مرتكب اشتباهي ميشدند سريعاً از طريق وحي مطلع میشدند. به همين دليل بيشتر سخناني كه ايشان در رابطه با حضرت عليu بيان فرمودهاند در همين شق سوم میگنجد. كه صد البته اشتباه نيز نكرده و ما نيز معترفيم كه علي يكي از قاضيترين و داناترين و شجاعترين اصحاب و حتي وصي و برادر پيامبر، بوده است ولي بیهيچ شكي هيچ نص واضح و روشني مبني بر خلافت منصوص ايشان (كه طبق فرمان خداوند بوده باشد) وجود ندارد.
· نيت حضرت عمر و ابوبكر بدون ذرهای شك و ترديد از زمان پذيرش اسلام (در شرايط خفقان زاي مكه) تا زمان وفات، مثبت و خالي از هر گونه سوء نيتي بوده است.
· اين دو نفر به جز در روز پر آشوب و خطرناك سقيفه در تمامي مراحل قبلي و بعدي جز خوبي و نيكي، هيچگونه برخوردي با ساير مسلمانها نداشتند چه برسد به خاندان پيامبر!.
· شايد اشتباه آنها اين بوده كه با وجود شخص لايقتر از خود يعني حضرت عليu از حكومت كناره گيري نكردند. البته اين قضاوت ماست و ما به هيچ وجه نميتوانيم به اين راحتي، شرايط اجتماعي، سياسي و فرهنگي 1400 سال پيش را تجزيه و تحليل كنيم.
· تمام اعتقادات شيعه يك صحت جزئي و اوليه دارد ولي در قرون بعدي بعلت نفوذ انديشههاي غاليان و نفوذ فرهنگ مسيحيت و يهود و ايراني و هندي به آنها شاخ و برگ داده شده و دچار غلو و خرافه و زيادهروي شده و علت اينكه علماي شيعه براي تمام اشتباهات و نتيجهگيريهاي غلط خود يك يا چند آيه و حديث و داستان در چنته دارند وجود همين صحت اوليه و جزئي است.براي مثال: پيامبر اكرم جهت طلب آمرزش و آموزش عبرتگيري به ديگران به قبرستان بقيع ميرفتهاند ولي ساختن گنبد و بارگاه و ضريح و زيارتنامه خواني و دور ضريح گشتن (مانند كعبه) زدن قفل و طلب شفا و بوسيدن درو ديوار و براه انداختن گروه اركستر و... به هيچ وجه در سنت و روش ايشان جايي نداشته و قطعاً از فرهنگ ايراني مسيحي وارد فرهنگ شيعه شده است. به همين ترتيب زيادهرويهاي ديگر را بررسي كنيد مانند سفارش به دوستي با علي[3] كه سر از ولايت مطلقه فقيه و خلافت و امامت و.. و درآورده است.
· اينجانب مشتاقانه در پي دانستن عيوب و اشتباهات كار خود هستم البته پاسخ به ايرادات و سئوالات بايد 1- در چارچوب قرآن باشد (يعني اگر مفاد حديثي مخالف معناي آيات قرآن باشد نمیتوان آن آيه را با حديث، توجيه و تفسير و تحريف كرد) و اصولا با حديث نمیتوان آيه قرآن را نسخ كرد و كارآيي حديث جايي است كه مفاد آيات، نامعلوم و مبهم بوده و يا توضيح كاملي وجود نداشته باشد. 2- حديث يا روايت تاريخي با ذكر سلسله روات و منبع مورد استفاده باشد 3- از كتبي كه در قسمت منابع، سنديت آن رد شد نباشد. 4- اگر آيهای از قران شاهد آورده شود بايد حتما توسط آيات قبل و بعد و همچنين ساير آيات قران تاييد و تفسير و تجزيه و تحليل شود و نه توسط افسانههاي تاريخي.
· شيعه معتقد است: ماجراي خواستگاري حضرت علي از دختر ابوجهل دروغ است. ابن سباء افسانه است. ازدواج ام كلثوم با عمر ساختگي و جعلي است. خطبه علي در ستايش عمر جعلي و دروغ است. 80 بار طلب آمرزش علي براي خلفاء روي منبر جعلي و دروغ است. نامههاي علي به استاندرانش كه اگر كسي ايشان را بر خلفاء برتري داد حد مفتري بزنند دروغ است. امام جماعت بودن ابوبكر در آخرين روزهاي حيات پيامبر اكرم دروغ است. اينكه فقط ابوبكر حق داشته در خانهاش را به مسجد باز بگذارد دروغ است. و تمامي احاديث پيامبرr در ستايش اصحاب (به جز حضرت علي) دروr است... ما نيز اصراري نداريم كه تمام اينها راست است ولي براحتي میتوانيم نتيجهگيري كنيم كه اكثر افسانه سراييهاي شيعه نيز دروغ و جعلي است.
· زعماي شيعه در طول قرنهاي گذشته و به خصوص پس از صفويه چنان جوي در اذهان مردم ايجاد كردهاند كه هر چه كتاب وجود دارد متعلق به شيعه است و تمام پاسخها نزد شيعه است و تمام دانشمندان اين طرف هستند در صورتيكه در اين تحقيق متوجه شديد موضوع، دقيقاً عكس اين است.
· چنانچه شيعه به دور از احساسات مذهبي، افسانههاي تاريخي دروغين وارد شده در فرهنگ خود را كنار بگذارد و برادران سني نيز تعصبات و تقدسات بيهوده روي برخي از شبه اصحاب را كنار بگذارند و از نگاه عقل به مسائل نگاه كنند هر دو به ماهيت اسلام ناب و رضايت پيامبر و خشنودي خدا و وحدت كلمه دست پيدا خواهند كرد. و اگر ما دست از سب و لعن خلفاي آنها برداريم و آنها متقابلاً رفتار و گفتار علي را نصب العين خود قرار دهند و با ما متحد شوند براستي در اين ميان چه كسي سود میكند؟ و چه كسي ضرر؟ و چه كسي خشنود ميشود؟ و چه كساني ناراضي؟ و دكان چه كساني براي هميشه بسته خواهد شد؟
· در اين تحقيق به خوبي متوجه شديم كه تمام اعتقادات مخصوصة شيعه بدون حتي يك استثناء بر پاية داستانهاي تاريخي است و همه میدانند كه تاريخ يك دروغگوي بزرگ است. پس متاسفانه شيعه (و نه تشيع) چيزي نيست جز يك دروغ بزرگ.
· تمامي عقايد شيعه بر مبناي تاريخ است و روايات تاريخي (بر خلاف قرآن كريم) ظني الصدور است پس اعتقادات شيعه بر مبناي گمان و ظن است و ظن و گمان طبق نص صريح قرآن و عقل در پيشگان خداوند متعال هيچ جايگاهي ندارد. پس بهتر است براي زماني كه در پيشگاه خداوند قرار میگيريد پاسخ بهتر و مناسبتري پيدا كنيد.
· من يقين دارم كه متهم به شورش و خروج از دين میشوم ولي باكي نيست، امام حسينu نيز وقتي قصد اصلاح امت جدشان را كردند شبه علماء به همراه قدرتهاي سياسي و با استفاده از جهل عوام الناس، ايشان را متهم به خروج از دين كردند. به قول حسنك وزير، بالاتر از حسين علي نيم، كه بر دار كشند يا غير دار... هدف من پاك كردن گنده كاريهاي شاهان و روحانيون صفويه است.
· من با صراحت اعلام میكنم هركس كوچكترين مخالفتي (مستقيم يا غير مستقيم) با اتحاد بين مسلمين داشته باشد حقوق بگير انگليس يا عملة شيطان است. مطمئن باشيد و شك نكنيد.
برادران عزيز، آحاد شيعه (بر خلاف شيعيان گذشته) به قرآن معتقدند و اين نغمه عالم نمایان (جاهلان حقیقی) است كه ميگويند شيعه معتقد به تحريف قرآن است. برادران عزيز اهل سنت، شيعه قبرها را پرستش نمیكند بلكه در اين زمينه او را فريب دادهاند. برادران عزيز تنها عيب و اشتباه شيعه خصومت و دشمني با خلفاء بود و من اينك به شما قول شرف میدهم كه با خواندن این مطالب تحقيقی من 80 درصد از شيعيان -لااقل ايراني- نظرشان نسبت به خلفاء عوض خواهد شد.
من در اين كتاب كوشش و سعي و تلاش بسياري به خرج دادم كه بدور از ذرهای تعصب، داستانهاي تاريخي مورد تاييد شيعه را تجزيه و تحليل كنيم زيرا معتقدم يكي از علل اساسي و مهمي كه موجب بروز تفرقه و دشمني ميان شيعه و سني شده وجود همين داستانهاي جعلي و موهوم است من در اين تجزيه و تحليل، نهايت سعي را به خرج دادم كه راه افراط و تفريط را نپيموده و از ديد عقل محض به مسائل نگاه كنم. و تعصبي در اين زمينه نداشته باشم. كاري به اينكه ايراني هستم نداشته باشم. كاري به اينكه عمر به كشورم حمله كرد و ما را شكست داد نداشته باشم و به قدري در اين زمينه تحقيق و تامل كردم گويي يكي از همان افراد در زمان پيامبرr شدم و دقيقا با روحيات و عملكرد و شخصيت تك تك آنها آشنايي پيدا كردم. اكنون حاصل تلاش خود را براي شما نوشتم تا انديشه شما را نيز روشن كرده باشم البته انديشهای كه با دروغهاي تاريخي، خرافههاي مداحان، تحليلهاي وعاظ، فرهنگ گوسفندي برخي از عوام و تجزيه و تحليلهاي نويسندگان نادان، تخدير و پوك و سنگ، نشده باشد.
اشتباه بسيار بزرگ شيعه آن است كه فكر میكند نظر پيامبر اكرم روي مصداق و فرد بوده است، (البته ايرانيها هميشه به جاي فكر پرستي فرد پرست بودهاند) در صورتيكه هدف پيامبر اكرم تثبيت اسلام در شبه جزيره و گسترش آن در سطح جهان متمدن آن روز بوده است. حال تفاوتي نمیكند اين هدف به دست حضرت علي صورت بگيرد يا به دست حضرت عمر يا حضرت ابوبكر. و ايكاش هموطنان من، اين نكات ساده را میفهميدند.
|
غرض، گشودن قفل سعادتست به
جهد |
|
چه فرق، گر زر سرخ و گر آهن
است كليد |
[پروين اعتصامي]
· اگر با دقت و به دور از تعصبات مذهبي وارد كنه عقايدي كه در فرهنگ عوام شيعه، از طريق برخي از علماء و نويسندگان و مداحان وارد شده نگاه كني آنجا را پر از دروغ و كينه و نفرت و سب و لعن و تعصب و ناداني و خرافه، خواهي يافت. يعني بلايي كه آقايان بر سر شيعه آوردند اين بود. پس اگر جوانان از دين روگردان شدهاند نبايد زياد تعجب كنيم و گناه آن را به گردن آمريكا و اسراييل و اينترنت و ماهواره و مواد مخدر و... بيندازيم. زيرا تمام اينها به صورت بسيار گستردهتر در ساير ممالك سني نشين نيز، وجود دارد در صورتيكه جوانان آنها از نظر پايبندي به شعائر اسلامي از تمام روحانيون ما بهترند پس عزيزان من: كرم از خود درخت است.
· براي خوانندة بیطرف، مسلم شد كه حضرت عمر و ابوبكر، خصوصاً و ساير اصحاب، عموماً به آيات قرآن و سخنان پيامبرr، ايمان كامل داشتند. با عنايت به اين نكته و با عنايت به اينكه اين دو نفر در طول خلافت، حتي ذرهای سوء استفاده نكردند نمیتوان باور كرد به صرف قدرت طلبي و يا دشمني با علي، خودشان را فقط براي 2 سال حكومت، جهنمي كرده باشند! و اگر هم -بنا به فرض باطل و محال- چنين باشد به هيچ وجه نمیتوان قبول كرد كه ساير اصحاب به خاطر خلافت يك نفر ديگر، خودشان را جهنمي كرده باشند. و باز بنا بر فرض محال نمیتوان قبول كرد با چنين بنياد باطل اندر باطلي آنهمه موفقيت پس از نبي اكرم در همه زمينهها (از جمع آوري قرآن تا سركوب شورش رده و شكست امپراطورهاي و گسترش اسلام در جهان متمدن آن روز و...) به دست بياورند. پس نتيجه میگيريم كه تفكرات باطلي مانند غصب خلافت، زاييده ذهن ماليخوليايي غاليان و نويسندگان قرن اول و دوم هجري به بعد است!.
· شايد براي خواننده عزيز، پس از خواندن اين تحقيق، مطالب آن اندكي نو و تازه و حتي عجيب و غريب، جلوه كند يكي از دلايل اين امر آن است كه: صنعت چاپ فقط چند دهه است كه به اين گستردگي وارد ايران شده و در اين سالها نيز بنا به علل مختلفي (هزينه بالا - سانسور و...) حتي كتب مرجع شيعه مانند استبصار و تهذيب و من لايحضر الفقيه، ترجمه، چاپ و منتشر نگرديده است چه برسد به كتب مخالفين و منتقدين. تمامي تريبونها و راديو و تلويزيون و كتب و... نيز در دست آقايان بوده است پس مسلم است كه اكنون اين مسائل براي هر خوانندة ايراني عجيب و تازه جلوه كند.
· اگر هنوز هم، نسبت به مطالب اين كتاب، شك داري كاري به تو ياد میدهم. يكي از بهترين كتابهاي نويسندگان شيعه را انتخاب كن. و همراه اين تحقيق سپس، بدون اينكه نام و مشخصات نويسندگان آنها را بنويسي اين دو كتاب را به يك نفر كه دين ديگري (به غير از تشيع و تسنن) دارد، بده و از او بخواه، نظر خودش را درباره اين دو كتاب به تو بگويد. من نمیدانم درباره كتاب من چه میگويد ولي مطمئن باش درباره كتاب نويسنده شيعه خواهد گفت: سراسر تعصب، كينه، كاملاً خالي از منطق و دليل علمي، پر از اوهام و خيالات، خرافات و دروغ، توجيهات مكرر و درهم و برهم، بافتن آسمان و ريسمان براي تاييد نظرات خود، آرمانگرايي شديد، فرار از واقعيت و...!.
· انسان، اگر تقليد كند، مرتباً دچار اشتباه و خطا میشود ولي اگر به قرآن و عقل خودش رجوع كند درصد اشتباهات او كمتر میشود. خداوند در قرآن كريم آيهای دارد كه كاملاً مخالف تقليد و پيروي از ظن و گمان است: و لا تقف ما ليس لك به علم: اين يعني اينكه خودت بايد در باره موضوعات شبه برانگيز با تحقيق و تلاش به علم و يقين برسي و با تحقيق و علم، فكر كني، حرف بزني و عمل كني نه بر مبناي تقليد كه سرشار از ظن و شك و ترديد است كه ان الظن لايغني من الله شيئا.
· اين تحقيق براي خود من نيز جالب و نو و تازه بود من در جريان اين تحقيق با كمال تعجب، میديدم كه چگونه بيشتر عقايد شيعه بر خلاف قرآن و غير عقلي و غير منطقي است و به خرافه نزديك. عقائدي مانند: رجعت، بداء، خلافت منصوص، غيبت، عصمت، علم غيب، ولايت تكويني، شفاعت، مناسك تدفين و عزاداريها و ساختن قبور و... براستي ايرانيها هر گاه از طريق تلويزيون و يا مطالعه كتب، عقايد عجيب و غريب ساير ملل را میفهمند لبخندي تمسخر آميز بر لبان آنها نقش میبندد ولي چرا نوبت به خود ما كه میرسد تمامي خرافات، حقيقت محض میشود؟!.
· آنچه از دين و روح اسلام به جهان تشيع فعلي رسيده و درك و فهمي كه شيعه از اسلام دارد از طريق منقولات راوياني معدود بوده كه بيشتر آنها به خاطر منافع سياسي يا اقتصادي يا علمي اطراف امامان شيعه را گرفته بودهاند افرادي كه بعضاً يا رانده امامان بوده يا فاسد المذهب و غالي بودهاند. ضمن اينكه نبايد نقش آنها را در دستكاري و يا جعل حديث و نسبت دادن آن به امامان شيعه ناديده گرفت. درك و استنباط اهل سنت از اسلام بر مبناي منقولات سي هزار نفر از صحابهای بوده كه مدت 10 يا 23 سال مستقيماً با نبي اكرم در تماس بودهاند. در اينجا عنصر اجماع و تواتر و نزديكي بيشتر به عصر پيامبرr به نفع سنيها و عنصر خاندان اهل بيت پيامبرr به نفع شيعهها میچرخد و شايد تنها راز بقاي انديشهها خرافي شيعه تا كنون، وجود اين عقايد در پشت نقاب زيباي حب اهل بيت بوده باشد.
· من نه در جامعة سني زندگي كردهام نه سني هستم (البته تبعيت از سنت پيامبر را قبول دارم) و نه حتي از كتب و منابع اهل سنت استفاده كردهام. به هر چه رسيدهام در همينجا و ميان همين مردم و از لابهلاي همين كتابها بوده است. اين موضوع را به دو جهت گفتم: 1- اگر كسي به دنبال حقيقت باشد آنرا پيدا ميكند، هر كجا كه باشد. 2- كسي نميتواند مارك سني گري به من بزند زيرا من در جاي جاي كتابم نسبت به حضرت علي، اظهار ارادت و علاقه كرده و مجدداً متذكر ميشوم حتي اگر قطعه قطعه شوم دست از علي بر نمیدارم و همين سفارش را براي تمام دوستان و خوانندگان عزيز دارم. ولي آنگونه تشيعي كه خالي از خريت و حماقت و تعصب و تقليد كوركورانه و كينه و نفرت و تفرقه و اوهام و خيالات ماليخوليايي و غلو و شرك و دروغ است. در يك كلام: تشيعي كه از مداحان دروغگو و وعاظ متعصب و روحانيون نادان و نويسندگان يك بعدي، تاثير نگرفته باشد، بلكه بر مبناي حقيقت ناب و عقل محض، استوار باشد. و محبتي هم كه نسبت به علي دارم محبتي است بر پايه شناخت و معرفت، نه علاقهاي كوركورانه و از روي احساس. و ترجيح میدهم اگر لياقت محشور شدن با علي را نداشتم با حضرت عمر و حضرت ابوبكر محشور شوم ولي با روحانيون و نويسندگان و مداحان احمق و دروغگوي هموطنم، محشور نشوم زيرا شك ندارم اينها با ابوجهل و ابنملجم محشور خواهند شد. اين را به شرافتم قسم میخورم.
· براي كساني كه درگير دعواهاي شيعه و سني و برتري علي يا عمر و ابوبكر هستند شعر زير از پروين اعتصامي را میآورم:
|
غرض، گشودن قفل سعادتست به
جهد |
|
چه فرق، گر زر سرخ و گر آهن
است كليد |
· اگر روز قيامت در پيشگاه خداوند حاضر شدي و او از تو پرسيد چرا عمر و ابوبكر را لعن میكردي و من كجاي قرآن، چنين چيزي گفتم و تو از كجا به اين مطالب، مطمئن شدي چه جوابي داري؟ آيا ميگويي در داستانهاي تاريخي مطالبي را خواندم؟ آنوقت از تو ميپرسند چرا فقط مطالبي كه دوست داشتي را انتخاب كردي و خواندي! يا میگويي پيرو آقا بالاسرها بودم! آنگاه به تو ميگويند: پس همراه همان آقا بالاسرها وارد دوزخ شو.
· من در اين تحقيق نه در پي اثبات دوزخي بودن كسي بودم و نه در پي اثبات بهشتي بودن كسي! من میخواهم ثابت کنم هر آنچه آقايان میگويند بر مبناي شک و ترديد است و بنابر تاييد هر عقل آزاد خالي از تعصب و بنا بر آيات قرآن، نمیتوان با شک و ظن و ترديد به ديگران تهمت و افتراء وارد کرد.
· انسان به حکم عقل، هيچگاه در اموري که شک دارد نبايد داخل شود صريح آيه قرآن نيز میگويد: آنچه به آن علم نداري را پيروي نکن زيرا گوش و چشم و دلها همه در برابر خداوند مسئولند. اکثريت مسلمين و حتي دانشمندان غير مسلمان، نظر مساعدي نسبت به خلفاء دارند پس نتيجه میگيريم: به حکم عقل و آيات قرآن و اجماع اکثريت مسلمين، نبايد خلفاء را سب و لعن کرد. دقت کنيد که عذابي که در احاديث براي زبان نقل شده شديدترين عذاب است. و در احاديث فراواني نيز آمده که نجات در سکوت است. خواننده منصف و منطقي با خواندن مطالب اين تحقيق، متوجه شد که بسياري از اصولي که براي او يقيني جلوه دادهاند بر مبناي داستانهاي تاريخي و ظن و شک و ترديد است و هيچ پايه علمي و يقيني ندارد و نمیتوان بر مبناي آنها قضاوت کرد به ناچار طبق آيه: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱجۡتَنِبُواْ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ﴾ [الحجرات: 12]. «اي کساني که ايمان آوردهايد دوري کنيد از بسياري از گمانها همانا پارهای از گمانها گناه است». ما حق نداريم با سنيها دشمني کنيم و با عمر و ابوبکر حتي در دل دشمن باشيم. و اگر کسي سزاوار لعنت باشد آن کساني هستند که با عنوان کردن افسانههاي 14 قرن قبل در امت اسلامي ايجاد تفرقه کرده و بدگويي کساني را میکنند که بيشترين و موثرترين نقشها را در حفظ و گسترش اسلام داشتهاند. پس اگر کسي دوزخي باشد همين آقايان هستند و اگر کسي حسود و منافق و رياست طلب باشد نيز همينها هستند چنانچه براي بيشتر مردم ما نيز ثابت شده و انشاء الله در آينده نيز بيشتر ثابت خواهد شد.
· چنانچه شيعه علي هستي، در اين تحقيق، متوجه شدي که رابطه علي با خلفاء هر چه بوده مبتني بر دشمني نبوده بلکه با بدترين نگاه ميتوان گفت مبتني بر انتقاد بوده است. ولي اگر پيرو مستر همفر (جاسوس انگليسي در ممالک اسلامي) هستي میتواني طبق يکي از مواد دستورالعمل اداره جاسوسي انگلستان،پشت بلندگو بروي و داستانهاي دروغين حمله عمر به خانه علي و قلم و دوات خواستن پيامبرr را نقل کني که حتي اگر راست هم بود مايه وزر و وبال بود چه برسد به زماني که مطمئن شديم دروغ محض است.
· نکتة بسيار مهم: اين تحقيق براي ايجاد درگيريهاي بيهوده لفظي با ديگران نيست اين مطالب براي اين است که خلفاء را به حال خود رها کني و در جستجوي خدا برآيي.
· من از خوانندة عزيز، انتظار دارم چنانچه مطالب حاضر به دلش نشست با ديگران درگيري لفظي نداشته و به شکرانه اين آگاهي سعي کند ديگران را تحمل کند. زيرا يک پزشک هيچگاه مريض سرطاني خودش را با چوب کتک نمیزند بلکه برايش دل میسوزاند.
· خداوند كريم هرآنچه غير حسي و غير تجربي بوده را در قرآن بيان كرده است: وجود يك خداي ناپيدا، زنده شدن مردگان در قيامت، نبوت، معجزه، وجود فرشته گان، جن، طول عمر 1000 ساله نوح، خواب سيصدساله اصحاب كهف و... تمام اين موارد از نقطه نظر تجربه و عقل و منطق بشري امور بسيار عجيب و غيرعادي است ولي چون ما به اعجاز قرآن و صداقت و شرافت و امانت حضرت محمدr ايمان داريم اين موارد را بیچون و چرا قبول میكنيم ولي اين دليل نمیشود كه هر خرافة مخالف عقل ديگري را بر پاية قياس و يا تطبيق با آيات قرآن و روايات تاريخي، قبول كنيم. هر خرافهای كه در كتابهاي تاريخي وجود دارد خواه نويسندهاش سني باشد يا شيعه، ايراني يا عرب، نبايد جزو اعتقادات ما شود. براستي پس خداوند براي چه به انسان، عقل داده است؟ و براي چه اينهمه در قرآن و احاديث، انسان به تعقل و تفكر دعوت شده است؟ آيا تقليد از عرفهاي غلط يا افكار منحط گذشته گان نياز به تعقل و تدبر دارد؟! در يك كلام: در رابطه با قرآن: تعبد. در ساير موارد: تعقل.
· محمد جواد مغنيه عالم شيعه لبناني در کتاب امامت علي در آينه عقل و قرآن خطابي دارد به برادران سني که من در اينجا بسيار به جا و مناسب ديدم همين خطاب را به برادران شيعة هموطنم داشته باشم. ايشان میگويند:
· ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَكُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ ٧٨﴾ [الزخرف: 78]. «اکثرشان از حق کراهت دارند».
همه میگوييم هيچ امامي جز حق نيست. اما در عين حال بيشتر کساني که مدعي اين مطلبند بدان عمل نمیکنند. يک مثال: حق میگويد پيش از آنکه تو مسئول اشتباه ديگري باشي مسئول خطاي خودي و نيز حق میگويد: هر اشتباهي که ديگري مرتکب میشود تو نيز ممکن است مرتکب آن گردي زيرا گاهي خطا ناشي از خواهشهاي نفساني و زماني از محيط يا تربيت ناصحيح و گاه ديگر به سبب تحقيقي نارسا و يا به هر علل ديگري منشاء میگيرد. تمام اين اشتباهها همانطوري که بر تو رواست بر ديگران نيز ممکن است و تو مانند ديگران مصون از خطا نيستي.
اگر گمان کني که تو صددرصد بر حق هستي و غير از تو يکسره در خطاست بیآنکه براهين او را بنگري و تحقيق کافي درباره آن کني در اينصورت امامي غير از حق پذيرفتهای و در نتيجه تو در ادعاي خود که: امامي جز حق نداري دروغگويي.
آري هر چند ممکن است ديگري در باور خود به خطا رود ليکن عکس آن نيز محتمل است. چه بسا ممکن است اعتقاد او بر پايه واقعيت استوار باشد و تو يقين کني که او در اشتباه است. به خاطر زود داوري کردن ميتوان حکم بر خطاکار بودن تو نمود ولي درباره او پس از تحقيق و مطالعه بايد قضاوت کرد.
بنابراين اگر میخواهي در تناقض گويي نيفتي و از خطا دور بماني بر توست که زود حکم نکني گرچه با نظر و عقيده پدران و نياکانت در تضاد باشد. بلکه بايد راه درستي که تو را به يقين (در اثبات يا نفي آن) ميرساند با تحقيق کافي انتخاب کني. بديهي است روشي که بر ميگزيني میبايست متناسب با طبيعت آن مطلب مورد نظر باشد. چه گاهي روش وصول به واقع مشاهده عيني و گاه سمع و حس و لمس و زماني از طريق عقل و براهين عقلي میباشد.
بيشک راه وصول به حقيقت وجود دارد ليکن چنان نيست که هر خطاکاري به اشتباه خود پي ببرد. و سپس خود را با ميزان حق بسنجد و از آن برگردد. پس در برابر کسي که -عمدا يا سهوا- بر اشتباه خود پافشاري میکند چه بايد کرد؟ و درمان دردش چيست؟
· متوجه شديم كه عقايد اختصاصي شيعه نه با اجماع و نه با عقل و نه با تاريخ و نه با قرآن و نه با اصول تجربي و واقعي امروز همخواني و هماهنگي ندارد و حتي با تمام اينها در تضاد كامل است.
· اگر آموزههاي روحانيون صحيح و خالي از تحريف و خرافه و دروغ بود نبايد اكنون به جايي برسيم كه مردم ما آدمهاي لختي بیدين را مسلمانتر از آقايان خوارج حزبالهي بدانند.
· علت اينكه جامعة شيعي روز به روز بيشتر در مرداب خرافات فرو ميرود اين است كه تمام برداشتهاي غلط او از مباحث تاريخي مانند زنجير به هم پيوسته است و نميتوان يكي را نقض و بقيه را قبول كرد و او اگر يكي از خرافات را نقض كند تمامي اين كاخ رويايي فرو میريزد. خلافت به امامت وصل است و امامت به علم غيب و مقام عصمت و اين هر سه به تقيه و بداء و...
· براستي چرا ادعاهاي شيعه فقط با بحثهاي كلامي و جدلي قابل اثبات است؟
· آيا تعجب آور نيست كه تمام اتهاماتي كه شيعه به حضرت عمر و ابوبكر وارد میكند براحتي قابل رد است؟ آيا حداقل نبايد يكي از اين اتهامات قابل اثبات باشد؟ در اين كتاب به خوبي مشاهده كرديد كه تمامي اين اتهامات براحتي و با صدها دليل و مدرك عقلي و تاريخي رد شد.
· شيعه با پافشاري بر اين عقيده اشتباه كه پيامبر اكرم طبق فرمان خداوند حضرت عليu را به عنوان خليفه (به معناي حاكم و امير) خود معرفي كردند باعث شده كه:
باز شدن باب تفرقه و نفاق در بين امت اسلامي.
لعن و تكفير و خوار و بیمقدار ساختن تمام اصحاب نبي اكرم.
ضعيف جلوه دادن حضرت علي در تثبيت مهمترين اصل دين (البته به زعم شيعه) يعني امامت بر مبناي خلافت.
بستن دروغ بر خدا و پيامبرr و امامان.
بي غيرت نشان دادن جامعة صدر اسلام.
باب شدن جواز انحصاري حكومت افرادي خاص بر مردم در طول تاريخ.
مخدوش كردن كامل اصل خاتميت و حتي نبوت.
ناقص جلوه دادن دين اسلام كه با عدم انتخاب حضرت علي ناقص ماند و طبق آيه اكمال، اكمال دين صورت نگرفت.
منحرف نشان دادن چهره اسلام فعلي. زيرا هر آنچه به ما رسيده توسط تواتر و احاديث و عملكرد اصحاب پيامبرr بوده است.
ناكارآمد جلوه دادن زحمات و تلاش 23 ساله شخص نبي اكرم در تربيت و اصلاح جامعه و حتي اطرافيان نزديك ايشان. (پس بنابر طريق اولي پس از 14 قرن كساني ديگر كه پيامبر هم نيستند نمیتوانند ديگران را هدايت و اصلاح كنند و...).
عدم فصاحت آيات قرآن و حتي سخنان نبي اكرم (به خاطر ترس يا تقيه و يا...) در معرفي صريح جانشين (و به عنوان مثال استفاده از كلمه مولي با 27 معني متفاوت).
مبهم و گنگ و نارسا جلوه دادن آيات قرآن كريم كه حتما نياز است با روايات و داستانهاي ضد و نقيض تاريخي تفسير و فهميده شود و حتي نبايد به آيات قبل و بعد آن توجه كرد و.... و در نهايت بیاعتبار ساختن قرآن به عنوان كتاب نور و هدايت و وسيله اتحاد.
· در اين تحقيق متوجه شديم كه هر كجا پاي عقل و منطق به ميان ميآيد بيشتر دلايل و مدارك تشيع صفوي پوج و بیاعتبار میشود.
· در اين تحقيق متوجه شديم كه تمامي دلايل شيعه بدون حتي يك استثناء بر مبناي داستانها و روايات تاريخي بنا شده است چه در تاييد عقايد خود و چه در رد و تكفير اصحاب پيامبر اكرم. پس اگر تاريخ و روايات تاريخي میتواند مورد استناد قرار بگيرد در اين كتاب ما نيز در تاييد نظرات خود روايات بيشماري را آورديم و هر چه بوده از بين همان كتبي است كه شيعه به آنها استناد میكند. پس اگر روحاني محله به تو گفت همه اينها جعليات و دروغهاي تاريخي است به طريق اولي تمام ياوههاي روحانيون نيز دروغ است زيرا منابع مورد استناد ما از كتب معتبرتر و قديميتر است.
· در اين تحقيق اين نكته به خوبي ثابت شد كه پاسخهاي شيعه بيشتر جنبه كلامي و جدلي و بافتن آسمان ريسمان و خروج از قواعد مسلم صرف و نحو عربي و عدم توجه به سياق آيات قبلي و بعدي و... است. در يك كلام: محققين شيعه شاه عباسي نمیتوانند حتي براي يكي از سئوالات مطروحه پاسخي صريح و ساده و روشن و سر راست داشته باشند.
· بر خلاف تبليغات رايج جو حاكم بر فرهنگ ديني ايران جوي كاملاً بسته و جاهلانه و متعصبانه است. به همين دليل، خوانندهای كه در اين جو بزرگ شده است ممكن است با مشاهدة علاقه نويسنده اين كتاب به حضرت عليu و سپس مخالفت او با بسياري از روايات تاريخي متعجب شود. ولي دوست عزيز، در اين سطور تو با نهايت آزادي و آزادگي و حقيقت بيني مواجه میشوي كه متاسفانه با جوي كه تو در آن بزرگ شدهای كاملاً در تضاد است.
· خداوند در آيهای از قرآن میفرمايد: ان الدين عندالله اسلام: دين نزد خدا اسلام است. پس عناويني مانند سني و شيعه بیمعنا است.
· اگر خوانندة عزيز به سخنان من در اين كتاب مبني بر قشري بودن محبت شيعه نسبت به اهل بيت و نبودن ذرهای معرفت در اين زمينه شك دارد من میتوانم براحتي صحت سخنانم را براي شما تاييد كنم. يك شب به محلي كه در آن روضهخواني است برويد (زيرا شيعيان دو آتشه در اين اماكن به وفور ديده ميشوند) و از افرادي كه در آنجا تردد میكنند بخواهيد فقط يك حديث از يكي از 14 معصوم مورد اعتقاد و علاقهشان براي شما بگويند اگر 10% آنها چنين كردند من حرفم را پس ميگيرم.
· يكي از علل بسيار مهمي كه خرافات توسط زعماي قوم، اصلاح نميشود آن است كه آنها نمیخواهند سخني مخالف عقائد رايج و علايق مردم بگويند و بدين ترتيب پايگاه خودشان در ميان آنها را از دست بدهند.
· اگر شيعه را پيروي از علي به عنوان يك انسان متعادل تابع عقل و دين اسلام و به دور از احساسات، تعريف كنيد من يك شيعه ام. ولي اگر شيعه را به معناي اعتقاد به خلافت منصوص تعريف كنيد من به هيچ وجه يك شيعه نيستم.(البته بهترين نام از نظر من فقط مسلمان است).
· ممكن است اين ايراد به من وارد شود كه چرا اينهمه به همه چيز شك كرده و ايراد گرفته ام. ولي عزيزانم، به قول حضرت عيسي وقتي در كسي يك چيز بد ديدي بگرد باز هم چيزهاي بد ديگري پيدا میكني! علاوه بر اين آتش جهنم چيزي نيست كه با وجود اينهمه اشكال و ايراد وارده كه روحانيون پاسخ آنرا با يك حديث سرسري توجيه ميكنند خودم را جهنمي كنم!.
· من سئوالي دارم خارج از قيل و قالهاي كتابها، 30 سال است تمامي شئونات كشور در دست روحانيون است از ولي فقيه تا مجلس و... بر خلاف ساير مردم، براي من گراني نخود و لوبيا مهم نيست. حتي جنگ و كشته شدن جوانان. ولي سئوال من اينجاست در عمل به كجا رسيده ايم؟ وضعيت حجاب كه الحمدلله نيازي به گفتن ندارد. اگر با اتوبوس به مسافرت بروي وضعيت نمازخوانها را هم در بين راه ميفهمي. اعتياد هم كه ماشاء الله. سيگار هم كه فبها. مهر و محبت و تعاون هم كه حرفش را نزن. خوشي هم كه نداريم. با تمام دنيا هم سرجنگ داريم. ولي از آن طرف، وضعيت مثلاً عربستان چگونه است. هم خوشند هم قوانين اسلام را مو به مو اجرا میكنند. اگر هم بنا به عقيده شما آن دنيا به جهنم بروند لااقل اين دنيا كه خوشند. پس واي به حال روحانيون كه هم دنياي ما را نابود كردند و هم آخرتمان را.
· يكي از كاستيهايي كه كتاب، نسبت به سخنراني دارد اين است كه كتاب، كمتر از وقتي كه انسان در جمع قرار دارد تاثير میگذارد. انسان وقتي داخل جمع قرار گرفته حتي اگر مخالف عقيدهای باشد راحتتر آن عقيده را قبول ميكند و براي همين است كه وعاظ و روحانيون، سوار اعتقادات مردم شدهاند.
· من از روحانيون، خواهشي دارم. مردم ما قرنها و سالهاست كه از صبح تا شب سخنان شما را شنيدهاند و كتابهاي شما را خواندهاند، پس خواهش میكنم اجازه بدهيد كتاب مرا هم به دور از جار و جنجال بخوانند و خودشان در نهايت قضاوت كنند.
· مباني نظري، ايدئولوژي و تئوري شيعه بر اساس دروغهاي آحاد موجود در كتب اهل سنت در قرن اول هجري شكل گرفت و بر همين مباني در قرون بعدي بسط يافت و در سطح تودة شيعه به جريان درآمد.
· براستي آيا اين عجيب نيست كه هر كس دست به مطالعة بدون غرض و تعصب ميزند با افكار خوارجي حزب اللهيها مخالف ميشود موضوع از دو حالت خارج نيست يا انهمه حديث و آيه درباره فضيلت علم و دانش دروغ است و يا اينكه كار حضرات، خيلي حرف دارد.
· حضرت عليu میفرمايند چنانچه باطل به تنهايي جلوه میكرد مردم فريب نمیخوردند ولي چون با حق در میآميزد مردم فريب میخورند و دچار اشتباه میشوند. خرافيون نادان نيز عقايد شركآميز خود را زير نقاب زيباي حب اهل بيت ترويج میكنند و همين باعث فريب مردم ايران شده است.
· در مورد نبودن نام حضرت علی و یا امام زمان در قرآن کریم علمای شیعه میگویند آمدن نام گذشتگان چون ذوالقرنین در قرآن قابل قیاس با آیندگان نیست چون نسبت به آیندگان حسد و کینه و دشمنی ایجاد میشود ولی این امر نسبت به گذشتگان نیست میگوئیم پس چطور در سوره الصف آیه6، حضرت عیسیu به بنی اسرائیل میگوید پس از من پیامبری میآید که نامش احمد است و اسم پیامبرr بیان شده در حالیکه در آینده و نزدیک به 600 سال بعد میآمده است، و کینه و حسدی که مورد نظر شما است باز هم نسبت به اهل بیت ایجاد شده و از نظر شما آنها همیشه مورد ظلم بودهاند، مثل امام حسین در کربلا و خوردن درب به پهلوی حضرت فاطمه و مسموم شدن امام رضا و بقیه امامان، که شما معتقد به شهادت همگی آنها هستید، پس چه حکمتی در نبودن نام آنها است.
· در اينجا براي نمونه نام چند كتاب را براي شما میآورم كه توسط برخي از روحانيون آزادانديش شيعه نوشته شده ولي به علت شدت آزادي بيان و عقيده در كشور ما[4] اجازة چاپ و انتشار به آنها داده نشده است! در اين كتابها نه يك كلمه حرف زشت وجود دارد و نه يك نكته انحرافي و ضد خدا و پيغمبر و تمامي مباحث با استدلال بر آيات قران و روايات و وقايع تاريخي میباشد. ولي متاسفانه دچار سانسور و خفقان شده است چون آقايان، پاسخي براي سئوالات مطروحه در اين كتابها ندارند:
1. شاهراه اتحاد (يا بررسي نصوص امامت) از حيدرعلي قلمداران
2. بت شكن (در رد و تضعيف احاديث اصول كافي) از علامه برقعي
3. ترجمه منهاج السنه از علامه برقعي.
4. تابشي از قرآن از علامه برقعي.
5. درسي از ولايت از علامه برقعي.
6. خرافات وفور در زيارات اهل قبور از علامه برقعي.
7. زيارت قبور بين حقيقت و خرافات از حيدر علي قلمداران.
8. فتح البيان فيما روى علي ابن أبي طالب عن تفسير القرآن از علامه سيد مصطفي حسيني طباطبايي (به فارسي و عربي).
و......
بياييم از اين پس، سخنان و تفكراتمان، بر مبناي علم و دانش تخصصي و به دور از تعصب و بهتان و تقليد كوركورانه از انسانهاي احمق باشد و چنانچه كسي سخن حقي گفت حتي اگر برخلاف انديشه رايج بود قبول كنيم. به قول خواجة شيراز:
|
مــــا نگوييم بد و ميـل بـه نـاحــق نكنيــم |
|
جـامة كس سيـه ودلـق خـود ازرق نكنيــم[5] |
|
عـيب درويش و توانگر به كم وبيش بد است |
|
كـار بـد مصـلحت آنـست كـه مطلـق نكنيـم |
|
رقــم مـغلطـه بــر دفتــر دانـــش نــزنـيـم |
|
سـرحـق بـرورق شعـبـده ملحـــق نكنـيـم |
|
گـر بــدي گـفت حسـودي و رفيقـي رنجيـد |
|
گو تـوخوش باش كه ماگوش به احمق نكنيم |
|
حـافـظ ار خصـم خـطا گفت نگيـريم بــر او |
|
ور به حق گفت، جدل با سخن حق نكنيم[6] |
من در اين كتاب صدها دليل از قرآن و حديث و عقل و منطق آوردم ولي به قول پروين اعتصامي:
|
پروين به كجروان سخن از
راستي چه سود |
|
كوآنچنان كسي كه نرنجد زحرف
راست؟ |
ضمناً نويسنده اين سطور به دور از هر گونه ادعايي دو نكته را بيان میكند: 1- كسي نمیتواند بر اين كتاب رديه بنويسد. 2- از هر دو نفر شيعهای كه اين كتاب را بخوانند يك نفر به مطالب آن ايمان میآورد.
در انتها لازم میدانم توضيحي مختصر، پيرامون نام اين تحقيق بدهم: آلفوس.
اوژين، امپراطور روم، اصطبلي داشته با سه هزار گاو كه مدت 30 سال آنرا تميز نميكند. هركول، خداي قدرت، رودخانه آلفوس را تغيير مسير میدهد و داخل اين اصطبل میگذارد تا اينكه همه جا پاك و تميز میشود.
[1]- تاریخ مصرف، این گونه پاسخها و توجیهات متعلق به یك قرن پیش بود نه حالا.
[2]- شاید همین نكته كه در اجتماع سقیفه و بین انبوه دو قبیله اوس و خزرج، 5 نفر از مهاجرین توانستند ابوبكر را به خلافت برسانند شاید یكی از معجزات الهی باشد.
[3]- علی مولای مومنان است (دوست) علی برادر من است. علی شهر علم است. علی قاضیترین شماست. علی وصی است. (هیچكدام اینها معنی خلیفه نمیدهد).
[4]- همان آزادی از سر به بالا!!!.
[5]- ما به بد گویی و نكوهش كسی نمیپردازیم. و گرایشی به باطل و ناصواب نداریم. جامه تقوای هیچكس را برنگ گناه تیره و آلوده نمیسازیم و پشمینه خود را كبود رنگ نمیكنیم تا خود را در لباس صوفی نمایان به خلق خدا نشان دهیم.
[6]- ای حافظ، اگر دشمن، غلط گفت و اعتراضی ناروا كرد وی را مواخذه نمیكنیم و اگر راست گفت چون جاهلان با حقیقت به ستیزه و مجادله بر نمیخیزیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر